آنها که با علی منصور رفیق هستند میدانند چه روابط عمومی فوقالعادهای دارد؛ انسانی شیرین و خاکی که اگر در جمع هزار نفره پرسپولیسیها هم باشد میتواند در کسری از ثانیه همه را مجذوب خود کند. شوخیهای او از جنس شوخیهای دوستداشتنی است. فرصتی برای حس کردن زیبایی فوتبال. به همین دلیل روزی که به عراق رفت نزدیکانش حدس میزدند به واسطه نزدیکی فرهنگها بتواند در آنجا هم به محبوبیت برسد. در این گزارش سری به بغداد میزنیم تا ببینیم منصوریان چطور به این محبوبیت رسید....
چرا عراق؟
علیرضا منصوریان سال گذشته پیشنهادی از عراق دریافت کرد ولی آن را نپذیرفت. امسال باشگاه الطلبه برای جذب این مربی ایرانی پافشاری کرد. کاظم فراهانی مربی دروازهبانهای ایرانی باشگاه، نام منصوریان را مطرح کرد. باشگاه الطلبه هم بعد از بررسی به این نتیجه رسید که او گزینهای خوب و باتجربه است. بعد از جدایی ناصر البلوشی، باشگاه سریعا مذاکرات را با این مربی شروع کرد. منصوریان ابتدا پیشنهادشان را نپذیرفت و تمایلی به این انتقال نشان نداد اما به اصرار نزدیکانش سرانجام پیشنهاد الطلبه را قبول کرد. تصمیمی که حالا دوستانش با خنده میگویند: «اگر به خودش بود هیچوقت انجام نمیشد.» حالا او از حضور در بغداد و تیم الطلبه راضی است.
منصوریان در بازار!
علیرضا از روز اول ورود به عراق، همراه با محمد خرمگاه دستیارش به خانهای مشترک رفت ولی باشگاه تصمیم گرفت تا برای او خانهای جدا بگیرد. البته منصوریان ترجیح داده خانوادهاش را به عراق نبرد. او تنها زندگی میکند و مهمترین سرگرمیاش کنار فوتبال، رفتن به بازار اصلی بغداد است. خانه او نزدیک این بازار است و همیشه با پای پیاده به آنجا میرود تا هم بازدید کند هم خریدهایش را انجام دهد و هم مردم را از نزدیک ببیند. رفتن به بازار به شدت او را بین مردم محبوب کرده، به شکلی که وقتی به آنجا میرود بعضی مغازهدارها استقبال گرمی از او میکنند و حتی به فارسی حرف میزنند. منصوریان به نزدیکانش گفته کلا علاقه دارد هر روز به بازار برود و با مردم خوش و بش کند.
مشکل زبان ندارد
منصوریان به زبان عربی مسلط نیست ولی از آنجا که کلا به یاد گرفتن زبان علاقهمند است، تلاش کرده تا کلمات اولیه را یاد بگیرد. او در حال حاضر خوش و بش عادی را بلد است و وقتی هم برای خرید میرود گلیمش را از آب بیرون میکشد. مشکل اینجاست که اکثر عراقیها زبان انگلیسی بلد نیست. البته منصوریان علاوه بر این زبان، به یونانی هم مسلط است!
فرار از ترافیک
منصوریان در تهران که بود یک موتور سه چرخ داشت تا از ترافیک فراری باشد ولی حالا که به عراق رفته میگوید صد رحمت به ترافیک تهران. در روزهای اول او گاهی برای یک جابجایی کوتاه نزدیک به یک ساعت و اندی در راه بود. به همین دلیل تصمیم گرفت همان کاری را کند که در تهران میکرد؛ موتور سواری! او سریعا به بازار موتور رفت و یک سه چرخ دیگر خرید تا این روزها به راحتی از ترافیک فرار کند. عراقیها هم با دیدن منصوریان روی موتور هیجانزده شدهاند. چند ویدئو بانمک هم از او منتشر شده و این اتفاق برای رسانههای این کشور هم جالب بوده است.
دستمزد دلاری
فوتبال عراق رو به پیشرفت است و کمکم دستمزدها بالا میرود. مثلا فوروارد ۷۰۰هزار دلاری در لیگ آنها بازی میکند ولی دستمزدها در قیاس با ایران هنوز کمتر است. منصوریان هم برای رفتن به عراق نهایت چانه را زد و در نهایت قراردادی ۲۲۰هزار دلاری با الطلبه امضا کرد که بالای ۳۶ میلیارد تومان است.
تماسهای جذاب
منصوریان حالا به پاس نتایج درخشانی که در عراق به دست آورده با پیشنهادهایی مواجه شده است. او در هفتههای گذشته تماسهایی از عمان و بحرین داشته. همچنین یکی دو باشگاه نامی عراق هم تماسهایی با این مربی برقرار کردهاند. موفقیت منصوریان باعث شده تا نگاه عراقیها به مربیان ایرانی مثبتتر باشد. الطلبه نیز علاقهمند است تا قرارداد او را این بار با رقم بالاتری تمدید کند.
جوانگرایی در عراق
از آنجا که منصوریان به استفاده از جوانها علاقه دارد، در الطلبه هم نگاه ویژهای به بازیکنان جوان داشته. او در هفتههای گذشته به دو بازیکن گمنام بازی داده و آنها با عملکردی که داشتهاند، حتی در لیست تیم ملی امید عراق قرار گرفتهاند. باشگاه نیز از ایده منصوریان خوشش آمده و بی میل نیست که او نگاه ویژهای هم به به تیم امیدهای الطلبه داشته باشد.