حالا سر صحنه فیلمبرداری ، فرخ مجیدی ، فیلمبردار در کنار افخمی نشسته و هر دو به مانیتوری چشم دوخته اند که با کمک ویدئو اسیس ، آنچه را که در مقابل دوربین اتفاق می افتد نمایش می دهد. صحنه های مختلف این فیلم معمولا با استفاده از 2 دوربین ضبط می شود. فرخ مجیدی از فیلمبرداران قدیمی سینمای ایران است که پس از انقلاب 2 سریال سربداران و بوعلی سینا را در کارنامه کاری خود دارد. او پس از آن به دانمارک رفت و همین فعالیت را در آنجا هم پیگیری کرد و چند سال پیش به ایران بازگشت تا سریال همسفران را به عنوان اولین تجربه کاری خود پس از سالها در ایران به ثبت برساند، اما آن تجربه به شکل کاملی به انتها نرسید و حالا شاید بتوان فرزند صبح را به عنوان اولین فعالیت او در دوره جدید کاریش به حساب آورد. از میان 9 کودکی که در صحنه حضور دارند، تنها یکی از آنها چاق و تپل است و بچه های دیگر بدنهای نحیفی دارند. پوشش همه آنها شورت های مامان دوز است و البته یک لنگ هم در کنار حوض سنگی دیده می شود. این حوض سنگی جایی در ابتدای یک زمین کشاورزی کنده شده و شکل منظمی ندارد. چیزی شبیه محل آب خوردن دامهایی است که برای چرا به صحرا می آیند، اما مشخصه اصلی آن این است که دور تا دور آن با قلوه سنگ ها چیده شده و شکل زیبایی پیدا کرده است.
2 مادر نیز سر صحنه در کنار فرزندان خود حضور دارند. اولی مادر آرمان است و دیگری مادر ماکان که با دقت و لذت حرکات فرزندان خود را دنبال می کنند. ریلی هم چیده شده که یک سر آن به لبه استخر می رسد. چند متر دورتر از این صحنه چند صندلی آبی چیده شده که اعضای گروه روی آن نشسته اند تا شاهد این صحنه باشند. قرار است با شروع سکانس یکی از بچه ها هم از انتهای کادر به سمت حوض بدود و داخل آب بپرد و زیر آب باشد. ظاهرا یک مسابقه نگه داشتن نفس در حال شکل گیری است. زیرا از میان 2 پسری که لب حوض نشسته اند و پاهایشان در آن است ، یکی از آنها در همه تمرین ها از 95 می شمارد و بعد از رسیدن به عدد 100 ، به آن پسر بچه خارج از استخر می گوید: «حالا نوبت توئه یوسف.»
همه این ماجراها در شرایطی اتفاق می افتد که آرمان در زیر آب است و نفس خود را نگه داشته است. وقتی آرمان سرش را در پایان تمرین از آب بیرون می آورد، افخمی به او می گوید: می ری داخل آب خودتو زیاد خسته نکن. اما وقتی بیرون اومدی نفس نفس بزن... وقتی هم می آی بیرون هیکلت طرف ما باشه.
پیش از آغاز تمرین بعدی افخمی که از داخل مانیتور صحنه را می بیند اعلام می کند سطح آب در مقایسه با دیروز پایین رفته است. جالب است بدانید برای این صحنه یک مرد میانسال داخل آب است تا پس از پریدن آن بچه به داخل آب ، او را زیر آب نگه دارد تا روی آب نیاید. مثلا قرار است در این صحنه آن بچه دوم در زیر آب بماند.
برای نزدیکی به استخر باید در میان آنچه در این زمین روییده حرکت کنم. این مساله باعث می شود کم کم خارش شدیدی در بدنم احساس کنم. داریوش صالحیان یکی از گریمورهای کار می گوید علت خارش حشراتی است که در فضای مزرعه وجود دارد و بعد توضیح می دهد که آنها هم در روزهای اول با همین مساله مواجه بودند.
این صحنه بارها و بارها تمرین می شود و هر بار اطلاعات تازه ای از عوامل به من منتقل می شود. مثلا این که همه این 9 کودک راکورد دارند و یکی از آنها که دیروز بیمار بوده برای فیلمبرداری از بیمارستان آورده شده است یا این که آب این استخر کوچک برای بچه ها گرم شده است. افخمی همچنان معتقد است سطح آب پایین است. به همین دلیل چند دبه آب می آورند تا در استخر خالی کنند. اما پیش از آن که آب خالی شود، یک نفر فکر بهتری را مطرح می کند و خودش به داخل آب می رود تا حجم بدن او سطح آب را بالا بیاورد.
ساعت از 4 بعدازظهر گذشته که تمرین ها شکل جدی تری به خود می گیرد. کودکی که خارج از کادر ایستاده و روح الله را مخاطب قرار داده ، با لهجه ای خاص می گوید: روح الله بیا قلعه تون خالصه شده.
روح الله که این خبر را باور ندارد بعد از بیرون آمدن از آب نفس نفس زنان می گوید: برو عمو، خواب دیدی خیر باشه.
پسر ادامه می دهد: خب بیا ببین. چارتمه زدن. توپ هیفده پوند آوردن. از در و دیوار قلعه تان کشیکچی بالا می ره.
روح الله حالا با دقت این حرفها را می شنود. او صورتی کوچک و چشم و ابرویی مشکی دارد. لاغراندام است و ظاهرا چربی زیادی زیر پوستش ذخیره نشده و این ظرافت ، چهره او را از دیگر بچه های سر صحنه کاملا متمایز کرده است.
افخمی کاملا خونسرد در پشت مانیتور صفحه دیگری از کتاب زمستان 62 را می خواند تا مشکلی که برای دوربین پیش آمده رفع شود. مجید آزاد، عکاس جام جم هم به دنبال شکار یک کادر زیبا از سمتی به سمت دیگر در حرکت است. ساعت 5 بعدازظهر شنیدن صدای دوربین برای همه خوشایند است. ساعتی بعد وقتی برداشت نهایی تایید می شود، با جمله «خسته نباشید» افخمی اتفاق های جالبی می افتد. آدم بزرگ ها به دنبال جمع کردن صحنه می روند و کودکان هم داخل آب می پرند. برای آخرین بار به حوض نگاه می کنم. زیر آبی که حالا رنگ آن به سبزی می زند، بدن نحیف آرمان دیده می شود.
ذهنیت تکنیکی و رد تکنیک
«در فرزند صبح می کوشم با ترفندهای تکنیکی به آن فضای فنی مورد نیاز نزدیک شویم». این اولین جمله فرخ مجیدی ، مدیر فیلمبرداری است که با آن گفتگویمان را آغاز می کند. مجیدی پیراهنی چهارخانه پوشیده و 2کیف کوچک هم حمایل خود کرده که داخل آن ابزارهای مورد نیاز یک مدیر فیلمبرداری همچون نورسنج قرار گرفته است. او این فیلم را با فرمت تصویری سوپر 35 فیلمبرداری می کند. می گوید این یک فرمت فنی است و مدتهاست در سینما باب شده و استفاده می شود و هدف از استفاده از آن هم استفاده بیشتر از فضاهایی است که دوربین 35 میلی متری در اختیار فیلمبردار قرار می دهد.
|
فیلم در فضایی آرام و کم بازیگر زندگی امام در مقاطع مختلف را روایت می کند |
به گفته مجیدی ، مقدار زیادی از صحنه های این فیلم صحنه های خاص است که ثبت آن با استفاده از امکانات معمولی سینمای ایران عملی نیست و چون وسائل آن وجود ندارد، انرژی زیادی صرف می شود تا ابزار و وسایل جوری سر هم شود که فیلمبردار را به هدف خود برساند. او توضیح خود را این گونه تکمیل می کند: «برای خلق این فضاها با توجه به بضاعت اندک سینمای ایران از حداکثر امکانات استفاده می کنیم. از سوی دیگر، سعی کردیم با توجه به وضعیت موجود سینمای ایران چیزهایی که نیاز کار است و بودجه اجازه می دهد را فراهم کنیم. یکی از آنها یک بالن نوری برای نورپردازی فضاهای شب است. افخمی برای صحنه های شب نوع خاصی از نورپردازی را می خواهد که در شب امکان آن زیاد نیست و این بالن نوری کمک زیادی به ما می کند.»
مجیدی به نکته ای هم در توصیف افخمی اشاره می کند: «این کارگردان ذهنیتی بسیار تکنیکی دارد، اما یک جوری تکنیک را رد می کند و این تضاد در ذهنیت و عملکرد او وجود دارد. به تصویر کشیدن تک تک تصورات او برای فیلم نیاز به تکنیک بسیار پیچیده دارد، اما جالب است بدانید در عمل آن تکنیک را قبول ندارد! بعد از مدتها تلاش توانستیم به او بقبولانیم که به جای ایستادن در سر صحنه ، با استفاده از ویدئو اسیس و در مونیتور کار را تماشا کند.» مجیدی پیش از حرکت به سمت سرویسی که او را تا خانه می رساند به سراغ جعبه ای آهنی می رود که که یک طرف آن باز است و روی یکی از ضلعهای آن هم شیشه ای ضخیم چسبیده شده است.
این وسیله برای فیلمبرداری صحنه ای است که دوربین در زیر آب روح الله را نشان می دهد. مکانیزم کار هم خیلی ساده است . این ظرف مستطیل شکل که سر آن باز است ، داخل آب قرار می گیرد و دوربین هم به داخل آن می رود و از آن جهتی که شیشه چسبیده شده بازیگر را در زیر آب نشان می دهد.کار بیشتر گروههای حاضر در سر صحنه تمام شده و حالا زمان حرکت است. مدیر تدارکات به بازی استقلال و سایپا اشاره می کند. استقلال با یک مساوی فرصت قهرمانی را به ساپیا واگذار کرده و از آنجا که این مساله ممکن است باعث ناراحتی هواداران این تیم شده باشد، باید کمی زمان حرکت سرویسی که به سمت دهکده المپیک می رود را به تاخیر انداخت تا هیجان های ناشی از پایان بازی آسیبی به دست اندرکاران فیلم نزند. گروه سختکوش تدارکات بسرعت در حال جمع آوری وسایل سر صحنه هستند. صندلی های پلاستیکی به داخل هم می رود و پایه های میزهای پلاستیکی قابل حمل در زیر این میزها جا می گیرد و همه وسایل به سمت مینی بوس گروه تدارکات می رود. توزیع بستی سنتی سکانس پایانی این بعدازظهر گرم است.