یک روایت متفاوت
کتاب بساز و نفروشها که توسط نشر ستارهها چند سال پیش روانه بازار کتاب شده، روایتهایی از علی حمامی را در خود جای داده است. این کتاب حاصل دهها ساعت گفتوگو با این رزمنده مخترع را بهصورت روایی نقل میکند. علی آقای این کتاب، کابینتساز، فنی و دست به آچار بود و باخلاقیت و نبوغ خود، بسیاری از کمبودهای جبهه جنگ را برطرف کرد. ماجرا از جایی شروع میشود که دوست علی از او میخواهد ماشین لباسشویی که تازه خرید بود را تعمیر کند. او فنی بود و به اینجور چیزها علاقه داشت. نتوانست موتور آن راتعمیر کندوتصمیم گرفت موتورکولر راجایگزین کند. اما این موتور، بزرگ بود؛ بنابراین با ورقهای کابینت یک بدنه بزرگتر برای لباسشویی ساخت.درهمین حال تصمیم گرفت آپشنهایی را هم به این وسیله اضافه و کمبودهای ماشین لباسشویی خارجی را برطرف کند. این کار راکرد و درنهایت موفق به ساخت لباسشویی باکیفیتی شد که بسیاری مشتری آن شدند.این جوان نخبه ایرانی با واردشدن به مسائل جنگ تحمیلی، متوجه شد خمپارههایی که به ایران فروختند، بخش هدایت آتش ندارد! بسیاری از تجهیزات نظامی را اینگونه به ایران فروخته بودند تا قدرت استفاده از آنها را نداشته باشد. او دست به کارشدو با وسایل ابتدایی،بخش هدایت خمپارهها را ساخت؛ طوری که از آنچه قرار بود روی این سلاحها قرار گیرد هم باکیفیتتر به نظر میرسید. حمامی دست به ساخت و اختراع موارد زیادی زد که معادلات جنگ را تغییر داد. مانند قایقی که توان حمل خمپاره داشت و با ساخت آن، رزمندگان نه فقط موفق به عبور از هورالعظیم شدند، بلکه توانستند از روی قایق، آتش را بر سر دشمن بریزند. تولیدات آقای حمامی به اینجا محدود نشد و بعد از پلاتینگبرد (وسیله هدایت آتش)، دست به ساخت کالیبرسنج زد. این وسیله برای تست لولههای خمپاره ضروری بود؛ چون قطر لولهها بعد از شلیکهای مداوم، به مقدار ناچیزی زیاد میشد و همین تغییر، از دقت هدفگیری میکاست. علی بعد از آزمون وخطاهای بسیار، کالیبرسنج را که تنها یک نمونه در ارتش وجود داشت طوری ساخت که دقت آن با نمونه خارجی برابری میکرد. زمانی که ایران با اعمال تحریمهای ظالمانه از سوی غرب، امکان تهیه تجهیزات خارج کشور را نداشت و در مقابل، ابرقدرتهای دنیا عراق را مجهز میکردند، تلاشهای جوانان خلاق و مستعد خوش درخشید. کتاب بساز نفروشها قبل از این که نشان دهد جوانان خلاق چه نقشی در دفاع از کشور داشتند، اعتماد مسئولان و تصمیمگیران نسبت به آنها را نمایان میکند؛ اعتمادی که اگر نبود، مجالی برای بهرهمندی از خلاقیتهای جوانان بهوجود نمیآمد.
جوانان نخبه جریانساز
از زاویه دیگری هم میتوان به این ماجرا نگاه کرد. علی حمامی زمانی که قایق عساکره را طراحی کرد، ۱۸ سال داشت. جوانان با مرور زندگی این رزمنده درمییابند که جوانان آن دوره چقدر تلاش میکردند و دست به چه کارهای بزرگی میزدند تا بتوانند اعتماد مسئولان را بهخود جلب کنند. جوانان در زمان جنگ، دست به کارهایی زدند که بعد از گذشت چند دهه، هنوز باارزش است؛ نه یک سریال که آثار نمایشی بسیاری را میتوان بر اساس آن تولید کرد. یکی از مهمترین ساختههای علی حمامی، قایق عساکره بود. سردار علی عساکره آنزمان مسئول ادوات قرارگاه خاتمالانبیا بود و به همین دلیل نامش روی این قایقها ماند. هورالعظیم در آن زمان، سدی طبیعی برای عراقیها بهشمار میآمد و رزمندهها بهمحض ورود به این منطقه، هدف دشمن قرار میگرفتند. ضمنا برای ریختن آتش بر سر دشمن، نمیتوانستند از رود بگذرند و شلیک از داخل قایق هم غیر ممکن بود. خمپاره، موقع شلیک ضربه ۹۰ تنی به قایق وارد میکرد و باید قایقی ساخته میشد که توان تحمل این ضربه را داشته باشد؛ قایقی که با چنین ضربه مهیبی، نهتنها واژگون نشود، بلکه تکان هم نخورد. چون تکانی کوچک باعث خطای بزرگ در هدفگیری میشد. در قایقی که علی و همرزمانش بعد از چند ماه آزمونوخطا و تلاشهای شبانهروزی ساختند، بهجای قنداق خمپاره، دو صفحه فلزی داشت که با یک فنر ضربات شلیک را مهار میکرد. اما برای تکاننخوردن قایق، جک قدرتمندی زیر آن تعبیه شده بود که هنگام شلیک،کف رود قرار میگرفت.هورالعظیم عمق زیادی نداشت و جکها به کف آب میرسید. قایقهای معمولی کمتر از۵۰ اسب بخار قدرت داشتند ولی قایق عساکره با قدرت ۲۰۰ اسب بخار، چهار برابر قدرت داشت؛ قدرتی که برای حمل خمپارهها ضروری بود.علی برای ساخت این قایق از وسایل موجود در بازار استفاده میکرد. برای دافع قنداق خمپاره، کمکفنر پیکان و برای جک زیر قایق، جک تریلی را بهکار برد! البته در طرحهای بعدی از وسایل قویتری استفاده شد و در هربار ساخت، قایق مدرنتر و بهقول امروزیها، آپشنالتری بهدست میآمد. در بخشی از کتاب آمده است: «آقای عساکره تماس گرفت و گفت آقای حمامی خمپارههایی را که برای قایق آماده کردی، بردار بیار اهواز؛ قراره فرماندهایی که میخوان توی عملیات شرکت کنند، همه جمع بشن و با قایق آشنا بشن. میخوام یه شلیک نمایشی داشته باشیم. یک خمپاره۱۲۰ودافعها ووسایل دیگر را برداشتم و بهسمت اهواز حرکت کردم. آقای عساکره برایم توضیح داد که فردا قرار است جلسه رونمایی از قایقهای کد ۲۴ برگزار شود و همه فرماندهان حاضر در عملیات میآیند تا با سازوکار قایق آشنا شوند.» قایق بارها تست شد و به عملیات بدر رسید. از این قایق در بسیاری از عملیاتها استفاده شد و باعث نفوذ رزمندگان ایران به آنسوی هورالعظیم شد که نتایج درخشانی در هشت سال دفاعمقدس برای ما رقم زد.
تداوم یک مسیر خلاقانه
ابداعات علی حمامی و دیگر همکاران و همرزمانش به اینجا محدود نشد و سالها بعد به او پیشنهاد ساخت جایروکوپتر شد. هر بار ساخت تسلیحات و ادوات نظامی بهدلیل وابستگی به مشکل برمیخورد، یکی از افرادی که سراغش را میگرفتند، علی حمامی بود. قرار بود اسپانیا طی قراردادی ۵۰ فروند جایروکوپتر به ایران بفروشد. همچنین خلبانهایی برای آموزش نیروهای ایرانی بفرستد. اسپانیا بعد از تحویل اولین جایروکوپتر به ایران به بهانه تحریم کشورمان و اینکه بخشی از سهام این شرکت متعلق به آمریکاییهاست، به تعهدات خود عمل نکرد. علی حمامی شب عید، در حال رسیدگی به باغچه خانهاش بود که یک تلفن بار دیگر این رزمنده مخترع را به دنیای ادوات کشاند. از او خواسته شد با مهندسی معکوس از این وسیله پرنده، جایروکوپتر ایرانی بسازد. تنها جایروکوپتر را گذاشتند داخل حیاط خانه علی. او و دوستانش با بازکردن تکتک قطعات، موفق به بازآفرینی آن شدند. برای ساخت این وسیله هم از هرآنچه در دسترس بود استفاده کرد. از آلومینیومهای اسقاطی، بدنه و از موتور پژو ۴۰۲، پیشرانه برایش ساخت. خواندن کتاب «بسازنفروشها»، تماشای سریال «صفر بیستوچهار» و مرور تلاشهای نوآورانه و سازنده جوانان در هشت سال دفاعمقدس بهروشنی نشان میدهد که فشارها و تنگناهای سخت، بستری برای شکوفایی خلاقیتهایی فراهم میکند که در شرایط آرام و معمولی، اغلب پنهان میمانند.