مخاطب در پایان هر قسمت با بخشی مستند از گفتوگوهایی روبهرو میشود که پیوندی اساسی با موضوع همان قسمت دارد. با وجود گذشت چند قسمت از سریال صفر بیستوچهار، آشکار است این مجموعه تلویزیونی حرفهای زیادی برای گفتن دارد. گزارش پیشرو، گفتوگو با کارگردان و برخی بازیگران این مجموعه است که در آن به بررسی نبوغ و خلاقیت جوانان ایرانی پرداخته شده است.
علیرضا محمدی، کارگردان صفر بیستوچهار حرفهایش را با تاکید بر این که دهه شصتی هستم، شروع میکند. او به جامجم میگوید: از نسلی هستم که جنگ تحمیلی را نهتنها لمس، بلکه زندگی کرده است. ساخت سریالهای دفاعمقدس وقتی به افرادی سپرده میشود که جنگ تحمیلی را ندیدند، کار دشوار میشود اما وقتی شما جنگ را دیده باشید، راحتتر میتوانید حالوهوای آن را در فیلم بگنجانید.
محمدی از پژوهشهایی حرف میزند که قبل از ساخت فیلم توسط تیمی متخصص انجام شده است: نتایج پژوهشها به ما کمک کرد، بتوانیم اثری بسازیم که تا حد ممکن به واقعیت نزدیک باشد.
او تأکید دارد دفاعمقدس به افرادی که در خطمقدم و جبهه میجنگیدند محدود نمیشود: میدانیم تنها رزمندگان نبودند که جنگ را پیش بردند؛ بلکه همه مردم ایران، از قومیتها و ادیان مختلف، درگیر آن بودند و اتحاد آنها باعث شکست دشمن شد، طوریکه حتی یک وجب از خاک کشورمان از دست نرفت.
او به عقبه جبهه اشاره میکند و میگوید: بیمارستانها، پایگاههای مردمی، تدارکات و بسیاری موارد دیگر در پشتجبهه به رزمندگان کمک میکردند؛ بنابراین ما سعی کردیم در این مجموعه سری هم به آنها بزنیم تا تلاش همه مردم ایران در جنگ تحمیلی دیده شود.
او پس از این توضیحات بیدرنگ، سراغ نکته اصلی سریال میرود و میگوید: شاکله اصلی سریال، نبوغ و خلاقیت جوانان ایرانی است اما اعتماد بالادستیها به جوانان ایرانی نکته مهمتری شمرده میشود. این اعتماد به جوانان شایسته اجازه داد تا از خلاقیت خود استفاده کرده و نبوغشان را نشان دهند. این نبوغ مربوط به جوانان دهه ۶۰ نیست و امروز نسل جوان ما بسیار خلاق و مستعد است اما اگر این اعتماد وجود نداشته باشد، نمیتوان از این ویژگی آنها بهره برد.
رویارویی جوانان نخبه با نفوذیها
این کارگردان در ادامه به خانواده اشاره میکند که به باور وی، کانون اصلی پرورش جوانان است. محمدی در اینباره میگوید: بهجای اینکه پسزمینه قصه را روایت کنیم، تصمیم گرفتیم آن را نمایش دهیم و مخاطب آن را ببیند. در زمان جنگ، مردم زندگی عادی خود را داشتند، عاشق میشدند، ازدواج میکردند، فرزند به دنیا میآوردند. ما سعی کردیم اینها را در سریال نشان دهیم. سریال صفر بیست و چهار در انتهای هر قسمت مصاحبه با افرادی را نشان میدهد که به شکل مستند وقایع فیلم را تأیید میکنند. محمدی درباره این نوع ارجاع، میگوید: تمام اتفاقاتی که در این سریال میبینید با مستنداتی همراه است. بخشی از این استنادها در انتهای هر قسمت گنجانده شده و بیننده باگذشت چند قسمت دیگر از سریال، متوجه میشود افرادی که در انتهای هر قسمت صحبت میکنند، کدام شخصیتهای سریال هستند. این کارگردان یادآوری میکند: در حیطه نمایشی موضوع «مستندنمایش» بسیار مورد توجه قرار میگیرد. مستندنمایش سبکهای مختلفی دارد که معمولا تصاویر مستند توسط دوربین ثبت و ضبط میشود. بهرهگیری فیلمسازان از این سبک را در بسیاری از فیلمهای دفاع مقدسی شاهد بودیم اما تفاوت کار ما سبک مورد اشاره در این است که اتفاقات و روایتهای واقعی را به صورت نمایش ساختیم، طوری که بازیگران نقش شخصیتهای واقعی را بازی میکنند. بنابراین افراد نقشآفرین در داستان در پایان هر قسمت صحبت میکنند تا شمایل واقعی بودن، کاملا به مخاطب منتقل شود. ما در این مجموعه بهجای استفاده از تصاویر مستند، همان روایتها را بهصورت نمایشی ساختیم.در سریال صفر بیست و چهار با وجودی که اثری در حوزه دفاعمقدس است اما تصویری از دشمن بعثی دیده نمیشود. محمدی میگوید این کار عامدانه است و توضیح میدهد: تا بخش آخر سریال حتی تصویر یک عراقی دیده نمیشود، چون توجه ما به جنگ نفوذها بود. آنهایی که اجازه نمیدهند از خلاقیت جوانان نخبه استفاده شود، نفوذیها هستند. موضوع این سریال هم درگیری با نفوذیهای بهظاهر خودی است. البته عملیات و شهادت در این سریال وجود دارد؛ ولی بیشتر از آنکه به مقابله با دشمن بپردازد، به رویارویی با نفوذیها پرداخته است.
محمدی درباره جریان نفوذ، مطالعه و تحقیق داشته است. او اینطور بیان میکند: نفوذ، سطوح مختلفی دارد. از جاسوسی از فرماندهان گرفته تا پایینترین سطح که حتی به آشپزخانه نفوذ میکردند.
قهرمان واقعی شکست هم میخورد
باوجود گذشت چند قسمت از این سریال، لوکیشنهای خاص آن به چشم میآید. لوکیشنهایی که به نظر میرسد تولیدکنندگان این سریال با ساخت آن تلاش کردند موقعیت مکانی مناسب با روایت را ایجاد کنند. وقتی در گفتوگو به این موضوع اشاره میشود، محمدی میگوید: معمولا گروه تولید احساس میکنند تلاش آنها دیده نمیشود اما در این اثر تلاش گروه تولید چشمگیر است. تعامل طراح صحنه با کارگردان و فیلمبردار دلیل دیگری برای ایجاد لوکیشنهای مناسب بوده است. برای ساخت لوکیشن، فیلم و تصویر واقعی بسیاری دیدم؛ ولی در اجرای آن محدودیتهایی داریم. در شهرک دفاعمقدس ساختوسازهایی داشتیم و سعی کردیم جغرافیای آن را شبیه هورالعظیم کنیم.
او ادامه میدهد: جغرافیا و پوشش گیاهی اطراف این رود که از خرمشهر تا اهواز ادامه دارد، بسیار متفاوت است. نیزاری که سمت اهواز وجود دارد با نیزار شادگان و خرمشهر متفاوت است. با علم به همه این موارد و محدودیتهای موجود، سعی کردیم منطقهای به وجود بیاوریم که تاحدامکان با واقعیت تطابق داشته باشد.
محمدی اضافه میکند: همه لوکیشنها فقط در مناطق جنگی نیست، موقعیتهای شهری و همچنین لوکیشن در رختشویخانه داریم. برای همه اینها مطالعه شده تا درست از آب دربیاید.
این کارگردان به قهرمان فیلم هم اشاره دارد. قهرمانی که مخاطب تلویزیون شخصیتی متفاوت از او میبیند: الگوی قهرمان از الگوی قهرمان واقعی تبعیت دارد. در این سریال، قرار نیست صرفا پیروزی را روایت کنیم، بلکه شکست را هم میبینیم. وقتی دوست قهرمان فیلم شهید میشود، میبینیم که او برایش گریه میکند و زار میزند. محمدی عقیده دارد این یک الگوی جوان دههشصتی است که سعی میکند واقعی به رخدادها نگاه کند.
رمزی برای یک قایق جنگی
واقعی نشاندادن روایتهای این سریال، نهتنها در لوکیشن بلکه با تصویربرداری هم به چشم میآید. احساس میشود دوربین روی دست است. اما این روش که ساده و آسان بهنظر میرسد، معمولا در فیلمهای مستند و گزارشی تلویزیون استفاده میشود. کارگردان این اثر میگوید: دوربین ما سیال است و با این روش تصویربرداری سعی کردیم نشان دهیم روایتهای ما که بهشکل نمایش درمیآید، واقعی است. این سبک تصویربرداری باعث میشود مخاطب احساس کند مستندی از زندگی را تماشا میکند.
چرا صفر بیست و چهار؟
اما اسم سریال هم متفاوت است. شاید این پرسش برای مخاطب مطرح شود که چرا نام صفر بیست و چهار برای آن انتخاب شده است. کارگردان این اثر چنین پاسخ میدهد: نام سریال، به معنای ۲۴ کیلومتر بعد از نقطه صفر مرزی است. این عدد کد رمز «قایق عساکره» بود؛ قایقی که بهشکل نوآورانهای ساخته شد، طوری که مناسب حمل تعداد زیادی خمپاره باشد و بتوان از داخل آن شلیک کرد. این قایق که توسط آقای حمامی ساخته شده بود، مهندسی شگفتانگیزی دارد. او این را هم اضافه میکند که قایق عساکره عینا توسط همان شخص یعنی آقای حمامی برای فیلمبرداری ساخته شده است. نام ایرج محمدی، تهیهکننده تانکخورها بهعنوان مشاور این سریال بهچشم میخورد. وقتی این موضوع را پیش میکشیم، علیرضا محمدی میگوید: سینما و تولید، کار گروهی است و فعالیت گروهی را میطلبد. بهرهمندی از مشاورههای ایشان در کنار دیگر اساتید باعث شد بتوانم دست به ساخت این مجموعه تلویزیونی دشوار بزنم.