تصویر شیطان در اغماء

تهیه برنامه های سرگرم کننده با مضامین دینی حرکتی است که سیمای جمهوری اسلامی آن را (علی الخصوص در ایام ماه رمضان) در پیش گرفته است که به نظر می رسد در اصل و اساس حرکتی صحیح می باشد.
کد خبر: ۱۴۸۳۸۸

سریال اغماء نیز یکی از برنامه های موفق تلویزیون در ایام ماه مبارک بود. ابتناء قوی سناریوی این مجموعه به آموزه های دینی اصیل بر قوت این سریال افزود و این مقاله از همین دریچه به بررسی این مجموعه تلویزیونی پرداخته است.


اعتقاد به وجود «شیطان» به عنوان موجودی ماوراءطبیعی ، زنده ، هوشیار و مرتبط با زندگی بشر از ویژگی های مشترک ادیان الهی است . براساس صراحت کلام وحی در قرآن ، ابلیس که از جمله جنیان بود بر اثر عبادات بسیار جزو مقربین درگاه الهی گشت اما پس از خلقت «آدم» که خداوند او را اشرف مخلوقات خود می دانست و امر پروردگار به مقربین درگاه خود (ملائکه و ابلیس) برای سجده و خضوع در برابر انسان ، ابلیس از دستور خداوند تمرد کرد و جایگاه خود را برتر از آن دانست که در برابر انسان سر فرود آورد. شیطان از همان زمان از درگاه الهی بیرون رانده شد و این موجب شد که به دشمنی با انسان قسم یاد کند. این موضوع عقیده و باور مشترک اسلام ، مسیحیت و یهودیت است و در کتابهای آسمانی (علی الخصوص در قرآن) به صراحت بیان شده است و از جمله ابعاد اساسی جهان بینی دینی در این سه آیین را تشکیل می دهد.
بر این اساس پرداختن به موضوع شیطان در سریال های تلویزیونی و فیلمهای سینمایی امری بی وجه و بنیان نیست و اگر بناست هنر دینی را به رسمیت بشناسیم فیلمها و سریال هایی با این موضوع (به شرط پرداخت هنرمندانه) جزو مصادیق بارز چنین هنری هستند ، بنابراین جریانی که در سالهای اخیر در سیمای جمهوری اسلامی در سریال های تلویزیونی در ایام ماه رمضان شکل گرفته در اصل و اساس امری مطلوب و قابل تحسین است و مسلما با نگاه نقادانه از سوی اصحاب هنر و اندیشه قابل ارتقای کیفی است . هرچند چنین موضوعاتی به خاطر تازگی و بکر بودن آن در سیمای جمهوری اسلامی ، در جذب مخاطب موفق عمل کردند ولی سریال «اغماء» ساخته سیروس مقدم در این میان از موفقیتی جدی تر بهره مند بود. این موفقیت را می توان ناشی از دو بعد زیر دانست :
1- بعد هنری و سینمایی سریال که در پرداخت هنرمندانه کارگردان و استفاده از بازیگران قابل علی الخصوص برای دو نقش اصلی سریال یعنی دکتر پژوهان و الیاس ظهور یافته است.
2- سناریوی سریال که به نظر می رسد با تحقیق و پژوهش روی منابع تفسیری و متون دینی نگاشته شده و این پشتوانه باعث شده که مخاطب ، محتوای سریال را هر چه بیشتر، آشنا با تعالیم دینی خود حس کند.آنچه در اینجا مورد بررسی قرار خواهد گرفت ویژگی دوم است چرا که بررسی ویژگی اول شایسته اصحاب هنر و متخصصان همان حوزه است . تصویری که «اغماء» از شیطان ارائه می دهد دارای ویژگی های ذیل است :
1- شیطان وسوسه گر است.
2- شیطان گام به گام وارد می شود.
3- شیطان چهره های مختلف دارد.
4- شیطان دارای قدرت است.
5- شیطان اصحابی دارد.
6- شیطان در مواقع حساس وارد زندگی انسان می شود.
7- شیطان تفرقه افکن است.
حال به بررسی هر یک از این ویژگی ها در سریال اغماء می پردازیم و سازگاری یا عدم سازگاری آنها را با متون دینی اسلامی با توجه به تفسیر تسنیم آیت الله جوادی آملی بررسی می کنیم :
شیطان وسوسه گر است
شیطان بر اساس متون دینی در اصل و ابتدا سلطه ای بر زندگی مومنین ندارد و این سنت الهی است که کافر را بر مومن مسلط نکند بنابراین شیطان به عنوان دشمنی قسم خورده تنها قادر است با پیشنهاد و دعوت به گناه و با توسل به وعده و وعید در انسان انگیزه ای برای عمل به گناه ایجاد کند ، وسوسه اولیه شیطان تنها با بی اعتنایی قابل رفع است و خطری را برای انسان نمی تواند ایجاد کند. شیطان در این مرتبه همچون حشره ای مزاحم می ماند که در مقابل دیدگان انسان خودنمایی می کند و تنها با حرکت دست می توان از شرش خلاص شد. در «اغماء» نیز همان گونه که در قسمتهای ابتدایی دیدیم ، شیطان در ابتدا به همین شکل برای «پژوهان» خودنمایی کرد ، یعنی به شکل وسوسه ای در عقاید: «آیا خداوند عادل است؛ خدایی که... را از من گرفت؛» این وسوسه ، می تواند وسوسه ای زودگذر باشد. وسوسه ای بسیار لطیف که حتی نمی توان از شیطانی بودن آن به سادگی مطلع شد ، چراکه محبت پژوهان به همسر خود تنها محبت مردی به همسر خود نبود بلکه عشق انسانی با ریشه مذهبی به انسانی پیراسته ، معصوم و دارای اخلاق الهی بود و چنین عشق و محبتی عشق و محبتی مقدس محسوب می شود و شیطان با استفاده از همین محبت که نعمتی الهی محسوب می شود وسوسه ای را در ذهن پژوهان ایجاد می کند. تا اینجا شیطان صرفا یک داعی است و هیچ تسلطی بر انسان ندارد.آیت الله جوادی در تفسیر تسنیم می فرمایند: «از آنچه تاکنون در مباحث تفسیری و اشارات و لطایف آیه (168 بقره) گذشت استفاده می شود که اغوای شیطان ابتدا تنها در حد پیشنهاد ، وعده و دعوت به گناه است و صرف دعوت ، موجب سلطه داعی نیست (تسنیم جلد هفتم ص 168) و شیطان بر مومنان سلطه ای ندارد و بر فرض تمکن وی از وسوسه ، مومنان بی اعتنا به آن وسوسه ، او را طرد کرده ، فورا به پناهگاه توحیدی می روند و از گزند او محفوظ می مانند. شیطان تنها بر متولیان خود سلطنت دارد. (تسنیم جلد هفتم ص 503).
وسوسه شیطان یک شکل ندارد و از مهمترین وساوس شیطان که خود در واقع مهلک شیطان شد و موجب بیرون راندنش از درگاه الهی را پدید آورد وسوسه در تردید در عدالت خدا و همچنین وسوسه کبر بود. این گفته الیاس به پژوهان که تو برگزیده ای و با سایرین متفاوت ، حاوی همین پیام است که «کبر» ازجمله اساسی ترین ترفندهای شیطان در مقابل انسان است.
شیطان گام به گام وارد می شود
حرکت شیطان تدریجی است و مقاصد خود را در ابتدا نشان نمی دهد: «سیاست شیطان ، گرچه نسبت به برخی اختطاف و ربودن سریع است ولی غالبا نسبت به توده مردم سیاست گام به گام است . او آهسته و پیوسته می آید و وسوسه می کند تا گوهر تابناک ایمان مومن را برباید و او را بی آبرو و در نهایت کافر و گمراه و بی حیثیت کند.» (تسنیم جلد دهم ص 275) در اغماء می بینیم که شیطان ابتدا وسوسه انحراف در اعتقاد را در پژوهان به خاطر مرگ همسر ایجاد می کند و این موضوعی است مربوط به خود پژوهان و زندگی شخصی او به نحوی که او را منزوی می کند و از تعادل در زندگی خانوادگی و اجتماعی دور می گرداند و جامعه را نیز که به دانش او نیازمندند از وجود وی محروم می کند ولی به تدریج مقاصد شیطان آشکارتر می شود و پژوهان را که تابع و بنده خود ساخته به اجتماع و خانواده بازمی گرداند و اهداف خود را به دست او اجرا می کند.
شیطان چهره های مختلف دارد
شیطان دارای یک چهره نیست و برای هر کس با چهره مقبول او ظهور می کند چراکه شیطان عالم است. پژوهان فردی مذهبی و معتقد است و بنابراین با چهره ای مذهبی وارد زندگی او می شود. نکته قابل توجه اینجاست که استفاده از مذهب علیه مذهب اصیل ازجمله ابزارهای اصلی شیطان در طول تاریخ بوده است. برای ایجاد انحراف در انسان مذهبی بهترین راه ارائه مذهبی دروغین و غیراصیل است .آیت الله جوادی آملی در ترسیم روش پیچیده شیطان در فریب افراد متدین می نویسد:«شیطان در اوایل امر ، برای فریفتن و به دام انداختن ، با زبان ایمان و در سایه دین به سراغ انسان می آید ؛ نه این که از آغاز او را به گناه فرمان دهد. او ابتدا «نفس مسوله» را که خوب را بد و بد را خوب می نمایاند ، استخدام می کند. پس از آن که نفس مسوله به خدمت او درآمد ، اندک اندک «نفس اماره» را برای فرمان دادن به کار می گمارد ، از این رو آنگاه که انسان تبهکار به گناه عادت کرد با علم و یقین به بین الغی و معصیت بودن کاری ، آن را به آسانی انجام می دهد: «و اما من بخل و استغنی و کذب بالحسنی فسنیسره للعسری». (سوره لیل آیات 8 تا 10) می گویند منحرفین بنی اسرائیل نیز صدایی از گوساله سامری شنیدند و بدان رو کردند وگرنه ساده لوح ترین انسان نیز پس از دیدن معجزات فراوان حضرت موسی ، به مجسمه ای بی جان رو نمی کرد. شیطان در زمان موسی در مقابل معجزه اصیل موسی معجزه ای دروغین ارائه داد و در زمان علی ع در مقابل زهد اصیل و راستین علی ، زهد دروغین خوارج و در مقابل قرآن ناطق ، پوسته ظاهری قرآن سپاه معاویه را بر سر نیزه کرد.
شیطان دارای قدرت است
همان گونه که گفتیم شیطان در ابتدا سلطه ای بر مومن ندارد و تنها قادر است وسوسه ای را در انسان به شکل دعوت به گناه ایجاد می کند اما «اگر کسی به جای اجابت و اطاعت دعوت و هدایت عقل و وحی ، پیشنهاد شیطان را پذیرفت و به وسوسه او اعتنا کرد و او را به قلب خویش راه داد ، شیطان بر او مسلط شده او را تحت سلطه خود قرار می دهد و ولی او می شود». (تسنیم جلد هشتم ص 502) حاصل این که شیطان ، هم از راه وسوسه و هم از راه امر و سلطه و ولایت ، دشمنی خود را اعمال می کند ؛ لیکن این راهها در طول یکدیگر است ، چنان که نسبت به افراد مختلف نیز تفاوت دارد؛ به بیان دیگر، راههای اجرای این دشمنی ، نسبت به اشخاص گوناگون مختلف است ، بر این اساس ، آیاتی که درباره عداوت ، وسوسه و سلطه شیطان وارد شده و در بعضی از آنها هرگونه سلطه وی بر انسان نفی شده و در برخی دیگر برای وی بالاترین سلطنت ، یعنی ولایت ، نسبت به برخی اثبات شده ، قابل جمع است». (تسنیم جلد هشتم ص 508) وقتی شیطان بر انسان مسلط شد او را بنده خود کرده است و دیگر هر امر و فرمانی از سوی او توسط انسان پذیرفته شده است . پژوهان پس از این که الیاس را به خانه خود راه می دهد و با او خو می گیرد دیگر برای اجرای دستورات او چون و چرا نمی کند حتی در مورد مخالفت با ازدواج دخترش با «موسوی» به پژوهان می گوید دلیلی به تو ارائه نمی دهم ولی تو باید مانع ازدواج آنها شوی حتی هنگامی که الیاس ، پژوهان را آشکارا به شکستن روزه دعوت می کند هرچند پژوهان نمی پذیرد ولی به این که او فردی منحرف و غیرمذهبی است پی نمی برد و براحتی این توجیه او را می پذیرد که من و تو افرادی مستثنا و متفاوت از سایرین هستیم.
شیطان در میان انسان ها دارای اصحاب است
وقتی شیطان بر انسان مسلط شد او را جزو اصحاب خود ساخته است و مقاصد خود را در جامعه از طریق او عملی می کند. هر کسی می تواند جزو صحابی شیطان باشد یک پزشک یا یک رباخوار یا دختر نوجوانی در سن بلوغ یا...
شیطان در مواقع حساس وارد زندگی انسان می شود
بی شک مرگ همسر تاثیر بسیاری در ضعف پژوهان در مقابل وساوس شیطانی داشت و این حاکی از فرصت طلبی شیطان است . شیطان همواره در موقعیتی حساس به انسان پیشنهادی اغواگر ارائه می دهد. هنگامی که موسی 10 روز بیشتر از موعد مقرر بنی اسرائیل را تنها می گذارد به سراغ بنی اسرائیل می آید.گاهی در موقعیتی که مسیر صحیح زندگی انسان برایش آشکار است پیشنهادی بدیل و انحراف آمیز بر سر راه او قرار می دهد و انسان را سردرگم می کند. انسان را در موقعیت انتخاب بین دو گزینه قرار می دهد. این اتفاق در «اغماء» در مورد دختر پژوهان روی می دهد. مسیر زندگی دختر پژوهان مشخص است و او به «موسوی» که جوان مومنی است اطمینان دارد و می تواند این اطمینان را به پژوهان نیز انتقال دهد ولی شیطان بر سر این مسیر مانع تراشی می کند و به خاطر ایجاد دودلی در پژوهان و دخترش پیشنهادی جدید ارائه می دهد: ازدواج با الیاس . هرچند برای دختر پژوهان این پیشنهاد اغواگرانه نیست ولی برای پژوهان به اندازه کافی قدرت و وزن دارد تا او با سرسختی بر سر راه ازدواج دخترش با موسوی بایستد.
7- شیطان تفرقه افکن است
شیطان برای ایجاد وساوس خود پژوهان را به انزوا و دوری از مردم می کشاند تا او را متقاعد کند و سپس بعد از این که او را برای تحقق اهدافش به جامعه بازمی گرداند باز در او تخم نفاق ، کینه و نفرت و تفرقه با دوستان راستین خود را می افکند: فلان آقای دکتر که دوست تو است به تو حسادت می کند و در واقع دشمن توست . خانم دکتر بردیا خبرچین است ، دخترت با بیگانه رابطه دارد و... و بتدریج رابطه او را با همه دوستان قطع می کند و نفاق و تفرقه را در زندگی پژوهان عادی می کند: «نیت اختلاف افکنی در هر کسی وسوسه شیطان است». (تسنیم جلد دهم ص 274)

راه نجات

شیطان با همه توانایی هایش در مقابل مومنین و مخلصین عاجز است. انسانی که پناهگاه خود را خدا قرار دهد در حصاری محکم خواهد بود که شیطان را بدان راهی نیست و غفلت از یاد خدا باز شدن راه نفوذ شیطان و ذکر خدا مانع هواپرستی است . و به تعبیر آیت الله جوادی آملی «شیطان هیچگاه به قلب مومن متذکر راه ندارد. متقی متذکر بر اثر آن بینش قلبی حاصل از یاد حق ، خاطره شناس است و هر خاطره ای که به ذهن او خطور کند می فهمد که این ربانی است یا شیطانی و نفسانی».

انسان شیطانی یا شیطان انسانی


آیت الله جوادی آملی در تقسیم انسان و تعریف دقیق آن می گوید: این تعبیر رایج که از انسان به «حیوان ناطق» یاد می شود تعبیری صوری است وگرنه انسان هویتی بسیار دقیق تر دارد. تعبیر یاد شده از آن روست که اکثر افراد حیات ظاهری دارند و سخن می گویند اما بهیمی ، سبعی ، شیطانی یا ملکی بودن آن حیات ، مشخص نیست برخی بهیمه ناطق ، بعضی سبع ناطق ، گروهی شیطان ناطق ، عده ای انسان ناطق و بعضی فرشته ناطقند.

این مطلب که عده ای واقعا شیطان و گروهی واقعا حیوان و برخی روحا فرشته اند هم برای اهل شهود روشن است و هم اهل استدلال آن را برهانی کرده اند. این که در منطق گفته می شود: انسان ، نوع الانواع و نوع اخیر است ، مثالی بیش نیست. برای آنان که قدری پیشتر رفته اند روشن شده که انسان نوع متوسط است ؛ نه نوع اخیر و در ذیل عنوان انسان که نوع متوسط است ، انواع فراوانی وجود دارد او ممکن است سبع ، بهیمه ، شیطان یا مانند آن باشد زیرا آنگاه که در مسیر انسانیت قرار می گیرد ، پیش روی او چهار راه است : یا همین انسانیت را شکوفا کرده انسان برتر و نمونه همانند فرشته می شود یا در مسیر افکار و سیاست های مشئوم می افتد و شیطان می گردد یا درنده خویی پیش می گیرد و خونخوار می شود یا با پیروی از غرایز شهوی و مانند آن واقعا بهیمه می گردد بنابراین اگر در برخی تعبیرها از بعضی انسان ها با بهیمه و مانند آن یاد شده تنظیری ادبی یا مجاز ، تشبیه ، استعاره و مانند آن نیست بلکه شیطان سکوت و نطق و قیام و قعود... او را تملک کرده ، گاه دستور سخن گفتن می دهد و او آنجا که باید حق را بگوید کتمان می کند و با زبان چنین انسانی که خود واقعا شیطان شده سخن می گوید و با چشم او می نگرد. (جلد هفتم تسنیم ، تفسیر قرآن کریم ص 76تا 78).

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها