جام جم آنلاین – درگیری با امین کاظمیان و مشاجره لفظی با ولادیمیر باکیچ باعث شد تا سروش رفیعی از حضور در تمرینات منع شود، موضوعی که میتواند برای یک بازیکن ۳۵ ساله حتی تحقیرآمیز تلقی شود. منع حضور در تمرینات برای تازه کارهاست، آنها که اهمال کاری و کم کاری میکنند و یا برخی از اصول ابتدایی رفتار را بلد نیستند نه سروش که دیگر ۳۵ ساله شده است. سروش حالا در انتهای مسیر با پرسپولیس قرار دارد. پایان سروش در پرسپولیس توام با یک دلخوری بزرگ است.
چگونه فانتزی باز شد؟
سروش رفیعی یک زمانی فانتزی باز بود، بازیکنی که بیش از هر چیزی به زیبایی فوتبال فکر میکرد. پاسهای بیرون پا، دریبلهای کوتاه در فضاهای تنگ، تغییر جهتهای ناگهانی و ارسالهای دقیق امضای فوتبالی او بود و حرکات او باعث شد به فانتزی باز معروف شود. شگفت آنکه با وجود خلاقیتهای فوتبالیاش گاه مورد انتقاد قرار میگرفت و اصلا همان لقب فانتزی باز چیزی برای تمسخر فوتبال او بود. با تمام انتقادات سروش اکثر اوقات ترجیح میداد یک حرکت چشمنواز انجام دهد تا یک پاس ساده و بیدردسر بدهد.
در فوتبال ایران که سالهاست با تاکتیکگرایی محدود و بازیهای فیزیکی تعریف شده بازیکن فانتزیباز همیشه زیر ذرهبین است. اما برانکو فانتزی باز بودن سروش را دوست نداشت و همین شد که سروش ابتدا راهی الخور قطر شد سپس برای ادامه بازی در فوتبال ایران ابتدا به شهرخودروی مشهد و سپس سپاهان رفت. در نهایت هم دوباره سر از پرسپولیس درآورد.
تغییر جالب سروش
با بالا رفتن سن و افزایش تجربه رفیعی به تدریج به این نتیجه رسید که فانتزیباز بودن برایش آب و نان نمیشود. همین شد که سروش تغییر کرد، از فانتزی باز بودن تبدیل شد به بازیکنی دیگر، بازیکنی که بیشتر پاس میدهد و بیشتر در کارهای دفاعی مشارکت میکند. اما حتی همین فاصله گرفته از فوتبال نمایشی هم باعث نشد سروش رفیعی به تیم ملی برسد و این حسرت برای همیشه همراه او خواهد بود. چیزی که رفیعی اکنون میخواهد این است که یک وداع آرام و بی دردسر با پرسپولیس داشته باشد، اما کتک کاری اخیرش با امین کاظمیان ماجرا را بسیار پیچیده کرده است.
ارتقای فنی
سروش رفیعی در نقش جدید فنی خود بسیار موفقتر بود و تا توانست در این نقش فرو رفت. یک هافبک طراح که توپ را در میانه میدان میگیرد و با یک پاس عمقی یا تغییر جهت بازی خط دفاع حریف را به هم میریزد. دید محیطی بالا، تکنیک نرم و توانایی بازی در فضاهای محدود نقاط قوت اصلی اوست. در بهترین روزهایش میتوانست ریتم بازی را کنترل کند و بین خطوط حرکت کند. او البته هرگز یک هافبک تخریبی یا دونده بیامان نبود. رفیعی با آن شرایط بدنی قطعا بازیکنی فیزیکی به شمار نمیرود، اما خلاقیت قابل توجهی دارد. با وجود فوتبال زیبا و مدرنی که سروش از خود نشان میدهد، اما هرگز نتوانست حق خود را از فوتبال بگیرد و در سایه کنار میرود بدون اینکه کوچک تری شانسی برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ داشته باشد.
از حاشیه تا پختگی
سروش در ابتدای دوران حرفهای اش چهرهای پرحاشیه داشت، چیزی شبیه به پیام صادقیان یا رامین رضاییان در سالهای جوانی. مصاحبههای جنجالی، واکنشهای احساسی و بعضاً تصمیمهای ناگهانی بخشی از شخصیت فوتبالی او بود. اما گذر زمان رفیعی را تغییر داد. کمکم سرسنگینتر شد، کمتر وارد حاشیه شد و سعی کرد تصویر حرفهای تری از خود ارائه دهد. در سالهای اخیر از آن بازیکن پرهیاهو خبری نبود. جای خود را به هافبکی داده بود که بیشتر حرفش را در زمین میزند تا بیرون از آن.
سروش سوخت؟
شاید بتوان سروش رفیعی را در فهرست سوختههای فوتبال ایران قرار داد. نه به معنای ناکام بلکه به این معنا که میتوانست سهم پررنگتری در تیم ملی داشته باشد. او مقاطعی کوتاه پیراهن تیم ملی را بر تن کرد، اما هیچگاه به مهرهای ثابت تبدیل نشد. رقابت شدید در میانه میدان، تغییرات مداوم کادر فنی و شاید همان تصویر فانتزیباز بودن مانع از آن شد که جایگاهی پایدار پیدا کند. البته سن و سال بالای سروش را هم نباید فراموش کرد. او از دهه شصتیهای روزگار فوتبال ایران به شمار میرود که به دلیل سن و سالش و دههای که در آن متولد شده دیگر خریدار ندارد.
اگر رفیعی زودتر به تعادل بین خلاقیت و کار تیمی میرسید میتوانست سالها در ترکیب اصلی تیم ملی بدرخشد. استعدادش کم نبود، اما زمانبندی و شرایط آنطور که باید به نفعش رقم نخورد.
پایان با دلخوری
ماجرای درگیری اخیر و منع حضور در تمرینات، تصویری تلخ از پایان یک همکاری طولانی ساخته است. رفیعی بازیکن کم اهمیتی برای پرسپولیس نبود. در مقاطع حساس پاس گل داد، گل زد و در قهرمانیها سهم داشت. اما به نظر میرسد جدایی اش با نوعی دلخوری همراه باشد گویی رابطهای که روزی پرشور بود حالا به سردی گراییده است.
این فصل قطعا آخرین حضور رفیعی در پرسپولیس است، اما او با کارنامهای قابل دفاع میرود. بازیکنی که هنر داشت، اما از شانس بالایی برخوردار نبود. او به همه آنچه میتوانست نرسید، اما بیتردید یکی از چهرههای خاص یک دهه اخیر پرسپولیس به شمار میرود. هافبکی که از فانتزی باز پرحاشیه به بازیکنی پخته و کمحرف تبدیل شد و حالا در آستانه خداحافظی بیش از هر زمان دیگری شبیه به یک ماجرای ناتمام است. البته او هرگز فراموش نخواهد کرد که پایان او در پرسپولیس توام با یک دلخوری شدید بود.