عاشق تمرین در شلمزار

عباس صمیمی پرتابگر دیسک ایران بعد از افتی که داشت ، دوباره صمیمی شد. او امسال در مرحله اول لیگ با سهمیه B المپیک خودش را ثابت کرد و 4 روز پیش به سهمیه A المپیک نیز رسید.
کد خبر: ۱۴۰۰۸۱

صمیمی که در المپیک 2004 آتن اولین سهمیه دو و میدانی کاری بود، این بار هم المپیکی شد؛ اما او نمی خواهد برای بار دوم فقط شرکت کننده باشد، بلکه ترجیح می دهد نرود یا اگر قرار باشد در کنار پرتابگران المپیکی پرتاب کند، فقط برای گرفتن عنوان باشد. با این حال صمیمی از شرایطش راضی است.
پرتابگر چهارم آسیا هر چند این مدت بدون مربی مانده ، اما بزودی همراه برادرش محمد به روسیه می رود تا با مربی جدیدش به مدت یک ماه تمرین کند. صمیمی مطمئن است سال آینده برای او سال خوبی خواهد بود. او می خواهد میانگین پرتاب هایش را بالا ببرد. دومین پرتابگر دیسک ایران می خواهد در مسابقه ها با رکوردهای قابل قبول ، کمی از محبت های فدراسیون را جبران کند. خودش ایمان دارد که می تواند.

بعد از المپیک آتن می گفتی یک نفر در دو و میدانی باید این طلسم را بشکند تا دو و میدانی هم مثل وزنه برداری شود. مثل رضازاده که این طلسم را در وزنه برداری شکست. حالا فکر می کنی در این مدت این اتفاق افتاده است؛
هنوز نه. تا زمانی که در قهرمانی جهان یا المپیک مدال نگیریم ، هنوز آن سد شکسته نشده است. وقتی این اتفاق بیفتد، شرایط بهتر می شود. البته الان شرایط بهبود یافته ، توجه و رسیدگی مسوولان فدراسیون به دوومیدانی کاران بیشتر شده ، اما هنوز به آن حد لازم نرسیده است.

چطور شرایط بهتر شده؛
ما دوره های قبل مشکلات زیادی در اعزام داشتیم اما حالا نه. حالا اصلا حاشیه نداریم. این نشان می دهد که همه چیز رو به بهبود و کامل شدن می رود. امیدواریم شرایط فراهم شود.

به نظر شما این طلسم را پرتابگران دیسک می شکنند. همین که احسان حدادی قهرمان آسیا شده یا در مسابقه های گراندپری و جام جهانی مقام خوبی می گیرد. احتمال این که این قضیه را کامل کند، نیست؛
فرقی نمی کند چه دوومیدانی کاری در چه ماده ای. مهم این است که این اتفاق بیفتد. فرق دوومیدانی با وزنه برداری در زیادی ماده هایش است. اگر 2 مدالی که در دوومیدانی به دست می آید به 3 برسد به طور حتم تحولش مثل وزنه برداری می شود.

گرفتن سهمیه المپیک A و حضور دوباره در المپیک برای تو که یک بار آن را تجربه کرده ای ، مهم بود؛
نه. برای دومین بار دوست ندارم به منظور کسب تجربه به المپیک بروم. المپیک برای عنوان ، آخر کار هر ورزشکاری می تواند باشد. هر کس دوست داشته باشد 2 یا 3 بار برای مقام های بهتر شرکت کند.

عباس صمیمی و تولدی دوباره


وقتی پرتاب صمیمی در مسابقه های اولین مرحله قهرمانی باشگاه ها 63.82 متر اعلام شد، مشخص شد که همه آن تارهایی که دست و پایش را بسته بود از هم گسیخته شده است و کارشناسان و علاقه مندان دوومیدانی باز هم توجهشان به سمت او جلب شد. عباس صمیمی اولین مدال آسیایی خود را در جریان ششمین دوره مسابقه های قهرمانی جوانان آسیا با نتیجه 48.96 متر به دست آورد (با دیسک 2 کیلوگرمی) و تولد یک پرتاب کننده دیسک آسیایی را نوید داد.
او در حالی که هنوز جوان بود، در بازیهای آسیایی بانکوک (1377) به مصاف بزرگان رفت و با 54.80 متر به مقام پنجم رسید. از سال 1380 کم کم گامهای محکم پیشرفت را برداشت و در آن سال در مسابقه های جام باشگاه های خلیج (دوحه) با 59.41 متر به مقام اول رسید. در سال 1381 مدال نقره مسابقه های قهرمانی آسیا، همچنین مقام دوم بازیهای آسیایی (بوسان) را به ترتیب با 60.49 و 60.44 متر به دست آورد. اوج عملکرد او در سالهای 1382 و 1383 بود که در مسابقه های جایزه بزرگ آسیا در هر سه مرحله اول شد و بهترین نتیجه شخصی خود را به 62.60 (سال 82) و 64.98 (در سال 1383) رساند.
در سال 1384 هر چند نتیجه 63.28 متر را در مسابقه های مرحله دوم قهرمانی باشگاه ها به نام خود ثبت کرد، اما افت و خیز شدیدی در کارش دیده شد به طوری که در مسابقه های قهرمانی آسیا نتیجه قابل توجهی به دست نیاورد، در حالی که احسان حدادی موفق شد با ثبت نتیجه 65.25 متر در این مسابقه ها، رکورددار آسیا شود.
اوج ناکامی های صمیمی در بازیهای آسیایی دوحه اتفاق افتاد. او که شانس مسلم مدال بود با 59.69 متر به عنوان چهارمی بسنده کرد. صمیمی امسال کار خود را خوب شروع کرد و با دریافت مدال طلای سه مرحله مسابقه های جایزه بزرگ آسیا (63.21 بانکوک ، 60.91 گاواهاتی و 61.86 پونه) نشان داد مجددا به دوران خوب خود بازگشته است و می توان امیدوار بود که همراه با حدادی در بازیهای المپیک 2008 شرکت موثری کند


بیژن شادمهر
کارشناس دوومیدانی


چرا المپیک می تواند آخر کار باشد؛
می تواند آخر کار باشد یا شروع. آخر کار برای آنهایی که چیزی ندارند و شروع می تواند باشد برای ثبات مقام باشد. البته این هر دو حالت بستگی به فرد دارد که اعزام شود یا کنار بگذارد. اما اگر کسی بخواهد خودش را تثبیت کند، باید مدال بگیرد.

حالا عباس صمیمی با چه هدفی به المپیک می رود؛
دفعه قبل در المپیک آتن فقط می خواستم شرکت کنم. اما حالا شرایط فرق کرده. اگر برای حضورم شرایط مطلوب نباشد، نمی روم. تجربه بس است.

فکر می کردی بتوانی 70 سانتی متری را که تا ورودی A فاصله داری ، جبران کنی و ورودی B را با A عوض کنی؛
من پیش از این که مسابقه بدهم ، گفتم که ورودی A را می آورم حتی اگر ورودی بالاتر از A هم باشد، می گیرم. (باخنده)

سخت نیست؛
نه. می دانید، شاید اگر قبلا این سوال را می پرسیدید، می گفتم چرا اما حالا می گویم توانایی اش را دارم و می توانم.

برای عباس صمیمی که تا چند سال پیش نفر اول پرتاب دیسک ایران بود و یکی از پرتابگران بنام آسیا، چه اتفاقی افتاد که حالا افت کرده است؛
نمی دانم چه شد. قبلا شرایط زندگی ام خاص بود. درس خواندن و مشکلات دیگر. درآمد نداشتم و روی تمرین تمرکز نمی کردم.

حالا چی؛
اما حالا به جرات می گویم الان به دلیل شرایط مالی اش نیست که پرتاب می کنم ، به خاطر ورزش است. شرایطم هم تغییر کرده. آن موقع مشغله های فکری زیادی داشتم اما حالا دو مقوله دارم ؛ درس و ورزش. الان اول درس برایم اهمیت دارد بعد ورزش.

فدراسیون قبلی هم در افت تو تاثیر داشت؛
شاید اگر رئیس فدراسیون عوض نمی شد، الان دیگر عباس صمیمی وجود نداشت. فدراسیون عوض نمی شد، نه تنها من ، بلکه خیلی ها کنار می ماندند. نمونه بارز آن کاوه موسوی است. آنها حتی به جوان 20 ساله هم رحم نکردند. چه برسد به من. به دنبال آن مساله البته مسائل دیگری هم می آید. نبود مربی ، امکانات و تمرین و... مسائلی که نمی شد کاریش کرد.

فکر می کنیم برخلاف این که به ظاهر نشان می داد که دوومیدانی در حال پیشرفت است. اما از داخل انگار دوومیدانی داشت پوسیده می شد، درست است؛
داشتیم پس می رفتیم. دوباره به عقب برمی گشتیم. بجز تعدادی انگشت شمار که مورد توجه بودند. بقیه را کنار گذاشته بودند. اما وقتی مرحله اول کاوه رکورد زد، یکی از کسانی بودم که خیلی خوشحال شدم. کاوه با یک برگشت رکورد زد. بعد از 3 سال غیبت و این نشان می دهد که او توانایی اش را دارد.

برگشت کاوه آن هم با ثبت رکورد جدید برای پرتاب چکش ایران از چه چیزی نشات می گیرد. توجه فدراسیون یا...؛
واقعیت دارد که الان فدراسیون به همه ورزشکاران توجه می کند، مثل هم هر کس رکورد بزند و کار مثبتی انجام دهد، تشویق می شود و هر کس هم که خوب کار نکند، تنبیه نمی شود بلکه به او فرصت می دهند. معقولانه ترین کار را انجام می دهند.

این کار اعتماد به نفس ورزشکار را بالا می برد؛
فکر می کنم. وقتی ورزشکاری یکی ، دوبار موفق نمی شود، مسوولان فدراسیون بدون این که مسائل خاصی را پیش بکشند، به او می گویند کارت را انجام بده. نتیجه آن هم همانی بود که در لیگ مرحله اول و دوم دیدیم.

فدراسیون قبلی از بی توجهی به ورزشکاران و توجه به افرادی خاص ، چه سودی می برد؛
نمی دانم. کاش می دانستم. شاید در این باره صحبت نکنیم ، بهتر باشد. هیچ فایده ای ندارد، برای فدراسیون دوومیدانی ورزشکاران نیز سودی ندارد.

عباس صمیمی برای این که دوباره به اوج برگردد، چه چیزی لازم دارد؛
من الان از امکاناتی که دارم راضی ام. الان آرامش خاصی دارم که پیش از این نداشتم. تنها مشکل من مربی است.

فکر می کنی چه مربی ای در موفقیت تو تاثیر می گذارد؛
من اعتقاد ندارم که هر مربی می تواند روی کارمان تاثیر بگذارد، بلکه معتقدم مربی ای که با او کار می کنم ، باید حداقل رکورد 62 - 63 متر داشته باشد و با درک بالا، از پرتاب بالای 60 متر چیزهای بیشتری بداند و این مهم است. شاید خیلی از مربیان علم پرتاب را داشته باشند، اما علم به نکات ریز هم اهمیت دارد.

فکر می کنی برای این که بالاتر از 65 متر بیندازی ، باید مربی باشد؛
پرتاب با تاکتیک خوب 12 متر با پرتاب با تاکتیک بد اختلاف دارد. من فکر می کنم وقتی ایستاده 57 متر می اندازم ، پس توانایی بالقوه دارم ، باید کسی باشد که علم این را داشته باشد تا تکنیک صحیح را به من بیاموزد تا من بتوانم دیسک بالای 65 متر بیندازم.

مربی روسی که 2 ماه برایتان آوردند، خوب بود؛
به نظر من مربی و ورزشکار مکمل هم هستند. اگر به رفلکس های هم خوب جواب دهند، به طور حتم نتیجه مثبت است. باید همدیگر را خوب بفهمند. بعضی وقتها مربی و ورزشکار به یک نکته فکر می کنند، اما هر کدام از راه خودشان می روند. اما وقتی هر دو به یک هدف فکر می کنند، راهشان هم یکی باشد. آن وقت نتیجه همانی می شود. که انتظارش را می کشند.

قرار نیست مربی جدید بیاید؛
فدراسیون با الکسیف مربی تیم ملی روسیه صحبت کرده و قرار شده من و محمد به روسیه برویم تا یک ماه با او تمرین کنیم.
الکسیف با تیم ملی دوومیداین روسیه قرارداد دارد و نمی تواند به ایران بیاید، بنابراین ما به روسیه می رویم. اگر شرایط خوب باشد و هر دو طرف به توافق برسیم ، او بعد از قهرمانی جهان به ایران می آید.

الکسیف را می شناسی؛
نمی شناسم. فقط می دانم رکورد 63 متر را دارد. مربی فعلی تیم ملی روسیه است. حداقل این که مربی استان یا هیات یا شهرستان نیست. وقتی مربی تیم ملی روسیه است. پس چراغ سبز روشن است. فقط باید بتوانیم با هم کار کنیم و بعد نتیجه بگیریم. مشکلی هم نیست.

تو با سهمیه B المپیک که گرفته ای ، مجوز حضور در سابقه های جهانی را هم گرفته ای؛
بله. اما شرایطم برای مسابقه های جهانی خوب نیست و تمرین نکرده ام.

با این وضعیت مشکلی پیش نمی آید؛
ما مرحله اول لیگ ، مسابقه جایزه بزرگ و مرحله دوم لیگ را پشت سر گذاشته ایم.
مرحله سوم تا اواخر مرداد است و فقط یک دوره تمرین می ماند. اگر از این زمان خوب استفاده کنم. مربی هم باشد، مطمئنم می توانم پرتاب خوب داشته باشم. برای جهانی مشکلی ندارم.

اگر با مربی تان به توافق برسید، برای المپیک آماده می شوید؛
به طور حتم. من دی ماه دوره کارشناسی ارشدم تمام می شود و بعد از آن در اردوهای مداوم تمرین می کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم.

نتیجه دلخواهتان چیست؛
نمی دانم. تا به حال پیش آمده که روزی احساس خوشحالی کرده اید، اما ندانید چرا و به چه دلیلی فقط به خاطر این که آن روز، روز راضی کننده ای برایتان بوده. نتیجه دلخواه هم به پرتاب برمی گردد. اگر از پرتاب راضی باشم ، رکورد بالا و پایین هیچ فرقی نمی کند نتیجه دلخواه می شود. یعنی دقت پرتاب ها ثبات پیدا می کند که این مساله به پرتاب های بهتر کمک می کند، من الان به خاطر ثبات تکنیک پرتابم راضی ام.

فکر می کنی مربی جدید روی نتیجه ای که می گیری ، تاثیر می گذارد؛
فکر می کنم. من تا به حال تنها کار کرده ام. به همین دلیل در پرتاب مشکلات خاص تکنیکی ام را داشته ام. باید با او کار کنم تا رکوردم 2 - 3 متر بهتر شود. اگر مربی ایده آل باشد، با تمرینات فشرده و ثبات تکنیک صحیح رکوردم به 67 متر هم می رسد.

آمدن مربی ات بعد از مسابقه های جهانی دیر نیست؛
ان شاءالله که دیر نیست. ما ان شاءالله سه برادر در مجموع بتوانیم 200 متر بیندازیم (باخنده).

مربی و ورزشکار مکمل هم هستند. اگر به رفلکس های هم خوب جواب دهند، به طور حتم نتیجه مثبت است


کدام بیشتر می اندازد؛
فرقی نمی کند. هر کس قوی تر باشد.

معمولا چند دیسک تمرین دارید؛
دیسک ها مختلفند. دیسک 2.25 ، 2.100 ، 2.50 ، 1.750. البته یک سری دیسک ها را احتیاج نداریم ، اما اگر باشد شرایط تمرین بهتر می شود. باید دیسک استاندارد اختصاصی داشته باشیم که نداریم. البته دیسکهای چین بد نیست.

دیسکهای سبک را که پرتاب می کنید، چه تاثیری در کارتان دارد. سرعت دست را بالا می برد؛
وقتی کارهای قدرتی انجام می دهیم ، کمک می کند حرکت انفجاری شود. البته آنقدرها هم پرتاب آن لازم نیست. هفته ای یک بار کافی است. معمولا قبل از مسابقه و در زمانهای مختلف دیسک های سبک را پرتاب می کنند.
در هفته 2 بار یا هر 10 روز 2 بار در زمستان هم فرق می کند، در هر هفته یک بار.

به نظر شما مدال آسیا مهمتر است یا حضور در مسابقه های جهانی؛
وقتی قرار است در مسابقه های قهرمانی جهان مدال بگیریم. باید در سطح آسیا حداقل 10 مدال بگیریم. موفقیت در آسیا پیش زمینه جهان است. اگر مدال های آسیایی ما زیاد شود، بودجه فدراسیون هم افزایش می یابد و می تواند کارهای بهتری انجام دهد. برای فدراسیون هم گرفتن مدال آسیا مهم است.

الان چقدر تمرین می کنی؛
الان مدت تمریناتم کم شده ، زمانی 5 - 6 ساعت تمرین می کردم ، حالا هم مشکل خاصی ندارم ، اما تنهایی تمرین کردن سخت است ، حوصله ام سر می رود تمرین کنم.

پسر و دخترت حسین و نگار را هم سر تمرین می بری؛
بله ، می برم. من در دانشگاه اصفهان تمرین می کنم. بعضی وقتها آنها را با ماشین می برم. معمولا نگهبانی دانشگاه نگاه که می کند، می گویم اینها مربیان من هستند.

پس تنهای تنها هم نیستی؛
بعضی مواقع.

تشویق هم می کنند.
واقعا تماشاچی هستند و تشویق هم می کنند. پرتاب که می کنم ، دست می زنند و هورا می کشند.

آنها هوس نمی کنند دست به دیسک بزنند. راه نمی افتند. خطرناک نیست؛
منطقه ممنوعه اعلام می کنم. چون اگر راه بیفتند خطرناک است به آنها می گویم جای مطمئنی بنشینند.

دختر و پسرت چند ساله اند؛
حسین 6 ساله است و نگار آبان ماه 2 ساله می شود.

مرحله اول لیگ هم خوب پرتاب کردی و نتیجه اش سهمیه B المپیک حرف نداشت؛
نتیجه اش خیلی خوب بود، اما نتوانستم با آن تکنیکی که مد نظرم بود پرتاب کنم. من فقط 20 روز تمرین کرده بودم. در حالی که برای پرتاب بلند باید 45 روز تمرین کنی اگر تکنیکم جفت و جور شده بود، رکوردم بهتر هم می شد.

به هر حال گرفتن سهمیه B المپیک استارت خوبی بود؛
با این که تمرین نداشتم ؛ اما استارت خوبی برای المپیک و قهرمانی آسیا بود.

الان چقدر به ثبات تکنیکی رسیده ای؛
الان وضعیتم خیلی بهتر شده. قبلا اگر 30 - 40 پرتاب می کردم ، شاید 2 پرتابم خوب می شد. اما حالا از 30 - 40پرتاب ، 25 پرتابم خوب می شود. این نشان می دهد که تکنیک من به یک حد ثبات رسیده و 90 درصد آن چیزی را که می خواهم اجرا می کنم ، اما دو سه نکته ریز مانده که هنوز نتوانسته ام آن را بر طرف کنم.

الان که مربی نداری. هنوز در شلمزار و با داریوش صمیمی اولین مربی ات هم تمرین می کنی؛
همیشه موفقیت فاکتورهای زیادی دارد که زنجیروار به هم مرتبط است که خیلی از آنها به چشم نمی آیند. یکی از آنها حضور آقای صمیمی اولین مربی ام است. من هر وقت می روم شملزار، هر طور شده خودش را به من می رساند و برای تمرین کنارم هست. شاید به همین دلیل است که من همیشه عاشق شملزار و تمرین در آنجا هستم. شاید باورتان نشود، اما من بهترین رکوردهایم را در شملزار می زنم. من در اصفهان خود را کشتم تا 67 زدم ، اما در شملزار خیلی راحت 67 متر می اندازم.

قبل از حضور در جایزه بزرگ فکر می کردی که بالای 65 متر بیندازی ، اما نتیجه چیز دیگری بود. چرا شرایط مسابقه جدی نبود؛
در دوره های قبل برنامه طوری تنظیم شده بود که ورزشکاران 3 روز قبل از مسابقه می رسیدند و فرصت تمرین هم داشتند، اما در این دوره اصلا شرایط خوب نبود. ما 2 روز قبل از مسابقه می رسیدیم. خستگی در بدنمان بود. فقط می توانستیم تمرین کششی انجام دهیم. در گواهاتی که شرایط بدتر بود. اصلا امنیت نبود، مثل زندانی ها بودیم. اجازه نمی دادند از محل اقامتمان بیرون برویم. معلوم نیست چرا کنفدراسیون آنجا را برای مسابقه انتخاب کرده بود.

از نتایجی که گرفتی راضی هستی؛
شرایط اصلا مطلوب نبود. بعد از لیگ هم که من تمریناتم را سبک کرده بودم و تمرین خوبی نداشتم. پس راضی ام. من سال قبل فقط یک پرتاب بالای 60 متر داشتم ، اما امسال نه. همه تلاشم را کردم. تا میانگین پرتاب هایم را بالا ببرم مرداد و شهریور ماه به شرایط بهتری می رسم.

فکر می کنی این اتفاق در سال آینده بیفتد؛
مطمئن باشید برای سال آینده میانگین پرتاب هایم را بالا می برم. سال آینده از 4-63 متر شروع می کنم.

چه زمانی برای تمرین بازی جدید به روسیه می روی؛
روادید و دعوتنامه آمده ، اما باید دید فدراسیون چه صلاح می داند. از طرفی لیگ را داریم و بعد از لیگ هم مسابقه قهرمانی آسیا را. با باشگاه قرارداد دارم و باید در لیگ پرتاب کنم. با این حساب فقط 2 هفته می توانم در آنجا باشم. نمی دانم بعد از قهرمانی آسیا بروم یا قبل از آن.

چه زمانی بهتر است ، بعد از قهرمانی آسیا یا قبل از آن؛
فرقی ندارد. اردوی روسیه ، اردوی شناختی است. می خواهیم مربی را بشناسیم. ببینیم می شود با او کار کرد یا نه. البته من رکوردهای شاگردهایش را که می بینم ، هیچ کدام از آنها را نمی شناسم.

برنامه تمرین ات را عوض می کنی؛
تمریناتم را عوض می کنم با همان برنامه تمرینم کار می کنم. مربی جدیدم فقط می تواند در اصلاح تکنیک کمک کند.

اگر با او به توافق نرسیدی؛
مربیان دیگری هم آنجا هستند. اگر با الکسیف به توافق نرسم. شوچنکو هم هست او رکورد بالای 70متر دارد.

برای مسابقه های قهرمانی آسیا آماده ای؛
فکر نمی کنم شرایط بدی باشد. آمادگی صددرصد ندارم. بعد از لیگ و امتحانات نتوانسته ام تمرین کنم به همین دلیل شرایط بدنی خوبی ندارم.

پاداش 15 میلیونی سازمان برایتان غافلگیرکننده بود؛
خیلی خوب بود. من فکر می کردم تا سازمان بخواهد پاداش را آماده کند، مهر و آبان می شود؛ اما در استادیوم شیرودی غافلگیر شدیم.

با این وضعیت دیگر هیچ بهانه ای ندارید که خوب پرتاب نکنید فدراسیون برایتان سنگ تمام گذاشت؛
واقعا نمی دانم اما قول می دهم پرتاب های خیلی خوبی داشته باشم. به جمع بندی هایی رسیده ام. به آقای کریمی رئیس فدراسیون گفتم که قول می دهم ورودی A را بیاورم. تا محبت های فدراسیون را جبران کنم. بعد از دو سه سالی که نامهربانی دیده ایم ، حالا شرایط فرق کرده است. فدراسیون به هر کس که رکورد می زند. سریع پاداش می دهد. مثل قبل نیست که فقط وعده و وعید باشد. امیدوارم 65 - 66 متر بیندازم.

مطمئن هستید؛
می توانم بیندازم. فکر می کنم می توانم ، بحث فقط بحث مربی است. من بعد از این که مدت کمی با مربی روسی کار کردم ، در واقع تکنیکم را اصلاح کردم 63.98 سانتی متر انداختم. اگر فشار تمرین بیشتر شود، با این شرایط به آنچه که می خواهم ، می رسم.


مهری رنجبر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها