15 آرزو برای جشنواره شانزدهم

: 746 اثر تلویزیونی ، 731 اثر رادیویی ، 650 اثر خبری ، 222 اثر تحقیقاتی و 215 اثر موسیقایی. این اعداد و ارقام آثار رسیده به پانزدهمین جشنواره تولیدات مراکز صداوسیماست که پنجشنبه شب گذشته مراسم اختتامیه اش در محمودآباد برگزار شد.
کد خبر: ۱۳۷۵۴۶

آمار ارائه شده گویای آن است که با یکی از بزرگترین رویدادهای فرهنگی - رسانه ای کشور مواجه ایم و شاید از حیث کمیت آثار ، بزرگترین آنها. نوشته حاضر با امید تعالی بخشی به جشنواره های آینده به رشته تحریر درآمده است تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.



دیروز پیام کوتاهی دریافت کردم با مضمون : «آرزوهایت را یکجا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه. خدا یادش نمی رود ولی تو یادت می رود که آنچه امروز داری همان آرزوی دیروزت بوده است». واقعیت آن است که وضعیت امروز جشنواره تولیدات مراکز همان آرزوهایی بوده که در جشنواره های گذشته داشته ایم و روند رو به رشد آن بر هیچ آدم منصفی پوشیده نیست. اگرچه این اعتراف صریح به معنای نفی کمبودهای جشنواره نیست . کمبودهایی که در این نوشته به دنبال بیان آنهاییم تا با تدبیر مدبران ، به حداقل برسند.حالا که پانزدهمین دفتر جشنواره همه بسته شده و دست اندرکاران و متولیان آن درصدد گشایش شانزدهمین آنند ، شاید یادآوری چندنکته ای خالی از لطف نباشد تا شاید فضای جشنواره شانزدهم همانی بشود که امروز برایش آرزو می کنیم.

1- نبود بلاتکلیفی در ساختار:
بزرگترین رویداد فرهنگی - رسانه ای کشور در یک بلاتکلیفی پنهان بین «جشنواره تولیدات بودن» یا «همایش ارزیابی عملکرد» سرگردان است که بین این دو تفاوت ماهیتی وجود دارد و در عرض هم قرار دارند. در ذات جشنواره ؛ رقابت ، خلاقیت و ایده آل ها محور داوری قرار می گیرند اما در «ارزیابی عملکرد» چگونگی عمل به وظایف سازمانی و اداری مورد نظر است.

2- ضرورت «به روز شدن» جشنواره:
بازمهندسی در تشکیلات و بازتعریف در فرم و محتوا از مباحث ضروری است که سیاستگذاران جشنواره باید برای به روز شدن به آن بپردازند. این بازنگری ها به معنای جایگزین کردن قالبهای جدید و مدرن به جای روند سنتی و جاری و استفاده بهینه و قابل دفاع از تمامی فرصتهای جشنواره است که اگر این اتفاق نیفتد اعتبار حرفه ای آن زیرسوال می رود.
به طور مثال ، نبود بخشی با عنوان مقالات پژوهشی و تخصصی - که شناخته شده ترین گونه تحقیق در تمامی دنیاست - در کمیسیون تحقیقات و اصرار بر شیوه های سنتی تحقیق و پژوهش های حجیم نمی تواند توجیه علمی داشته باشد. صدالبته این فضا برای سیما ، صدا ، خبر و موسیقی با توجه به تغییرات تخصصی و شتابان فناوری در این حوزه ها نیز قابل بررسی است.

3- وجود تعادل در انتخاب آثار:
نحوه انتخاب آثار برای داوری جشنواره همواره دچار نوعی افراط و تفریط بوده است . هم اکنون 80 درصد برنامه هایی که در معرض داوری قرار می گیرند ، برنامه های روتینی هستند که از آنتن پخش گرفته می شوند (از سوی ستاد) در حالی که قبلا همه برنامه ها از سوی خود مراکز انتخاب و به جشنواره ارسال می شد (توسط صف). روند فعلی باعث تحلیل خلاقیت ها و ایده آل ها می شود و در روند قبلی چهره واقعی و توان حرفه ای مراکز به صورت کاذب جلوه می کرد.

4- ضرورت «دوسالانه شدن» جشنواره:
اگر متولیان این رویداد عظیم بر «جشنواره بودن» آن تاکید دارند می شود بر دوسالانه بودنش و نیز بر کاهش کمی جوایز و افزایش کیفی آن تامل بیشتری کرد.از آنجا که جشنواره هر ساله در نیمه دوم خرداد برگزار می شود و مهلت ارسال آثار به دبیرخانه برای جشنواره بعدی معمولا اواخر بهمن یا اوایل اسفند همان سال می باشد عملا برنامه سازان با یک فرصت 8 ماهه برای تولید اثر ویژه جشنواره مواجه اند که این فرصت با توجه به مشکلات روزمره تولید در مراکز و نیز محدودیت های امکاناتی و فنی آنها فرصت فوق العاده اندکی است و از تبعات آن می شود به شتابزدگی ناخواسته در تولید و قطعا افت محسوس کیفیت آثار اشاره کرد که یک نگاه واقع بینانه به آثار جشنواره بر روند نزولی آثار به لحاظ کیفیت هنری و فنی صحه می گذارد.از طرفی ، در تمامی دنیا یکی از فاکتورهای اساسی اعتباربخشی به جشنواره ها ارزش مادی جوایزی است که به آثار برتر تعلق می گیرد (دلیل اصلی اعتبار جایزه اسکار ، کن و...) این عامل باعث ایجاد انگیزه فوق العاده برنامه سازان هم برای تولید اثر فاخر و هم برای شرکت در جشنواره می شود که متاسفانه جشنواره از این حیث هم دچار آسیب فوق العاده جدی است لذا برای بالا رفتن اعتبار جشنواره تولیدات مراکز و فربه تر شدن آن بهتر آن است که :

الف : فرصت کافی برای خلق آثار فاخر در اختیار هنرمندان مراکز داده شود.
ب : انگیزه های مادی و معنوی برای حضور فعالانه تر برنامه سازان در جشنواره فراهم شود. گفتنی است این انگیزه ها می تواند علاوه بر مباحث مادی ، ارتقای پایه های شغلی نیز باشد.
از طرفی ، دو سالانه شدن جشنواره فرصت برنامه ریزی و تدارک بهینه را برای برگزارکنندگان جشنواره نیز فراهم می کند.

5- ایجاد زمینه برای ارزیابی پخش:
اگر تاکید بر ارزیابی عملکرد است باید در کنار ارزیابی تولیدات مراکز ، ارزیابی پخش مرکز نیز مدنظر باشد زیرا در چینش کنداکتور پخش مراکز بعضا فیلم سینمایی ، انیمیشن ، مستند و سریال های خارجی و غیرایرانی فراوانی گنجانده می شود که با فلسفه استانی بودن شبکه ها مغایرت جدی دارد لذا ارزیابی پخش داوران را به چشم انداز دقیق تری از مراکز رهنمون خواهد کرد.

6- پرهیز از جشنواره سازی:
اگر چه فرصت جشنواره سازی در حوزه صدا و سیما به حداقل رسیده است اما دیگر حوزه ها هنوز در معرض این آفت هستند که از بارزترین آنها بخش تحقیقات و موسیقی مراکز است. این واحدها می توانند با توجه به ذائقه جشنواره مبادرت به خلق آثاری بکنند که هیچ ربطی به تولید هم نداشته باشند.

7- متغیر بودن تیمهای داوری:
وجود تیمهای ثابت داوری طی چند سال گذشته در بعضی از بخشهای جشنواره باعث شده شرکت کنندگان سلیقه داوران محترم را شناسایی و با ذائقه آنان کار تولید کنند.

8- استفاده از هنرمندان بومی:
متاسفانه مشاهده شده که مراکز در برنامه سازی از برنامه سازان و هنرمندان حرفه ای ، غیربومی استفاده می کنند لذا اگر امکان حذف و ممنوعیت این پدیده وجود ندارد باید با ضرایب منفی قابل ملاحظه ای ارزیابی شوند این وضعیت برای موسیقی و تحقیقات هم متصور است.

9- پخش آثار از شبکه های ملی:
آثار راه یافته به جشنواره ، تولیدات فاخر شبکه های استانی قلمداد می شوند لذا جا دارد برای آنها پخش سازمان یافته ای در شبکه های ملی طراحی شود. تاکید بر پخش سازمان یافته از آن جهت است که روند فعلی به هیچ وجه در حد و شان این آثار نیست لذا بهتر است به صورت روتین و کاملا مشخص مثلا در طول سال ، هرهفته ، دوشنبه ها از ساعت 14 - 17 شبکه 2 به پخش آنها بپردازد.

10- عمیق تر شدن شاخصهای بومی:
داوران عزیز پایتخت نشین نباید مسحور چند شاخص سطحی بومی و محلی از قبیل پوشیدن لباس محلی یا استفاده از لهجه بومی و... شوند که مسائل فرهنگی استانی عمیق تر از این حرفهاست.

11- موازی کاری:
کماکان در جشنواره شاهد موازی کاری هستیم. اگر چه در مقایسه با گذشته خیلی کمتر شده اما نیاز به توجه جدی تری دارد. به طور مثال ، هنوز هم در کمیسیون های صدا و سیما خبر و حتی موسیقی بعضی برنامه ها به خاطر بهترین تحقیق جایزه می گیرند در حالی که یکی از کارهای کمیسیون تحقیقات می تواند همین باشد.

12- حضور پررنگ پیشکسوتان مراکز
استفاده از پیشکسوتان و بازنشستگان مراکز در تیمهای داوری ، کارگاه های تخصصی و حتی به صورت مهمان افتخاری و... می تواند یک حرکت برکت آفرین باشد که تاکنون استفاده از تجربیات گرانسنگ آنها مورد غفلت قرار گرفته است.

13- انتشار آثار برگزیدگان:
انتشار آثار برگزیده جشنواره به صورت دیداری ، شنیداری و مکتوب می تواند برای برنامه سازانی که فرصت حضور در جشنواره را پیدا نکرده اند هم فرصت استفاده از تجربیات نخبگان برنامه سازی دیگر مراکز را فراهم کند و هم از فاصله واقعی خود با آنها مطلع شوند.

14- تصریح در تشخیص برترین ها
بحث «اول بودن» یا «برتر بودن» در بعضی کمیسیون های جشنواره خیلی جدی گرفته نمی شود زیرا هم اکنون در یک ساختار واحد و در یک آیتم واحد به برنامه های مختلف و متعدد ، جوایز همسانی داده می شود و بالاخره مشخص نمی شود مثلا بهترین تدوینگر ، بهترین نویسنده ، بهترین مجری و... جشنواره کدام هنرمند بوده است.

15- تثبیت مکانی جشنواره:
شاید فلسفه توجیهی برگزاری جشنواره در شهرهای مختلف الان خیلی قابل دفاع نباشد و نیاز به بازنگری داشته باشد.

شبکه های استانی ، بستر انسجام ملی


یکی از عوامل تاثیرگذاری در اجرایی کردن سیاست های قومی جامعه به منظور حفظ وفاق ملی در عین تفاوت های فرهنگی یا به عبارتی وحدت در عین کثرت ، راه اندازی شبکه های رادیویی و تلویزیونی در مناطق مختلف کشور است.
استراتژی صداوسیما در قبال وحدت ملی ، ایجاد تنوع ارتباطی است. ارتباط با استان های مختلف به دلیل غنای فرهنگ با ویژگی های مختلف با اقتضائات متفاوت با آسیبهای اجتماعی متفاوت و شرایط خاص هر استان بستگی دارد.
اکنون بحث فرهنگ های بومی یا خرده فرهنگ ها مساله مطرحی در سطح دنیاست و اختصاص به کشور ما ندارد.
برخی فکر می کنند وقتی می گوییم از خرده فرهنگ های فرد صیانت کنیم به این معناست که هر آنچه در فرهنگهای خود است باید به همان صورت پذیرفته شوند و وقتی هم می خواهند فرهنگ ملی را تعریف کنند می گویند: «فرهنگ ملی عبارت از کل فرهنگهای فرد است».
رابطه فرهنگ ملی و فرهنگهای فرد رابطه کل و جزء نیست بلکه رابطه کلی و جزیی است. کل و جزء با کلی و جزیی متفاوت است.
فرهنگ ملی یک امر کلی است که فرهنگ های خرده مصادیق و تجلیات آن هستند. فرهنگ های فرد باید دارای مشخصه های فرهنگ ملی باشند.
ما در فرهنگ های خود به این دلیل روی موسیقی کار می کنیم که مهد فرهنگ ملی ماست. شبکه های ملی برحسب طبقات فکری جامعه تقسیم شده است و شبکه های استانی می بایست براساس استراتژی نیازسنجی در زمینه های توسعه کشور و نگاه به مسائل سیاسی و فرهنگی مناطق مختلف طراحی شود چرا که هر منطقه ای بر حسب شرایط خاصی که دارد نگاهی خاص از نظر تبلیغ و اطلاع رسانی را می طلبد.
به عبارت دیگر مردم هر استان نیاز به موضوعات محلی و منطقه ای دارند که حکم آیینه زندگی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی آنهاست که فرصت پرداختن به آنها در شبکه های ملی وجود ندارد.
دامنه این موضوعات می تواند بسیار وسیع باشد از موسیقی محلی گرفته تا زبان و ادبیات محلی ، هنر ، پوشش و لباس ، معماری ، آداب و رسوم و....



دکتر علی طلوعی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها