یک روزپاییزی بابا خرگوشه برای رفع گرسنگی بچه هایش راهی جنگل شد.با رسیدن به درخت سیب کیسه اش را پرکرد. کلاغ سیاه قصه ازاین که خرگوش،پدرچهارپسرویک دخترکوچولو است،حسادت کرده وسعی داشت با حرف هایش ته دل او را خالی کند.مثلامی گفت:"وقتی برگردی می‌بینی شکارچی بنگ بنگ بچه هایت را شکار کرده یا گرگ رفته سروقتشان و... "
کد خبر: ۱۳۹۴۷۹۴
نویسنده مریم فلاح

اما در لانه می‌دیدیم که مامان خرگوشه برای بچه‌‌ها قصه می‌گوید تا حواسشان از شکم خالیشان پرت شود. یادتان هست یکی از بچه‌‌ها به بشقاب خالی لیس می‌زد؟! از دیدن این صحنه ما هم مثل مامان خرگوشه دلمان کباب می‌شد.از آن طرف بابا خرگوشه به هر حیوانی که می‌رسید مقداری سیب می‌بخشد. کلاغ که شاهد بخشش خرگوش بود باز حسادتش گل کرد وته کیسه را سوراخ کرد و سیب‌‌ها یکی یکی از کیسه بیرون افتادند. خرگوش مجبورشد دوباره به سراغ درخت سیب برود اما گرفتارگرگ شد.جمله تمسخرآمیزگرگ را به خاطردارید؟ "ی دختر کوچولوی کوچولوی کوچولو".خلاصه خرگوش بدون سیب ترسان و لرزان به لانه برگشت درحالی که بچه‌‌ها باشکم سیردرخواب ناز بودند چراکه حیوانات جنگل در تلافی محبت اوبرای خانواده اش غذا آورده بودند.
تماشای این کارتون تک قسمتی در بعد ازظهرهای پاییز خیلی لذتبخش بود. “خرگوش و سیب" با نامِ اصلیِ کیسهٔ سیب (روسی: Мешок яблок‎) یک کارتون روسی و محصول سال ۱۹۷۴ میلادی است . آهنگساز فرانسوی"اریک ساتی"، سازنده موسیقی خاطره انگیز آن است.

تعداد بازدید : 13
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها