شب نشینی فاخر ایرانی

معمولا همه شبکه های تلویزیونی هر سال برای تابستان برنامه های ویژه ای تدارک می بینند که این روزها می توانید دست پختشان را روی آنتن ببینید.
کد خبر: ۱۴۱۸۶۱

«سیب سفید شب» که در ساعات آخر شب از شبکه یک پخش می شود، یک جور شب نشینی و ویژه برنامه تابستانی این شبکه است که تهیه کنندگی آن را امیرحسین خرمشاهی به عهده دارد. او که در کارنامه اش برنامه های موفقی مثل میعاد شبانه ، تا مهر، پسرهای ایرونی ، گام برتر، یخ در بهشت ، ساعت به وقت جوانی ، نان و ریحان ، هر غروب یک پنجره و مستند به نشانی خدا را ثبت کرده ، تلاش می کند با همکاری گروهش در ساعات پایانی شب یک جنگ فاخر فرهنگی را روی آنتن بفرستد.

وقتی می رسم بالای تپه و جلوی استودیو صبا، سیدعلی فیروزی ، دستیار تهیه به استقبالم می آید و به زور پول آژانسم را حساب می کند. ساعت از 10 گذشته و من برخلاف ساتیار امامی ، همکار عکاسم پیه یک شب گرسنگی را به تنم مالیده ام ، ولی علیرضا سهرابی مسوول هماهنگی که از صبح تا حالا هم از هیچ کمکی دریغ نکرده به شام دعوتمان می کند. به ساتیار می گویم از گروه تولید یک برنامه فاخر، انتظار دیگری هم نمی شود داشت.
علی معصومی ، مجری جوان برنامه ، نشسته زیر دست گریمور. همین فون زدن و بقیه جزئیات ، خودش کلی طول می کشد. خرمشاهی برایمان می گوید که میهمان امشب برنامه آدم خیلی خاصی است. اسمش را که می گوید کاظم بایرام ساتیار کم و بیش می شناسدش. عکاس و مستندساز زیر آب است و پیش از آن ، این توانایی را دارد که ساعتها بدون کپسول اکسیژن زیر آب غواصی کند؛ اما خوشش نمی آید کسی درباره این موضوع حرف بزند، چون عقیده دارد بهترین غواص ، غواص زنده است و در این رشته اصلا جای ادعایی نیست. به ساعت پخش نزدیک شده ایم که رسول نجفیان هم از راه می رسد. می خواهد بنشیند برای گریم که خرمشاهی نمی گذارد، می گوید دیر شده است.
نجفیان می گوید: «لااقل بذار یه کم ژل بزنم...».
خرمشاهی می گوید: «من ژل دارم ، بیا اونجا بزن». بعد دستش را می کشد به سمت استودیو صبا و در راه خط سیر برنامه را برای او هم توضیح می دهد. نجفیان همچنان برای موهایش نگران است ، می گوید: «اون ژلت رو بده».
خرمشاهی می گوید: «ژلم کجا بود باباجون!» بعد توی اتاق رژی چند تا وله ای را که از مستندهای بایرام ساخته اند، با دور تند به نجفیان نشان می دهد و تیتروار همه چیز را مرور می کند. بعد راه می افتیم به سمت استودیو که فاصله کمی هم از رژی ندارد. چند دقیقه بعد سیب سفید شب روی آنتن است.

شب نشینی خودمانی

با امیرحسین خرمشاهی درباره برنامه و سبک و سیاقش گپ می زنیم: «معمولا بیشتر جنگهای شبانه و برنامه های ترکیبی این جوری ، میهمان محور است و بیشتر درباره خود او صحبت می شود. من هم در برنامه های قبلی ام تجربه اش را دارم. معمول نیست آدمهای فرهنگی ، هنری و علمی درباره موضوعات مختلف فرهنگی حرف بزنند. مسوولان عقیده دارند برنامه سنگین می شود؛ ولی ما گفتیم میهمان هایمان حکم شهروند دارند. در بخش کوتاهی با خود آنها آشنا می شویم و بعد مثل شب نشینی های خودمانی درباره مسائل مختلف حرف می زنیم ؛ یعنی به نوعی از تخصص و محبوبیت او استفاده می کنیم تا درباره موضوع اصلی برنامه ، ایران ، گذشته ، حال و آینده اش حرف بزنیم و ببینیم با این میراثی که به دستمان رسیده ، باید به کدام طرف برویم. این روش باعث می شود مخاطب خاص پیدا کنیم و اطلاعات عمومی بیننده هم افزایش پیدا کند.»
از او می پرسم این روش برای مخاطب خوشایند بوده یا نه ، می گوید خودش هم خیال می کرده مخاطبان خیلی راضی نخواهند بود؛ ولی حالا به این نتیجه رسیده که اتفاقا مخاطبان هم بیشتر طالب برنامه های فاخر و فرهنگی هستند. دلیلش 150 هزار پیام کوتاهی است که هر شب به برنامه می رسد، بدون این که مسابقه و سکه ای در کار باشد، مردم بدون انتظار جایزه ، درباره حفظ آداب و رسوم و موضوعات مختلف دیگری که در برنامه طرح می شود اظهارنظر می کنند. به عقیده خرمشاهی اگر ساعت پخش برنامه بیاید عقب تر، به طور مسلم این آمار هم چند برابر می شود: «ضمن این که این آمار نشان می دهد نباید سطح سلیقه مخاطب را پایین فرض کرد و با طرح موضوعات و پرسش های زرد، جذب مخاطب کرد. ما هنوز به سلیقه مخاطب نرسیده ایم ، بنابراین کار بزرگی نکرده ایم ولی به هر حال دوز فرهنگی ما از برنامه های دیگر خیلی بالاتر است.»
او اضافه می کند که سعی کرده برنامه اش مردم محور باشد تا میهمان محور، به همین منظور برای برنامه 3 گروه تصویربرداری پرتابل تعریف کرده تا با ضبط گزارش های مختلف از سطح ایران ، زیبایی های انکارناپذیرش را به تصویر بکشند، چون تهران با تمام اهمیتش ، همه ایران نیست. یکی از این گروهها مسوول تهیه گزارش های سفرنامه هوایی است. این گروه با هواپیما و بالگرد به نقاط مختلف کشور سفر می کنند تا گرافیکش را از بالا به نمایش بگذارند و سبزی و خشکی کویر و جنگل زیبا و جذابش را از آن بالا به همه نشان بدهند.
به اینجا که می رسیم ، احساساتی می شود و با صدای رادیویی اش ادامه می دهد: «همه برنامه به کنار، گزارش آن زن و شوهری که در آلاچیقی پای کوه سبلان در یک خانه 12 متری زندگی می کردند، به کنار. هیچ وقت یادم نمی رود در کنار هم چقدر قشنگ می خندیدند و حاضر نبودند از آنجا دل بکنند. می گفتند این گوشه ایران به ما سپرده شده ، حیاط خانه مان هم دامنه های سبلان است.»

یادمان باشد چقدر ثروتمندیم

خرمشاهی تاکید می کند که طراح اصلی برنامه ، مدیر گروه اجتماعی شبکه یک است و حالا هم مدام حواسش به برنامه است و به گروه کمک می کند. فرشاد صادقی که خودش هم سابقه برنامه سازی دارد، می گوید هدفش از طراحی و تولید سیب سفید شب تولید برنامه ای جدای از جنگهای کلیشه ای بوده است: «اصلا بهتر است اسمش را نگذاریم جنگ ؛ هرچند سعی کرده ایم به نوعی تفریح و سرگرمی هم در آن لحاظ شده باشد، ولی هدف اصلی مان شناسایی و یادآوری ثروتهای ملی ایران است ؛ چه در زمینه منابع طبیعی ، چه جوانها، چه موسیقی و فرهنگ و خیلی چیزهای دیگر.»
مثال صادقی ، میهمان امشب برنامه است . با تعریف او، کاظم بایرام هم که تلاش می کند با برگزاری نمایشگاه عکس و چاپ کتاب درباره خلیج فارس ، اسم آن را زنده نگه دارد، نوعی ثروت ملی برای کشور به حساب می آید: «معروفیت و شهرت میهمان ها خیلی برایمان مهم نیست و نمی خواهیم این جذابیت ، بیننده را پای تلویزیون بنشاند، گرچه پیامهای کوتاه نشان می دهد مخاطب هایمان کم نیست.»

نباید سطح سلیقه مخاطب را پایین فرض کرد و با طرح موضوعات و پرسش های زرد جذب مخاطب کرد

او درباره رقابت شبکه یک با برنامه های شبکه های دیگر می گوید: «خیلی در بند رقابت نیستیم. بیشتر سعی می کنیم از هدفی که برای خودمان تعریف کرده ایم دور نیفتیم. ماراتنی را شروع کرده ایم و به آنها که دوی 100 متری کار می کنند، کار نداریم.»
برای اجرای برنامه ، گزینه های مختلفی مطرح بود و در نهایت در شبهای اول بهروز بقایی به عنوان مجری جلوی دوربین ظاهر شد؛ اما پس از یک هفته ، برنامه یک شب روی آنتن نرفت تا از شب بعد مخاطبانش آن را با اجرای رسول نجفیان ببینند. از فرصت استفاده می کنم و درباره این مساله از مدیر گروه سوال می کنم: «نمی شود گفت در انتخاب مجری اول برنامه اشتباه کردیم ؛ چون هر آدمی قابلیت های خاص خودش را دارد. حالا خوشبختانه برنامه با شکل فعلی اش توانسته رضایت نسبی مدیران رسانه را هم جلب کند. حتی با واسطه خبر داریم که مهندس ضرغامی هم از برنامه اظهار رضایت کرده است.»

برنامه ما وقار خودش را دارد

اگر رسول نجفیان نمی تواند در اتاق کوچک گریم به خودش برسد و ژل بزند، خوشبختانه این فرصت هست که مسوول گریم بیاید توی استودیو و با آب زدن و حالت دادن به موهای نقره ای بلندش ، کمی تا قسمتی از نگرانی او کم کند. نجفیان پیش از این هم با خرمشاهی در برنامه ای با عنوان «میعاد شبانه» همکاری کرده و حالا هم گذشته از کارهای مختلفش مثل کارگردانی تئاتر، ساخت موسیقی و آواز، اجرا را هم در برنامه های مختلف ادامه داده است.
یکی از این برنامه ها همین حالا روی آنتن شبکه جهانی جام جم است: «من خیلی سخت به خودم اجازه می دهم که در زمینه اجرا کار کنم ، بخصوص پخش زنده ، چون باید اطلاعات مجری در این جور برنامه ها بالا باشد تا بتواند پا به پای میهمان های مختلف پیش برود و این وظیفه من مجری را سنگین می کند. برای همین با وجود گرفتاری ها همیشه خودم را به روز نگه می دارم و نمی گذارم از آخرین اطلاعات و اخبار زمینه های مختلف غافل بمانم.»
چون در فاصله پخش یک وله حرف می زنیم ، نجفیان یا به قول مجری دوم برنامه علی معصومی «عمو رسول» سعی می کند حرفهایش را خلاصه کند: «سیب سفید شب وقار خاص خودش را دارد. بعضی از برنامه ها بیشتر به سمت جنجال می روند تا خودشان را نشان بدهند؛ ولی می بینیم که نمی توانند جا بیفتند و مخاطب را با خودشان همراه کنند.»
از مزیت های سیب سفید شب در نگاه نجفیان ، تاکید روی جنبه های ملی است: «میهمانان باری به هر جهت دعوت نمی شوند و من هم به عنوان مجری نمی توانم حرفهای درونی ام را مطرح کنم. استقبال از برنامه هم تا جایی که می دانم خیلی خوب است.»
چند دقیقه ای بیشتر به یک بامداد نمانده که برنامه تمام می شود. وقتی میهمان ها و همه عوامل دیگر می روند، با خرمشاهی و معصومی و زهرا یساقی ، نویسنده برنامه که در طول برنامه مدام با تاکی واکی اش با رژی در تماس است از تپه استودیو صبا پایین می آییم. تا فردا که ماه یا به تعبیر آنها، سیب سفید شب دوباره وسط آسمان بدرخشد.


جابر تواضعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها