jamejamonline
حوادث عمومی کد خبر: ۱۳۳۳۲۷۲   ۳۱ مرداد ۱۴۰۰  |  ۱۵:۰۲

مرد جوان که بعد از قتل همسرش، جسد او را در روستایی حوالی فیروزکوه دفن کرده بود، با حکم قضات دادگاه کیفری به قصاص محکوم شد.

به گزارش گروه حوادث جام‌ جم آنلاین، رسیدگی به این پرونده از آبان سال 93 و با مراجعه زن میانسالی به کلانتری 126 تهرانپارس آغاز شد.

این زن در شکایت خود به ماموران گفت: «دخترم مریم مدت دو سال است که به عقد فردی به‌نام حمید درآمده اما مدت‌هاست از او خبری ندارم و هرچه از شوهرش می‌پرسم چیزی نمی‌گوید. می‌ترسم که بلایی بر سرش آورده باشد.»

پس از این شکایت، تحقیقات از حمید آغاز شد که او ادعای عجیبی را مطرح کرد و گفت: «حدود دو سال پیش مریم را عقد کردم اما چند ماه بعد به دلیل این‌که تفاهم نداشتیم، به‌صورت توافقی، در دفترخانه‌ای در منطقه کیانشهر جدا شدیم.»

در شاخه دیگری از تحقیقات، کارآگاهان دریافتند این زن یک دستگاه خودروی 206 و یک ویلا در شهرستان فریدونکنار داشته که از چند ماه قبل خودرو در اختیار حمید قرار گرفته و خانه ویلایی‌اش نیز با وکالت‌نامه به‌نام همین مرد منتقل شده‌است.

حمید دوباره بازجویی و این‌بار مدعی شد: «مریم مبلغ 130‌میلیون تومان به من بدهکار بود و به‌ همین دلیل، خودروی 206 و ویلای فریدونکنارش را به ‌نام من کرده است.»

کارآگاهان که به ماجرا مشکوک شده بودند به بررسی ادعای طلاق پرداخته و متوجه شدند در دفاتر ازدواج و طلاق، جدایی این زوج ثبت نشده است. با کشف این سرنخ، حمید بازداشت شد. متهم پس از تناقض‌گویی به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت جسد مریم را در خودرو گذاشته و در روستایی در نزدیکی فیروزکوه دفن کردم.

ماموران با حضور در این محل، بقایای جسد را پیدا کرده و پرونده با صدور کیفرخواست برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. حمید در شعبه دوم به ریاست قاضی زالی محاکمه شد که در این جلسه اولیای‌دم برای او قصاص خواستند.

حمید هم وقتی در جایگاه قرار گرفت، در دفاع از خود گفت: قبول دارم که همسرم را کشته‌ام اما قتل از روی عمد نبود. من او را دوست داشتم. باور کنید همه این ماجرا فقط یک اتفاق بود. روز حادثه با مریم جر و بحث‌مان شد و در اتاق پذیرایی او شروع به داد و فریاد کرد.

من دهانش را با دستم گرفتم که ناگهان بیهوش شد و ‌روی زمین افتاد. درحالی‌که وحشت کرده‌ بودم به خواهرزاده‌ام زنگ زدم و با حضور او در خانه‌مان، خواستیم مریم را به درمانگاه ببریم که در میان راه متوجه مرگ همسرم شدیم. بعد جسد را به فیروزکوه برده و به تنهایی دفن کردم.

وی در آخرین دفاعش گفت: من عاشق زنم بودم و قتل او یک اتفاق تلخ بود. من پشیمان هستم. باور کنید فقط برای این‌که همسرم را ساکت کنم دهانش را گرفتم اما او فوت کرد.

پس از دفاعیات متهم و وکیل‌مدافعش، قضات وارد شور شده و او را به قصاص محکوم کردند.

گروه حوادث روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ساختمان‌ها آسان می‌سوزند

ساختمان‌ها آسان می‌سوزند

امروز در تقویم، روز آتش‌نشانی و ایمنی است. فرصتی مناسب برای یادآوری این نكته كه براساس آمارهای به دست‌آمده، در حال حاضر حدود ۲۵ درصد از كل حریق‌ های شهر تهران را آتش‌ سوزی‌ های ساختمانی تشكیل می‌دهد كه سهم ساختمان‌ های بلندمرتبه قابل توجه است.

«لحظه»ای که مهم است

«لحظه»ای که مهم است

«علی لندی که بود و چه کرد؟ (۲ نمره)» در بهترین حالت این سوالی است که سال‌های بعد در امتحانات دانش‌ آموزان مطرح می‌شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

نیازمندی ها