باتوجه به این که امسال با دو فیلم اسکورت و مارون در جشنواره فیلم فجر حضور دارید، اصولا چقدر در این حیطه وامدار سبکوسیاق پدرتان (مجید انتظامی) بوده و چقدر سعی کردهاید شیوه منحصر به خود را به کار بگیرید؟
شاید جالب باشد اگر بگویم فضای کاری من در حوزه آهنگسازی از پدرم دور است، هرچند به نظرم این مسأله طبیعی است، چراکه هرنسلی، نگرشهای مخصوص به زمانه خود را در مواجهه با حیطههای مختلف دارد و درباره آهنگسازی هم این مسأله صدق میکند. ضمن اینکه پاسخ سؤال شما به فیلمی که ساخته میشود، بستگی زیادی دارد؛ بعضی از فیلمها از امضای شخصی کارگردان برخوردارند و آهنگساز باید تلاش کند تا متاثر از این امضا به ساخت یک اثر بپردازد. بهشخصه سعی کردهام شیوه خودم را در این زمینه به کاربگیرم، بهویژه اینکه تجربه ثابت کرده است، درحوزه موسیقی فیلم، این تفکر آهنگساز است که او را متمایز میکند نه ملودیهایی که میسازد اما بههرحال من پسر همان پدر هستم و طبعا خون او در رگهای من جریان دارد. به دلیل تجربههای زیسته و همنشینی طولانی با پدرم، به شکل ناخودآگاه آموزههای او به من منتقل شده و در جاهایی از فعالیت کاریام، تحتتاثیر ایشان قرارگرفتهام اما با تغییر نسل، نگرشها هم نو میشود، بنابراین نمیشود انتظار داشت حتی پدر و پسری که یک حرفه مشترک رادنبال میکنند،الزاما از یک شیوه یکسان برخوردار باشند.

با این اوصاف در درجه اول چقدر به فضای فیلم «اسکورت» نزدیک شدید که بتوانید موسیقی چنین فیلمی را بسازید؟
اولین مولفهای که آهنگساز در ساخت موسیقی یک فیلم به آن توجه میکند، این است که خودش پیش از مخاطب چقدر حالش با تماشای چنین اثری خوب میشود. اگر این حال خوب برای آهنگساز صورت بگیرد، دیگر ساخت موسیقی برای آن کار دشوار نیست و حتی میتواند اثری خلق کند که همپوشانی زیادی با فضای فیلم داشته باشد. کمااینکه درباره اسکورت این مسأله اتفاق افتادوحسی که به شخصه از فضای فیلم دریافت کردم،کمک زیادی کردتابتوانم موسیقی آن را بسازم. درمجموع، هم من و هم یوسف حاتمیکیا وقت زیادی را صرف گفتوگو و تبادلنظر کردیم تا بتوانیم درباره ساخت موسیقی متن این کار به نتیجه دلخواه برسیم. ساخت موسیقی متن فیلمهای مارون واسکورت برای من تجربه منحصر بهفردی بود و خوشحالم که توانستهام سهم کوچکی در این دو فیلم داشته باشم.
از دید شما موسیقی فیلم در سالهای اخیر چقدر با دهههای گذشته تفاوت کرده است؟ این سؤال را از این جهت مطرح میکنم که چون میدانم که بخشی از دوران کودکی شما ناخودآگاه با فعالیتهای پدرتان پیوند خورده و میتوانید قیاسی در این زمینه ارائه کنید.
بله، میتوانم بگویم اغلب سالهای کودکی من در استودیو به هنگام ضبط موسیقی فیلمهای پدرم گذشت. حضور مداوم همراه ایشان به من کمک کرد تا صرفنظر از تجربهاندوزی، چشمانداز بهتری را نسبت به حیطه موسیقی فیلم پیش روی خود متصور شوم. از سوی دیگر، باید به این نکته توجه داشته باشیم که در دهههای گذشته، تعداد آهنگسازان فیلم در مقایسه با امروز کمتر بود، بهطوری که میشد هنرمندان این عرصه را با انگشت شمرد. نسل گذشته آهنگسازان موسیقی فیلم که اشاره کردید، با پایبندی به اصول و قواعدی که آموخته بودند، توانستند بهخوبی در این مسیر فعالیت کنند و آثاری ماندگار ارائه دهند. ولی به مرور زمان، نسلهای تازهای در این زمینه روی کار آمد و خوشبختانه با تفکرات مختلف و متنوعی روبهرو شدهایم. در دورههای گذشته، آهنگسازان کمتر از فضاسازی یا آمبیانس بهره میگرفتند، درحالیکه امروز، آهنگسازانی هستند که به این سبکوسیاق کار میکنند و حتی این شیوه تبدیل به شاخهای از موسیقی فیلم شده است. طی شدن این روند، منجر به شکلگیری مجموعه آثار درخشانی در حیطه آهنگسازی فیلم از سوی نسل جوان شده و باعث خوشبختی است که موسیقی فیلم ایران در شرایط کنونی توانسته از این منظرها به جهش و پیشرفت چشمگیری دست یابد.
برای ساخت موسیقی بیشتر به کدام ژانر گرایش دارید؟
آنچه اشاره میکنید، صددرصد به مضمون و فضای فیلم بستگی دارد. میتوان گفت در این زمینه رنگ، فضا و اکت بازیگر هم دخیل است. خود من همیشه سعی کردهام اول به فضای فیلم نزدیک شوم و بعد بهفراخور عناصر اثر به سازبندی بپردازم. از همه مهمتر این است که آهنگساز چقدر در یک فیلم بتواند جای مانور داشته باشد، چراکه گاه شرایط فیلم ایجاب میکند موسیقی در متن کار حضور پررنگی نداشته باشد، درواقع، در بعضی فیلمها، بیش از حد زیبا بودن موسیقی، به آن فیلم لطمه وارد میکند.
با این اوصاف حوزه موسیقی فیلم را در شرایط کنونی چطور میبینید؟
بهرغم آنکه درحالحاضر عرصه برای فعالیت آهنگسازان جوان فراهم است و چندان که اشاره کردم، در این حوزه با تکثر هنرمندان هم مواجهایم اما به نظرم در حیطه کار حرفهای، هنوز اصولی که باید رعایت نمیشود. یعنی گاهی زمان کافی صرف ساخت موسیقی یک فیلم نمیشود و این پروسه با شتابزدگی توأم است، یا نظم و ترتیبی که مدنظر است در کار وجود ندارد. در مواقعی هم سرعت باعث شده تا خروجی و کیفیت کار لطمه ببیند. درمجموع، ارزش موسیقی فیلم کم شده است، درحالی که یکی از مهمترین ارکان فیلم، موسیقی آن است که اگر با بینش و علم ساخته شود، میتواند آن فیلم را به اوج برساند یا برعکس به زمین بزند.
تصور میکنم ورود تکنولوژی و ابزارهای نوین به حوزه موسیقی فیلم هم سالهای اخیر در بهروز مسائلی که اشاره کردید، بیتاثیر نبوده است.
همینطور است؛ البته فراموش نکنیم که تکنولوژی اگرچه میتواند تاحدودی در این زمینه کمکدهنده باشد، ولی طبعا جایگزین و بیانکننده روح و احساسات حقیقی آهنگساز نخواهد بود. درحالحاضر، برخی از آهنگسازان از هوش مصنوعی برای ساخت کارهای خود استفاده میکنند، درحالیکه کارهایی از این دست، عملا از احساسات خود هنرمند تهی هستند و به تبع آن، تاثیری که باید را هم بر روی مخاطب نمیگذارند. اینکه آهنگساز از امکانات و تکنولوژی بهروز بهره گیرد خوب است؛ اما نه اینکه بخواهد کاملا به این عناصر تکیه کند.
ما امروز در حالی با تولیدات انبوه موسیقیدانان مستعد و جوان در شاخههای مختلف از جمله موسیقی فیلم مواجهایم که هنوز اغلب مخاطبان، دلبستگی زیادی نسبت به موسیقی سریالها و فیلمهای دهههای پیشین دارند و در فضای مجازی از این آثار بهکرات یاد میکنند.
ببینید به همان اندازه که فیلمهای امروز با تولیدات دهههای گذشته تفاوت دارند، درباره موسیقی فیلم هم همین اتفاق افتاده است؛ البته این تغییرات همیشه هم خوب نیست. بهعنوان مثال، موسیقی فیلم درسالهای گذشته عمدتا به دست آهنگسازانی خلق شد که بهواسطه تم آن فیلم یا سریال یا مولفههای دیگر در اذهان مخاطبان ماندگار شد. بهطوری که چندان که خودتان هم اشاره کردید، مخاطب امروز تمایل دارد تا موسیقی خاطرهانگیز دو دهه قبل را گوش کند. البته برخی از موسیقی فیلمهای امروز هم از چنین ویژگیای برخوردارند ولی درمجموع اینکه چرا منبع رجوع اغلب مردم هنوز موسیقی فیلم دوران گذشته است، احتیاج به واکاوی و تحقیق بیشتری دارد و من نمیتوانم پاسخ قاطعی در این زمینه بدهم.
هنر در خانواده شما امری موروثی است، مگر میشود فرزند مجید و نوه عزتالله انتظامی بود و درسی از این دو هنرمند بزرگ فرانگرفت؛ درباره شما این مسأله به چه شکل بوده است؟
فقط میتوانم دراینباره بگویم مهمترین درسی که از خانوادهام، بهخصوص پدر و پدربزرگم در این سالها آموختهام، این است که صبر کردن همیشه میتواند نتیجه خوبی برای انسان به همراه داشته باشد، حتی اگر گاه به درازا بیانجامد.