نقاط ضعف بسکتبال کشور را در چه مسائلی می بینی؛نقاط ضعف خاصی وجود ندارد؛ اما باید از نظر پشتوانه سازی تقویت شویم.
یعنی در شرایط فعلی این کار صورت نمی گیرد؛ببینید، سالهای 79 - 80 کارهایی پایه ای صورت گرفت که الان نتیجه اش را می بینیم. در حال حاضر و از دو سه سال پیش هم کارهایی انجام شده که تا 5 سال دیگر آثارش مشخص می شود.
برای پشتوانه سازی چه باید کرد؛استمرار در تیمداری رده های پایه مهم است. شنیده ام تیم فعلی جوانان ایران استعدادهای خوبی دارد. فدراسیون هم 2 سال این نیروها را جذب و حفظ کرده است. روی این اصل باید گفت کار پایه ای نباید به صورت انتزاعی دنبال شود، بلکه باید پیگیرانه و مسوولانه باشد.
دقیقا بحث استمرار نتیجه گیری هم در این نکته نهفته است.بله ، کاملا. ما سوم آسیا شده ایم. حفظ این موقعیت سخت تر از به دست آوردنش است. سال 1993 وقتی چهارم آسیا بودیم ، به دلیل نداشتن پشتوانه از جایگاهمان دور شدیم ، 8 سال طول کشید تا صاحب پشتوانه شدیم. بنابراین بحث پشتوانه سازی را نباید ساده بگیریم.
آیا لیگ ما به پشتوانه سازی کمک می کند؛در 5 دوره اخیر، لیگ جوانتر از سالهای قبل شده است. کمک فکری مربیان خارجی ، استخدام بازیکنان خارجی و اعتماد به نفس در سطح بین المللی به پشتوانه سازی بسکتبال کمک شایانی کرده است. خوشبختانه در دوره های اخیر، تیمها موظف شده اند تیمهای نوجوانان و جوانان داشته باشند؛ حتی تنظیم اساسنامه مبنی بر استفاده از 2 بازیکن 18 سال در تیمهای لیگی موثر است.
اما چنانچه باشگاه ها همکاری نکنند، این اساسنامه ها ضمانت اجرایی نخواهد داشت ؛ مثلا هر تیمی دو بازیکن را به صرف این که اساسنامه را رعایت کند، در اختیار می گیرد یا تیم جوانانی تشکیل می دهد که سرنوشتش اصلا برای باشگاه مهم نیست ، فقط برای خالی نبودن عریضه است.در این صورت ضربه می خوریم. فدراسیون محل سازندگی نیست ؛ اما روال 10 سال اخیر بسکتبال کشور خلاف این را ثابت می کند. وقتی بیشتر دقیق می شویم ، می بینیم تعریف درستی از باشگاه نداریم. ما بیشتر تیم داریم تا باشگاه. باشگاه صاحب امکانات ، سالن و... است اما تا وقتی تیمهای ما در سالنهای استیجاری کار می کنند، بی شک انتظار سازندگی مناسبی هم نباید داشته باشیم.
چرا برخی تیمهای بزرگ ما همتراز با بها دادن به بازیکنان خارجی و پول و سرمایه هنگفت به جوانان آن گونه که باید توجه ندارند؛ مثلا یک تیم با آوازه بلند در سطح بین المللی 2 سال است تیم جوانانش در جمع 4 تیم هم نیست و حتی در اجرای تعهدات اندک مالی هم درست عمل نمی کند؛شاید این مساله به همان نداشتن تعریف درست از بسکتبال رده پایه بازگردد. ما نمی توانیم باشگاه ها را ملزم به کار طولانی مدت کنیم. هر باشگاهی با تفکر خاصی سرمایه گذاری می کند. بسیاری از آنها می خواهند با سرمایه گذای در کوتاه مدت به نتیجه برسند. بنابراین برنامه های 4 - 5 ساله و کار با جوانان برای آنان مفهومی پیدا نمی کند.
آماده خواهی باشگاه ها با استخدام بازیکنان خارجی بیشتر نمود یافته است ، این طور نیست؛باشگاه پول می دهد و در قبالش نتیجه می خواهد. ما باید امکانات باشگاه ها را تا حدی افزایش بدهیم تا در هر دو زمینه فعال باشند؛ قهرمانی سازندگی.
روال حضور بازیکنان خارجی در کشور را چگونه ارزیابی می کنی؛به شخصه با حضور بازیکنان خوب خارجی در لیگ برتر موافقم. تا الان هم با جمعی از برترین ها هم تیمی بوده ام و خیلی چیزها یاد گرفته ام که مستقیم نه اما غیرمستقیم روی بازی ام تاثیر گذاشته است.
فکر نمی کنی این جریان تا حدی از حیطه منطقی خارج می شود و گاه به ورطه دلال بازی بیشتر سوق داده می شود؛چرا، اما اگر باشگاه و مدیریت ها حرفه ای اعمال شوند این موارد رشد نمی کند. ما لحظه آخر می خواهیم بازیکن خارجی را از طریق اینترنت یا واسطه ها انتخاب کنیم. این درست نیست. مربی باید خودش بازیکنش را انتخاب و با مبلغی واقعی او را استخدام کند.
برای لیگ برتر بسکتبال ایران 3 بازیکن خارجی در هر تیم مناسب است؛
2 نفر بهتر است. ما باید عرف بین المللی را رعایت کنیم. در بازیهای باشگاهی آسیا هر تیم مجاز به استفاده از 2بازیکن است. یک بازیکن بیشتر در لیگ ایران جای یک ایرانی را پر می کند و در واقع اساس حرکات تیمی را با بازیکنان خارجی پایه گذاری می کند تا بازیکنان داخلی. از نظر قرارداد هم نیاز به تجدیدنظر داریم. شنیده ام فدراسیون برنامه هایی در این زمینه دارد که خیلی خوب است. بازیکنان خارجی در قبال باشگاه و باشگاه در قبال آنها باید احساس اطمینان و امنیت داشته باشند. این به نفع همه است.