برنامه سازی در رادیو به عنوان رسانه شنیداری ، متکی بر مولفه های ایجاز گفتاری و عمق نوشتاری متون است .هر چه متن تهیه شده ؛ از پیام بیشتری برخوردار باشد
کد خبر: ۱۴۵۸۸
و هر چه این پیامها در قالبهای کوتاه عرضه شود، اهمیت بیشتر و کاربرد فزونتری خواهد داشت . این مهم ، خود در گرو استفاده از رمزگان تعریف شده ای از دانش واژه های تخصصی در حوزه های مختلف برنامه سازی است . تناقض های موجود در این فرآیند آن است که مخاطب رادیو، طیف گسترده ای است که زبان تخصصی نمی داند و ایجاز گفتاری و عمق نوشتاری در گرو وجود رمزگان است آشنایی با رمزگان حوزه های اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، تاریخی و... در برنامه های گوناگون ، موجب می شود تا پیامها کوتاه ولی از عمق و گستردگی قابل ملاحظه ای برخوردار باشد. به طور مثال وقتی می گوییم : «اقتدار ملی ، متکی بر قانون ، سنت ، عقل و جذبه و فره شخصی است »، آگاهی به رمزگان ، قانون ، سنت ، عقل ، جذبه و فره شخصی ؛ پیام مذکور را مراجعی مستند می سازد که آگاهی بر این رمزگان ، طیف وسیع و منطق عمیقی را به اختصار و ایجاز به مخاطب منتقل می سازد. اگر کارکرد اصلی هر رسانه ای را ارسال پیام فرستنده به گیرنده بدانیم ، پردازش پیام در قالبهای گوناگون و اشکال مختلف نمودار می گردد. آنچه در پردازش پیام مهم است ؛ از یک سو استفاده از رمزگان گوناگون و از سوی دیگر مراجع کارکردی پیام است . پی یر گایرو، یکی از استادان علوم ارتباط اعتقاد دارد: «کارکرد نشانه ، انتقال اندیشه به وسیله پیام است ». پیام در این معنا ترکیبی از رمزگان است که تلاش دارند با انتقال اندیشه بر مخاطب تاثیر گذارد. از ترکیب همین جملات در یک متن گفتمان به وجود می آید. از همین روست که در یک تئوری ارتباطی آورده شده : «گفتمان عبارت است از هر نوع توالی زبانی بزرگتر از جمله ». با عنایت به این کارکردها و ارتباط آنها با رسانه در مقام حامل پیام ، می توان بر ابعاد یک برنامه رادیویی و تلویزیونی اشراف بیشتری به دست آورد این بدان معنا نیست که ابعاد مذکور تنها محصور به این معانی شوند؛ در هر گونه ارسال پیامی توسط رسانه های مختلف ، این ابعاد قابل عنایت است و کارکرد ارجاعی آن قابل بررسی است ؛ در حقیقت کارکرد ارجاعی ، شالوده هر گونه ارتباطی است . این کارکرد روابط میان پیام و موضوعی را که پیام به آن ارجاع می دهد. مشخص می کند در اینجا مساله اساسی همانا فرمول بندی اطلاعات حقیقی ، عینی ، قابل مشاهده و اثبات پذیر در باب مرجع پیام است . در تنظیم متن باید به این نکته عنایت داشت که پیامهای موجود متکی بر مراجعی باشد که تا هر حد امکان حقیقی ، عینی ، قابل مشاهده و اثبات پذیر باشد. گرایش متون به توصیف ادبی و معطوف به گرایش های از پیش تعیین شده در برنامه رادیویی به جای متون تحلیلی حقیقی ، عینیت پذیر و اثبات پذیر، موجب گریز مخاطب خواهد شد. نوآم چامسکی معتقد است : «وسایل ارتباط جمعی ، نظامی برای ارتباط و انتقال نهادها و پیامها به عموم مردم بوده است و 3کاربرد اساسی این وسایل به ترتیب : سرگرم کردن عموم مردم و همگرا کردن فرد است ». چامسکی بر این اعتقاد است که وظیفه سوم ، در حقیقت اصلیترین و اساسیترین وظیفه وسایل ارتباط جمعی است . دانش واژه های تخصصی متخصصان هر حوزه را در یک نظام از پیش تعریف و تعیین شده ای از باورها و ارزشهای واژگان قرار می دهد و ارتباط آنها را در بستر آن نظام سهلتر و عمیقتر می سازد. به گفته چامسکی : در این نظامها به آسانی می توان فهمید که وسایل ارتباط جمعی ، ابزاری در جهت مقاصد برگزیدگان و قشر غالب جامعه است . جالب اینجاست که در این نوع جوامع ، شیوه به کار گرفته شده توسط وسایل ارتباط جمعی ، مستقیم بوده و از زبانی ساده ، غیرمبهم و بدون پیچیدگی بهره می برد. این در حالی است که در کشورهای واجد محیط رقابتی رسانه ای ، بهره مندی از ادبیات بسیار پیچیده وجود دارد. رسانه ها فعالانه با یکدیگر به رقابت می پردازند و بظاهر بیرحمانه به مواضع و سیاست های دولت حمله می کنند. به هر تقدیر، با عنایت به کارکرد ارجاعی ، می بایست به این نکته توجه داشت که برنامه سازان و نویسندگان برنامه های رادیویی ، تلویزیونی و حتی سازمان های مبلغ فرهنگ معین و تعریف شده ، باید از عوام زدگی دوری کنند و در مقام مرجع آموزشی و تربیتی جامعه ، با بهره مندی از پیامهایی با کارکرد ارجاعی جامعه را به سطوح مطلوب تر فهم هدایت کنند و روند کمال گرای فرهنگ عمومی را تسهیل و تسریع بخشند.