پدیده ها فراموش می شوند

چند سال از برگزاری لیگ برتر بسکتبال باشگاه های کشور گذشته است. اجازه بدهید! بهتر است بگوییم چند سال از برگزاری لیگی به شکل فصل پیش یا دو سه سال پیشتر گذشته است.
کد خبر: ۱۳۷۶۱۰

بسکتبال باشگاه های ایران از سال 1381 به این سو جور دیگری بوده است.
نسل مربیان تغییر یافت ، بازیکنان جدیدی به عرصه توپ و سبد معرفی شدند، سرمایه گذاری تیمهای باشگاهی تغییر کرد و رویکرد بسکتبال ما به سوی بین المللی شدن ابعاد تازه ای به خود گرفت. مربیان خارجی که تا پیش از این برای تیمهای ملی استخدام می شدند، حالا سر از تیمهای باشگاهی درآورده اند و پای بازیکنان خارجی به لیگ بسکتبال ایران باز شده است.

نگاه بین المللی بسکتبال ایران به پیروزی های متعدد منجر شد، چه ملی و چه باشگاهی . اگر تا همین 2 سال پیش استخدام خارجی ها فقط توسط تیمهای لیگ برتر صورت می گرفت ، اما فصل گذشته دیدیم تیمهای دسته اول هم برای این که از قافله باز نمانند سراغ خارجی ها رفتند و کیفیت این بازیها بویژه در روزها و هفته های پایانی افزایش پیدا کرد. در کنار تمامی این عوامل که باز هم می گوییم و اعتقاد داریم به پویایی لیگ برتر بسکتبال انجامیده ، یک نکته دغدغه فکری بزرگی برایمان ایجاد کرده است.
آیا با همه این نگاه های جدید و تاملات نو، فکری به حال سازندگی شده است؛ یک بدعت غلط حداقل در این 10 سال در بسکتبال ایران به وجود آمده که هر بار اسمی از سازندگی برده می شود، نام فدراسیون بسکتبال در اذهان خطور می کند. به عبارتی در بسکتبال کشور ما این طور جا افتاده که فدراسیون بانی و متولی اصلی ساخت و تشکیل تیمهای پایه سنی است و متاسفانه باشگاه ها خود را مبرا از این مهم می دانند. اگر چه هر وقت این قبیل بحثها به میان می آید تیمها و باشگاه ها صحبت از کمبودها و مشکلات می کنند، اما این حرفها با آن سرمایه گذاری ها که پیش از این گفتیم از بسیاری جهات با یکدیگر مغایرت دارند. به عنوان مثال تیم بسکتبال صبا باتری که افتخار ایران درجام باشگاه های آسیاست در 2 سال گذشته برای تیمهای پایه چه کرد؛ چه ساخت؛ تیمهای پتروشیمی بندرامام ، مهرام تهران و پیکان که فصل گذشته مدعیان رقابت های لیگ جوانان باشگاه های کشور بودند به کمک جوانان ساخته و پرداخته شده دیگر شهرها و تیمها مدعی شدند. هر کدام از این تیمها نگاه پایه ای را که مدنظر ماست ، ندارند. هدف ، تشکیل تیم آماده با بنیه مالی مناسب و فعالیت کوتاه مدت برای دستیابی به نتیجه است.
کار پایه ای نیازمند زمان است. تیمهای بزرگ برای تیمهای جوانان باید وقت و هزینه صرف کنند تا بسکتبال ایران با موجودیت متناسب فعلی به پشتوانه هایش در آینده اطمینان حاصل کند. امروز می شنویم استخدام بازیکنان خارجی به یک فرهنگ تبدیل می شود، اما چرا فرهنگ پرورش استعدادهای ناب را تعمیم و گسترش ندهیم؛ بازیکن خارجی بیاوریم و در کنارش به جوانان خوب بنگریم. به دنبال این بحثها که مدتی دهان به دهان اهالی توپ و سبد چرخید، حرفهای خوب هم شنیده شد؛ حرفهایی برخاسته از فرهنگ سازی پرورش استعدادهای پویای این مرز و بوم.
تیم مهرام تصمیم دارد در 4 نقطه تهران بزرگ پایگاه استعدادیابی بسکتبال دایر کند. تیم پتروشیمی بندر امام در شهرهای خوزستان هزینه های کلاسهای آموزش جوانان و نوجوانان را تقبل خواهد کرد. این حرفهای خوب ، بسکتبال ایران را به داشتن تیمهای پایه ای نظیر ذوب آهن اصفهان امیدوار می کند. ذوب آهن سال 2004 ، 7 بازیکن به تیم جوانان ایران معرفی کرد. در حال حاضر تعداد نفرات اصفهانی تیم بسکتبال جوانان ایران دورقمی است ، آن هم در بین 24 بازیکن مراحل پایانی اردوهای آماده سازی ، اطمینان داشته باشیم چنین سرمایه هایی در استان هایی مثل خراسان ، فارس ، کردستان ، خوزستان ، آذربایجان شرقی و غربی ، کرمانشاه ، گلستان و مازندران و کرمان هم وجود دارند.

فرهنگ نادرست استخدام بازیکنان خارجی باعث افزایش دستمزدهاو معضل انحلال تیم ها شده است

چرا امروز خراسانی ها، خزاعی ها، پوراصفهانی ها و امدادی ها را معرفی نمی کنند؛ از بسکتبال فارس همه مهران حاتمی را مثال می زنند. این ملی پوش سابق بسکتبال ، الگوی نفراتی مثل مهدی شیرجنگ 17ساله است که فصل گذشته در لیگ دسته اول ایران با تیم پاسارگاد شیراز درخشید. در گلستان هنوز جوانانی هستند که می خواهند ایزدپناه و کلاه سنگیانی باشند. در مازندران مثل حمید کاشانی پیدا خواهد شد، در کرمانشاه مهران شاهین طبع یا کردستان از قدیمی ترها که بگذریم تا دلتان بخواهد ویسی ها و سهراب نژادها هستند. مربیان نسل گذشته بسکتبال ایران فرصت عرض اندام را به چنین جوانانی داده بودند که سالهای بعد هر کدام صاحب اسم و رسمی در بسکتبال ایران شدند و هستند، اما نسل جدید مربیان ما برای ظهور پدیده های شهرها چه فرصت و میدانی به آنها داده اند؛ فرهنگ نادرست استخدام و استفاده از بازیکنان خارجی تا حد زیادی باعث افزایش دستمزدها شده است.
این مساله برای تیمهایی که قدرت خرید ندارند معضل بزرگی است که بیشتر به کناره گیری و انحلال انجامیده است. از سویی نادیده گرفتن استعدادهای ناب بسکتبال شهرها سبب شده هر تیمی بازیکن خارجی ندارد، مایوس شود و به نوعی احساس کمبود کند. مساله دیگر نگاه نتیجه گرای مدیریت تیمهاست.
نتیجه گرایی مانع سرمایه گذاری ، ایجاد فرصت برای جوانان و صبر و حوصله بازدهی نیروهای جوان می شود. رسانه ها به نتایج تیمها توجه دارند و ناخودآگاه جهت دهی مدیران و مربیان به سمت نتیجه گیری است تا سازندگی.
اگر مربی نتیجه نگیرد کارش را از دست رفته می بیند، بنابراین با پول و سرمایه باشگاه ابتدا به حفظ تیم و بقای خود می اندیشد. با این حال همان طور که پیش از این اشاره شد سازندگی به یک فرهنگ عمومی در سطح باشگاه های ما نیازمند است.
در حال حاضر بیش از 300 بازیکن در رده های متعدد سنی زیر نظر فدراسیون بسکتبال قرار دارند. از سوی دیگر تشکیل تیم «ب» بسکتبال ایران از سوی فدراسیون ، مفهوم پشتوانه سازی به طریقی دیگر را در اذهان متبادر می کند؛ بنابراین فدراسیون بسکتبال به وظایفی که ندارد همواره پرداخته و می پردازد و بعکس اصول کلی ورزش سازندگی از فدراسیون به باشگاه ها انجام می شود. این مسائل پرسشهای بزرگی را به وجود می آورد. آینده بسکتبال ایران پس از موفقیت های بزرگ ما چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؛ پدیده های بسکتبال کی امکان حضور در لیگ پیدا می کنند؛ نگاه نتیجه گرایی مدیریت تیمها پایانش کجاست.


محمد رضاپور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها