جام جم آنلاین - «امید» گره کور فوتبال ایران است و شگفت آنکه همین امید بیش از هر رده سنی دیگری فوتبال ایران را ناامید کرده است. سالها و دهههاست که این تیم درست بشو نیست که نیست. تیم ملی امید در عربستان همان همیشگی بود، همان تیمی که سخت گل میزند و بد «وا» میدهد. امید روانخواه دنبالهای بود بر سرمربیان ناکام تیم ملی امید. از محمد مایلیکهن گرفته تا رضا عنایتی؛ و از علیرضا منصوریان گرفته تا حمید استیلی و مهدی مهدویکیا. این تیم تا چه زمانی میخواهد ناکام باشد؟
امیدِ بدون گل!
تیم ملی امید درست بر عکس نامش است. ناامید، بی انگیزه و ناتوان. تیمی که نیم قرن است در حسرت المپیک میسوزد و میسازد حالا در آسیا هم توان نطق کشیدن ندارد. نخستین مشکل این تیم در رقابتهای قهرمانی زیر ۲۳ سال آسیا این موضوع بود: تیم گل نمیزد. اگر تعداد تیمهای مرحله گروهی رقابتها به جای چهار تیم با هشت تیم هم برگزار میشد باز هم تیم ملی فوتبال امید ایران گل بزن نبود که نبود. سه بازی و بدون گل. سه بازی و سه مساوی بدون گل و یک شکست. تیمی که گل نمیزند یعنی اینکه از پایه و اساس مشکل دارد. سوالات بی شماری شکل گرفته است. مگر میشود در رابطه با تیم ملی فوتبال امید هیچ برنامهای برای تقویت گلزنی وجود نداشته باشد؟ مهاجمان ایران چه تمریناتی را پشت سر گذاشتهاند؟ چه کسی مسئول است؟ روانخواه و یا دیگران؟ چه بلایی سر تیم ملی آورده و میآورند و خواهند آورد؟
چالش بزرگ: بدنسازی
تیم ملی امید ایران در حد یک تیم آماتور هم بدنسازی نمیکند، شاهد این ادعا فهرست قابل توجه بازیکنانی است که در رقابتهای زیر ۲۳ سال آسیا مصدوم شدند. اشکهای محمد عسگری آغازی بر مصدومیتهای متعدد ملی پوشان بود. در حالی که برخی به جنبههای احساسی این قضیه و اشکهای بازیکنی مثل عسگری نگاه میکنند چالش بزرگتر بدنسازی است که انگار حتی خود امید روانخواه هم فراموش کرده است.
فروپاشی همیشگی
تیم ملی امید یک مشکل همیشگی دارد و آن این است که بعد از یک ناکامی دیگر تیم از هم فرو میپاشد. اکثر بازیکنان آن به سرنوشت تلخی دچار میشوند و دیگر ردی از آنها پیدا نمیکنند. این فروپاشی همیشگی بخش مهمی از سرمایههای انسانی فوتبال ایران را از بین میبرد و نتیجه این میشود که تیم ملی فوتبال ایران در حالی که تمام دنیای فوتبال به سمت جوانگرایی حرکت میکنند باید با بازیکنان دهه شصتی و بازیکنان متولد اوایل دهه هفتاد به جام جهانی ۲۰۲۶ برود.
متهم اصلی: تاج و رفقا
بلایی که سر تیم ملی امید آمده داستانی به قدمت چند دهه است. تیمی که بیش از نیم قرن است به المپیک نمیرسد قطعا مشکلات ساختاری فراوانی دارد و این اوضاع نشان میدهد تیم ملی امید هیچ پشتوانه و برنامهای پشت خود نداشته است. مهدی تاج بخش بزرگی از ناکامی تیم ملی فوتبال امید است. برنامههای بدون سرانجام و شرایط پرنوسان اجرای برنامهها همیشه یک معضل بزرگ و همیشگی را رقم میزند. تاج متهم اصلی است.
تیم ملی امید همیشه سرنوشت تلخی داشته است. انگار پایانی بر این ناکامیها وجود ندارد مگر اینکه یک زلزله در فوتبال ایران رخ بدهد، چیزی که دهههاست نیاز اصلی فوتبال ایران به شمار میرود.