بالاخره چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر هم به پایان رسید. ۳۳ فیلم برای شرکت در این دوره از جشنواره معرفی شدند که دو فیلم خارج از مسابقه بود. در این دوره ۱۳ کارگردان فیلم اولی حضور داشتند که این نشاندهنده تغییراتی در ساختار تولید و جهتگیریهای محتوایی جشنواره بهشمار میآید. میتوان گفت تمرکز اصلی این دوره از جشنواره بر حمایت از نسل جدید فیلمسازان و تولید آثاری با رویکردهای مخاطبپسند و ارزشی بود.
براساس نظر منتقدان و کارشناسان، یکی از ویژگیهای بارز این دوره، سرمایهگذاری گسترده نهادهای دولتی و نیمهدولتی بر کارگردانان تازهنفس بود. بنابراین ۶۵ درصد کارگردانان حاضرنیزجوان و فیلماولی بودند.این رویکرد، هرچند دریچهای برای ورود استعدادهای نو باز کرد اما گاهی به قیمت از دست رفتن عمق و اصالت هنری تمام شد. رویکرد دوم، تمایل به ساخت فیلمهای مخاطبپسند بود. انتخاب بازیگران شناختهشده، قصهها و ژانرهای متنوع (از درام اجتماعی تا آثار جنگی و کمدی) نشان میداد سازندگان به گیشه و دیدهشدن فکر میکنند. این تنوع ژانری، ویترین متفاوتی نسبت به دورههای قبل ایجاد و جشنواره را از یکنواختی خارج کرد. با اینحال بسیاری از آثار بیشتر برای نمایش در جشنواره ساخته شده بودند تا موفقیت در اکران عمومی.تمرکزمحتوایی بر دومحوراصلی دیده میشد: معرفی قهرمانان نظامی وعلمی وتأکید بر خودکفایی و اراده ایرانیان. این مضامین ارزشمند و مورد نیاز جامعهاند اما اغلب شبیه به یکدیگر شدند. فیلمنامهها در زمان کوتاه نوشته و بازنویسی میشدند و فرصت پژوهش یا خلاقیت کافی وجود نداشت. حتی در روایت زندگی سرداران، برخی آثار به سبک دهه۶۰ بازگشتند و از تجربیات اولیه سینما عقبتر بودند. پاشنه آشیل جشنواره امسال هم دور ماندن بخش خصوصی و حضور پررنگ نهادهای فرهنگی ــ هنری در زمینه سرمایهگذاری بود. این ساختار، جشنواره را به ویترین آثار متنوع تبدیل کرد اما زنگ خطری برای آینده اکران به صدا درآورد. چون فیلمهای بدون پشتوانه خصوصی، شانس کمتری برای موفقیت تجاری دارند. در مجموع، چهلوچهارمین جشنواره فجر دورهای پرتنوع اما شتابزده بود؛ جایی که حمایت از نسل جدید و مضامین راهبردی ستودنی است اما نیاز به تأمل بیشتر مدیران، فرصت حرفهای برای فیلمنامهنویسی و تعادل میان بخش دولتی و خصوصی احساس میشود. بدون این تغییرات، خطر تکرار، کلیشه و استقبال نکردن مخاطب در اکران عمومی همچنان باقی خواهد ماند. سینمای ایران برای رشد پایدار، نیازمند تولید باکیفیت و برنامهریزی بلندمدت است، نه صرفا افزایش تعداد آثار جشنوارهای. با توجه به آنچه بیان شد جمعبندی نظرات منتقدان و کارشناسانی چون منوچهر اکبرلو و مصطفی محمودی را در این گزارش از نظر میگذرانید:
توجه به خودکفایی و معرفی افراد تأثیرگذار
منوچهر اکبرلو منتقد سینما که البته تمام فیلمهای جشنواره را ندیده، درباره آنچه از لحاظ محتوا و مضمون دیده، به جامجم میگوید: «براساس مجموعه فیلمهایی که دیدهام، این ویژگیها در آثار امسال جشنواره به چشم میخورد؛ اول سرمایهگذاری نهادهای دولتی و نیمهدولتی روی کارگردانان جدید. بهدلایل مختلف مدیران دولتی ترجیح دادهاند آثار جدید خود را با کارگردانان جدید بسازند. قطعا این کارگردانان برای ورود و ماندن در عرصه فیلمسازی بلند راحتتر به خواستههای مدیران گوش خواهند داد تا فیلمسازانی که تجربه بیشتری دارند.»
او با اشاره به ویژگی دوم این دوره از جشنواره عنوان کرد: «تمایل سازندگان به ساخت فیلمهایی است که مخاطبپسند باشد. یعنی در انتخاب بازیگر یا قصهپردازی رویکرد این بوده که مردم فیلم را ببینند؛ البته درخصوص اینکه آیا این تلاش به نتیجه رسیده یا خیر، میشود جداگانه درباره هر فیلم صحبت کرد اما این رویکرد عمومی بوده است.»
اکبرلو با اشاره به اینکه ویژگی بعدی تمرکز سرمایهگذاری مدیران روی دو محور بوده، عنوان کرد: یکی از محورها معرفی افرادی است که در زمینه نظامی یا علمی کارهای بزرگی انجام دادند؛ مضمون دوم توجه به تلاش، اراده و خواست ایرانیان برای خودکفایی است. این رویکرد از سویی بسیار قابل تحسین، قابل احترام و نیاز جامعه ماست اما آسیبش آن است که فیلمنامهنویس و فیلمساز را خیلی سریع به سوی قصهپردازی کلیشهای حرکت میدهد؛ به عنوان مثال در دو فیلم امسال قصه این است که جوانی برای پیدا کردن برادر به جبهه میرود. تمام مسیر قصه عین به عین تکرار شده است. در دو فیلم دیگر قرار است یک مرکز صنعتی احداث شد و یک مهندس ایرانی میخواهد قطعات آن در داخل ساخته شود و یکی دیگر میخواهد قطعات را از کشورهای دیگر وارد کند و سود ببرد. در لابهلای دیدن دو فیلم، گویی به تماشای یک فیلم نشستهایم. دلیل آن است که وقتی عنوان سفارشها به فیلمسازان و فیلمنامهنویسان محدود میشود-بهخصوص امسال که فیلمها در یک دوره زمانی کوتاه ساخته شدهاند- فیلمنامهنویس فرصت کافی برای پژوهش یا رسیدن به یک قصه خلاقانه را ندارد و دمدستیترین قصهای را که در مورد فضای دفاعمقدس یا تولیدات داخلی میشود ساخت بهسرعت مینویسد و فیلم نیز بهسرعت ساخته میشود.»
زمان محدود؛ آسیب فیلمسازی
این منتقد سینمایی ادامه داد: «در گفتوگوی فیلمسازان، گاهی میشنیدیم که میگفتند فیلمنامه در فلان مدت نوشته و بازنویسی شده؛ زمانی بسیار کم که برای ساخت یک فیلم سینمایی که میلیاردها سرمایه نیاز دارد، کافی نیست؛ یعنی زمان حرفهای برای فیلمنامه رعایت نشده، در نتیجه شاهد این وضعیت هستیم که قصهها شبیه هم هستند. همچنین درباره روایت زندگی یک سردار جنگ امسال چند فیلم داشتیم که حتی در صحنهپردازی یا دیالوگنویسی مانند فیلمهای دهه ۶۰ عمل کردند و در برخی موارد حتی تجربیات آغازین فیلمهای جنگی در دهه ۶۰ از این فیلمها برتر هستند.»
مدیران تنها به تولید فیلم فکر نکنند
اکبرلو در پایان صحبتهای خود یادآوری کرد: «به نظر میرسد برای ساخت فیلمهای راهبردی، مدیران فرهنگی نیازمند تأمل و فرصتگذاری بیشتری باشند و صرفا به تولید فیلم فکر نکنند. متأسفانه برخی از این فیلمها که نیاز فضای کنونی جامعه هم هستند، باتوجه به تجربیات سالهای قبل اکران نخواهند شد یا در صورت اکران از سوی تماشاگر توفیقی نخواهند داشت. همه اینها به ساخت فیلمهای شتابزده بازمیگردد.»
فیلمهایی که گیشهپسند نبودند
مصطفی محمودی؛ نویسنده و منتقد سینمایی نیز با اشاره به آنکه امسال در جشنواره تنوع ژانر خوبی داشتیم، میگوید: «این تنوع ژانر ویترین متفاوتتری را نسبت به دورههای قبل به ما نشان میداد اما همچنان مسأله این است که عمده این فیلمها برای نمایش در جشنواره ساخته شدهاند و شاید نگاه کلاننگر یا بلندمدتی به گیشه نداشتند. از این رو، احتمال میدهم سه یا چهار فیلم از فیلمهای جشنواره بتوانند درگیشه موفق باشند و باقی آنها اگر به اکران عمومی برسند، موفق نخواهند شد. ضمن اینکه به نظر میرسد با توجه به ساختار و فکر فیلمهای حاضر درجشنواره عدهای از آنها فرصتی برای اکران عمومی به دست نمیآورند و باید خودشان را در نمایش پلتفرمها یا اکران آنلاین آماده کنند.»
نیازمند پویاتر شدن بخش خصوصی در فیلمسازی هستیم
او در پاسخ به این پرسش که پاشنه آشیل این دوره از جشنواره را چه میدانید، عنوان میکند: «دور ماندن بخش خصوصی و حضور پررنگ سازمانها و نهادهای فرهنگی و هنری شاید پاشنه آشیل جشنواره امسال باشد. جشنواره در حال تبدیل شدن به ویترین آثار متنوع در ژانرهای مختلف است اما حضور تهیهکنندگان بخش خصوصی را در این زمینه کمتر به چشم میبینیم و این میتواند زنگ خطری برای اکران فیلمها در سینمای ایران باشد. با وجود تنوع، همچنان جای بسیاری از ژانرها در سینما خالی است و فکر میکنم اگر قرار است جشنواره مناسبات سینمای ایران را از تولید تا اکران تنظیم کند، باید راه طولانی را پشتسر بگذارد.»