محمد شعبانپور که نقش اول را بازی میکند، نشان میدهد مهران مدیری قصد حمایت از بازیگرانی را دارد که خیلی ستاره نیستند اما احتمالا جلوی دوربین او شانس ستاره شدن را پیدا میکنند.
اما از این حرفها بگذریم، حتما حسن معجونی و علیرضا خمسه کار جدیدی از خودشان ارائه دادهاند. حتی خود مهران مدیری هم به یک گونه دیگر در شیش ماهه ایفای نقش کرده است. اتفاقا نشان میدهد مهران مدیری قصد دارد تنوع پیشه کند. در محتوا هم این اتفاق را رقم زده است یعنی موقعیتهای کمیک خلق میکند اما مخاطب را از خنده رودهبر نمی کند. این اتفاق جذاب است. چراکه طنز و کمدی بامحتوا ارائه میکند و اصطلاحا حرف برای گفتن دارد و مخاطب را برای لحظاتی هم که شده به فکر فرومیبرد.
دیگر مخاطب از خندیدن لحظهای خسته شده و به دنبال این است تماشاگر کمدیای باشد که حرف برای گفتن داشته باشد. هرچند مهران مدیری پیش از این با کمدیهای سیاسی و کنایههایی که در کارهایش وجود داشته، معمولا دنبال خنده صرف نبوده و همیشه لایه به لایه مخاطب را به خنده نزدیک کرده است. نامش را کمدی تلخ یا سیاه نگذاریم اما شیشماهه با دغدغه هایی که دارد، مخاطب را به این سمت میبرد هرچند مهران مدیری در مقام کارگردان جامعه را بهخوبی به نمایش میگذارد، خانواده و رفتارهای پرسوناژها همه ما را به یاد پیرامونمان میاندازد اما نهایتا به موقعیتسازی شوخی و خنده و سر ذوق آوردن مخاطب هم فکر کرده است. با چالش حراج و شوخیهای بین دو خواهر و مطب روانشناسی همه کار کرده، هم دغدغهمند باشد و هم کمدیپسند؛ اما نه ابتذال!
البته شاید برخی اینطور میپندارند که حتما حال مهران مدیری و نویسندگان سریال مثل همیشه بانشاط و شاداب نبوده که به چنین فیلمنامه و حال و هوای طنز رسیدهاند که اینطور نیست؛ او به همیشه با لایهبندیها به کمدی رسیده است. البته ناگفته نماند مثل همیشه با نمایش پشت صحنه مخاطبی که به دنبال خنده صرف است را سر کیف میآورد. او به شکل دیگر کارهایش، مخاطب سریالهایش را از آنچه در اتمسفر فیلمبرداری اثر اتفاق افتاده، باخبر میکند.
اتفاقا همیشه از این بخش استقبال بسیار میشود. بنابراین شیشماهه سریالی بود که بازگشت آبرومندانهای را برای مهران مدیری رقم زد تا مخاطب را منتظر سریال نوروزیاش یعنی مرد سههزار چهره نگه دارد.