که با فتح قله های آسیایی ، جهانی و المپیک به محبوبیت هم رسید، جایگاه ویژه ای دارد.
وقتی جایگاهت را بخوبی بشناسی و موقعیت خود را بدرستی درک کنی ، وقتی سلسله مراتب را گام به گام طی کنی ، به همان اندازه هم می توانی به قلب توده های مردمی راه یابی و ماندگار شوی. کارنامه ورزشی مرد 6مداله کشتی ایران از 2 بعد قهرمانی و اخلاقی مقبول و قابل اعتناست. جوان ترکه ای که از محروم ترین نقطه شهرستان کرج راه پرتلاطم قهرمانی را بدون وقفه و به شکلی شگرف پشت سر گذاشت و ثمره آن یک مدال طلا، 3 نقره و یک مدال برنز از مسابقه های جهانی بود. به جمع این گنجینه با ارزش باید مدال برنز المپیک 2004 آتن را نیز اضافه کرد تا نام حیدری هم در جمع مدال آوران المپیکی ثبت شود. مدالی که بحق ارزشی به اندازه طلا داشت و براستی شایسته ترین 96 کیلویی المپیک آتن برای صعود از سکوی قهرمانی کسی نبود جز حیدری که در عین سزاواری و پیروزی بر گربه سیاه خود یعنی الدار کورتانیدزه به تایید همه خبرگان کشتی ، شایسته ترین کشتی گیر برای تصاحب «طلا» بود، اما اشتباه داوری در مبارزه با ابراگیم اف ازبکستانی مزد زحمات او را برای طلا به برنز تبدیل کرد. حیدری هنوز هم شانس جبران بدبیاری آتن را در پکن دارد گرچه او مردد است ، اما وسوسه های کسب طلای المپیک همچنان او را پرانگیزه به تمرینات کشتی سوق می دهد. شاید آینده به حیدری و کشتی برای کسب ششمین طلای تاریخ المپیک روی خوش نشان دهد.
به عنوان اولین سوال ، دیدگاه خود را درباره نحوه سیاستگذاری و مفاهیم و واژه هایی که در ورزش به کار گرفته شده بیان کنید؛
فضای ورزش ما فضای قهرمانی نیست. فرهنگ قهرمانی رو به نزول است. با شعار پهلوانی و اخلاقیات ، بر کارهایی که انجام نمی دهیم و فرهنگ سازی نکرده ایم ، سرپوش می گذاریم. وقتی واژه ای را عنوان می کنیم ، باید از همه نظر طبق مفهوم آن عمل کنیم . یعنی وقتی از ورزش حرف می زنیم ، باید از تمام زوایا و جوانب به آن بپردازیم و ورزش قهرمانی ، پهلوانی و اخلاقی را در نظر بگیریم. متاسفانه وقتی قهرمان نمی شویم ، می رویم سر اخلاقیات و از واقعیت ها فرار می کنیم. وقتی مثل حالا که در آستانه بازیهای المپیک 2008 پکن قرار داریم چقدر به این موضوع پرداخته شده و چقدر برای آن سرمایه گذاری کرده ایم. شما نگاه کنید در رسانه ها و رادیو و تلویزیون دیگر کشورها چقدر درباره المپیک تبلیغ می کنند، ولی در کشور ما کمتر توجه می شود. جامعه ما در حال گذر است و فرهنگ ها تغییر می کند. بالطبع نوع دیدگاه ها هم باید تغییر کند. اگر مشکلی بروز می کند، در کل جامعه ما مشهود و قابل رویت است ، چون به ورزش هم سرایت کرده است. در بحث فرهنگ سازی و جوانان ، در این تبادل مشکل داریم و حاصل پرباری نمی بینیم. چون جوانان ما کمتر دنبال تلاش و سختی هستند. فکر می کنم به دلیل نگاه انتقادآمیزی که به فضای زندگی دارند، به بیراهه می روند و راه را به اشتباه طی می کنند، در نهایت همه چیز به ضرر خودشان تمام می شود.
فضای ورزش قهرمانی را در آستانه المپیک چگونه می بینی؛
به نظر من ، موفقیت آن چنانی در المپیک در انتظار ما نیست . به دلیل این که برای هیچ هدف و برنامه ای بموقع دورخیز و حرکت نداریم . به رغم آن که فقط حدود 9 ماه تا المپیک پکن زمان ناچیزی مانده ، حرکت ورزش ما کند و نامحسوس است و در واقع بحث روز ورزش المپیک نیست. اما در فاصله 3 - 2 ماه به المپیک فضای ورزش شلوغ می شود و همه کارها شتابزده به پیش می رود. اردوها راه می افتد، کارهای تبلیغاتی شروع می شود اما از آنجا که فرصتهای مغتنم را از دست داده ایم ، کارها اساسی انجام نمی شود و در کارهای تدارکاتی و آماده سازی خوب عمل نمی کنیم. اکنون مسوولان ورزش کشور غافل از آن که 9 ماه به المپیک مانده ، هیچ برنامه خاصی ارائه نکرده اند و بیشتر درگیر مسائل روزمره و شخصی هستند. یک خانواده برای موفقیت فرزند خود کلاسهای مختلف را تدارک می بیند و برای این هدف هزینه ها را از قبل پرداخت می کند تا بچه شان امتحانات را با موفقیت پشت سر بگذارد.
اما در ورزش ما کارها کاملا مغایر و بالعکس است و به صورت اصولی و منطقی سرمایه گذاری و برنامه ریزی نمی شود. هر چه حاصل می شود، بر اثر کارهای فردی است نه گروهی . در المپیک 2004 آتن همه جا صحبت از این بود و توقع داشتند که حیدری باید قهرمان المپیک شود، اما آیا کسی از حال و روز وضعیت جسمانی و روحی روانی من باخبر بود که در فاصله 25 روز به المپیک در اردو دچار عفونت روده شده بودم و تب و ناراحتی گوارشی داشتم.
دکتر بالای سرم نیاوردند، خودم سرم زدم و دوستانم برای من غذای سبک و سوپ می آوردند. چون در اردو غذای مرا تغییر ندادند. شاید این موضوع در ظاهر کوچک و پیش پا افتاده جلوه کند، اما بسیار مهم است و در روحیه قهرمانان می تواند در آستانه حضور در مسابقات بزرگ تاثیرگذار باشد و نشان می دهد که توجه و حمایت لازم از قهرمانان حتی در زمان برپایی اردوهای آماده سازی وجود ندارد، اما در نقطه مقابل وقتی یک ورزشکار به عنوان قهرمانی می رسد و روی سکوی افتخار می رود، همه این موفقیت را از آن خود می دانند. اگر به کارنامه موفق و روند قهرمانی ورزشکارانی که در المپیک قبل مدال و افتخار برای کشور کسب کرده اند توجه شود که آنها با چه دیدی و با چه حرکتی این روند موفقیت را طی کرده اند، به این جمع بندی می رسیم که موفقیت آنها حاصل سیاستگذاری منطقی و برنامه ریزی اصولی نبوده ، اگر چنین بود، می توانستیم باز هم چهره های شاخصی چون رضازاده را در ورزشهای مختلف کشف و شکوفا کنیم . مگر در ورزش ما چند تا ساعی ، چند تا رضازاده ، چند تا حیدری و... داریم که در حفظ و تامین آنها این گونه کوتاهی و کم توجهی را باید شاهد باشیم.
آیا تاکنون مسوولان ورزش به این موضوع توجه داشته اند که امثال حیدری چگونه خود را در ورزش مطرح و راه قهرمانی را طی کرده و به قهرمانی رسیده اند و چه کسانی حمایتشان کرده اند.زمانی که من وارد ورزش شدم و می خواستم به سالن تمرین بروم ، حتی پول کرایه ماشین نداشتم و هیچ کس سراغی از من نمی گرفت. اما این راه دشوار قهرمانی را به دلیل نیاز با رنج و مرارت فراوان طی کردم. اما آیا موفقیت قهرمانانی همچون من حاصل حمایت و برنامه ریزی دستگاه ورزش بوده است و این دردناک است که مسوولان ورزش از وضعیت و شرایط گذشته و حال قهرمانان بی خبرند، اما وقتی یک ورزشکار به افتخار و قهرمانی می رسد صاحب پیدا می کند. در حالی که در یک سیستم پیشرفته باید به گونه ای سرمایه گذاری و برنامه ریزی کرد که سیستم باعث پرورش استعدادها شود چرا که دیگر زمان حضور ورزشکاران خودساخته به پایان رسیده و باید با کمک فناوری و علم ورزش استعدادها را شناسایی و تا رسیدن قله افتخار از آنها حمایت و پشتیبانی کرد.
چرا از کشتی گیری به مربیگری رفتی؛
در آن مقطع دیگر انگیزه ای برای کشتی گرفتن نداشتم و باید در یک جا خدمت می کردم. به عشق خدمت در کسوت مربیگری وارد شدم ، اما خیلی زود پی بردم فضا با اهداف مهم پیش رو در بازیهای المپیک مناسب نیست و نمی توانم انتظارات را برآورده کنم.
در مدت کوتاهی که به عنوان مربی در خدمت تیم ملی کشتی بودم ، علاوه بر مسوولیت اصلی که به عهده من گذاشته شده بود، جوانب کار هم بسیار ذهن مرا به خود مشغول کرده بود که خدای ناکرده کدورت و بی حرمتی بین نفرات و بزرگتر و کوچکتر به وجود نیاید. قاعدتا باید به برزگر به عنوان یک پیشکسوت احترام می گذاشتم . در واقع معذورات اخلاقی محدودیت هایی را در کار به وجود می آورد تا اختیار عمل نداشته باشم چرا که وقتی بزرگتر حرف می زد، باید احترام می گذاشتم . تفاوت مهمی در شیوه کاری من در قیاس با زمان کشتی گیری ام به وجود آمده بود. در کشتی گیری باید با حریف می جنگیدم ، اما در مربیگری بحث فرق می کرد؛ نمی خواستم کاری بکنم که باعث اختلاف و حاشیه سازی شود.
وضعیت کلی کشتی را در این مقطع چگونه می بینی ، آیا قصدکشتی گرفتن داری یا...؛
کشتی ما براثر تغییر و تحولات متعددی که داشته ، از حالت خودش خارج شده و از اصالت و ماهیت اصلی اش فاصله گرفته و تعداد نفرات تصمیم گیرنده افزایش یافته است. کشتی بیش از هر چیز نیاز به همدلی و آرامش دارد. باید اختیارات و وظایف مشخص شود تا همه بدانند در کجای کار قرار دارند و به حیطه کاری دیگری وارد نشوند.
بنده به نوبه خود دیگر قید مربیگری را زده ام ، اما هر جا که احساس کنم به من نیاز است ، در خدمت تیم ملی کشتی خواهم بود. اما در حال حاضر بحث تیم ملی را دنبال نمی کنم . باید موقعی بیایم که کارساز باشم و در جایگاهی قرار بگیرم که بتوانم مفید واقع شوم و باعث حرکت مثبت و روبه جلویی باشم.
در خصوص کشتی گیری هم هنوز تصمیم قطعی نگرفته ام. دارم تمرین می کنم. اگر احساس کنم می توانم برای کشورم باز هم افتخار کسب کنم ، روی تشک خواهم آمد. مطابق مقررات و مثل یک کشتی گیر تازه کار در همه مسابقه های انتخابی هم شرکت خواهم کرد. چون احساس می کنم حق من هم مثل سایر مدعیان است ، نه بیشتر. اگر از من بخواهند، در هر کجا کشتی خواهم گرفت. مساله من کشتی نگرفتن نیست ؛ چون نمی خواهم حق کسی را در تیم ملی ضایع کنم.
آمدن صنعتکاران و رفتن مهدی زاده را چگونه می بینی؛
به نظر من وضعیت کشتی با رفتن آقای مهدی زاده و آمدن آقا صنعت تفاوت زیادی نخواهد کرد. چون نه شرایط تغییر می کند و نه آدمها با هم تفاوت آنچنانی دارند. گذشته های این دو مثل هم است . حضور این دو پیشکسوت به یک اندازه می تواند موثر باشد. آقای مهدی زاده هم به اندازه خودشان تلاش کردند که کمیته فنی بتواند برای کشتی و تیم ملی موثر و راهگشا باشد. اما مشکل اصلی موجودیت کشتی است که کفگیر کشتی بدون پشتوانه دارد به ته دیگ می خورد. متاسفانه سرمایه و پشتوانه کشتی از حضور نفرات پرتعداد کارساز تهی شده است.
کمیته فنی چه نقشی در تیم ملی دارد؛
کمیته فنی کشتی با چنین موجودیتی چه معجزه ای می تواند داشته باشد. بیشترین بحثی که این کمیته می تواند انجام دهد در انتخاب تیم ملی است . نمی توان انتظار داشت که این کمیته در زمانی کوتاه در بحثهای کلان و توسعه کشتی کار خاصی انجام دهد. به طور مثال در سنگین وزن وقتی فقط یک مهره کارساز مانند فردین معصومی وجود دارد، کمیته فنی در صورت ضرورت کسی را نمی تواند جایگزین وی کند.
برای ارتقای سطح دانش مربیان گریزی نیست ، مگر آن که میدان را برای فعالیت کشتی گیرانی که در سطح بالا از صحنه خارج شده اند، آماده کرد تا تحول در کار آموزش ملی پوشان ایجاد شود. باید کشتی گیرانی که در دوران کشتی گیری از دانش ، هوش و قابلیت های فنی برخوردار بوده اند، به کسوت مربیگری جذب کرد و آنها را آموزش داد.
متاسفانه بحث سازندگی در کشتی بسیار محدود است. باشگاهداری در کشتی یا کم است یا نداریم. کشتی گیری که از این باشگاه به آن باشگاه می رود، اگر بدرستی هدایت نشود، سردرگم می شود و روند پیشرفت او دچار اختلال و توقف خواهد شد. وقتی کشتی گیری در یک باشگاه حضور دائمی داشته باشد، مربیان باشناختی که نسبت به او دارند، حامی و دلسوزش خواهند بود. اما کشتی گیرانی که مدام در حال رفت و آمد در باشگاه های مختلف هستند، دچار خسران می شوند.
متاسفانه نقش سازنده باشگاه ها در پرورش استعدادهای کشتی نامحسوس یا به طور کلی از بین رفته است. باید بر مسند باشگاه ها قهرمانان کارآزموده و تحصیلکرده قرار بگیرند، مثل روسها که تمام پستهای مدیریتی به قهرمانان و مربیان سپرده شده است.
باید بکوشیم باشگاه ها را حفظ کنیم و مربیان نیز همچون پدر خانواده نسبت به شاگردان خود شناخت ، تعصب و دلسوزی داشته باشند.
درباره تغییر و تحولات اخیر در فدراسیون کشتی چه نظری داری ، آیا می تواند وضعیت موجود را بهبود بخشد؛
به هر صورت تا حدودی قابل پیش بینی بود که تغییراتی ایجاد خواهد شد. وقتی بحث شخصی می شود و حضور یک نفر باعث رفتن شخص دیگری می شود، باید کسی در راس قرار بگیرد که بدون روابط و با گذشتن از خودش مجموعه فعال و صمیمی را دور هم جمع کند.
البته من این شرایط را پیش بینی می کردم. باید شرایط برای فضای کار آماده باشد. چون شرایط را برای کار کردن مناسب ندیدم ، چاره ای جز کنار کشیدن نداشتم.
شرایط موردنظر شما...
بحث کاری شرایط خاص خود را دارد. من هم در شرایطی می توانستم به فعالیت خود ادامه دهم که عده ای نباشند. با تمام حرمت و ارادتی که به بزرگترها و پیشکسوتان دارم ، اما حضور آنها معذورات اخلاقی را پیش می کشید. آنها باید در جایگاه خود صاحب ارزش و اعتبار باشند، اما در کار اجرایی باید دست سرمربی باز باشد و با آرامش خاطر برنامه های خود را به پیش ببرد. در واقع به دلیل اخلاقیات و حرمت به پیشکسوتان مجبور به کناره گیری شدم.
ولی باز هم تاکید می کنم بدون پست و مسوولیتی از هر کاری که بتوانم برای موفقیت کشتی کشورم انجام دهم ، فروگذار نخواهم کرد. من حسابی برای پستی در کشتی باز نکرده بودم به همین دلیل خیلی راحت از مسوولیت سرمربیگری تیم ملی کنار کشیدم. پستی که بسیاری برای تصاحب آن سر و کله می شکنند.
مشکلات کشتی را در کجا می دانی؛
کشتی همچنان با مشکلاتی ریشه ای دست به گریبان است. به نظر من حرکت کشتی باید خیلی زودتر از اینها برای المپیک شروع می شد. وقتها و فرصتها را به دلیل مباحث مدیریتی و جابه جایی ها تلف کرده ایم. با توجه به این که باید در مسابقه های گزینشی برای کسب 5 سهمیه شرکت کنیم ، باید در اجرای برنامه ها با شتاب تر عمل کنیم. حضور در تورنمنت های بین المللی یکی از ضرورت های حال حاضر کشتی جهت کسب سهمیه و شناخت هر چه بیشتر چهره های شاخص برای المپیک است.
فضای اخلاقی و رفتاری کشتی را چگونه می بینی؛
در تاریخ کشتی ایران 2 شخصیت ورزشی الگو بوده اند. یک زمان ورزشکاران و کشتی گیران یا خودشان در کشتارگاه شاغل بوده اند یا با چنین افرادی دمخور و در ارتباط بودند و فرهنگ خاصی در کشتی حاکم بود. اما به مرور در فضا و فرهنگ کشتی گیری ایران دگرگونی ایجاد شد و کشتی گیران بسیاری در حال حاضر دانشگاهی شده اند، هر زمان یک چیز الگو می شود. وقتی قهرمانی الگو شود، همه به دنبال آن می روند. مثل مسابقه های جهانی 1998 تهران که همه نفرات دنبال مدال و قهرمانی بودند. باید در کشتی سبک ایجاد کرد، اما تا کشتی گیری می آید صاحب سبک شود، همه چیز تغییر می کند.
در یک مقطع زمانی همه کشتی گیران زیرگیر بوده اند. زمان دیگری کشتی گیران به کشتی دفاعی روی آوردند. یک موقع همه بدلکار بودند. باید ریشه ای کار کرد تا یک کشتی گیر به تمام تاکتیک های کشتی تبحر داشته باشد. در کشورهایی مانند روسیه و امریکا سیستم کشتی گیری باثبات است و می توان الگوسازی کرد.
وسوسه سیاسی شدن دارم اما شرایط اش را ندارم
آیا تا به حال وسوسه حضور در محافل سیاسی و اجتماعی مثل قهرمانان بزرگی چون رسول ، امیر خادم ، دبیر و... داشته ای؛
بله ، بعضی وقتها این مسائل در ذهنم خطور می کند، اما درباره اش هنوز فکر نکرده ام. اما ترجیح می دهم در وهله نخست اگر چارچوبی وجود داشته باشد، در ورزش خدمت کنم . اگر بتوانم دین خودم را به ورزش ادا کنم ، خیلی بهتر است ؛ چون بدون تعارف من و امثال من بدهکار مردم هستیم و اگر می توانیم حرکتی انجام دهیم ، باید از ورزش شروع کنیم.
ورود به عرصه سیاست و مسائل اجتماعی بسیار حساس و خطرناک است و کار هر کسی نیست. باید علم و تجربه آن را داشت. من هنوز جرات آن را پیدا نکرده ام که به صرف شهرت در ورزش و رای آوردن در انتخابات گام در عرصه سیاست بگذارم. چون علمی در مهندسی شهری یا مسائل سیاسی و بین المللی ندارم. اگر هم رای بیاورم ، فقط به دلیل محبوبیت و شهرتی است که در ورزش حاصل شده و مردم راحت به چهره های ورزشی و... رای می دهند. اگر فضایی باشد که بتوانم در اجتماع و سیاست تاثیرگذار باشم ، من هم وارد می شوم ؛ اما فعلا اولویت من خدمت در ورزش است. حضور ورزشکاران در عرصه های مختلف سیاسی ، اجتماعی و... باید براساس توانایی ها باشد، اما من مخالف این جریان هستم که چون ورزشکاران بیشتر از سیاسیون می توانند رای بیاورند، وارد جریانات سیاسی شوند.
تغییرات مقررات کیفیت کشتی را بالا برده است؛
تغییر متعدد مقررات به کیفیت کشتی لطمه می زند و باعث اختلال در سبک و شیوه کشتی گیران می شود. هر بار که قانون تغییر می کند، کشتی گیر هم باید خودش را با قوانین تطبیق و روش تمرینات و کشتی گرفتن خود را تغییر دهد. به نظر من ، بهترین مقررات در مسابقه های جهانی 1998 به اجرا درآمد، اما بعد از آن تصویب قانون «کمر تو کمر» به ضرر کشتی گیران ایرانی تمام شد. در سالهایی که این قانون اجرا می شد، من خیلی متضرر شدم و 4 - 3 مدال جهانی و المپیک را به دلیل این قانون از دست دادم. اما اگر این قانون جدید در دوران اوج کشتی گیری ام اجرا می شد، چند مدال طلای جهانی و المپیک می گرفتم.