همین نگاه تجربهگرایانه حالا در تازهترین اثر او، «کلینیک رویا» نیز دیده میشود؛ سریالی طنز که تلاش دارد در قالبی فانتزی و پرتحرک به برخی رفتارهای اجتماعی و تغییرات رسوم دردهههای مختلف بپردازد وازخلال روایتهای داستانی، نگاهی انتقادی و درعینحال سرگرمکننده به این تحولات داشته باشد. هرچند هنوز زمان زیادی از آغاز پخش این مجموعه نگذشته و تنها چند قسمت از آن روی آنتن رفته است اما فضای پرجنبوجوش سریال، میزانسنهای شلوغ، طراحی بصری متفاوت و لحن فانتزی آن نشان میدهد با اثری روبهرو هستیم که تلاش کرده از قالبهای آشنای کمدی تلویزیونی فاصله بگیرد و تجربهای تازه را پیشروی مخاطب بگذارد. همین ویژگیها باعث شده کلینیک رویا از همان قسمتهای ابتدایی مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد و بحثهایی درباره فرم و شیوه روایت آن شکل بگیرد. در همین زمینه با سجاد مهرگان، کارگردان این مجموعه گفتوگو میکنیم.
نیاز به فرم خاص برای محتوا
مهرگان عقیده دارد ایده مغفول واقعشده در صنعت تولیدمحتوای ایران، فرمت است؛ یعنی در ساخت یک اثر، همه چیز باید از فهم این مفهوم آغاز شود. وی به جامجم میگوید: پس از فرمت، فرم و بعد از آن توجه به محتوا ارکان اساسی است. البته بیشک درنهایت نباید برای مخاطب جدایی میان این سه احساس شود؛ چراکه این مؤلفهها درهمتنیدهاند. اما هر مظروفی را نمیتوان در هر ظرفی ریخت. هر فرمتی، فرم خاص خودش را دارد و هر محتوایی را نمیتوان در هر فرمتی گنجاند. مهرگان، درباره ایده ساخت این سریال چنین میگوید: ایده شکلگیری کلینیک رویا برای من ابتدا از ساخت فرمت و لحنی شروع شد که در صنعت تولیدمحتوای ایران چندان به آن توجه نشده است؛ درست شبیه آقای قاضی. سپس تلاش کردم محتوایی متناسب با این فرمت و لحن پیدا کنم؛ محتوایی که از واجبات ملی و میهنی است و کمتر به آن پرداخته شده، یعنی توجه و آسیبشناسی سیاستهای فرزندآوری در کشور. برای این موضوع نیز پژوهشی دقیق و طولانی انجام شد. او اضافه میکند: حاصل این نکات، ساخت جهانی جدید از منظر فرمی و محتوایی شد که فکر میکنیم میتواند علاوه بر سرگرمکردن مخاطب فعلی تلویزیون، زمینه جذب مخاطب جدید را نیز برای تلویزیون فراهم کند.
فقط نوستالژیپرستی نکنیم
او در پاسخ به این سؤال که چرا فضای قدیمی را برای یک سریال کمدی انتخاب کرده است، میگوید: ما توجه ویژهای به آسیبشناسی نمایشی سیاستهای فرزندآوری در دهههای مختلف داشتیم. از این منظر، این سیاستها را از دهه ۵۰ تا امروز مورد بررسی قرار دادیم و سعی کردیم نکات هر دهه را برای مخاطب مرور کنیم. علاوهبراین، توجه به نوستالژی دهههای مختلف برای ما اهمیت داشت. مخاطب یادآوری گذشته را دوست دارد اما تلاش کردیم در نمایش گذشته و تاریخ، نگاهمان به آینده باشد و صرفا به نوستالژیپرستی نپردازیم؛ یعنی در گذشته به دنبال پاسخی برای آینده باشیم. او اضافه میکند: در کنار این موضوع، نکته مهم دیگری که برای ما وجود داشت، توجه ویژه به نوستالژیهای تلویزیونی در دهههای مختلف بود؛ اینکه نشان دهیم تلویزیون در این دههها تا چه اندازه توانسته با برنامههای خود برای ما روح جمعی بسازد. او در ادامه، در پاسخ به این سؤال که سختترین بخش ساخت این سریال چه بوده است، چنین میگوید: همیشه ساخت فرمت جدید در همه دنیا کار دشواری است؛ زیرا از یکسو باید مخاطب بهاصطلاح ایرانیزه شود، یعنی با فرهنگ، سنت و شأن ایران اسلامی هماهنگ باشد، و از سوی دیگر، مؤلفههای اصلی و جهانی خود را از دست ندهد. طبیعتا هم در مرحله پیشتولید و نگارش فیلمنامه سختیهایی وجود دارد و هم در تولید، پستولید و حتی پخش. او در توضیح بیشتر میگوید: در مرحله پیشتولید، فیلمنامهای که برای سریال کلینیک رویا نوشتیم، نسبت به فیلمنامههای مرسوم در ایران ساختار جدیدی داشت؛ ساختاری که در دنیا با عنوان سه اکت و چهار نیمپرده در هر قسمت شناخته میشود و ما در ایران کمتر آن را تجربه کردهایم اما در آثار مطرح امروز جهان بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. رسیدن به این ساختار و تکنیکهای مرتبط با آن و طراحی شابلون برای ۳۵ قسمت، کاری سخت و زمانبر بود.
از خلاقیت افسارگسیخته فرار میکنم
مهرگان در پاسخ به این سؤال که چه میزان از کار در لوکیشن واقعی و چه میزان در دکور ساخته شده است، میگوید: تقریبا ۶۰ درصد از کار در دکور و ۴۰ درصد آن در فضای واقعی تصویربرداری شده است. البته تلاش کردیم حتی در فضاهای رئال نیز کثیفی آن گرفته شود و فضایی متناسب با لحن سریال شکل بگیرد. من در طراحی صحنه معتقدم کثیفی فضا ناخواسته درام را کثیف میکند؛ یعنی قدرت فضا در قاب نمایش میتواند از قدرت درام بیشتر شود. بنابراین اگر به دنبال طراحی اثری شیرین هستی، باید تلاش کنی کمی از رئالیسم فاصله بگیری. این کارگردان تلویزیون که پیش از این اثر موفق آقای قاضی را در کارنامه خود دارد، تأکید میکند که عاشق نوآوری و تجربههای جدید است: بیشک میدانم اجرای این تجربهها میتواند با ریسکهایی همراه باشد، اما فکر میکنم بهعنوان یک هنرمند نباید فقط به پیشرفت شخصی خودمان فکر کنیم. درنهایت، هرکس سهم خود را از این جهان خواهد گرفت و هیچکس جز خدا در آن تأثیری ندارد. ما بهعنوان هنرمند باید به صنعت سینما و تلویزیون کشورمان بیندیشیم و مهمتر ازهمه، به تجربههای خوشخیم و روبهجلو برای مخاطب توجه داشته باشیم. او میافزاید:داشتن خلاقیتهای مبتنی بر الگوها و ارزشهای تثبیتشده همواره موردعلاقه من بوده است. البته تأکید میکنم که از خلاقیت افسارگسیخته و بدون ضابطه گریزانم. خلاقیت باید در دل سنت و باورهای بومی شکل بگیرد، وگرنه تجربهگرایی بیهوده خواهد بود. وی در ادامه درباره رویکرد فانتزی این سریال و بازخوردهای آن میگوید: به لطف خدا این سریال تا امروز واکنشهای بسیار خوبی به همراه داشته است. یکی از اهداف ما جذب مخاطب خاموش تلویزیون در بازه سنی ۱۳ تا ۳۰ سال بود که خوشبختانه بازخوردهای بسیار خوبی از این گروه دریافت کردهایم؛ بازخوردهایی از این جنس که باورمان نمیشد در ایران بتوان چنین سریالی ساخت. این دستاورد بسیار مهمی برای سریال است. درعینحال تلاش کردیم لحن کار آنقدر فانتزی نشود که مخاطب پایدار تلویزیون نتواند با آن ارتباط برقرار کند. فکر میکنم در قسمتهای آینده، فضای درام بیش از پیش مخاطب پایدار تلویزیون را نیز درگیر خواهد کرد. او معتقد است علاوه بر تجربه جدید فرمی و فرمت، مهمترین جذابیت این سریال ریتم تازه آن است: بیتردید بازیهای یکدستی که بازیگران باتجربه و تازهوارد این سریال ارائه دادهاند، بر جذابیت اثر افزوده است. در این سریال دستکم هفت بازیگر جدید و بهزعم من قلدر به سینما و تلویزیون ایران معرفی خواهند شد؛ بازیگرانی شبیه بهزاد خلج در سریال آقای قاضی. برای کشف این استعدادها و رسیدن به خروجی مطلوب، زمان و تلاش بسیار زیادی در حوزه بازیگری صرف شده و از نتیجه نهایی آن بسیار راضی هستم. مهرگان همچنین از مؤسسه شهید آوینی و صداوسیما برای فراهمکردن بستری که این تجربه جدید در آن شکل گرفت، قدردانی میکند.
وقتی کیفیت ۱۰۰ به ۳۰ میرسد!
مهرگان با بیان بخش دیگری از دشواریهای کار میگوید: پژوهش و تکثر نظرات درباره موضوع فرزندآوری بسیار زمانبر و دشوار بود. فرآیندهای تولید در ایران نیز از منظر اجرایی برای چنین سریالی طراحی نشده است؛ بهگونهای که رعایت نسبت میان دقیقه ضبط روزانه برای این جنس لحن و درعینحال حفظ کیفیت کار، در مرحله تولید به چالشی جدی تبدیل شد. متأسفانه فرآیندی که ما در تولید تجربه میکنیم، چنین است: در مرحله فیلمنامه، از ما اثری با درجه کیفی مثلا ۱۰۰ میخواهند؛ اما در مرحله برآورد، این ۱۰۰ به ۸۰ تقلیل مییابد. سپس در پیشتولید، این ۸۰ با فشارها به ۷۰ میرسد و در تولید و ضبط به ۵۰ کاهش پیدا میکند؛ در پستولید به ۴۰ و درنهایت در مرحله پخش به ۳۰ میرسد. به باور او، هنر یک کارگردان دغدغهمند این است که با تلاش بیحدوحصر در تمام این مراحل مقاومت کند، کفش آهنین بپوشد و درصد افت کیفیت از ۱۰۰ تا ۳۰ را تا حد امکان کنترل کند تا اثر باکیفیتی در شأن صداوسیما و مردم روی آنتن برود. او میگوید: این شاید سختترین کار یک کارگردان در نسبت با فضای موجود تولید باشد. این حقیرخود رافرزند تلویزیون و دغدغهمند رسانهملی میدانم و امیدوارم این نکاتی که مطرح میکنم ازمنظر فرزندتلویزیون درک شود،نه از زاویهای دیگر.