بهگزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از روزهای پایانی سال ۱۳۹۹ و در پی اعلام مرگ مشکوک زن جوانی در بیمارستان سوانح و سوختگی تهران آغاز شد. بررسیهای اولیه نشان داد این زن که سحر نام داشت، در خانهاش در یکی از مناطق شرق تهران دچار سوختگی شدید شده و پس از انتقال به بیمارستان، بهدلیل شدت جراحات جان خود را از دست داده است. در جریان تحقیقات جنایی، اظهارات قربانی پیش از مرگ، مسیر پرونده را تغییر داد. او همسرش یاسر را عامل آتشسوزی معرفی کرده بود؛ موضوعی که باعث شد کارآگاهان با دستور قضایی، متهم را بازداشت کنند. یاسر در بازجوییها ضمن تایید اختلافات خانوادگی، مدعی شد قصد کشتن همسرش را نداشته و حادثه بهصورت ناخواسته رخ داده است. با تکمیل تحقیقات و طرح شکایت از سوی اولیای دم، برای متهم کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه، وکیل اولیای دم با اشاره به جزئیات پرونده، خواستار صدور حکم قصاص شد و اعلام کرد خانواده مقتول برای اجرای حکم، آمادگی پرداخت تفاضل دیه و سهم صغیر را دارند. بهگفته او، اقدام متهم از مصادیق روشن قتل عمد بوده و وی عمدا با ریختن بنزین در خانه، جان همسرش را به خطر انداخته است. در ادامه جلسه،متهم درجایگاه قرار گرفت و با رد اتهام قتل عمد، روایت خود ازماجرا را ارائه کرد. او گفت:«پس از بهبود وضعیت مالیام، اختلافات ما شدت گرفت. همسایهها با بدگویی،ذهن همسرم را نسبت به من بدبین کرده بودند و این موضوع باعث درگیریهای مداوم میشد. از این شرایط خسته شده بودم و پیشنهاد تغییر محل زندگی را مطرح کردم اما همسرم مخالفت میکرد.» او درباره روز حادثه افزود: «برای ترساندن همسرم، بطری کوچکی بنزین از خودرو برداشتم و به خانه رفتم. به او گفتم اگر قبول نکند، خانه را آتش میزنم. مقداری بنزین روی تخت ریختم اما بهدلیل شکستهبودن شیشه بخاری، بخار بنزین ناگهان شعلهور شد و آتش بهسرعت گسترش یافت. همسرم بهسمت در خروجی رفت اما در مسیر لباسش آتش گرفت و به طبقه پایین رفت. یکی از همسایهها آتش را خاموش کرد. من هرگز قصد کشتن او را نداشتم.»
در بخش دیگری از جریان رسیدگی، دختر مقتول در تماس تلفنی با دادگاه، جزئیاتی از لحظات پس از حادثه را بیان کرد و گفت: «پس از آتشسوزی، پدرم قصد فرار داشت که با کمک همسایهها مانع از این کار شدیم.» در پایان جلسه، متهم در آخرین دفاع خود با ابراز پشیمانی گفت: «تمام زندگیام را از دست دادهام. داراییهایم توقیف شده و فرزندانم نیز با من قطع ارتباط کردهاند. از دادگاه درخواست دارم به شرایط من توجه کند.» پس از بررسی اظهارات طرفین و بررسی مستندات پرونده، قضات وارد شور شدند و در نهایت با احراز نبود قصد قبلی برای قتل، عمل متهم را «قتل شبهعمد» تشخیص دادند. بر این اساس، حکم به پرداخت دیه و تحمل حبس برای متهم صادر شد؛ حکمی که او را از مجازات قصاص رهایی بخشید اما پایانی تلخ برای یک اختلاف خانوادگی رقم زد. این درحالی است که اولیای دم حق اعتراض به این رای و بررسی نهایی آن در دیوان عالی کشور را دارند.