نشست رسانه‌ای سریال تلویزیونی «آتش در گلستان» با حضور مدیران رسانه ملی برگزار شد

وظیفه تلویزیون پرداختن به قهرمانان ملی است

نشست رسانه‌ای سریال تلویزیونی «آتش در گلستان» با حضور حسین قرایی مدیرکل روابط‌عمومی سازمان صدا‌و‌سیما، مجید خادمی‌زاده مدیر طرح و برنامه شبکه پنج سیما، پرویز شیخ‌طادی کارگردان، سید‌حامد حسینی تهیه‌کننده، مرجان قمری بازیگر نقش زنده‌یاد مرضیه حدیدچی(طاهره دباغ)، راضیه و حکیمه دباغ دو دختر زنده‌یاد مرضیه حدیدچی روز گذشته ۳۰بهمن ۱۴۰۰ در ساختمان اداری سازمان صداوسیما برگزار شد.
کد خبر: ۱۳۵۵۲۷۲

به گزارش جام‌جم، سریال تلویزیونی آتش در گلستان به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی و تهیه‌کنندگی سید‌حامد حسینی از شنبه ۳۰ بهمن ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه پنج سیما رفته است.

ماجرای یک زن عصر انقلاب اسلامی

حسین قرایی، مدیر‌کل روابط عمومی صدا‌و‌سیما: ۱۰‌سالی است که روی تاریخ شفاهی کشور کار می‌کنم و خانم مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ) جزو محبوب‌ترین چهره‌های من است. شب گذشته مروری داشتم بر یکی از کتاب‌هایی که درباره خانم دباغ نوشته شده‌است. مصاحبه‌ای در انتهای کتاب «خواهر طاهره» وجود دارد که این بانو می‌گوید: «در انتقال پیام حضرت امام‌(ره) تقریبا تلویزیون من را نشان نداد. نمی‌دانم چه پدرکشتگی با من داشت.» در سه سال گذشته که در کلاس‌های دانشگاه تدریس می‌کنم تقریبا از ۲۰۰دانشجو هیچ‌کدام خانم دباغ را نمی‌شناختند و این مساله من را ترغیب می‌کرد به شناساندن این بانو و همیشه برای من سؤال است که چرا دختران نجیب ایران کمتر خانم دباغ را می‌شناسند. ما ۲۰‌سال زودتر باید این کار را انجام می‌دادیم و باید دست عوامل سریال را بوسید که فهم عمیقی درباره این موضوع داشتند و امیدوارم این روند ادامه داشته باشد. خانم دباغ جایی گفته بود: «اگر دستی بر قلم داشتم از زندگی خودم ۲۰ ــ ۱۵ کتاب می‌نوشتم.» او رک، صریح و مردانه عقاید خود را بیان می‌کرد و سرکار خانم دباغ یک زن عصر انقلاب اسلامی و الگو و اسوه‌ای نمونه است و باید چندین سریال درباره او ساخته شود.

شخصیت جذاب و پر‌چالش

مرجان قمری، بازیگر نقش مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ): ایفای نقش بانو مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ)، فارغ از چپی یا راستی بودن گرایش سیاسی آن برای من بسیار شخصیت جذاب و پرچالشی بود. من تاکنون اسلحه دست نگرفته بودم و در این کار یاد گرفتم چطور شلیک کنم. در ایفای نقش شخصیت مرضیه خانم موضوعی که برای من جذاب بود، این بود که او علاوه بر جسارت در جنگ و حماسه‌آفرینی، مهر مادری در قلب خود داشت و حتی بسیاری از رزمندگان او را مامان مرضی صدا می‌کردند. راه‌های متفاوتی وجود دارد که بازیگر به شخصیت نزدیک شود. من هم ابتدا باید از روی ظاهر، رفتار و شخصیت بیرونی خانم دباغ به شخصیت درونی او برسم و همچنین با آقای ‌شیخ‌طادی درباره پلان‌ها صحبت می‌کردیم و امیدوارم مردم وقتی این سریال را می‌بینند با ابعاد مختلف این شخصیت آشنا شوند. ایفای نقش یک فرمانده و مادری فداکار برای من بسیار کار سختی بود و در تمام لوکیشن‌ها با جان و دل بازی کردم. در واقع اگر عشق و همدلی در حین تولید سریال بین افراد وجود نداشت اصلا نمی‌توانستیم از این مشکلات رد شویم و این سریال به انتها نمی‌رسید. از همه عوامل سریال تشکر می‌کنم که عاشقانه زحمت کشیدند تا این سریال ساخته شود و روی آنتن برود.

تصویر قهرمانان ملی

سیدحامد حسینی، تهیه‌کننده: ساخت مجموعه آتش در گلستان و ساخت سریالی در حوزه یک زن قهرمان سال ۹۹ پیشنهاد شد. ما پنج‌شش ماه روی فیلمنامه این سریال کار کردیم و اسفند ۹۹ پیش‌تولید و خرداد ۱۴۰۰ کار تولید این سریال آغاز شد. این سریال ابتدا قرار بود در ۲۶ قسمت تولید شود که به لحاظ ملاحظات پخش باید قسمت‌هایی از آن کم می‌شد و در نهایت آتش در گلستان در ۲۴ قسمت آماده نمایش شد.
در سال ۵۸ و در فاصله بین انقلاب و جنگ تحمیلی کمتر به نقش زنان و تاثیر اقدامات آنها توجه شده‌است و یکی از این زنان قهرمان دباغ بوده‌است. ثبت تاریخ مصور کشور، یکی از فرمایشات مقام رهبری است که برای آیندگان بماند و خوشحالیم که این ماموریت به ما داده شد و سعی کردیم آنچه در توان داشتیم را بگذاریم تا چهره‌ای واقعی از این زن قهرمان را به نمایش بگذاریم.طاهره دباغ مصداق بارز یک قهرمان زن است؛ زنی که صاحب اولاد است و پای اعتقادات خود ایستاده و برای یک انقلاب و امام انقلاب قابل اعتماد است. امام خمینی در انتخاب خانم دباغ به‌عنوان فرمانده سپاه درایت و شجاعتی مثال‌زدنی داشت و یک زن قهرمان را به‌عنوان فرمانده انتخاب کرد و تمام مردان هم در سپاه به این انتخاب احترام گذاشتند. ساخت فیلم و سریال درباره این شخصیت‌های برجسته وظیفه رسانه ملی است زیرا کشوری که قهرمانان خود را حفظ کند و این قهرمانان را به مردم معرفی کند قطعا از امنیت بیشتری برخوردار خواهد بود. سپاه پاسداران در ساخت سریال آتش در گلستان از ما حمایت نکرد. وقتی درباره قهرمان ملی صحبت می‌کنیم نباید بگوییم چه کسی کمک کرد یا نکرد بلکه همه باید حمایت کنند. متاسفانه امروزه شرایط فیلمسازی در کشور برای قهرمانان ملی خیلی سلامت نیست زیرا افراد مختلف می‌خواهند قهرمانان ملی را تصاحب کنند و از طرف جناح خاصی درباره او صحبت کنند در نتیجه برای تولید یک سریال قهرمان‌محور باید بیش از سریال‌های دیگر زحمت بکشیم و بجنگیم.

نگارش ۴ کتاب درباره مادرم

راضیه دباغ ،فرزند زنده‌یاد مرضیه حدیدچی (طاهره دباغ): ما هنوز این سریال را به صورت کامل ندیدیم که بخواهیم درباره آن اظهارنظر کنیم اما در قسمت‌هایی که دیدیم و باتوجه به دغدغه‌هایی که از آقای شیخ طادی و حسینی دریافت کردیم، مطمئنیم که این دغدغه‌ها در سریال‌شان هم جلوه خاصی خواهد داشت. امیدواریم آنچه در این سریال به تصویر کشیده شد، روایت صحیحی از آن برهه زندگی مادر باشد. تاکنون چهار کتاب درباره مادر، نگارش و منتشر شده است با عنوان‌های پرواز به سوی نور، خاطرات مرضیه حدیدچی، زنی از تبار الوند و زندگی خواهر طاهره. این‌کتاب‌ها تقریبا زوایای مختلف زندگی مادر را به تحریر درآورده‌اند ولی چیزی که اکنون در جامعه ما روی آن مانور می‌دهند، زندگی سیاسی و مبارزاتی خانم دباغ است اما وقتی مدام فقط نقش سیاست‌مداری و مبارزاتی و نظامی‌گری او به رخ جامعه کشیده می‌شود، درنتیجه جامعه او را جدای از الگوهای خود فرض می‌کند و این شخصیت دور از دسترس جوانان تصویر می‌شود. جوان امروز باید بداند مرضیه حدیدچی(طاهره دباغ) یک انسان، یک زن، یک مادر و یک شهروند بوده است و اگر کسی بتواند همه این ابعاد را برای او تعریف کند از امثال مادر که نادر هستند برای جامعه یک الگوی مناسب ساخته است. ما خودمان در ارائه الگوی مناسب به جوانان کوتاهی کردیم و طبق فرمایشات رهبر معظم انقلاب اگر این شخصیت‌ها را درست روایت نکنیم، دشمن و خائنان به غلط روایت می‌کنند و به خورد ما می‌دهند. مساله جنسیت مدنظر من نیست، زیرا اگر همان شخصیت زن و مرد را هم درست به جامعه القا کرده بودیم شاید اکنون برخی از این بازیگران نابازیگر را نمی‌دیدیم که الگوی جامعه شده‌اند و طبیعتا این جامعه ثمره خوبی هم نخواهد داشت. ما احتیاج داریم که امروزه زندگی این افراد را کنجکاوانه‌تر ورق بزنیم و در پی معرفی آن به جوانان باشیم. سخن خود را با شعری خاتمه می‌دهم؛ با سپر افکندگان مرده ما را کار نیست/ کارها همواره با گردن‌کشان زنده است.

سهیم شدن در مسائل انقلاب

حکیمه دباغ، دیگر فرزند زنده یاد مرضیه حدیدچی (دباغ): دوست دارم در این‌جمع از زاویه دید و زندگی پدرم نسبت به مادرم برایتان بگویم، زیرا اگر پدرم دست مادر را برای این نوع زندگی باز نمی‌گذاشت، اکنون مادر خانم دباغی که همه می‌شناسند، نمی‌شد. همچنین مادر هم گفته بود دوست دارم اگر از این کارها ثوابی نصیب من می‌شود آن را با همسرم شریک باشم و این گونه شد که مادر به خانم دباغ معروف شد. همان اندازه که مادر در تمام مسائل انقلاب سهیم هستند، پدر هم شریک است. پدر اعتقادی به سخنرانی و مصاحبه نداشت و شاید پس از دو سه سال چانه زدن بالاخره راضی شد در یک فیلم مستند درباره زندگی خود و مادرم خانم مرضیه حدیدچی(طاهره دباغ) صحبت کند. نام این مستند «بوی بهشت» است که قبل از کرونا ضبط شد و قرار بود با حضور پدرم اکران شود اما با توجه به شیوع کرونا و فوت پدرم این فیلم تاکنون اکران نشده است.‌

سکانس‌های حساس عاطفی

پرویز شیخ‌طادی، کارگردان: هر‌گاه که در خیابان‌های ایران قدم می‌زنم به میراث فرهنگی و هنری می‌رسم و همه مردم ایران‌زمین میراث فرهنگی ما هستند. متاسفانه سینما و تلویزیون کشور تاکنون به‌درستی به زن‌ها که نصف جامعه و مولد جامعه هستند، نپرداخته است. وقتی جامعه‌ای نجابت و سواد خود را از زنان و مادران خود می‌گیرد معنایی ندارد که در فیلم‌های سینمایی و سریال به این عزیزان نپردازیم. درواقع تلویزیون و سینما مال کسی نیست که بخواهیم در آن سهم تعیین کنیم و به جنسیت خاصی تعلق داشته باشد. وقتی کسی می‌خواهد سریالی در حوزه دفاع مقدس و شهدای آن دوران بسازد، افراد و گروهی هستند که فشار می‌آورند تا فقط فقط ۱۰ قسمت سریال درباره دفاع مقدس ساخته شود یا به محتوا ایراد می‌گیرند که چرا سریال درباره جناح چپ یا راست است؟ باید این نگاه جناحی را کنار بگذاریم و منصفانه به کشورمان و قهرمانان خود نگاه کنیم. به‌عنوان کارگردان و یکی از عوامل سریال آتش در گلستان باید بگویم که بسیار چانه‌زنی کردیم تا بتوانیم قصه زندگی این قهرمان را کامل نشان دهیم. آتش در گلستان نه‌تنها به شخص خانم دباغ بلکه به خانواده او هم در این سریال پرداخته است زیرا ما معتقدیم نباید فقط به مقطع جنگ بپردازیم و نیاز است به زندگی اجتماعی این قهرمانان هم توجه کنیم. خانم مرضیه حدیدچی(طاهره دباغ) دباغ یک الگو برای زنان این سرزمین است. مردم ما تا به کی باید به سریال‌های بی‌ریتم و سست ماهواره‌ای نگاه کنند وقتی یک قهرمانی داریم که سراسر زندگی او دراماتیک و جذاب و تا لحظه آخر پر از عبرت و آموزش است.باید مسیرمان را در حوزه سریال‌سازی تغییر دهیم و زنان و مادران‌مان را جدی بگیریم زیرا این زنان عزیز مولد نجابت و اصالت هستند. ما امروز به‌شدت نیاز به شناساندن مادران با الگویی چون خانم دباغ داریم که با حجاب کامل و چادر حرکت اجتماعی و سیاسی هم دارند و به‌روز هستند. خدا را شاکرم بابت معجزاتی که در حین ساخت سریال آتش در گلستان رخ داد و این سریال ساخته شد، ما برای ساخت این سریال مشکلات زیادی داشتیم که قطعا بدون معجزه و کمک خدا پایان رساندن این سریال ممکن نبود. برای ساخت یک سریال درباره یک زن از نوع پوشش، گریم، وضعیت ظاهری، داستان، پرداخت محیط کار و ... سختی‌های زیادی وجود دارد و باید بسیاری ممیزی‌ها را هم رعایت کرد تا درباره یک بانوی مبارز سریال ساخت. چالش بعدی ما این بود که وقتی یک طرح درباره بانوان ارائه می‌کنیم در ابتدا با مقاومت مواجه می‌شود و بخشی از این مقاومت درباره این است که مسؤولان باید بدانند تهیه‌کننده و کارگردان می‌توانند از پس قضیه بربیایند و عزت و احترام شخصیت یا قهرمان را نگه‌دارند و ممیزی‌ها را هم رعایت کنند. مساله بعد پذیرش آقایان پروژه‌ها است زیرا گاهی تیم مردانه ما فکر می‌کنند خانم‌ها رقیب آنها هستند. ایفای نقش این شخصیت آمادگی جسمانی زیادی لازم داشت و همچنین بازیگر باید در لحن و کلام این شخصیت را ارائه می‌کرد و از پس وضعیت جسماتی هم برمی‌آمد و خانم قمری از پس کار برآمدند و سکانس‌های حساس عاطفی و خانوادگی را هم به‌نحو احسن نمایش دادند.

احمدرضا معراجی/رسانه روزنامه جام جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها