
البته من نمی دانم در قبال انواع خلافکاری های امثال ظریف و روحانی چرا قوه قضائیه مماشات می کند . آنان چه قدرتی فراتر از اراده ملت و مقام ولایت فقیه هستند که تعدی و تجاوزشان به حقوق مردم و رهبری و زیان های جبران نشدنی شان به ایران و استقلال ایران و نظام قانونی و انقلاب اسلامی و خرابکاری های متعددسیاسی و اقتصادی و فرهنگی شان و... باید بی جواب بماند . ایرانملک طلق کسی نیست و مردممشتی برده نیستند که هر کس هر خیانت ملی مرتکب شد ، کسی نباشد بگوید بالای چشم تو ابروست . نهادهای قانونی باید به تکلیف خود عمل کنند و با عمل قاطع ، دندان طمع آمریکا را بکنند تا وانمود نشود در ایران نیروی واقعی میانه رویی وجود دارد که خواست او را در تفرقه اندازی اجرا می کند و برای به قدرت رساندن اینان به کشتار و ویرانی بیفزاید. کنش ظریف که به این واکنش دشمن منجر می شود ، قابل محاکمه است .
چرا؟ دشمن متجاوز آمده جنایت کرده ، رهبر بزرگوار ما و مسلمانان مومن و حق طلب و مقاومت جهانی و انقلاب اسلامی را شهید کرده ، مارا به بردگی و تسلیم و ذلت و تجزیه فرا خوانده و.... مردم مبعوث ار عالم غیب ، در کف خیابان ها بافدای جانشان ، همدل و همراه نیروی نظامی ظفرمند و فدایی ملت ، تحت فرمان ولی فقیه حاضر ، و هدایت الهی و غیبی امام شهید در حال مقاومت شرافتمندانه هستند ، و پیروزی های بزرگ و تصور ناپذیر به دست آورده و سلاح اتحاد مردمی و قدرت موشکی و حکمرانی بر تنگه هرمز ، جهان غرب را به طرف فلج کشانده و ایران با استفامت و اتحاد ملی می رود در مقام یک قدرت متجاوز را تنبیه کند و برای همیشه از شر ّ کشتار و چرخه جنگ های نابودگرش رها شود . درست در همین جا رییس آمریکایی و دوتابعیتی و خائن دیپلماسی مکانیرم ماشه و دوست آمریکا برای بحران زایی در ایران و تفرقه اندازی و برای رفع بحران آمریکا و نجاتش از دام چال شکست وارد عمل می شود و همان طور که خیانت کردند و مفت قدرت هسته ای ایران را خواستند نابود کنند و قدرت موشکی را برباد دهند و ایران را دست وپا بسته برده آمریکا نمایند ، حالا هم با بادداشتی در فارین آفرز کوشیده همه سلاح های کارآمد را از ایران بگیرد و تحوبل آمریکا دهد:
۱_ مردم را از کف خیابان ها به بهانه توقف جنگ ، و آتش بس به خانه ها بکشاند!!!
۲_ آمریکا در اوج قلدری و خواست تسلیم، و ایران در حضیض ذلت عمل کند . اسلحه کارآمد مثل تنگه هرمز را تسلیم کند و با رهبر شهید بی خونخواه ، با ویرانی وحشیانه ایران وبدون تنبیه و با سرد کردن آتش مقاومت و قدرت اتحاد مردم در مقاومت، چه بدست بیاوریم، ؟مذاکره ؟ برای چی؟ انفجار میز مذاکره و تجزیه ایران و اجرای نقشه های اعلام شده نتانیاهو ،و ترامپ و رژیم چنج و بر سر کار آوردن نوکران آمریکا؟!! یعنی تکرار قرار داد هسته ای و نسل کشی فرعونی و بردگی . خدمت به دشمن از این واضح تر . یادداشت فارین افرز این را به ایران در رسانه ای امریکایی پیسنهاد می کند . ترامپ نقش نوکران دربار انگلیس زمان قاجار را ایفا می کند . این بار برای آمریکا و با همان مشخصات دو تابعیتی شان!!! هدف تفرقه و به میدان کشاندن لیدر های اسراییل و جرئت دادن به خائنان و خدمت به نفشه آمریکا و اسرائیل است . این خیانتی عیان است . آمریکا و ظریف خوب می دانند که ادامه مقاومت آمریکا را بزانو در می آورد . حال برای نجات آمریکا به میدان آمده اند جواب ویرانی و کشتار تهران و تجاوز وحشیانه این است؟ تف بر بی حمیتی و بی شرافتی و ذلت وطن فروشی و حراج نوامیس !
سیاست غرب پرستانی مثل ظریف در وسط میدان مقاومت معجزه آسا ، بحرانزایی ، بوجود آوردن تفرقه ، نابودی فضای وحدت پدید آمده از جوشش خون امام شهید و از بین بردن مقاومت یکپارچه و تبدیل صحنه ی مشت های گره کرده و اتحاد مقدس به درگیری هایی از جنس طرح موساد است . نوشتن در فارن افرز و با وقاحت ادای یک رهبر را در آوردن از ظریف عجیب نیست او وظیفه و خدماتش و نقشش را در دستگاه قدرت استکباری و برای آمریکا ایفا می کند . عجیب از مدعیان مقاومت ملی است که می کوشند با سکوت برابر این بازی تفرقه ی روحانی و ظریف ، سعی کنند خواسته و ناخواسته بیشترین فرصت را برای این ماموران آمریکا جهت انجام وظایف خائنانه شان فراهم کنند . در تمام دنیا در وسط نبرد مرگ و زندگی پالس هایی از جنس حرکات ظریف که منجر به تحریک اشتهای کشتار و ویرانی شدید تر می شود به عنوان خیانت تلقی شده و دستگیری و مجازات سخت دارد و حداقلش حبس در انفرادی و قطع هر ارتباط با خارج وحتی ملاقات با نزدیکان است تا در پایان جنگ با محاکمه تکلیف خیانت معلوم گردد اگر همین حالا اعدام شان نکنند .
در ایران تکلیف جنگ را ولی فقیه تعیین می کند و با دشمن و رسانه های دشمن در این باره جرم محسوب می شود پس خیانت به مردم و اجازه دادن به چنین مداخلات یک خائن با ملیت آمریکایی، در گیر و دار کشتار مردم ، در رسانه دشمن ، معنایش چیست . قوه قضاییه چه خرده حسابی دارد که در واکنش قانونی و انجام وظیفه اش ، تعلل می کند؟
☆☆☆☆
می گویند علت این رفتار ظریف بی سوادی است . این ساده لوحانه ترین تعبیر روشنفکرانه است . البته بی شک متخصصان ترا ریخته کشورهای پیرامونی که تحت تربیت دانشگاه های غربی آموزش می ببنند ، جهل می آموزند . " علم" اربابان راه خیانت را بنام دیپلماسی حراف و فاقد ریشه و شبه " علم " نسخه نویسی دستوری به سود بت اعظم و شیطان بزرگ به انان حقنه می کند و کارشان با این ابزار دگماتیک بنام علم، خیانت است . مثلا غرب در ذهن شان تخصص را مقدس می نمایاند . و یک پارچه . این دروغ است ما دانشمند متخصص اقتصاد با رشد مستقل و اقتصادی مقاوم برابر سلطه غرب داریم و متخصص در خدمت اربابان تجاوز و غارت و حفظ منافع آمریکا و همین طور سیاستمداران تحصیلکرده نوکر غرب. پس این دروغ را افرادی مثل ظریف برای فربب مردم می سازند و وانمود کردن آن که آن ها تنها متخصصان معتبرند نه خائن !
پس جزمیت و فقدان روح پژوهشگرانه علمی و عالم آزاده و جهالت و خدمتگزاری استکبار جهانی و بی سوادی و جاه طلبی و غرور درباره فرمول های خود و فقدان دانش ریشه دار در واقعیات زیسته بومی ویژگی شبه " علم " کسانی چون ظریف و اساتید غربگرا است . مشکل اصلی آنان بی سوادی نیست ، ذهن برده غرب و غرب پرستی و فقدان عقل و ایمان و خودباختگی و منافع نامشروع وابستگی به قدرت جهانی و رویای شهرت و جایزه نوبل به قیمت نوکری ارباب و افاده نوشتن در مجلات آمریکایی و دوستی با ارباب است. نفس لایشبع از قدرت و مقام جهانی و شهرت و اثبات حرف حقنه شده و دیپلماسی تسلیم و مذاکره کار را به خیانت می کشاند . آمیزه ای از دنیاپرستی و منافع بزرگ و شهرت جهانی و سنخیت ایدئولوژیک و خضوع و خشوع برابر شیطان! آنان اگر هم با مردم هم گامی کنند برای گمراه کردن مردم است .
از این خطرناکتر سیاست سکولاریزم نهان کار با اهداف و نیّات مخفی نگاه داشته شده است که غرض از شرکت در جمع مردم ، سوء استفاده است نه افزودن به قدرت تجمعات . یادم می آید که منافقان که از روزهای آزادی از زندان به یمن انقلاب در خیابان ها و رهبری امام ره ، قبل از ۲۲ بهمن نقشه نفوذ و غصب قدرت داشتند و در صورت عدم امکان بلعیدن انقلاب به صورت مسالمت آمیز و نفوذی و استحاله تدریجی، با شورش و کشتار و ترور و براندازی در پی ایجاد سازمان کودتا در درون حکومت بودند با تشکیل میلیشیا و با ظاهر کمک به انقلاب و در اصل تبلیغ و پیشبرد خط اقدام به براندازی ،شروع به بازی هایی کردند و در پشت قائد بزرگ قائد بزرگ کردن امام ، مسیر خیانت را پیمودند و امام با زیرکی دانست دروغ می گویند و کارشان مقاومت برابر آمریکا نیست بلکه خود ابزار سیاست های آمریکا برای کسب قدرت هستند و برای همین ملاقات با اینان را مشروط به تحویل سلاح کردند . آنان تحویل ندادند و مبارزه مسلحانه را آغاز کردند اما براندازان خحالتی نهضت آزادی هم در واقع در خدمت همین سیاست نفی هستی انقلاب ضد استکباری و ضد سلطه نظام ، در پشت مخالفت زبانی ، به آنان و اهداف نفی نظام حمهوری اسلامی یاری می رساندند. امروز هم سکولاریسم مخالف ولی فقیه ، سکولاریسم خجالتی که در عمل در خدمت نابودی قدرت مقاومت جمهوری اسلامی عمل می کند ، آن است که از جنگ در پشت فریادهای وحدت طلبی ، فرصتی برای کورکردن شناختی در باره صحنه آرایش نیروهای سیاسی ایران و احیای جریان انحرافی غربگرا فراهم کند و به همین غربگرایان و اصلاح طلبی سکولار و انحراف بزرگ که ریشه در نفی عالم غیب و نگرش مادی و عقلانیت خود بنیان و پروتستانیسم اسلامی دارد یاری برساند . سنخیت سیاسی و فکری در مدرنیت با کفر محارب و اعتماد و دوستی با او ، اساس انحراف و خیانت غرب پرستان و سکولارهای خجالتی در پشت پا زدن به قرآن و پذیرش مرجعیت مدرنیته است . جهل و خودباختگی و رونویسی از علم استعماری، سبب اعتماد شان به غربگرایان بیشتر از مومنان می شود. و نتیجه تلاش برای سوء استفاده از شرکت در تجمعات برای پیاده کردن خط خودشان است . امام به رجوی که خواهان شرکت در جنگ با پرچم مستقل خود و نیروهای تحت فرماندهی نفاق بودند اجازه این نیرنگ را نداده و فرمودند مثل همه مردم و تحت هدایت فرماندهی واحد ونه در نقش نفوذی ، حق شرکت در دفاع از ایران را دارند . اما منافقان تابع برنامه کمینترن برای نفوذ در جنگ البته با محتوای خدمت به امپریالیسم آمریکا بودند و کمتر از شش ماه بعد نقشه شان عریان شد و با فرار به غرب و سپس مزدوری صدام که ابزار سیاست آمریکا شده بود ، ماهیت خویش را نشان دادند .
انقلابی که دارای این تجربه است از همان سوراخ گزیده نمی شود و باید تکلیف ظریف را معلو
م کند و مماشات خیانت است و مطالبه مردم در کف خیابان ممانعت از خرابکاری یک نفوذی آمریکایی با نام ایرانی و در خدمت اهداف حزب دموکرات آمریکا و این تجاوز کل هبئت حاکمه شیطان بزرگ است .
در این شرایط من با افراط گری و آشوب انگیزی داخلی مخالفم و فشار باید برای برخورد قانونی باشد . و عمل تحت فرمان ولی فقیه. البته اعتراض به منافقان حق مردم در تجمعات شبانه است .
اما به اسم اتحاد نمی توان وارد تجمعات شد و مردم را منافقانه در امور دیگر به انحراف کشاند و از مشغول بودن مدافعان به جنگ سوء استفاده کرد . طرح قانونی اختلاف بعد از جنگ فرق دارد با مخالفت با ولی فقیه و فرماندهی جنگ در وسط میدان به سود شیطان . این را همه باید درک کنند و قوه قضاییه باید با قدرت تحت هدایت ولی فقیه به عنوان فرمانده کل قوا عمل نماید و سستی را کنار بگذارد و ار بلبشو و تفرقه و هرکی هر کی جلوگیری کند .
در واقع راه قانون ، از افراط و تفریط جداست ، از اجازه دادن به ظریف و روحانی و غربگراها و تکنوکرات های در خدمت رژیم چنج ترامپ در آمدن از یک سو جداست و از عمل خودسرانه افراطیون قانون ستیز از سوی دیگر هم جداست که سبب تفرقه و سست شدن مردم از عمل خودسرانه و باندی گروهکی و دارو دسته ای و فرقه ای و خشونتی نامشروع می گردد . ما باید گوش به فرمان ولی فقیه و فقط ولی فقیه باشیم . از رئیس جمهور تا رئیس قوه قضائیه تا فرماندهان نظامی و مدیران رده بعدی و همه مردم باید چنین کنند . البته مردم با عمل فطری خود در شرایط ناگوار بلدند چه کنند اما تا زمانی که ولی فقیه حی و حاضر است چپ و راست باید اوامر رهبر را اجرا نمایند. برهان این رفتار عقلی پبچیده نیست .هم ضرورت تمرکز بر خاموش کردن آتش جنگ و پیروزی و تنبیه متجاوز و هم فراموش نکردن نیروهای همدست و هم سنخ و نفوذی و در خدمت دشمن و ممانعت از تفرقه اندازی شان در تشدید آتش وکمک به دشمن در نابودی خانه ضرورت تامّ دارد .
چرا؟ به این دلیل: وقتی خانه ای آتش می گیرد ، هر انسان غیر دیوانه ای از اهالی آن خانه و هر همسایه و دوست یاریگری در صدد خاموش کردن آتش بر می آید . اختلافات اعضای خانه با هم ممکننیست در این معرکه جایی داشته باشد. ساعتی قبل از حادثه خانم خانه طلب خرید ماشین ظرفشویی داشت و آقای خانه می گفت تا پایان قسط ماشین لباسشویی قادر به خرید نیستند و این مطالبه بیجاست . دختر خانه می خواست اتاقش را رنگ بزند و پسر خانه دوچرخه می خواست و دعوا بود که کدام اولویت دارد ، اما به محض شعله ور شدن آتش همه اختلافات درونی کنار گذاشته شد و همه برای خاموش کردن آتش کمر همت بستند .
این رفتار فطری و عقلی و الهی و قرآنی گرد آمدن و وحدت برای حل معضل حیاتی که به بود و نبود ما ربط دارد و بودن مارا تهدید بدیهی ترین موضوع است . هر چند قیاس بسیاری از ویژگی های منحصر به فرد دو موجودیت وپدیده را حذف می کند و تمثیل به سبب همین دخالت عنصر ذهنی در حذف جزییات واقعیت عینی شئ اعتبار استدلال و برهان عقلی استقرایی و اتواع منطق مدرن را ندارد .
اما نه به عنوان استعاره و تمثیل و قیاس بلکه واقعیتی منحصر به خود ، وطن یک ماوا است و ما با مشرکات حیاتی و وجودی در آن سکنی گزیده ایم و آتش جنگ کم از آتش سوزی ندارد و عیناّ ویرانی ببار می آورد و وحدت برای سرکوب جنگ افروز و خاموشی واقعی و قطعی جنگ، ضروری و عقلی و الهی است. و دراین حال هیچ عاقلی وقت جنگ را به کشمکش و اختلافات پیشا جنگ اختصاص نمی دهد تا با تفرقه و انفعال آتش بگسترد و دشمن فرصت خاکستر کردن و تصرف بیابد.
این وحدت به معنای بی اعتباری ماهوی اختلافات نیست. اختلافات یاید با ابزارها و براهین و خود حل و فصل شود فقط حالا جایش نیست.
اما روش ناصادقانه آن است که ما از این وحدت حرف بزنیم و به شیوه افراد دروغ کار در هر فرصتی که می یابیم به تبلیغ نگرش دلخواه خود در مسایل اختلافی بپردازیم آن هم تا با بحث مستوفا و عالمانه و مستدل بلکه به شیوه بزن و برو .
بدترین این بزن برو ها هم امروز حرف زدن از مواضع مخالف خود با مواضع رهبری است ، بدون فهم و معرفی موضع رهبر مثلا در باره بمب اتم یا چگونگی صلح که وظیفه رهبری است نه اظهار نظر نیروهای دوست غرب، به اسم ایرانی کمک کردن به آمریکا و اهدافش و خود را بر حق وانمود کردن و سایه انداختن برمواضع جامع رهبری در برابر سکولارها و غربگرا ها و گسسته از هدایت قرآن حکیم در امر حکمرانی ، آن هم در جایی که عظمت و صحت و نبوغ رهبری امام شهید و ایستادگی آن رهبر الهی در برابر غربگرایانی که مواضع آنان آشکارا در خدمت فریب استکبار و شیطان بزرگ و تسلیم آسان ایران بودند ، آشکار شده و هرگز هم آنان به آنهمه راه خیانت بار وکژمژ التقاطی که در عمل ویرانگربودن و بردگی آوریش اثبات شده است.
فراموش نکنید ما متحد در حفظ سربلندی ایرانیم وگرنه عمل و مواضع بسیار منحرف جریان سکولار و غربگرایی مثل ظریف و اصلاح طلبان ضد ولایت فقیه و طرفدار غربی سازی نظام که اگر موفق می شدند صد بار ایران را از زمان امام راحل تا امروز به چاه و دام بردگی غرب گرفتار می کردند ، سرجایش است و پرونده های انحراف از زمان دولت موقت و بعد بنی صدر و دوران سازندگی و اصلاخات و دولت بهار و دولت اعتدال کاملا قابل واکاوی و اثبات خیانت به پیمان انقلاب اسلامی و خاکساری برابر غرب و تمدن ضد اسلامی مدرن است . و امروز هم عمل تفرقه منافقانه شان باید سرکوب شود ، همان طور که امام منافقان را سرکوب کرد و رهبر شهید انقلاب رنگی ۸۸ را . و این امر کاملا باید طبق دستور ولی فقیه انجام شود نه سرخود . معنای اتحاد، ندیدن اختلاف نیست . وحدت عمل بر یک محور مثلا دفاع از حیات مستقل ایران بر اساس سیاست جمهوری اسلامی و ولی فقیه است و فعلا حرف اختلافی دیگر به میدان نیاوردن . باید با کسانی که این قانون را می شکنند مقابله جدی کرد . و اعمالی نظیر عمل ظریف را بی پاسخ نگذاشت .همین!