با عدم وجود یک نتیجه قطعی در پایان آن، هنوز یک بازی برگشت در آلمان در هفته آینده باقی مانده است، شاید نتوان آن را بهترین بازی تاریخ لیگ قهرمانان نامید، اما قطعا در میان لذتبخشترین، مهیجترین و سرگرمکنندهترین بازیهایی بود که این رقابتها تا به حال به خود دیده است.
در اینجا ۱۰ دلیل برای این ادعا آورده شده است…
تاریخ ساخته شد
۹ گل در یک بازی، این دیدار را به پرگلترین بازی نیمهنهایی تاریخ لیگ قهرمانان تبدیل کرد. پنج گل نیمه اول نیز خودش یک رکورد بود. حس میکردید در حال تماشای تاریخ هستید و آمار هم آن را تأیید میکند. اگر آنها در مجموع در بازی برگشت چهارشنبه آینده پنج گل دیگر بزنند، رکورد گلهای دو نیمهنهایی رفت و برگشت را خواهند شکست.
فقط حمله!
این دیدار بین دو تیمی بود که هر دو در اوج قدرت خود بودند، با بهترین ترکیبهایشان و با توجه به اینکه عناوین داخلیشان یا در مورد بایرن قبلا به دست آمده بود یا در مورد پیاسجی نزدیک به قطعی شدن بود، هر دو شادابی و طراوتی داشتند که شاید سایر تیمها در این مقطع از فصل نتوانند ارائه دهند.با این حال، این رویکرد بازتابدهنده آنها به بازی بود که این دیدار را بسیار لذتبخش کرد. هر دو با اعتماد به نفس بزرگی به این بازی آمدند و همچنین شجاعت حمله به یکدیگر را داشتند، با علم به اینکه این یک رویکرد پرریسک است که آنها را از نظر دفاعی آسیبپذیر میکند.این دقیقا همان نحوه ای بود که فوتبال باید بازی شود، حتی اگر گاهی اوقات هر دو کمی بیش از حد بیپروا بودند.
اولیس رویایی....
مایکل اولیس با نمایشی باشکوه در یکی از بزرگترین صحنهها، صعود خود را به اوج ورزش فوتبال ادامه داد.به خصوص در نیمه اول، این فرانسوی مثل یک مار به چپ و راست میچرخید و هر مدافع پیاسجی را که بدشانسی میآورد و تک به تک مقابلش قرار میگرفت، گیج میکرد.گلی که زد تا بازی ۲ بر ۲ شود، خیرهکننده بود، او محکم توسط سه بازیکن احاطه شده بود اما دروازهبان ماتوی سافونوف را با ضربه نهایی ویرانگرش از تعادل خارج کرد. درخشش او در تمام طول شب کم نشد.جام جهانی تابستان امسال میتواند زمین بازی او باشد.
در مقابل کواراتسخلیا
تنها بازیکنی که با اولیس رقابت میکرد، خویچا کواراتسخلیا بود که دو گل برای پیاسجی زد و نمایش نفسگیری در جناحین داشت.در گل اول او، بله، اشتباه دفاعی یوسیپ استانیشیچ هم در آن نقش داشت، اما نحوه برش او به داخل محوطه و جایی که تور کناری را در گوشه دور پیدا کرد، بسیار عالی بود.
یک جنجال داوری
جنجال ویایآر، البته، که هرگز چیز سرگرمکنندهای نیست، اما پنالتی پیاسجی برای پیش افتادن ۳ بر ۲ لحظهای جنجالی بود و هر بازی بزرگی به یکی از این لحظات نیاز دارد.ضربه دمبله به ران آلفونسو دیویس برخورد کرد و سپس به بازوی او که در کنارش بود، خورد. یک تصمیم پنالتی مضحک، اگر حقیقت را بخواهیم، و مورد انتقاد کارشناس داوری، گراهام اسکات، قرار گرفت که آن را تصمیم واقعا بدی نامید.
فوتبال پلیاستیشنی در واقعیت
در روزی که بازگشت ژوزه مورینیو به رئال مادرید لینک شده، این بازی یک مثال کامل از نحوه ساخت تیمهای فوتبال توسط باشگاههای سطح بالای اروپایی با پول زیاد بود.تقدیر کامل به هر دو سرمربی برای چیدن تیم به این روش، برای استفاده از سطوح باورنکردنی مهارتی که هر دو خط حمله دارند.این به همان خوبی که ورزش فوتبال میتواند به دست آورد، از نظر بازی جاهطلبانه، شیک، سریع، ماهرانه از نظر فنی و سرگرمکننده بود.احساس فوتبال پلیاستیشنی را داشت. مقطعی در اواسط نیمه اول وجود داشت که شبیه بسکتبال بود… شما سعی میکنید گل بزنید، سپس ما سعی میکنیم گل بزنیم. از این سر تا آن سر.
فرصت سوزان بزرگ
این یک بازی قابل توجه و پرگل با کلی ضربات آخر تعیین کننده بود؛ پیاسجی فقط پنج شوت در چارچوب داشت و هر پنج تا را به گل تبدیل کرد، در حالی که بایرن چهار تا از هشت شوت در چارچوبش را به گل تبدیل کرد.اما، به طرز عجیبی، همچنین پر از اشتباهات بود و این همان نقصهای کوچک است که شما را علاقهمند نگه میدارد.فرصت سوزی دمبله در شرایط تک به تک در حالی که بازی یک بر یک بود، از همه بدتر بود. اما صادقانه بگویم، با توجه به شانسهایی که چند بازیکن از دست دادند میتوانست نتیجه نهایی ۷ بر ۶ باشد.حتی در دقایق پایانی، سنی مایولو برای پیاسجی به تیر دروازه زد و سپس، با هفت ثانیه مانده به پایان وقت اضافه، یک ضربه سر یاشوا کیمیش از روی خط توسط ویلیان پاچو برگشت داده شد.
پادزهر لیگ برتر کسلکننده
بیاختیار فکر میکردید که در حال حاضر هیچ مسابقه لیگ برتری وجود ندارد که بتواند دیداری نزدیک به این سطح از کیفیت تولید کند.نه، هیچ اوت بلندی وجود نداشت و در حالی که کین پنالتی حساس خود را (پنجاه و چهارمین گل فصلش برای بایرن) زد و فقط یک گل از روی کرنر به ثمر رسید.
صدای توقف ناپذیر پارک دو پرنس
یک بازی بزرگ به محیطی بزرگ نیاز دارد و ورزشگاه قدیمی و مشهور پاریس این را ارائه کرد و حتی بیشتر. از تیفوی بزرگی که قبل از سوت شروع نیمی از جمعیت را پوشانده بود، تا شعلههای قرمز رنگ و شعلهوری که بعد از گلهای پیاسجی در سکوها میسوخت، همه چیز در فضایی رعدآسا رقم خورد.اولتراهای پیاسجی و هواداران خارج از خانه بایرن تمام شب از آواز خواندن دست نکشیدند و مونیخ هفته آینده نیز به همان اندازه بلند و پرسروصدا خواهد بود.
۹۰ دقیقه (یا بیشتر) دیگر در هفته آینده
یک طرز فکر وجود دارد که این بازی باید در فینال برگزار میشد، اما مطمئناً در یک تک بازی در ورزشگاهی بیطرف، این تیمها انقدر بیپروا و بیخیال بازی نمیکردند!
خوشبختانه، ما ۹۰ دقیقه دیگر،حداقل، از پیاسجی مقابل بایرن را در چهارشنبه آینده خواهیم داشت. هیچ برنامهای نریزید.