خداحافظی پس از مدال المپیک

احسان حدادی نفر اول پرتاب دیسک آسیا بالاخره به آرزویش رسید؛ او که رکورد آسیا را در تهران به 67 متر و 88 سانتی متر رسانده بود
کد خبر: ۱۳۷۱۲۴
، در بلاروس 7 سانتی متر بیشتر از تهران انداخت تا رکورد آسیا به 67 متر و 95 سانتی متر برسد.
سیزدهمین پرتابگر دنیا با این که با سهمیه A به المپیک پکن می رود اما تنها دغدغه اش مدال المپیک است.
او می خواهد مدال المپیک و البته خوشرنگ ترین آن ، اوج پیشرفتش باشد و در همان اوج خداحافظی کند. خودش می گوید: با مدال المپیک خداحافظی می کنم. دیگر نمی توانم فشارها را تحمل کنم. ترجیح می دهم بروم دنبال زندگی ام.

احسان حدادی خیلی زود پله های ترقی را طی کرد. فکر می کنی چه اتفاقی افتاد که در مدت 5 سال حضورش در تیم ملی جوانان و بزرگسالان یکدفعه قهرمان و رکورددار آسیا شد؛ قهرمانی در مسابقه های جوانان آسیا دلیل این پیشرفت سریع نبود؛
وقتی من در مسابقه های 2002 جوانان آسیا، چهارم شدم رسیدن به مدال نه تنها انگیزه ام را از بین نبرد که بیشتر هم کرد. همیشه فکر می کنم خیلی خوب شد که مدال نگرفتم. پس از آن یک سال تمام تمرین کردم. در مسابقه های بزرگسالان فیلیپین هم شرکت کردم و هشتم شدم. پرتاب کنار بزرگسالان اعتماد به نفسم را از بین نبرد، بلکه به من کمک کرد جرات بیشتری پیدا کنم و جدی تر تمرین کنم تا سال 81 که در مسابقه های قهرمانی جوانان آسیا طلا گرفتم و در جوانان جهان در ایتالیا قهرمان شدم. بعد راه برایم هموارتر شد و انگیزه ام برای ادامه کار بیشتر.

یعنی قهرمانی جوانان آسیا و جهان برایت پایان کار نبود و تو را تشویق کرد تا بیشتر کار کنی. درست است؛
بله. فقط این دو قهرمانی برای من کافی نبود. از طرفی یک عادت خوب من این است که هیچ وقت ناامید نمی شوم. هر وقت هر چیزی را که بخواهم به دست می آورم. من هم خواستم پس از جوانان ، قهرمان بزرگسالان شوم و شدم. امیدوارم به بزرگترین آرزویم هم برسم.

منظورت مدال المپیک است؛
درست است. بزرگترین آرزوی من مدال المپیک است.

تو معمولا قهرمانی را می خواهی. از المپیک هم قهرمانی می خواهی یا فقط یکی از سه مدال برایت کافی است؛
الان فقط به مدال المپیک فکر می کنم. امیدوارم جزو 3 نفر اول المپیک باشم. الان رنگ مدال برایم مهم نیست. موقع مسابقه مشخص می شود؛ هر چند با این حال من خوشرنگ ترین مدال را می خواهم.

احسان حدادی سال 86 را خیلی خوب شروع کرد. او که یک بار سال گذشته در مسابقه بین المللی جام خلیج فارس ورودی B المپیک را گرفته بود، اوایل امسال در تمرین هایش 67 متر انداخت و امیدوار به سوپرگراند پریکس دوحه رفت. او در آنجا دوباره کنار بزرگان پرتاب ، ورودی B المپیک را تکرار کرد. 63 متر و 98 سانتی متر برای شروع بد نبود، اما مثل این که خیلی به دل خودت نچسبید. چرا؛
از خودم انتظار بیشتری داشتم ، اما جو مسابقه طوری شده بود که نشد بهتر پرتاب کنم. دایره پرتاب سر بود. هوا خیلی گرم بود. شرایط برای همه این طور بود. با این که بدنم خوب بود اما تنها کسی نبودم که خراب کرد. همه خراب کردند.

خودت هم می گویی که بدنت خوب بود. فکر می کنم پس از پرتاب 67 متری که در تمرین تهران قبل از سفر داشتی انگیزه بالایی برای دوحه داشتی. پس چرا اتفاقی افتاد که خراب کردی؛
قطری ها اعصابم را قبل از مسابقه خرد کردند. پیش از مسابقه وارد Callroome که شدم عربها مرا صدا زدند. ساکم را گرفتند و شروع کردن به گشتن.

گشتن برای چه؛
دنبال لباسم بودند که شعار یا حسین رویش نوشته شده بود. همه لباسهایم را گشتند. حتی جیبهای آن را و شماره ام را نگاه کردند.

پیش از مسابقه به تو گفته بودند که نباید با این لباست مسابقه دهی؛
بله. گفته بودند من هم برخلاف میلم لباس بدون شعارم را برده بودم. با این که دوست داشتم با همان لباس همیشگی ام پرتاب کنم ، اما نگذاشتند. با این حال خوب انداختم.

جدای از گشتن ساک ، عربها مشکل دیگری برایت درست نکردند؛
در مسابقه گراند پریکس هر پرتابگر می تواند با دیسک خودش پرتاب کند؛ اما مسوولان برگزاری پیش از مسابقه ها دیسک ها را می گیرند، وزن می کنند، بعد به پرتابگرها برمی گردانند. عربها این بار دیسک همه را گرفتند، وزن کردند و به آنها برگرداندند بجز دیسک مرا. به خاطر همین من هم مجبور شدم با دیسک آنها پرتاب کنم.

چرا؛
آنها به خاطر این که پرتابگر خودشان مقام بگیرد و من نتوانم خوب پرتاب کنم هر کاری که از دستشان برآمد، کردند.

تاثیری هم در کار تو داشت؛
درست است که نتوانستم خوب پرتاب کنم ، اما بد هم نینداختم و با رکورد 63 متر و 98 سانتی متر سوم شدم.

پرتابگر عربها چی؛ او نفر چندم شد؛
او رکوردش از من هفت هشت متر کمتر بود. او با 56 متر هفتم شد. این تنها کار آنها نبود.

چطور؛
آنها به خاطر پرتابگر خودشان خیلی روی من حساسیت نشان می دهند، حتی در پوستر عکسی که از بهترین های دنیا چاپ کرده بودند و در استادیوم الخلیفه گذاشته بودند عکس من هم بود، اما شعار یا حسین روی لباسم را سیاه کرده بودند.

حدادی از چهارمی آسیا تا جایگاه برترین های جهان


اکنون دیگر احسان حدادی یک ستاره ایرانی و حتی آسیایی نیست ؛ بلکه با نتایج فوق العاده ای که در مسابقه های اخیرش به دست آورد، جایگاهی جهانی پیدا کرده است.
او امسال با کمک مربی فهیم و با اعتبارش قفلهای سکون و کندی را که مدتی بر دستهایش سنگینی می کرد گشوده است و در هر مسابقه بهتر از قبل ظاهر می شود.
او در سال 1381 حرکت خود را آغاز کرد. در این سال دیسک 2 کیلوگرمی را در مسابقه های اوکراین 53.62 متر پرتاب کرد و دیسک 1.750 کیلوگرم را 58.50 که بهترین نتیجه او در این سال بود. اولین حضور در مسابقه های قهرمانی جوانان آسیا را در این سال تجربه کرد و در بانکوک 57.80 متر پرتاب کرد و به مقام چهارم رسید. در سال 1382 آنچنان که انتظار می رفت نتیجه نگرفت با این حال با 56.95 متر بهترین جوان کشور بود. در سال 1383 دیسک 2 کیلوگرمی را 60.06 متر پرتاب کرد و در جایگاه سوم برترین های دوران کشور قرار گرفت و در مسابقه های قهرمانی جوانان آسیا با نتیجه 62.24 متر (با دیسک 1.750 کیلوگرمی) به مقام قهرمانی آسیا رسید و سپس در مسابقه های قهرمانی جوانان جهان هر چند کمتر از رکورد شخصی اش پرتاب کرد ولی به مدال طلا رسید.

در همین سال بود که عباس صمیمی در سه مرحله مسابقه های جایزه بزرگ آسیا اول شد و نتیجه 64.98 متر را که تاکنون موفق به تکرار آن نشده است ، به نام خود ثبت کرد.
کسب عنوان قهرمانی آسیا و برپایی رکورد جدیدی برای قاره کهن در تاریخ 10 شهریور 1385 در جریان برگزاری مسابقه های قهرمانی آسیا (اینچه اون) اوج نمایش حدادی در سال 1384 بود. بعد از این مسابقه حدادی قدری نزول کرد و سیر بهبود نتایجش متوقف شد که بیشتر ناشی از 2 بار تغییر در مربی بود.
با این حال در بازی های آسیایی قطر مدال طلای باارزش آن را با نتیجه 62.66 بر گردن آویخت تا این که بعد از بازیها مربی روسی به نام کیم بوخانف که مردی مسن و مربی بسیار باتجربه و معتبری است به استخدام درآمد تا حدادی را زیر نظر بگیرد و از همان ابتدای کار مشخص شد که حدادی مجددا مسیر پیشرفت را طی خواهد کرد. اکنون احسان حدادی که از هر لحاظ تحت پوشش حمایت های مادی و معنوی فدراسیون دوومیدانی و کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی قرار دارد و از راهنمایی های فنی یک مربی کهنه کار بهره می گیرد با اشتیاق و میل وافری که به برتری دارد بی شک می تواند در المپیک حضوری موثر داشته باشد. او در حال حاضر با نتیجه 67.95 متر جزو برترین های جهان در سال 1386 است.


بیژن شادمهر
کارشناس ارشد دو و میدانی


این که یک ایرانی در سوپرگراندپری دوحه بین 3 نفر اول قرار بگیرد برای بقیه شرکت کنندگان و مربیان تعجب آور نبود؛
پس از این که سوم شدم ، همه به من تبریک می گفتند. در حالی میان پرتابگران بنام دیسک دنیا سوم شدم که هم از نظر قدی و هم از نظر سنی از همه کوچکتر بودم. وقتی اعلام کردند یک ایرانی سوم شده همه متعجب شده بودند؛ چرا که این مساله سابقه نداشته است.

در واقع تو در مسابقه با 7 نفر اول دنیا در دوحه خود را محک زدی؛ این امتحان خوب هم بود؛
سطح مسابقه خیلی بالا بود، حتی بالاتر از سال گذشته ؛ اما این مسابقه ، مسابقه اول فصل بود. من هم خیلی خوب کار نکردم اما برای شروع بد نبود.

با این حال فکر می کنم در مرحله اول لیگ با پرتابی که رکورد آسیا را 2 متر و 63 سانتی متر جابه جا کرد تلافی گراندپری دوحه را در آوردی؛
بله.

تو برای مسابقه تهران از قبل روی رکوردزنی برنامه داشتی یا اتفاقی شد؛
مسابقه تهران خیلی خوب بود. من هم آمده بودم که خوب پرتاب کنم. همین.
همان پرتابی که در قطر نتوانستم بیندازم که بالاخره با پرتاب آخر در تهران تکمیل شد.

یعنی تو آمده بودی ورودی B را با A عوض کنی؛
اصلا به ورودی A و B فکر نمی کردم. من ورودی B را داشتم فرقی نمی کرد که سهمیه B باشد یا A. برایم فقط مدال مهم است. امیدوارم بگیرم.

مرحله اول لیگ که پیک تو محسوب نمی شود؛
نه. این مسابقه اول فصل من است. من پیکم را برای شهریور و مسابقه های قهرمانی جهان گذاشته ام.

قرار است آنجا اتفاق خاصی بیفتد؛
حالا باید دید. فکر می کنم اگر این وضعیت ادامه داشته باشد بتوانم 70 متر هم بیندازم و مدال جهانی بگیرم. می خواهم در آن مسابقه ها یک رکورد خوب ثبت کنم.

یعنی باز هم زدن رکورد آسیا؛
بله. یک رکورد خوب می تواند حتی بالاتر از رکورد آسیا هم باشد؛ هر چند شرایط مسابقه های بزرگ خیلی متفاوت است.

پس از دو سه هفته ای که از مرحله اول لیگ گذشته فکر می کنی می توانستی بهتر از 67 متر هم بیندازی؛
بله ، می توانستم پرتاب 70 متر هم بیندازم ، اما تمرین هایم یک کم سنگین بود.

فکر می کنی بتوانی در مسابقه های قهرمانی جهان اوزاکای ژاپن بهتر از این پرتاب کنی؛
من همه تلاشم را در مسابقه های جهانی و المپیک می کنم. امیدوارم این رکوردها را تکرار کنم.

این درست است که می گویند تو دوبار برای الکنا خط و نشان کشیده ای که او را می گیری؛
بله. من 2 بار به الکنا گفته ام که بالاخره تو را می گیرم. یک بار در آتن و یک بار در دوحه. در مرحله اول لیگ هم پیش از این که رکورد بزنم به مربی ام گفتم این پرتاب را به ویرجیلیوس الکنا هدیه می کنم. خوشحال شدم که رکورد خوبی هم شد.

واکنش الکنا به حرف تو چه بود؛
هیچی. او خندید و گفت حالا ببینیم.

حالا می خواهی در المپیک پکن نقشه ات را عملی کنی؛
مشخص نیست. من گفته ام می گیرمت. چه مسابقه ای معلوم نیست.

تا به حال ندیده بودیم که احسان حدادی در مسابقه ای گریه کند. در تهران پس از مسابقه در آغوش پدرت گریه می کردی. این گریه چه بود. شوق ، خوشحالی یا...؛
گریه شوق و خوشحالی ، گریه نتیجه ای که پس از یک سال در جا زدن گرفته بودم. خیلی ها آن موقع می گفتند احسان دیگر بیش از 65 متر نمی اندازد؛ اما من آن زمان مربی نداشتم به همین دلیل بهتر پرتاب نمی کردم ، ولی با آمدن بوفنسوف ثابت کردم بازهم احسان حدادی می تواند.

احسان حدادی 15 روز پس از این که رکورد آسیا را زد، دوباره رکورد پرتاب دیسک آسیا را 8 سانتی متر زد. این رکورد جدید در چه شرایطی به دست آمد. اتفاقی بود یا شرایط مسابقه باعث شد؛
بدنم خدا را شکر آماده و شرایط مسابقه هم خوب بود.

با چه پرتابی شروع کردی و در کدام پرتاب رکورد زدی؛
من با 65 متر و 70 سانتی متر شروع کردم. در پرتاب دوم 67 متر و 95 سانتی متر انداختم. پرتاب سوم 64 و 98 سانتی متر شد. پرتاب چهارم 70 متر شد اما خطا. پرتاب پنجم 67 و 17 سانتی متر انداختم و ششم هم 65 متر و 98 سانتی متر.

فکر می کنی باز هم جا داشت که بهتر از این پرتاب کنی؛
بلاروس شرایط خیلی خوب بود. اگر الکنا یا رقیب دیگری بود می توانستم تا 70 متر هم بیندازم.

مگر الکنا نبود؛
نه.

اما می گفتند الکنا هم بوده اما پرتاب نکرده است؛
نه. او اصلا به بلاروس نیامد.

فکر می کنی دلیل درخشش تو در سال 86 به چه چیزی بستگی دارد؛
از وقتی با مربی ام کار می کنم ، فقط تمرین تکنیک انجام می دهم. آن هم تمرین های نفسگیر. او بیشتر از این که به تمرین های بدنسازی اعتقاد داشته باشد به تکنیک ایمان دارد. معتقد است تکنیک باید درست باشد. در مدت 3 ماه حضورش در ایران هم بیشتر تکنیک کار کرده ام تا بدنسازی.

تو وقتی ویکتورگوتور مربی ات بود شاید به خاطر این که مدت زیادی با او تمرین می کردی می گفتی او مربی خوبی است. حالا چی؛ مربی جدیدت بهتر است یا ویکتور؛
این مربی ام کلاس کارهایش خیلی بالاست. کارنامه اش را ببینیم ، فقط چهار پنج نفر از شاگردانش قهرمان المپیک شده اند. حتی سوریه که در دو و میدانی خیلی مطرح نیست را او قهرمان المپیک کرده ؛ یک دختر سوری در ماده هفتگانه.

در مسابقه بلاروس با پرتاب 67 و 95 سانتی متر نفر چندم شدی؛
اول.

پس رقیب جدی نداشتی؛
چرا. نفر دوم المپیک سیدنی و دیماخ ، پرتابگر یونانی که نفر اول مسابقه های قهرمانی جهان فرانسه شد هم بودند.

پس از این که در بلاروس دوباره رکورد آسیا را زدی ، آنها که آنجا بودند تعجب نکردند؛
چرا باورشان نمی شد. بعضی ها می گفتند به طور حتم در مسابقه تهران باد می آمده و دیسک تو را باد برده که رکورد زده ای ، در حالی که نه در تهران باد می آمد و نه در بلاروس. بااین حال برای همه تعجب آور بود.

تست دوپینگ هم دادی تا رکوردت رسمیت پیدا کند؛
بله. در تهران که تست داده بودم ، اما اینجا هم پس از پرتاب تست دادم. رئیس فدراسیون بلاروس گفت اگر می خواهی رکوردت رسمی شود تست بده. من هم قبول کردم.

با چه دیسکی پرتاب کردی؛
دیسکی که ویکتور به من هدیه کرده است. یک دیسک قرمز. ویکتور آن را 2 سال پیش به من داده بود، اما با آن پرتاب می کردم تا پارسال. سال قبل در تمرین ها انداختم و پس از آن پرتاب با آن را شروع کردم.

در دوحه دنبال لباسم بودند که شعار «یا حسین» رویش نوشته شده بود. همه لباس هایم را گشتند، حتی جیب های آن را نگاه کردند


پس پرتاب با دیسک ویکتور برایت آمد داشته است؛
بله. اتفاقا می خواستند دیسکم را بخرند. می گفتند 1500 دلار دیسکت را می خریم ، اما قبول نکردم ، چون معمولا پرتابگران دیسک اختصاصی دارند که می توانند در همه مسابقه های بین المللی با آن پرتاب کنند.

حتی المپیک و مسابقه های جهانی؛
نه. در المپیک و جهانی پرتابگران دیسک خودشان را نمی اندازند. آنجا دیسک هست. همانها را می اندازند.

تو برای تمرین هم فقط با همین دیسک مسابقه ای تمرین می کنی؛
نه. من 4 دیسک دارم. یک دیسک سبز 1.750 گرمی که سبک است و 3 تا دیسک 2 کیلویی.

با دیسک یک کیلو و 750 گرمی هم پرتاب می کنی؛
دیسک سبک را برای سرعت می اندازند. من تا پارسال 1.500 می انداختم ، اما حالا یک کیلو و 750 گرمی می اندازم. دلیلش هم این است که فاصله رکورد دیسک 1.750 با 2کیلویی 5 متر است. اگر 1.750 را بالا بیندازی در مسابقه هم راحت می توانی دیسک 2 کیلویی را همان اندازه پرتاب کنی. من در تمرین دیسک 1.750 را نزدیک 74 می اندازم. در مسابقه با این شرایط می توانم براحتی رکوردم با دیسک 2 کیلویی را به 72 متر برسانم.

احسان حدادی در لیگ ایران هنوز رقیب دارد؛
عباس صمیمی و برادرش محمد. در مرحله اول هم عباس خیلی خوب کار کرد و هم محمد. پرتاب عباس به نزدیک 64 متر هم رسید؛ البته کار خوب او روی بهتر شدن رکورد من هم تاثیر گذاشت. محمد صمیمی هم خوب کار می کند. او با این که جوان است در مرحله اول 60 متر انداخت. راستش او سرعت دست بالایی دارد، حتی بیشتر از من.

تو خیلی به موفقیت در المپیک امیدواری. در حالی که رقبای تو هم آماده پا به المپیک می گذارند. آن هم با رکوردهای خیلی بالایی که ثبت می کنند؛
معمولا پرتابگران دنیا برای این که رکورد بالا به اسم خود بنویسند، به کمپ نیویورک می روند. آنجا 12 دایره وجود دارد که در جهت وزش باد قرار دارد. بیشتر آنها آنجا می روند و پرتاب می کنند. همین مساله باعث می شود رکورد بالا داشته باشند.

حتی الکنا هم این کار را می کند؛
نه. الکنا تا به حال به این کمپ نرفته است. قبول ندارم.

تو هم دوست داری در آنجا پرتاب کنی؛
نه. دوست ندارم. این رکورد، رکورد واقعی نیست.

چرا اینقدر احسان حدادی روی مدال المپیک اصرار دارد؛ آن هم المپیک پکن؛
من اگر در پکن مدال المپیک بگیرم با پرتاب خداحافظی می کنم.

چرا؛
می خواهم بروم دنبال زندگی ام.

به طور کلی پرتاب را کنار می گذاری؛
نه. فقط برای خودم در مسابقه های گراندپری پرتاب می کنم. این طوری بهتر است.

چرا؛ بالاخره تو برای این که روی بورس بمانی و به گراندپری ها دعوت شوی باید تمرین کنی. آماده ماندن ناخودآگاه فشار تمرین را دارد، ندارد؛
اگر برای تیم ملی پرتاب نکنم فشار تمرینی ام کمتر می شود. جایزه بزرگ فشار تمرین ندارد؛ اما حالا استرس ، فشار تمرین و... مرا اذیت می کند. هرچند من استرس زیادی ندارم ، اما با این حال کار سخت است ، آن هم در مسابقه های بزرگ.

فکر می کنی اگر در پکن مدال بگیری باز بتوانی از حضور در این مسابقه ها دل بکنی؛
مربی ام هم می گوید شاید الان این جوری بگویی ، اما وقتی مدال المپیک گرفتی آن وقت دلت می خواهد دوره های بعد را از دست ندهی. در واقع پرتاب کردن در المپیک ها و مسابقه های بزرگ هم اعتیاد می آورد.

پس مربی ات تو را قانع کرد که زود کنار نکشی؛
نه. من خودم خیلی راغب نیستم ؛ چراکه تا الان فشار زیادی تحمل کرده ام.

فکر می کنی چرا احسان حدادی از سال 2002 تا 2005 اینقدر زود پله های ترقی را طی کرده است؛
نمی دانم. باید از کارشناسان پرسید. فکر می کنم به خاطر این است که برای تمرین تنبل نیستم. حتی یک جلسه تمرین را از دست نمی دهم. در واقع تمرین را با هیچ چیز عوض نمی کنم ؛ البته استراحتم هم سرجایش است. در حالی که بعضی ها فکر می کنند من فقط می گردم و اصلا تمرین نمی کنم. صبح و بعدازظهر تمرین می کنم و برای آن ارزش قائلم.


مهری رنجبر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها