تاکید برکار گروهی و هماهنگی جمعی که در همه سریال القا می شود، احساسی است که رگ و پی «داستان ها» را سرشار از خود کرده . این قضیه ، اما موقعیت قهرمان پردازانه ، فرازهای مهم و حساس هر قصه / یا بخش سریال را تضعیف نمی کند و چنان می نماید قهرمان پردازی و کارهای فی البداهه ، اما حیاتی ، واجب و بی ادعا که بدون چشمداشت از سر ایثار و جان فدایی از سوی چهره ویژه این سریال انجام می شود. نه تنها به گروه و کار گروهی لطمه نمی زند و موقعیت و حیثیت حرفه ای دیگر اعضا را تحت تاثیر منفی قرار نمی دهد که گروه را حتی ارتقا داده و به همدلی بیشتر اشخاص سریال و مردم درگیر در رویدادها و حوادث ناخواسته کمک می کنند. در عین قهرمان پردازی و قهرمان سالاری شاهد بی ادعایی و بی تکلفی شخصیتی هستیم که با کار متهورانه اش توانسته هم نظر بینندگان را به چین های چهره کارکشته اش جلب کند هم در گروه انگیزشی برای ریسک بیشتر و شیرین تر کردن ماجراها (به اضافه نوعی سرمشق شدن) ایجاد کند. با این احوال در مجموعه نشان سرخ هیچ کس به جای دیگری نیست . شخصیت ها موازی هم نیستند.
پردازش اشخاص سریال بخوبی صورت گرفته ، ملاک ها و معیارهای هر یک از افراد را می توان تعریف کرد و بر ابعاد وجودی شان انگشت گذاشت. عناصری که بخوبی انتخاب شده اند؛ در کنار تاکید برتصمیم گیری های گروهی ، تصحیح رفتارها، تغییر و اصلاح آدمها در کنشهای روزمره و بسیاری از عناصر مهم رفتاری و کنشگری های انسانی را می توان در نشان سرخ به تماشا نشت.
از این مهمتر ساختار مجموعه است و در فرازهای بعدی به قلم درآمده که با هم می خوانیم:
داستان در داستان
داستان های سریال از کشیدن (= روشن کردن) یک کبریت ، یک تماس تلفنی بظاهر ساده و حتی از نظر ما مضحک شروع می شود (الو: شیر را روی گاز گذاشته ام ، درها بسته است و نوه ام در خواب و...) یک جرقه می تواند فاجعه بار شود و به همین ترتیب ادامه بدهید.... اکنون به مهمترین قسمت سخن عنایت بفرمایید: هر داستان در دل خود چند داستان دیگر را روایت می کند. هر قصه ، مجموعه تنیده شده ای از دیگر قصه هاست چند روایت در طول یکدیگر «نشان سرخ» را پیش می برند رویکرد هر کدام از روایت ها به آینده یا گذشته است.
خطی از روایت به آینده می رود، خطی دیگر از گذشته می آید و به این هیاهو حوادث اضافه کنید استفاده درست و شکیل و بیننده پسند کارهای رایانه ای و جلوه های ویژه تصویری را. روایت چند قصه در دل هم و در همسایگی یکدیگر پیوندان لطیف و محکم و استادانه آنها درسهای مهمی برای سازندگان سریال های وطنی می تواند داشته باشد؛ زیرا با «رویدادی یک برگی » طرف نیستیم روایت های مختلفی هر بخش از سریال را پیش می برند تا هم با ژنهای آدمها و المان های سریال آشنا شویم هم به فضا و ساحت های گوناگون افراد حادثه آفرین که از بخشی به بخشی دیگر تغییر می کنند، وارد شویم . نشان سرخ در این گونه قصه پردازی بسیار موفق و آموزگارانه عمل کرده است ، با هم ببینیم و بدانیم.