این سریال که این روزها از شبکه آیفیلم روی آنتن میرود نه فقط نوستالژیک است بلکه با حال و هوای روزهای کنونی نیز هماهنگی دارد. شاید بتوان گفت امید در دل جنگ، این شباهت را ترسیم میکند.
محور روایت در چشم باد بر زندگی بیژن ایرانی استوار است؛ پسری از خانوادهای ریشهدار که کودکیاش را در فضای گرم و سنتی تهران قدیم آغاز میکند و قدمبهقدم، با کوچ اجباری، دگرگونیهای اجتماعی و برخوردهای خشونتآمیز تاریخ روبهرو میشود. تمهید اصلی سریال این است که وقایع کلان تاریخ از انقلاب مشروطه و سالهای پرآشوب بعد از آن تا روی کار آمدن رضا قلدر، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، ملیشدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و نهایتا انقلاب ۵۷ و جنگ، در آینه رنجها، امیدها و انتخابهای یک خانواده انعکاس یابد. بهجای درسنامه تاریخی، با سرگذشت آدمهایی مواجهیم که عشق میورزند، از دست میدهند، مهاجرت میکنند و در کشاکش وفاداری و حقیقت، راه خود را پیدا میکنند.
نقطه قوت در چشم باد، تلفیق روایت حماسی با ملودرام خانوادگی است. عشق بیژن به دختر تاجیکستانی و سپس آزمونی که تقدیر بر این عشق تحمیل میکند، دوگانهای از دلبستگی و وظیفه میسازد و شخصیتها را از تیپ به کاراکترهای چندلایه بدل میکند. بیژن در مسیر پختگی از جوانی پرشور به مردی آزموده بدل میشود؛ کسی که بار تاریخ را بر شانههای فردیاش حمل میکند و هر فصل از زندگیاش آینهای از یک برهه تاریخی است. در همین مسیر، سریال پرسشهای اخلاقی جدی مطرح میکند: در هنگامه سیاست و جنگ، مرز انسانیت کجاست؟ عشق و وفاداری تا کجا میتواند زیر فشار ایدئولوژی و دشمنی دوام بیاورد؟ پاسخها هرگز خطی و سادهانگارانه نیست؛ موقعیتها خاکستری بوده و انتخابها هزینه دارد و همین پیچیدگی، روایت را زنده و باورپذیر میکند.
از نظر اجرا، در چشم باد استانداردهای تازهای در تولید تلویزیونی زمان خود تعریف کرد. طراحی صحنه و لباس با دقتی مثالزدنی دورههای مختلف را بازسازی میکند؛ مانند کوچههای کاهگلی تهران قدیم، خانههای سنتی با چیدمان اصیل، لباسهای اقوام و همچنین تغییر تدریجی مد شهری در دهههای مختلف.در چشم باد در بازنمایی جنگ ایران و عراق رویکردی انسانی دارد. میدان نبرد همزمان با سختی و قهرمانی، با ترس، فرسودگی و دلتنگی نشان داده میشود. سکانسهای جنگی گرچه به لحاظ تلویزیونی تولید شدهاند اما ریتم واقعگرایانه و تمرکز بر چهرهها باعث میشود جنگ نه صرفا صحنهنمایی، بلکه تجربهای وجودی برای شخصیتها شود. سریال از شعارزدگی فاصله میگیرد و قهرمانسازی اغراقآمیز را کنار میگذارد تا شرافت انسانی در دل انتخابهای روزمره بدرخشد: ایستادگی کنار خانواده، وفای به عهد، پذیرش رنج و ادامه دادن مسیر.