خشونت پنهان در فضای سرد

چند دهه قبل نوع البسه و پوششی که افراد برای خود به منظور حضور در محافل اجتماعی انتخاب می کردند، به نوعی بیانگر شخصیت و طبقه اجتماعی آنان تلقی می شد.
کد خبر: ۱۴۰۷۵۷

با ترکتازی فناوری در چند سال اخیر، جغرافیا و محیط زندگی و کاری انسان ها نیز دستخوش تغییرات فراوانی شد. اینک نشانه شناسی طبقاتی و حرفه ای نفوس جامعه قواعد تازه ای را نمایان کرده است.
در شمایل بصری یک مجموعه داستانی که وقایع آن در زمان حال سپری می شود، دست طراح برای چیدمان ابزار و یراق صحنه ای و تزیینی باز است.
به هر حال ، با توجه به شاخصه های داستانی ، همیشه اصل تبعیت از واقعیت برای یک طراح ، معیار قرار می گیرد. فرصتی دست داد تا با مشگین مهرگان ، طراح صحنه و لباس سریال راه بی پایان که این روزها از شبکه 3 در محضر قضاوت بینندگان است ، به بازخوانی تجربیاتش بپردازیم!

رخدادهای «راه بی پایان» در زمان معاصر می گذرد، ساماندهی لوکیشن های چنین مجموعه ای برای یک طراح چه محاسن و مشکلاتی را همراه دارد؛
در واقع سختی ها و مرارت کار مربوط به سطح و طبقه اجتماعی آدمهایی است که در سازمان قصه حضور دارند. یکی از ویژگی های «راه بی پایان» به گروههای انسانی آن مرتبط است که در طبقات متفاوتی قرار دارند. یعنی ویژگی های اقتصادی متفاوت و تضاد آدمها یکجورهایی زمینه خلاقیت را برای طراح فراهم می کند.
از سویی ، وقتی قرار است به طور کلی با یک طبقه سطح پایین و یک طبقه مرفه کار را پیش ببرید، شرایط تولید نیز به دنبال آن سخت می شود و مشکلاتی را به وجود می آورد. به هر حال ، جذابیت های خودش را هم دارد.

رنگ آمیزی و چیدمان اطاق منصور براساس چه شاخصه هایی انجام شد؛
در واقع این اطاق ، گذشته و حال منصور را در مدت 20سال به هم پیوند می دهد. منصور جوانی عاشق و تا حدودی شکست خورده در فضاهای ذهنی خود است. آثار بجا مانده از یک ذهن جستجوگر و عناصری که دوره نوجوانی او را به جوانی متصل می کند در اتاقش دیده می شود.

شناسنامه


پروسه طراحی برای «مشگین مهرگان» با دستیاری آقای شاه ابراهیمی در فیلم «افسانه شهر لاجوردی» سال 69 رقم خورد. این طراح 39 ساله اولین کار مستقل طراحی خود را با فیلم «سالاد فصل» انجام داد. از دیگر فیلمهایی که مهرگان در امر طراحی صحنه و لباس آن فعالیت داشته ، می توان به «اسپاگتی در 8 دقیقه»، «زیر درخت هلو»، «هدف اصلی»، «قتل آنلاین» و «رفیق بد» اشاره کرد. در پرونده کاری این طراح صحنه سریال هایی همچون «باجناق ها»، «با من بمان»، «کاکتوس» (سری سوم)، «زیر تیغ» و «راه بی پایان» به ثبت رسیده است. این روزها مهرگان طراحی صحنه و لباس سریال «سفر به تاریکی» را عهده دار است

از نظر رنگ و لعاب هم وضوح رنگی را به گونه ای نگرفتم که حاکی از یک نشاط و شادمانی بی حد و حصر یک آدم باشد. در واقع یک فضای سرد را در قالب همان جوان 20 ساله با آن خصوصیات حفظ کردم. تصورم این است که پس از بازگشت منصور از خارج همان فضا ریسمان ارتباطی منصور با گذشته هاست.

شرکت توتونچی مشابه تمام شرکتهایی است که در سریال ها می بینیم. گروهی که در زمینه پروتز فعالیت دارند، جغرافیای کار آنان باید دارای جزییات ویژه ای باشد.
شرکت توتونچی ، یک شرکت صرفا تجاری است و هیچ فعالیتی در عرصه تولید، تحقیق و مطالعه در آن صورت نمی گیرد. به همین دلیل ، مانند بقیه شرکتهای تجاری ، مناسبات ، ارتباطها و فضای کاری آن برای امور تجاری و اداری سامان داده شده است. تمام سازماندهی شرکت توتونچی متناسب با یک کار تجاری است ، شاید تنها عنصری که بتواند این شرکت را مثلا از شرکتی که کار قطعات آلومینیوم را انجام می دهد، جدا کند، تراکت ها و پوسترهای تبلیغاتی آن است که ما آن را هم تلاش داشتیم واقع بینانه رعایت کنیم. بنده حتی نمونه چنین شرکتهایی که در این عرصه فعال هستند را از نزدیک دیدم که فراتر از چیدمانی که ما داشتیم ، المان های دیگری نداشتند. حتی ما تلاش کردیم با توجه به خاصیت زیباشناسانه ای که لازمه سریال است ، تلاش مضاعفی انجام دهیم تا فضا برای تصویربرداری متناسب تر شود.

برای باورپذیری کارگاه عروسک سازی از چه تمهیداتی استفاده کردید؛
آن کارگاه در واقع یک منزل مسکونی است که تبدیل به عروسک سازی شد. به هر حال می دانید برای طراحی هر فضایی یک هدفی پشت سر آن مستتر است.

گاهی ما با چیدمان فضای صحنه به طرف ایجاد یک ذهنیت می رویم ، زمانی هم با عنصر حذفی به این هدف نزدیک می شویم

هدفی که بنده مدنظر داشتم ، ایجاد تضاد بین حاصل تولید آن کارگاه که عروسک های رنگی و زیباست با فضای پنهان و اتفاقاتی که پشت پرده آن کارگاه می افتد، بود! این تضاد را شاخصه گرفتم . برای ایحاد این تضاد از حداکثر بضاعت و امکاناتی که ابزار و قطعات کارگاه عروسک سازی می توانست در اختیارم بگذارد استفاده کردم. درواقع بهره بردن از قفسه ها و قطعات فلزی ، قطعات برش دهنده و چینش عناصری که بتواند آن خشونت فضا را یک کم اغراق آمیزتر از آن چیزی که درواقعیت موجود است ، نمایان کند.

دفتر کار اکبر (فرهاد اصلانی) چرا اینقدر خالی است ، برای بیننده اطلاعات خاصی را به همراه ندارد؛
این موضوع به عمد انجام شده است ، یک وفاق بین بنده و آقای اسعدیان وجود داشت که در یک بی هویتی صرف فضا به سر برد و درواقع یک رمز و راز با خود همراه آورد که بالاخره این اکبر کیست؛ و چه کاره است؛ گاهی ما با چیدمان فضای صحنه به طرف ایجاد یک ذهنیت می رویم ، زمانی هم با عنصر حذفی به این هدف نزدیک می شویم . طراحی محل کار اکبر متکی به عنصر حذفی است و این کار آگاهانه انجام گرفت ، البته ما رنگ آن فضا را متناسب با آن چیزی که در نظر داشتیم تغییر دادیم و کل آن فضا را نقاشی کردیم و عناصر بسیار مختصری با این نیت که فضا معلق بماند در آنجا گذاشتیم. از مسیر حذفی رسیدیم به این که یک تعریف ارائه کنیم.

آزمایشگاه منصور براساس داده های ذهنی شکل گرفته یا در واقعیت نیز چنین محیطی موجود است؛
در طول داستان به فضای مشابه دولتی همین فضای آزمایشگاه منصور می رسیم. این فضا کاملا مطالعه شده و منطبق بر واقعیت است. حتی آقای اسعدیان با وسواسی که نشان داد، اکت های بازیگرانی که در این فضا کار می کنند را با شرایط واقعی پروسه آزمایش و تولید تطبیق داد. در واقع ما روح طراحی فضا را در جنس ، رنگ ، لعاب و چیدمان فقط دمیدیم وگرنه عناصر همگی مبتنی بر واقعیت علمی موضوع است.

رنگ لباس منصور و غزل بین سردی و گرمی در نوسان است. گزینش لباسها بر چه اساس صورت گرفت؛
خود داستان ، ریزقصه هایی درون خود مستتر دارد که مکرر اینها را به سمت فراز و فرود می برد. شخصیت ها کاملا متاثر از موقعیت درباره خود تغییر می کنند، چون جوان هستند. مرز بین روشنایی و تاریکی ، مرز بین گرمی و سردی بسرعت بین اینها در حال تغییر است. به طور طبیعی من از خود متن ایده می گیرم و تلاش می کنم همین شرایط را القائ کنم.

فضای داخلی خانه توتونچی را گرم گرفته اید، در حالی که بین اعضای خانواده یک سردی حاکم است.
اگر قرار باشد تقسیم بندی شخصیتی انجام دهیم ، نمی توانیم توتونچی را به عنوان یک آدم منفی در نظر بگیریم ، حتی غزل و خدمتکار منزل را نمی توان منفی به حساب آورد. ما در برهه ای از زمان وارد داستان می شویم که به خاطر شرایط ویژه بین آدمها یک سردی به وجود آمده است ولی این مربوط به ذات زندگی این خانواده نیست. حالا اینجا بنده باید این فضای سرد به وجود آمده ناشی از یک اتفاق که مربوط به بیرون از این خانه است را در فضای دائمی این خانه ایجاد می کردم یا این فرضیه را که عین روایت داستان است را پیش می بردم که این خانواده و اعضایش سرد و منفی نیستند بلکه تحت تاثیر یک شرایط و پدیده خارجی این اتفاق برای آنان افتاده و تاثیرش را بر جا نهاده است. به هر رو، بنده راه دوم را انتخاب کردم.


علی احسانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها