«آنام» مجموعهای از قصههای تودرتو و پیچیده است که یک خط واحد را دنبال میکند که ماجرای دوباره رسیدن مارال و دخترش به یکدیگر است؛ وصالی که به سرانجامی شیرین ختم نمیشود و در نهایت با مرگ مارال کام بینندگان را تلخ میکند. شیوه روایت فیلمنامه این سریال که بهقلم امیرعباس پیام نوشته شده، بازگشت ازحال به گذشته و درگیرکردن مخاطبان در فرآیند یافتن ریشه زخمهای کنونی شخصیتهای قصه است؛ فلشبکهایی که ازقضا به مهمترین نقطهقوت آنام بدل میشود؛ قابهایی ازگذشته که دراین سریال شاهدشان هستیم، بهواسطه طبیعت آذربایجانوهمچنین بازیهای هنرمندانه ازبخشهایدیدنیاثر است.
از سوی دیگر، اطلاعات در مورد علل اتفاقات زمان حال، آنچنان قطرهچکانی و بهصورت مقطع به مخاطب ارائه میشود که او را در هر قسمت پیگیر و راغب نگاه میدارد اما آنچه اندکی ازجذابیت اثر میکاهد،پراکندهگویی درنتیجه ازدیاد داستانکها است؛ داستانکهایی که اغلب سعی دارند خود را بهزور در خط اصلی قصه جا کنند اما بیشترشان از کادر بیرون میمانند. مواردی نظیر پرداختن به شغل مادر (مهرانه مهینترابی) که میخواهد بینندگان را با مشکلات ناباروری و پیشرفت کشور در زمینه روشهای کمک به باروری آشنا کند، از همیندست هستند.
با وجود این و علاوهبر قصه جذاب، آنام صاحب ویژگیهای دیگری هم هست که میتواند مخاطبان را با خود همراه کند. این سریال تلویزیونی که پیش از این از شبکه سه سیما پخش شده بود، نقشآفرینیهای خوب و قابل توجه کم ندارد. نمونهاش کاظم بلوچی، ایفاگر نقش پدرشوهر آرزو است که بهخوبی از پس آنچه به او محول شده برآمده و نقش مردی لاابالی و سودجویی که حتی به اموال پسرش هم چشم دارد و برای صعود طبقاتی خود و خانوادهاش به هر ریسمانی چنگ میزند را بهخوبی درآورده است. افزون بر این، زندهیاد سیروس گرجستانی، بازیگر توانمند سینما و تلویزیون نیز یادگاری فاخری از خود در سریال برجای گذاشته است. حضور گلچهره سجادیه پس از سالها در قاب جادو درقامت نقش اصلی قصه هم یکی دیگر از خصایص مورد توجه مجموعه است. این موارد باعث میشود سریال مذکور پس از سالها همچنان گرم، گیرا و تماشایی باشد.