در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دومی شخصیتی است مقابل او؛ یعنی پلیس خیابانی شیکاگو که بسیار بی قید و آسان گیر است . این 2پلیس در مرز دو کشور به هم می رسند؛ تضاد میان رفتارهای آنها، تفاوت دو ملت را به طور آشکار عیان می سازد. آنها هر بار راه حل مشترکی برای حل مشکلات پیدا می کنند و همین رابطه عمیق دوستی میان ایشان است که طنز داستان را به وجود می آورد. روشهای پلیسی هر دو مثل قانونمندی و پیگیری فریزر و بی مبالاتی و بی اعتنایی به قانون از طرف وکیو، هر چند با بی علاقگی و نارضایتی دو طرف همراه است ؛ اما در مواردی نیز کارساز است و در نهایت این دو شخصیت یکدیگر را کامل می کنند. این امر مقابله درازمدت فرهنگ کانادایی و امریکایی را می رساند. درگیری ، زدوخورد و تعقیب و گریز برای پیداکردن مشخصات خاصی صورت می گیرد که همانا پاسخی به پرسشها و معماهای جنایی - پلیسی است . بنابراین لحظات هیجان انگیز و حوادث امروز پی درپی و ماجرای پرتنش از خصوصیات این نوع سریال هاست که در «بسوی جنوب » نیز با چیره دستی لحاظ شده است . در عین حال ، شخصیت پردازی مناسب و روند منطقی و درست قصه ، زمینه ساز شکل گیری حادثه ها در سریال است . از همین رو، روال منطقی و زمینه سازی درست در قصه ، حوادث امروز و ماجراهای فرعی و اصلی را در کنار هم پیش می برد و جذابیت شخصیت های متضاد، علاوه بر ایجاد فضای کمیک ، روان و منطقی قصه را روایت می کند. رفتار هوشمندانه افسر جنتلمن کانادایی و رفتار پرخاشجویانه افسر امریکایی که بیش از فکرکردن ، عمل می کند- اما به خاطر قدرت انعطاف در برابر موارد غیرقابل پیش بینی ، حاضر به کمک به دوست کانادایی اش هم هست - دو قطب مخالف را به سوی هم برمی گرداند. و در نهایت این که «به سوی جنوب » دارای گره های عاطفی و احساسی زیادی است که تمامی آنها به گونه ای پرداخت شده در بستر اصلی سریال وجود دارد و داستان پردازی منطقی کمک می کند تا روند شکل گیری قصه بهتر، کاملتر و موجه باشد. تمامی این عوامل ، باعث می شود تا «به سوی جنوب » بسیار متفاوت نسبت به دیگر سریال های پلیسی به نظر آید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: