نقش پررنگ زنان در سریال های رمضان

با نگاهی به سریال هایی که به مناسبت ماه رمضان از شبکه های مختلف تلویزیون پخش می شوند می توان به این نکته پی برد که
کد خبر: ۱۴۷۵۳۰
سریال سازی در تلویزیون علاوه بر برنامه ریزی درست مسوولان ، هوشمندی سازندگان اثر را نیز می طلبد.
امسال گویا مسوولان سیما برای هر شبکه تعریف مشخصی داشته اند تا با تولید سریال هایی با موضوعات مختلف بتوانند تنوع ویژه ای به سریال های ماه رمضان بدهند، که البته تاحدودی به این خواسته رسیده اند.
هر چند محور تمام سریال ها وجود «خیر» و «شر» در آدمهای مختلف از طبقات گوناگون جامعه است ، اما این موضوع در قالب های متفاوت ارائه شده است. تا اینجا مسوولان بلندمرتبه سیما، با توجه به مطالبات مخاطب کار خود را انجام داده اند، اما در رده های پایین تر مدیران برخی شبکه ها، کار خود را به کاردان ها سپرده اند و نتیجه مطلوب تری به دست آورده اند، اما برخی دیگر هر چند شاید به تعداد مخاطب بیشتری دست پیدا کرده باشند، اما از لحاظ کیفی نتوانسته اند رضایتمندی مخاطبی را که با حساسیت ویژه ای سریال های تلویزیون را پیگیری می کند، برآورده سازند.
با این مقدمه نگاهی می اندازیم به حضور زنان در سریال هایی که از شبکه های مختلف پخش می شوند، «زنان» به این دلیل که گویا مسوولان سیما، نگاهی متفاوت به این گروه از جامعه دارند و تلاش می کنند چهره ای موفق و ارزشمند از زنان به نمایش گذارند.

اغماء در شبکه یک

سیروس مقدم ، کارگردان سریال «اغماء» یکی از کارگردانان با سابقه تلویزیون است که سریال های موفقی چون «مسافر»، «پلیس جوان» و «نرگس» را در پرونده کاری خود دارد، در هر کدام از این سریال ها «زنان» حضور فعال و تاثیرگذاری دارند. در «مسافر» مخاطب با زنی معتاد مواجه بود که سرنوشت رقت انگیز خود را روایت می کرد. در «پلیس جوان» حضور یک خبرنگار زن ، غنیمتی بود که تماشاچی با شغل جدید برای یک زن مواجه می شد. «نرگس» هم که درباره دو خواهر با دو نگرش متفاوت بود.
اکنون در «اغماء» نیز زنان حضور چشمگیری دارند خدایا شکر دیگر نقش «شیطان» به آنها سپرده نشده است دکتر «بردیا» با بازی مناسب «لعیا زنگنه» نمادی از یک زن متعادل تحصیلکرده است که بین شغل و وظایف انسانی خود، تعادل برقرار کرده است. او منطقی است و به دور از هر گونه احساسات افراطی به اطراف و آدمها نگاه می کند و مهمتر از همه این که خودپسند و منفعل نیست.
زن دوم این سریال «پری» دختر دکتر «پژوهان» است که البته نویسنده و کارگردان نتوانسته اند او را به قدرت دکتر «بردیا»، تصویر کنند و گاهی رشته کار از دستشان در رفته است ، پری هرچند دانشجو است اما چندان «زیرک» نیست و از طرفی در مقابل مرگ مادرش که بسیار به او وابسته بود، خنثی عمل کرد، دریغ از یک قطره اشک یا یک فاتحه و یا یک خیرات کوچک برای مادری که با رفتنش زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده است.
خط اصلی سریال «اغماء» مواجهه انسان با نیروهای شیطانی است ، اما قبول کنیم که در یک سریال تلویزیونی ظرایف قصه و پرداختن به آنهاست که کار را متفاوت و اثربخش تر می کند. با همه اینها نگاه اجتماعی به زنان در «اغماء» را باید به فال نیک گرفت.

میوه ممنوعه در شبکه 2

«زن» محور اصلی خانه و خانواده است. این یک شعار فمینیستی نیست ، بلکه یک اصل اجتماعی است که حسن فتحی کارگردان سریال «میوه ممنوعه» و نویسندگان این سریال کاملا به آن دقت کرده اند. یک همسر و مادر خوب می تواند یک خانه کوچک و محقر را تبدیل به محیطی گرم و دوست داشتنی کند، از طرفی یک زن «ندانم کار» باعث می شود بزرگترین و مجلل ترین خانه ها از رونق بیفتند.
«قدسی» همسر حاج یونس فتوحی اگر بین فعالیت های اجتماعی و وظایف مادری و خانه داری خود تعادل برقرار می کرد، شاید حاج یونس به «خطا» نمی رفت. او مدام به قدسی اعتراض می کند که تمام وقت خود را به کارهای بیرون خانه اختصاص داده و به او و خانواده اش نمی رسد این می تواند تذکر خوبی برای خانمهایی باشد که کار اداره را با خود به خانه می آورند در کنار «قدسی» دختر او «غزاله» نیز حضور دارد که هرچند با ازدواج خود مورد بی مهری پدر و برخی از مخاطبان سریال قرار گرفته است اما با این که جوان تر از بقیه افراد خانواده است ، ولی مانند یک پناهگاه برای آنهاست. برای هر کدام از آنها که مشکلی پیش می آید به «غزاله» پناه می برند، حتی پناهگاه ذهنی حاج یونس هم «غزاله» است.

با این وجود شخصیت «هستی» در سریال «میوه ممنوعه» کاملا هوشمندانه طراحی شده است. حسن فتحی با سالها تجربه این شخصیت را روی لبه تیغ چنان درست حرکت می دهد که هیچ شک و شبهه ای درباره او در ذهن مخاطب ایجاد نمی شود. «هستی» دختر تحصیلکرده و فعالی است که تمام فکرش نجات کارخانه و خانواده اش از مشکلی است که در آن گیر افتاده اند. او نه «دلربایی» می کند و نه قصد اخاذی دارد، او زندگی طبیعی خود را می کند و این اطرافیان هستند که در مقابل او واکنش نشان می دهند. در واقع از «هستی» چهره ای «اغواگر» و یا به اصطلاح «شیطانی» ترسیم نشده است.
بلکه توپ به زمین حاج یونس پرتاب شده و اوست که باید بیشتر مراقب ایمان خود باشد و همچنین «قدسی» که به عنوان یک زن میانسال باید بیشتر مراقب خانواده خود باشد. حسن فتحی در «میوه ممنوعه» نشان می دهد که قرار نیست برای حفظ ایمان مردان ، زنان خانه نشین شوند.

یک وجب خاک در شبکه 3

شاید در سریال «یک وجب خاک» بیشتر بتوان درباره اثر هوشمندی کارگردان ، صحبت کرد و این که یک کارگردان باید مخاطب تلویزیون را بشناسد و «رسانه» را در عصر حاضر ببیند. سطحی ترین «زنان» را می توان در سریال «یک وجب خاک» دید، زنانی که پیشینه آنها را می توان در سریال های دهه گذشته تلویزیون بیشتر پیدا کرد. زنانی که هیچ کاری ندارند، جز این که بنشینند، حرف بزنند، کارهای سطحی انجام دهند و مهمترین کارشان غذا پختن و چای آوردن باشد.
هیچکدام از زنان «یک وجب خاک» فعالیت اجتماعی ندارند و مریم «آناهیتا همتی» که مثلا دانشجو است ، مدام در پی کارهای خاله زنکی است ، او یا درباره خواستگار صحبت می کند یا لباس می خواهد و یا در پی جوش دادن ازدواج برادرش با «آرام» است.
البته نبود خواستگار برای مریم هم یکی از مسائل مهم سریال است که به صورت یک دیالوگ دائمی مدام تکرار می شود. شاید پس از سالها تجربه تولید آثار طنز تلویزیونی باز هم زمان بیشتری برای پیدا کردن جایگاه زن در این گونه آثار باشد. چون معمولا در سریال های طنز زنان تبدیل به موجوداتی بیهوده می شوند.

شکرانه در شبکه تهران

سعید سلطانی ، کارگردان سریال «شکرانه» تاکنون با ساخت سریال هایی چون «پس از باران»، «خانه ای در تاریکی» و «رسم عاشقی» نشان داده است که ذائقه مخاطب را خوب می شناسد و می داند که چگونه باید همه گروههای مردم را از کار خود راضی کند؛ اما در «شکرانه» او با نویسنده ای همکاری کرده است که کمتر با تلویزیون کار کرده است.
محمد هادی کریمی را بیشتر به عنوان فیلمنامه نوس سینما می شناسیم. همان گونه که قبلا گفتیم ، سازندگان سریال های تلویزیون باید همگام با «رسانه» و «جامعه» پیش بیایند تا بتوانند اثری موفق خلق کنند. موتور حرکت سریال «شکرانه»، همسر و دختر سبحان هستند که هیچکدام را تاکنون ندیده ایم و فقط نامشان قصه را پیش می برد، پس زنان در قصه موثر هستند؛ اما این تاثیرگذاری زمانی صورت می گیرد که شخصیت ها درست پرداخت شوند؛ اما زنان در سریال «شکرانه» واقعا موجودات بیهوده ای هستند. البته وجه نادرستی و غیرانسانی آنها بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
مریم دختر رحمان که مثلا وکیل هم هست یک زن خانه نشین است که او را فقط در 2 موقعیت می بینیم یا با همسر خود در حال نقشه کشیدن برای تصاحب مال پدر است و یا در حال اعتراض به پدر که چرا به او سهم کمتری می دهد.
«منیر» هم یک زن خانه نشین است که وظیفه اش آب میوه و غذا دادن به رحمان است و البته او هم مدام در حال نقشه کشیدن برای تصاحب مال و ثروت رحمان به شکل غیرمستقیم است.
زنان تاجیک هم مثل زنان ایرانی عمل می کنند. زنان ایران برای ثروت رحمان دام می گسترند و زنان تاجیک برای ثروت «حامد». این زنان به جز نقشه کشیدن کار دیگری ندارند، راستی اگر همه این زنان را از قصه «شکرانه» حذف کنیم و به جای آنها مرد بگذاریم چه اتفاقی رخ می دهد، آیا آنها در «خانواده» تاثیرگذار هستند و آیا می توانند خط فکری مرد خود را تغییر دهند.
اینجاست که باز هم می توانیم بگوییم در کنار برنامه ریزی مسوولان تلویزیون برای ارائه یک اثر فاخر، هوشمندی سازندگان اثر نیز لازم است.


طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها