چرا فوتبال ایران مملو از اعتراضات به داوری است؟

سندرم توهم داور ناعادل

«شما باید در زمین بازی قضاوت کنید، نه به این دلیل که داور هستید، بلکه به این دلیل که مردم به شما اعتماد دارند». این یکی از مشهورترین اظهارنظرهای پیرلوئیجی کولینا اسطوره داوری در تاریخ فوتبال جهان است و خطاب به کسانی گفته که در یک مسابقه فوتبال وظیفه داوری به عهده دارند.
کد خبر: ۱۳۶۲۳۸۹

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از روزنامه جام جم ، کولینا اظهارنظر ماندگار و زیبا درباره مقوله داوری در فوتبال کم ندارد. به این یکی هم توجه کنید: « هیچ داوری وجود ندارد که برای همه بازی‎ها خوب کار کند. داور باید یک ظرفیت تقریبا "آفتاب پرست گونه" برای خودش ایجاد کند تا بتواند توانایی‌های خود را با نیازهای مسابقه تطبیق دهد.»

حرف‎های این مرد ایتالیایی بسیار به درد فوتبال ایران و داورانش می‌خورد. کافی است به اتفاقات این فصل و حواشی چند هفته اخیر نگاه کنیم. بحران داوری به بدترین شکل ممکن خودش را نشان می‌دهد و کلی هم حاشیه از خودش بر جا می‌گذارد.

مسائل مربوط به داوری بیشتر در رابطه با تیم‌های استقلال و پرسپولیس پررنگ می‌شود اما کیست که نداند این بحران در سرتاسر لیگ وجود دارد. در هر مسابقه‌ای بالاخره یک مربی یا بازیکن پیدا می‌شود که بابت مشکلات مربوط به داوری شکایت دارد و ناراحتی‌اش را اعلام می‌کند. این وضعیت غیرعادی نیست؟ برای این غائله داوری حالت‌های مختلفی را می‌توان در نظر گرفت.

 

داور زیر ذره بین بدبین ها

این یکی شاید غیرمنصفانه به نظر برسد اما بالاخره یکی از حالت‎هایی است که می‎توان برای بحران به وجود آمده داوری در نظر گرفت. یک توهمی وجود دارد که برخی از باشگاه‎ها در کل نسبت به مسائل داوری بدبین هستند و فکر می‎کنند هر داوری برای آنها در نظر گرفته می‎شود به ضرر آنها سوت می‎زند. جمله مشهور «نمی‌خواهند ما قهرمان شویم» نیز برخاسته از همین طرز تفکر است. همین می‎شود که اگر داور یک قدم کج بگذارد و خدای نکرده خطایی سهوی از او سر بزند مسئولان همان باشگاه زمین و زمان را به هم می‌دوزند و به شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن به داور حمله می‌کنند.

توهم «داور علیه ماست» و یا «داور یار دوازدهم حریف بود» و یا «داور جهت‌دار سوت زد و به آن طرف غش کرد» به شکلی پررنگ و غلیظ در تفکرات غیرحرفه‌ای بسیاری از باشگاه‌های لیگ برتری به خصوص مدعیان سنتی پایتخت‌نشین نفوذ کرده است.

ایجاد این توهم بی‌پایان ریشه در سال‌های گذشته دارد که اعتبار جامعه داوری را آن زمان مخدوش کرد.

«توهم داور ناعادل» ممکن است ریشه قوی در بی‎فرهنگی هم داشته باشد. در واقع از آنجایی که فرهنگ اجتماعی و ورزشی نزد بسیاری از اهالی فوتبال کیمیایی نایاب است نتیجه‎اش این می‎شود که هر حرف و اظهارنظری که بتوانند به زبان می‎آورند و فرصتش دوباره پیش بیاید بدتر از آن را درباره داوران می‌گویند.

فقدان جرایم بازدارنده در فوتبال ایران نیز می‌تواند مزید بر علت باشد. وقتی که خاطیان و تهمت‌زنندگان با جریمه‌ای چندان جدی روبرو نمی شوند شرایطی پیش می‎آید که طی آن حمله به داوران مدام و بی‌وقفه در فوتبال ایران مدام اتفاق می‎افتد.  

 

خب بپذیرید دیگر!

یک طرف ماجرا هم این است که داوران مقصر هستند، البته نه به صورت عمدی بلکه کاملا سهوی و غیرعمد. محال است که یک داور در مسابقه‎ای سهوا قضاوت ناعادلانه‎ای داشته باشد اما بعد از مسابقه بیاید بگوید: «از همه عذرخواهی می‎کنم، من قضاوت بدی داشتم که ریشه این قضاوت بد در دانش کم من در این حوزه است. بنده به عنوان داور هنوز تجربه کافی ندارم و هنوز یاد نگرفته‎ام در حساس ترین مواقع چه تصمیمی بگیرم. دانش داوری من بسیار کم است و دوره‎هایی که دیده‎ام هرگز کامل نبوده است. »

در بهترین حالت ممکن شاید یک داور پیدا شود که بعد از یک قضاوت بد صرفا عذرخواهی کند و هیچ توضیح دیگری درباره سطح پایین داوری خود ندهد. این خود یک مشکل است. پذیرش اشتباه به صورت خودکار میزان غلظت برخی از توهم‌های اهالی فوتبال را پایین می‎آورد و باعث می‌شود عده‌ای کمتر علیه داوری جبهه بگیرند. اما خوب می‌دانیم کمتر کسی پیدا می‌شود که مسئولیت اشتباه خودش را بر عهده بگیرد. کاش داوران این را یاد بگیرند. اگر اشکالات را بپذیرند بسیاری از هیاهوها ساکت می‌شود.

البته لازم به توضیح نیست این داوران در ضعف قضاوت خود به تنهایی مقصر نیستند، در واقع کسانی (دقیقا فدراسیون فوتبال) مقصر هستند که فرصت رشد و پیشرفت بیشتر داوران ایرانی را فراهم نمی‎کنند.

 

اسمشو نبر!

برخی از واقعیت‎ها را دوست نداریم بپذیریم. همانطور که در سطور پیشین ذکر شد برخی از بدبینی‎های کنونی ریشه در اتفاقاتی دارد که به سال‎های گذشته برمی‎گردد. اما اگر بگوییم این اتفاقات ریشه در زمان حال دارد چطور؟ بگذارید واضح‎تر بگوییم، شاید حق با کسانی باشد که به یک طرفه بودن برخی از قضاوت‎ها انتقاد دارند. این فقط یک احتمال است. چطور برخی از اهالی فوتبال در طول یک فصل بدون هیچ رودربایستی با تند و تیزترین ادبیات به داوران می‎تازند و آنها را رشوه‎بگیر معرفی می‎کنند، آن وقت ما در اینجا با رعایت احترام حتی به احتمال واقعی بودن این اتفاقات اشاره نکنیم؟ این برای ما یکی از آن مناطق ممنوعه خبری به شمار می‎رود، در واقع «اسمشو نبر». ناگفته نماند تا حد زیادی یقیق داریم نظریه «درآوردن بازی» احتمال بسیار کمرنگی دارد و منصفانه نیست داوران زحمتکش را که یک صدم فوتبالیست‎های درجه چندم هم درآمد ندارند با اتهاماتی بی‎اساس روبرو کنیم. اما به هر حال گاهی اوقات مشکلاتی جدی در برخی از قضاوت‌ها دیده می‌شود.

 

داور دقت کن

برمی‌گردیم به سخنان کولینا. داوران ایرانی چه زمانی می‌خواهند به این نتیجه برسند که مردم به آنها اعتماد کرده‎اند؟ و چه زمانی می‌خواهند یاد بگیرند خودشان و توانایی‌های داوری‌شان را با هر مسابقه به طور جداگانه‌ای وفق بدهند؟

البته مربیان ایرانی چه زمانی می‌خواهند یاد بگیرند آنقدر احترام داوران را زیر پا نگذارند؟ اگر می‌خواهند اعتراضی از خود نشان بدهند حداقل این اعتراض مثل گواردیولا باشد که به نشانه اعتراض بعد از پایان بازی به سمت داوران می‌رود، با آنها دست می دهد و با صدایی بلند و البته لحنی مملو از عاصی بودن تشکر می ‎کند.

در نهایت اینکه چیزی جز این باقی نمی‌ماند که «داور، دقت کن... »

 

لزوم شکل گیری تعامل بین داوران و مربیان

حیدر سلیمانی – کارشناس داوری

بزرگ‎ترین موضوعی که در رابطه با داوران وجود دارد این است که جایگاهی برای آنها در فوتبال ایران نیست و به همین دلیل حمایتی هم از آنها نمی‎شود. داوران بی‌پشتوانه‎ترین قشر در فوتبال ما هستند.

اگر همین الان مربیان وطنی را وادار کنید در کنفرانس‎های خبری خود هیچ حرفی درباره داور نزنند واقعا دیگر حرفی برای گفتن ندارند. همین مربیان هر وقت می‎بازند دیواری کوتاه‎تر از داور پیدا نمی‎کنند.

منظور این نیست که داوران ایرانی اشکال ندارند. مشکل اصلی‎تر این است که آنها حرفه‎ای نیستند. اگر آنها واقعا به سطح حرفه‎ای بودن رسیده بودند اکنون لیگ ما همتراز لالیگا و یا لیگ‎برترانگلیس بود. وقتی تفکر حرفه‌ای وجود نداشته باشد اشتباهات هم زیاد می‌شود. از سویی عدم هماهنگی‌ها در تصمیمات اتخاذ شده از سوی داوران زیاد است. به عنوان مثال یک داور در یک صحنه می‌گوید خطای هند رخ داده اما کمک داور چنین اعتقادی ندارد.

مشکل مهم‌تر این است که داوران ما کم آموزش می‌بینند. کمیته داوران فدراسیون فوتبال یک یا دو بار در پیش‌فصل و یا نیمه فصل آموزش‌های کلیشه‌ای ارائه می‌دهد. به دلیل فقدان بودجه کافی، اعزامی جهت آموزش برای داوران ما وجود ندارد.

هم اکنون کشورهایی نظیر ژاپن، کره‎جنوبی و قطر داوران خود را به کشورهایی همانند انگلیس، ایتالیا و یا اسپانیا اعزام می‎کنند تا آموزش ببیند. پروتکل‎های همکاری دو جانبه‎ای بین این کشورها جهت آموزش‎های داوری شکل گرفته است اما سهم ما چیست؟ اگر داوران ما یک بار قضاوت‎های لیگ برتر انگلیس را از نزدیک ببینند قطعا شجاعانه‎تر و بهتر قضاوت می‎کنند.

داوران ما از لحاظ مدیریت بازی نیز به روز نیستند، اگر بلد بودند این همه جنجال کنار زمین شکل نمی‎گرفت.

البته انتقاد جدی بر فرهنگ فوتبال ایران این است که یک مربی همیشه داور را مقابل خودش می‎بیند. داور، مربی و بازیکن سه ضلعی هستند که منجر به زیبا شدن مسابقه می‎شوند. این سه باید با هم تعامل داشته باشند نه تقابل.

همه می‎خواهند همه چیز را سر داور خراب کنند و این حس دشمنی را ایجاد می‎کند.

در ایران شدیدترین حمله‎ها به داور می‎شود اما با یک جریمه سبک و مصلحتی سر و ته قضیه هم می‎آید و در نتیجه این داستان ادامه دارد. در این میان کمیته داوران هم حمایتی قوی از خود نشان نمی‎دهد.

ما الان باید نگران شش هفته باقی مانده لیگ برتر باشیم. با این حجم از هجمه و بیانیه اکنون داوران ما دچار استرس و بی‎انگیزگی شده‎اند. انتخاب چیدمان‎های داوری باید در نهایت وسواس باشد. اگر این کار را نکنیم در آینده ضررهای بیشتری را می‎بینیم، ضرری که هم متوجه داوران است، هم فدراسیون و هم باشگاه ها.

آنقدر استرس به وجود آمده که من پیش‍بینی می‌کنم داوران یکی پس از دیگری با قضاوت خداحافظی کنند. حملات به داوران باید کاهش یابد وگرنه اوضاع از چیزی که هست بدتر هم خواهد شد.

هیلدا حسینی خواه - گروه ورزش 

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها