به گزارش جام جم آنلاین از روابط عمومی سیما فیلم، راما قویدل، کارگردان سریال بیگانگان در پاسخ به این سئوال که با توجه به جنگ رمضان و تجاوز دشمن به خاکمان فکر میکنید چهقدر مخاطب با سریال ارتباط میگیرد؟ گفت: پاسخ دادن به این سئوال به واقع آسان نیست؛ آنهم در شرایطِ فعلی که کشورمان در حال جنگی عجیب و پیچیده است؛ با دشمنانی که عملا از هیچ قاعده و قانونی تبعیّت نمیکنند و بخش بسیار زیادی از حملات دشمن، عملا طبق قوانین بینالمللی، جنایت جنگی محسوب میشود و کودکان و پرستاران و در کل غیرنظامیان بسیار زیادی هر روز به شهادت میرسند، چه میتوانم بگویم؟! بگویم امیدوارم در این موقعیّتِ کاملا غیر عادی مردم بنشینند و سریالام را ببینند؟! از طرفی بیش از یک سال از عمرم را پای این کار گذاشتهام و با تمام جان، روان و تن یا به عبارت سادهتر با همه وجودم برای ساخت این سریال کوشیدهام و نه تنها من، بلکه یک گروه نه حتی کمنظیر که بینظیر با تمام توان پای این کار ایستادند و عملا در جنگ دوازده روزه فیلمبرداری را روشن کردیم و در جنگ رمضان به پخش رساندیم، طبیعتا آرزویمان این است که مردم این سریال را ببینند و دوست داشته باشند؛ حتی اگر در مدّتزمان کمتر از یک ساعتهی پخش، فکرشان بر چیزی متمرکز شود که تلخیها را از یاد ببرند که البته بیگانگان هم سریال شیرینی نیست؛ ولی از موضوعی میگوید که بیارتباط با رخدادهای این روزگار غریب و به قول هانا آرنت این عصرِ ظلمت نیست. شاید بیگانگان که داستانی انسانی و شاید بتوان گفت میهنپرستانه دارد، بتواند التیامی کوچک باشد بر دردها و زخمها و مرهمی مختصر؛ امید که چنین باشد.
وی درباره اینکه سریال بیگانگان هم صحنههای اکشن و جنگی دارد و هم قصهای ملودرام را پیش میبرد؛ خود شما چه فضایی را میخواستید در سریال تصویر کنید؟ توضیح داد: بیگانگان درباره انسانهاست؛ انسانهایی که ممکن است امروزشان با فردایشان بسیار متفاوت باشد؛ به راستی که زندگی ماهیتی این چنین دارد؛ ما بالواقع در حال تجربه کردن علنی این ماهیت هستیم و اغلب بودهایم؛ معمولا در درام و داستان، آن چیزی که بیشتر برایم اهمیت دارد، نحوه واکنش نشان دادن شخصیتها به رویدادهاست؛ فکر میکنم اساسن شخصیت یعنی انتخاب؛ انتخاب میان دو چیز که برگزیدن هرکدام ما را به سویی کاملا متفاوت پرتاب میکند؛ دیدهایم که شخصیت محمّدرضا باید انتخاب کند؛ الهام باید انتخاب کند؛ الوند که سالهاست انتخاباش را کرده و تکلیفاش با خودش کاملا روشن است؛ سعید از گذشتهای میآید که زمان حالاش آن گذشته را رنگی متفاوت میزند؛ ولی دیری نمیپاید که او نیز باید انتخاب کند؛ شاید سختترین انتخاب را و این شاید اساس درام بیگانگان باشد که بهتر است نویسندهی درجهیک و بسیار شریف فیلم نامه در این باره بگوید تا من. در تکمله عرض کنم که هماره کوشیدهام مستطیل تصویر را از احساس انباشته کنم؛ احساساتی قابل درک و فهم برای همه؛ طوری که مخاطب بتواند به راحتی خودش را در درام پیدا کند و موقعیتهای شخصیتها برایش ملموس و واقعی به نظر برسد؛ در کل سئوالی بسیار کلّی پرسیدید که جوابی کلی در پی خواهد داشت.
قویدل درباره ساخت صحنههای جنگ و داعش چه چالشهایی برای شما داشت؟ توضیح داد:شاید بدانید که اساسا سینمای حادثهای و اکشن را بسیار دوست دارم و این ژانر برایم دوچندان جذّاب میشود اگر با مفاهیم پیچیدهی انسانی ترکیب شود که در بیگانگان اینگونه بود؛ بارها گفتهام که با وجود اینکه اساسن آدم غُرغُرویی هستم، ولی دوست ندارم در مصاحبهها نق بزنم و از سختیهایی بگویم که جز من به کسی مربوط نیست و به قول دوستی، موقعی که انتخاب شغل میکردم، میبایست این موارد را در نظر میگرفتم؛ ولی موقعیت خاصی که بیگانگان در آن ساخته شد، بسیار پیچیده بود؛ سریال جنگی و پر از صحنههای تیراندازی و درگیری که در بسیاری از آنها حتی اجازه شلیک یک تیر مشقی یا استفاده از یک چاشنی بدنی را هم نداشتیم؛ انفجار و مابقی داستانها که خود مثنوی هزار من کاغذ است. در کل با توجه به تجربههای اندکام در ژانر جنگ، مثل سریالهای ایلدا و دولتِ مخفی، بیگانگان شرایط و موقعیّتی کاملن علی حده و خاص داشت و هزاران مسئلهای که از ابتدای جلسه تا پایاناش باید حل میشد و همانطور که گفتم ماحصل شرایط خاص و ویژهای بود که سریال در آن تولید میشد و هیچکس مقصر نبود؛ ولی در نهایت برای همهی مسائل باید راه حلی پیدا میشد که به قول کارل پوپر زندگی سراسر حل مسئله است!
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد