شب نشینی در اتاق شیشه ای

یکی از متداول ترین برنامه های رسانه ای ، چه رسانه های مکتوب و نوشتاری و چه رسانه های تصویری ، مصاحبه و گفتگوهایی است که بویژه با اصناف هنری و ورزشی بویژه سینماگران صورت می گیرد و لایه های پنهان و درونی تری از شخصیت و اندیشه و علایق آنان رونمایی شده است و به سطحی شفاف می رسد.
کد خبر: ۱۳۳۲۶۲

شب شیشه ای نمونه موفق و ایرانی این ژانر جذاب رسانه ای است که جای آن در تلویزیون واقعا خالی بود. این نه از لحاظ کمی که در سالهای اخیر، شکل چنین برنامه هایی زیاد تولید شده بلکه محتوا و شیوه اجرای آن است که از شفافیت ، صراحت لهجه و صداقت بیشتری برخوردار است و از نشانه های حرفه ای بیشتری در مصاحبه و گفتگوهای خود بهره می گیرد و از این حیث به جنس مصاحبه های مطبوعاتی نزدیک می شود که مصاحبه در آن تعارف و تبلیغ نیست ، بلکه روشی برای فهم بهتر حقیقت و نقادی است.
متاسفانه بسیاری از برنامه های این چنینی که در صداوسیما تولید می شد، از کارکردهای ذاتی خویش تهی و به تعارفات سانتی مانتالی ، تکراری و کشدار بدل می شد که گاهی درحد نون به هم قرض دادن می رسید و در نهایت موجبات دلزدگی مخاطب از اصل برنامه را فراهم می کرد. اما شب شیشه ای با امتداد تجربه «عبور شیشه ای» این کلیشه خسته کننده را شکست و با هدایت برنامه به سوی گفتگوی انتقادی واقعی ، تصویری منطقی تر و جذاب تر از یک همنشینی صمیمانه ترسیم کرد که دیالوگ را جایگزین مونوگ می کند. نقدی که بر بسیاری از نشست های دوطرفه تلویزیونی دیده می شد همین بود که مجری خود را بر میهمان تحمیل می کرد و بدون این که شرایط مناسبی برای بیان حرفهای وی فراهم کند و متکلم وحده عرصه را به تنهایی در دست گرفته ، عرض اندام می کرد.
شب شیشه ای اما با طرح سوالات نقادانه و پرهیز از ژورنالیست زرد بصری در بستر یک فضای دوستانه و صمیمی ، گفتگویی دوطرفه را تولید کرد که هم مورد توجه مخاطب عام قرار گرفت و هم این که برای اولین بار چشم مخاطب خاص نیز به مصاحبه های تلویزیونی خیره شد. مهمترین دستاورد این پروسه ، اعتمادسازی و جذب مخاطب است. مخاطبی که صرفا نه برای سرگرمی و تفریح که در عین حال برای شنیدن بسیاری از ناگفته ها در عرصه های گوناگون فرهنگی هنری و کسب اطلاعات و آگاهی برای درک بهتر واقعیت های اجتماعی به تماشای آن می نشیند. رضایت مندی مخاطب به واسطه اعتمادسازی و خلق برنامه ای که همزمان به نیازهای عاطفی و شناختی وی پاسخ دهد و در عین حال او را برای مدتی از زندگی روزمره رهایی بخشد و سرگرم کند.
از آنجا که شب شیشه ای یک برنامه ارتباطی انسانی است ، لذا نقش مجری برنامه که هدایت و به نوعی کارگردانی و مدیریت آن را بر عهده دارد، برجسته می شود. به طوری که اگر بگوییم 80 درصد جذابیت و مخاطب پذیر بودن چنین برنامه هایی به نحوه اجرا و چگونگی مدیریت مجری برمی گردد، سخن به گزاف نگفته ایم. مجری در اینجا در حین این که باید گویندگی کند و موجب جذب مخاطب برای پیگیری برنامه شود، ضروری است نقش مهم دیگری نیز ایفا کند و آن اجرای حرفه ای مصاحبه و گپ تلویزیونی است که ویژگی های خاص خود را دارد. در اینجا با برنامه زنده ای روبه رو هستیم که گفتگویی شفاف را در معرض دید میلیون ها مخاطب قرار می دهد. بنابراین با محدودیت های خاص فرهنگی هنری که دارد، مجری آن به تسلط بیشتری نیاز دارد. امری که رضا رشیدپور تا حد زیادی توانسته به آن عمل کند و تجربه برنامه عبور شیشه ای نیز موجب پختگی وی در اجرای این برنامه شده است.
اساسا زبان نقد کمی تلخ و گزنده است اما این تیزی در جهت اصلاح زواید به کار می رود نه تخریب و تحقیر کسی ! اتفاقا این برنامه قهرمان ها و ستاره های رسانه ای شده را در معرض واقعیت قرار می دهد و چهره واقعی آنها را به نمایش می گذارد چهره ای که چه بسا شباهت های زیادی به طرفدار نشاندار و لذا یک سنخیت و همذات پنداری واقعی میان آنها و مخاطبشان ایجاد می شود که یکی از مهمترین دلایل جذابیت این برنامه است.
نگارنده معتقد است اجرای موفق برنامه ای مثل شب شیشه ای دشوارتر از برنامه چالشی گفتگوی خبری شبکه 2 است ؛ چون در آنجا جنس برنامه هویت یگانه ای دارد و قرار است یک برنامه صرفا تحلیلی که مخاطبان خاص خود را دارد ساخته شود لذا تکلیف برنامه سازان و مجری آن مشخص و تعریف شده است. اما شب شیشه ای یک برنامه اجتماعی است که در عین این که می خواهد مولفه های یک گفتگوی ژورنالیستی حرفه ای را رعایت کند باید سرگرم کننده نیز باشد و طیف بیشتری از مخاطبان را به خود اختصاص دهد. لذا طرح سوالاتی که بتواند هر دو هدف را پوشش دهد و برنامه را از فلسفه تولید لذا طرح سوالاتی که بتواند هر دو هدف را پوشش دهد و برنامه را از فلسفه تولید خود خارج نکند به هنرمندی مضاعفی در نحوه اجرای تلویزیونی نیاز دارد که انصافا رضا رشیدپور کارنامه خوبی از این حیث دارد.
سوالات به اصطلاح شیطنت آمیزی که گاهی از او صادر می شود مبتنی بر همین منطق است. برخی آن را به حساب گستاخی او می گذارند و دلخور می شوند در حالی که باید پذیرفت در چنین برنامه هایی اصل بر تحلیل است نه تجلیل !فرم بصری و زیباشناختی برنامه نیز قابل توجه است ، مثلا ترکیب رنگ قرمز صندلی با فضایی تاریک لوکیشن و نوری که به صورت ناحیه ای برفضای فیزیکی گفتگو تابیده می شود به همراه موسیقی لایت و ملایم فضا آرام بخشی از شب را فراهم می کند؛ اما گاهی بازی آشفته و رقص گونه دوربین ها چشم را خسته و مخاطب را بویژه در زمانی که بحث داغی جریان دارد،کلافه و عصبی می کند؛ چرا که به لحاظ روان شناختی و رسانه شناسی در یک برنامه تلویزیونی بر خلاف رادیو، مخاطب تصویر را مقدم بربیان و موسیقی و مسائل پیرامونی می داند و زمانی که باتصاویر بیش از اندازه بازی می شود و پرسشهای متعددی دارد موجب خستگی و حواس پرتی مخاطب می شود و رشته کلام از دستش خارج می شود. 2 قطعه موسیقی ای که در برنامه برای میهمان نواخته می شود، ضمن تلطیف فضای جدی برنامه به آرامش و سبکی که از ویژگی های شب است دامن می زند و اثرپذیری بر مخاطب را افزایش می دهد.
شب شیشه ای ، آغاز خوبی برای گفتگوی درون فرهنگی و بازسازی فرهنگ مدارا در حین نقادی و نقدپذیری و برآمده از یک نیاز اجتماعی در جامعه معاصر ایران است و کمی از خستگی انسان مدرن ایرانی می کاهد.


سیدرضا صائمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها