صحن دانشگاههای تهران؛ از سوگواری تا تقابل
در روزهای گذشته،دانشگاههایی چون دانشگاه تهران،دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه الزهرا(س) و دانشگاه علم و صنعت ایران شاهد تجمعهایی بودند که با محوریت بزرگداشت شهدای فتنه اخیر شکل گرفت. فضای غالب این مراسمها، فضایی سوگوارانه و در عین حال هویتی بود؛ دانشجویان با در دست داشتن پرچم جمهوری اسلامی ایران، اقامه نماز ظهر و عصر در ماه رمضان و همخوانی سرود «در روح و جان من میمانی ای وطن»، بر پیوند دانشگاه با هویت ملی و انقلابی تأکید کردند.در دانشگاه صنعتی شریف، گروهی از دانشجویان با لباس خادمی و با شعار «با من لباس نوکریام را کفن کنید» ارادت خود را به ساحت امام حسین(ع) ابرازکردند و در کنار آن، مواضع صریحی علیه سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفتند. در امیرکبیر، پرچم ایران بر بلندترین نقطه دانشگاه برافراشته شد و نماز جماعت در سردر دانشگاه اقامه شد. در دانشگاه تهران نیز تجمعی با مجوز در کنار قبور شهدای گمنام برگزار شد.
اقلیت پرهیاهو؛ وقتی اعتراض به خشونت میلغزد
اما در کنار این مراسمها، تجمعهای دیگری نیز تشکیل شد که از چارچوب اعلامشده اولیه فاصله گرفت. در دانشگاه تهران، مقابل دانشکده فنی و کتابخانه مرکزی، شعارهایی با جهتگیریهای سلطنتطلبانه شنیده شد؛ شعارهای ارتجاعی و عجیب که در حمایت از دیکتاتوری پهلوی سرداده میشد. در دانشگاه الزهرا(س)، معدودی در یک اقدام مذبوحانه تلاش کردند پرچم جمهوری اسلامی ایران را آتش بزنند، اقدامی که بلافاصله با واکنش بهموقع سایر دانشجویان مواجه شد و آنان با تجمعی اعتراضی، نسبت به این هتک حرمت اعلام انزجار کردند.در دانشگاه صنعتی امیرکبیر،برخی گزارشها از درگیری فیزیکی و پرتاب بطری و اشیای سخت حکایت داشت که به آسیبدیدگی چند دانشجو انجامید.در دانشگاه صنعتی شریف نیز خبر کشف سلاح سرد از یکی از دانشجویان واکنشبرانگیز شد. تصاویری از پرتاب سنگ، بطری و آسیب به اموال دانشگاه در فضای مجازی بازنشر شد؛ تصاویری که نشان میداد مرز اعتراض مدنی و خشونت، در برخی نقاط شکسته شده است بهخصوص آنکه شعارهای توهینآمیز و فحاشی حرف رایج این گروه کوچک بود.اینجاست که یک تفکیک مهم خود را نشان داد. «اعتراض» بهعنوان حق دانشجو در چارچوب قانون و «خشونت» بهعنوان عبور از خطوط قرمز دانشگاه، همواره مورد تاکید بوده است. معاون فرهنگی دانشگاه تهران صراحتا اعلام کرد که دانشگاه از اعتراض در چارچوب قانون حمایت میکند اما در صورت کشیدهشدن تجمعات به خشونت، هیچ حمایتی از متخلفان صورت نخواهد گرفت. این موضع، بازتاب همان مرزی است که بدنه اصلی دانشجویان نیز بر آن تأکید داشتند.
۱۶ آذر؛ حافظهای که نباید تحریف شود
نکته کلیدی در تحلیل این رخدادها، نسبت آن با سنت تاریخی جنبش دانشجویی است. ۱۶ آذر ۱۳۳۲، با شهادت سه دانشجو در اعتراض به استبداد پهلوی و وابستگی به بیگانگان، به نماد اعتراض ضدسلطه در دانشگاه بدل شد. جنبشی که از دل آن متولد شد، ماهیتی ضداستکباری داشت و دانشگاه را سنگر استقلال میدانست.امروز اما طرح شعارهایی در حمایت از ساختار سیاسی وابسته و دیکتاتوری برای بسیاری از دانشجویان و تحلیلگران، نه صرفا یک موضع سیاسی بلکه نشانهای از گسست در انتقال حافظه تاریخی است. نسلی که دهه ۳۰ را ندیده و انقلاب را تجربه نکرده،شناخت خود راعمدتا از رسانهها و شبکههای اجتماعی میگیرد؛ فضایی که در آن رقابت روایتها شدید و گاه تحریفآمیز است.دربرابر این تحریف، بدنهای از دانشجویان با تأکید بر «تحریف نشدن تاریخ» واکنش نشان دادند و اعلام کردند که ۱۶آذر نماد اعتراض به استبداد و وابستگی بود و اجازه نخواهند داد باردیگر آمریکا و رژیم صهیونیستی برای کشور بزرگ ایران تصمیمگیری نمایند.
عملیات رسانهای و تکذیب روایتهای امنیتی
همزمان با تجمعات، برخی رسانههای معاند با انتشار تصاویری مدعی حضور یگان ویژه در دانشگاهها شدند؛ ادعایی که از سوی دانشجویان حاضر و مسئولان دانشگاه تکذیب شد. گزارشهای میدانی نشان میداد نیروهای نظامی در داخل دانشگاهها حضور نداشتند و مدیریت فضا برعهده انتظامات و مسئولان دانشگاه بود. برخی منابع دانشگاهی حتی از استفاده از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی برای بازنمایی دانشگاه بهعنوان صحنه سرکوب و القای فضای امنیتی خبر دادند.این تقابل روایتها، نشان داد که مسأله امروز دانشگاه تنها سیاسی نیست؛ بلکه بیش از هر چیز، نزاع بر سر «تصویر دانشگاه» است. دانشگاه بهعنوان نهاد علم و فرهنگ یا دانشگاه بهعنوان صحنه آشوب؟
اکثریت خاموش اما مؤثر
آنچه در میان این هیاهو کمتر دیده شد، حضور اکثریتی بود که نه فحاشی کردند، نه چاقو کشیدند، نه به پرچم توهین کردند. آنان سوگواری کردند، نماز خواندند، سرود ملی خواندند و پرچم ایران را بالا بردند. همین اکثریت بود که در مواردی با ایستادن مقابل رفتارهای توهینآمیز،مرزخودرا باخشونت روشن کرد.تفکیک«اعتراض» از«اهانت»و«نقد» از «خشونت»، پیام اصلی این روزهای دانشگاه بود. دانشجو میتواند منتقد باشد، مطالبهگر باشد، حتی معترض باشد؛ اما وقتی اعتراض به توهین به پرچم، تصاویر شهدا یا استفاده از سلاح سرد میرسد، دیگر از دایره کنش مدنی خارج شده است.
دانشگاه؛ نهاد علم یا بستر پروژهسازی؟
رخدادهای اخیر نشان داد دانشگاه همچنان زنده است؛محل تضارب آرا وبروز احساسات نسل جوان اماهمین رخدادها هشدار داد که اگر بازخوانی مستند تاریخ معاصر و تقویت گفتوگوی عقلانی در محیطهای علمی جدی گرفته نشود، میدان به روایتهای سطحی و هیجانی واگذار خواهد شد.دانشگاه از۱۶آذر تا امروز،همواره سنگر استقلال و مقاومت در برابر سلطه خارجی بوده است. آنچه در این روزها رخ داد، بیش از آنکه صرفا یک تجمع دانشجویی باشد، آزمونی برای هویت دانشگاه بود. آزمونی که در آن، با وجود تلخی برخی صحنهها، پرچم همچنان بالا ماند و اکثریت دانشجویان نشان دادند که میتوان هم معترض بود و هم مؤدب؛ هم مطالبهگر بود و هم پای کار ایران.