می خواهم مثل کوئینتانا پرقدرت باشم و مثل باتیروف فنی

با پرهیز از هر جمله و عبارت اغراق آمیز و صرف نظر از بزرگنمایی بیهوده ورزشکاران ، مهدی تقوی را باید یکی از پدیده های کشتی در سال 85 بنامیم.
کد خبر: ۱۳۲۵۰۵

در شرایطی که در کشتی ما کمتر به جوانها و پشتوانه سازی بها و اهمیت داده می شود؛ اما حضور یک جوان نوخاسته و آینده دار در جمع ملی پوشان جوان ، بارقه های امید را نزد همه دوستداران ، کارشناسان و جماعت گوش شکسته درباره آینده کشتی افزایش می دهد. باوجود آن که در وزن 60 کیلو با بودن چهره شاخصی چون مرادمحمدی که در سال 85 به عنوان برترین ورزشکار سال انتخاب شد؛ اما قابلیت های مهدی تقوی درون دایره طلایی آنچنان مطلوب و مجذوب کننده بود که همگان او را یکی از مدعیان جدی پیراهن تیم ملی در وزن دوم و رقیب اصلی دارنده 2 مدال طلای جهان و بازیهای آسیایی دوحه قطر معرفی می کنند.
در واقع مهدی تقوی پس از آن که به عنوان ملی پوش وزن 60 کیلو در جام جهانی کراسنو یارسک به مقام نایب قهرمانی رسید، تمامی نگاهها را به سوی خود جلب کرد. تقوی پس از آن که مدال طلای نوجوانان و جوانان آسیا و مدال طلای جوانان جهان را در کلکسیون افتخارات خود جمع کرد، عزم خود را جزم کرده است تا دوبنده تیم ملی را در رقابت های جهانی باکو و المپیک پکن به تن کند.

کی و از کجا شروع کردی؛
کشتی را از سن 10 سالگی در پل سفید و در سالن کشتی پوریای ولی زیر نظر آقای کوروش عزیزی شروع کردم. هنوز هم در همین سالن تمرین می کنم. امکاناتش معمولی است. یک تشک دارد، به اضافه وسایل بدنسازی. از این منطقه کشتی گیران سرشناس زیادی به کشتی ایران و تیمهای ملی راه یافته اند، مثل مجید محمدی ، مصطفی آخوندی و صادق نژاد.

اولین مسابقه ای که انجام دادی ، یادت هست؛
اولین مسابقه ای که شرکت کردم و در آن عنوان به دست آوردم ، رقابت های آموزشگاه های کشور در رامسر بود که من در وزن 32 کیلو پنجم شدم پس از آن با انگیزه و جدیت بیشتری تمرین کشتی را ادامه دادم و ضمن تمرین در پل سفید، در قائمشهر هم تمرینات خود را زیرنظر کوروش علیزاده ، سبحان روحی و بوداغی در باشگاه شهید وطنی پیگیری می کردم.

عناوینی که به دست آورده ای؛
در رده سنی نوجوانان تجربیات زیادی زیرنظر مربیان استانی به دست آوردم و توانستم با تیم ملی نوجوانان در عرصه رقابت های قهرمانی آسیا 2 مدال طلا و برنز کسب کنم.
این روند رو به رشد ادامه داشت تا این که در رده سنی جوانان هم به موفقیت هایی دست یافتم. در واقع سال 85، سال موفقی برای من رقم خورد و من موفق شدم در 2 مسابقه مهم و رسمی جوانان در قاره آسیا که در ابوظبی برگزار شد، مدال طلا بگیرم و به دنبال آن در مسابقه های قهرمانی جوانان جهان در گواتمالا نیز با قرار گرفتن بر سکوی قهرمانی مدال طلا به گردن بیندازم.
حضور در این دو میدان معتبر و رسمی تجربیات گرانقدری برایم به همراه داشت و باعث شد قابلیت های فنی خود را در مصاف با حریفان شاخص تر و حتی در رده سنی بزرگسالان نیز به نمایش بگذارم. در پی آن برای اولین بار پایم روی تشکهای لیگ کشتی باز شد. حضور در رقابت های سال گذشته لیگ برتر هم برای من تجربه گرانقدری بود، بویژه روبه رو شدن و کشتی گرفتن با قهرمانان بزرگی چون مرادمحمدی روحیه و انگیزه مرا دوچندان بالا برد.

تا حالا چند بار با مراد کشتی گرفته ای؛
در رقابت های لیگ سال 85، 2 بار با مراد محمدی کشتی گرفتم. سوای برد و باخت این رویارویی برای من درسها و آموخته های بسیاری داشت. در واقع قوت و ضعف کشتی گیری خود را در مصاف با یک حریف طراز اول بیش از پیش شناختم. از لحاظ نتیجه گیری ، گرچه من در هر 2 بار نتیجه را باختم ، اما از نظر تجربه اندوزی و برداشت برد کردم. به هر صورت در بار اول در 2 وقت با نتایج مشابه صفر 1 نتیجه را واگذار کردم و در کشتی دوم و مرحله برگشت لیگ نیز ابتدا در وقت اول صفر 1 پیش افتادم.
در وقت دوم با همین نتیجه مغلوب شدم و کشتی به وقت سوم کشیده شد. کشتی در پایان 2 دقیقه سوم صفر بر صفر مساوی تمام شد. در نهایت این سکه توست و خم گیری بود که فرد پیروز را مشخص کرد و دست قهرمان جهان بالا رفت.

دستاوردت از جام جهانی چه بود؛
عضویت در تیم ملی بزرگسالان اعزامی به جام جهانی 2007 کراسنویارسک هم یکی دیگر از اتفاقات و موفقیت های مهمی بود که برایم در سال 85 پیش آمد.
حضور در جام جهانی و رویارویی باحریفان شاخص و اسم و رسم دار مثل باتیروف روس و مایک زادیک امریکایی فرصت مناسبی بود تا مربیان قابلیت های من را در یک میدان بزرگ و خارج از خانه ارزیابی و سنجش کنند.
در کراسنویارسک بهترین کشتی ای که گرفتم ، مقابل مایک زادیک ، نایب قهرمان سال 2006 جهان بود. البته شاید درست نباشد بگویم ، اما از او بهتر کشتی گرفتم و حقم هم برد بود که پیروز شدم.

با توجه به این که با هر دو قهرمان و نایب قهرمان سال 2006 جهان کشتی گرفته ای نظرت درباره مراد محمدی و مایک زادیک چیست؛
بدون تعارف مراد از لحاظ فنی و کشتی گیری بالاتر از مایک زادیک است. ویژگی زادیک فقط از نظر قدرت بدنی و کشتی حمله ای است ، اما در شیوه کشتی گیری ایراد زیادی دارد. بویژه در ایستادن و گاردگیری. زادیک گاردش همیشه باز است ، ولی مراد در گارد کشتی خوب باز و بسته می شود و معمولا گاردی بسته دارد و بد پوئن می دهد.

باتیروف را چگونه کشتی گیری می دانی؛
سوای مراد محمدی و مایک زادیک در وزن 60 کیلوی کشتی جهان یک حریف سرسخت دیگر هم حضور دارد به نام باتیروف که خوشبختانه در جام جهانی هم با او کشتی گرفتم. باتیروف ، کشتی گیر خیلی فنی است. خیلی از این بابت قبولش دارم.
باید با او کشتی گرفت تا او را بشناسی. بیهوده حمله نمی کند. محدوده تشک را خوب می شناسد. برای کل کشتی تاکتیک و برای همه ثانیه ها برنامه دارد. البته نمی خواهم خیلی این کشتی گیر روسی را بزرگ جلوه بدهم. اما به نظر من ، باتیروف کشتی گیر کاملی است که روی تشک می داند چه موقع حمله کند و چه زمان دفاع.

مبارزه باتیروف و مراد چه کشتی ای می شود؛
باتیروف از مراد بهتر نیست. اگر این دو با هم روبه رو شوند، بدون شک یکی از زیباترین کشتی ها را برگزار خواهند کرد.

از دیدن کشتی های حیدری و دبیر سیر نمی شوم


از میان کشتی گیران داخلی ، سبک کشتی علیرضا حیدری و علیرضا دبیر را خیلی دوست دارم. هر چه کشتی های این دو را نگاه می کنم ، سیر نمی شوم. از میان کشتی گیران خارجی هم کوئینتانای کوبایی.
در میان کشتی گیران داخلی ، مراد محمدی شاخص تر از همه است. ضمن آن که دیگر جوانها نیز همه حریفند.
از میان حریفان خارجی هم باتیروف و کوئینتانا را خیلی قبول دارم. دوست دارم مثل کوئینتانا قدرتی باشم ، مثل باتیروف فنی

چون یک طرف کشتی گیری است که از دفاع خوبی برخوردار است و بد امتیاز می دهد، از سوی دیگر حریفی حضور دارد که خیلی فنی است. البته باتیروف دفاعش زیاد خوب نیست ، یعنی نسبت به مراد ضعیف تر است.
من در جام جهانی با باتیروف کشتی گرفتم. با توجه به این که در رده سنی بزرگسالان برای اولین بار بود میدانی به این مهمی را تجربه می کردم و برایم تازگی داشت ، اشتباه داوری تاثیر منفی روی من گذاشت و ذهن مرا به کلی خراب کرد. چرا که در وقت اول با اشتباه داوری نتیجه را 2 بر صفر واگذار کردم. در وقت دوم باسکه توست و خم گیری توانستم باتیروف را شکست بدهم و در نتیجه کار به وقت سوم کشیده شد. در وقت آخر نیز بر اثر اشتباه داوری شکست را پذیرا شدم.

در جمع چهره های شاخص و ملی پوشان بزرگسال در اردوی تیم ملی چه احساسی داری؛
در اردوی بزرگسالان آنقدر قهرمان جهان و المپیک حضور دارند که هر جوان تازه واردی مثل من اصلا خودش را نمی بیند. من در جوانان شاخص بودم. ولی در بزرگسالان گمنام...

شگرد خاصی در کشتی داری؛
فن و بند و شگرد خاصی ندارم. به قول معروف ، فنون من شبیه هفتابیجار هستند. البته بعضی وزنها مثل یکدست و یکپا را خوب می زنم.

یعنی در زیرگیری مهارت و تسلط لازم را نداری؛
من در زیرگیری مشکلی ندارم ؛ چون زیرگیر نیستم. البته با توجه به مقررات جدید، یک کشتی گیر موفق باید در وهله اول زیرگیر باشد. در نقطه مقابل در خاک به راحتی به کسی امتیاز نمی دهم ، خیلی سفت و قرص هستم ، اما در اجرای فن کشتی گیر ترسویی نیستم ، هرفنی دستم بیاید می زنم.

به چه فنونی آشنایی داری؛
فنون فتیو، یکدست و یکپا، فن کمر و...

برای پیروز شدن در داخل دایره طلایی به چه فاکتورهایی نیاز است؛
در وهله اول باید کشتی گیری حمله ای و هجومی باشی و بتوانی امتیاز بگیری ، یعنی به جای ایستادن و منتظر ماندن برای بدلکاری ، باید اول امتیاز بگیری. در یک کلام زیرگیر کاملی باشی. پس از آن هنر اداره کردن کشتی اهمیت دارد. ضمن آن که باید در دفاع کردن هم قدرت و تبحر لازم را داشته باشی.

نظرت درباره تعیین کشتی گیر پیروز با سکه توست چیست؛
سکه توست بواقع کشتی را از هیجان ، حساسیت و کیفیت انداخته است و تا حدود زیادی شانس را دخیل کرده است. کسی که کشتی گیر باشد و بخواهد کشتی بگیرد، احتیاج به شانس ندارد. البته هیچ کس انداختن سکه توست را نمی پسندد. ضمن آن که همه کشتی گیران می خواهند بزگیری کنند.

در مقابل افتخارات و مدالهایی که به دست آورده ای ، آیا تاکنون جایزه و پاداش هم گرفته ای؛
تاکنون هیچ جایزه و پاداش خاص و به درد بخوری نگرفته ام. البته هیچ انتظاری هم ندارم. خدا را شکر دستمان به دهنمان می رسد!

مگر چه کاره ای؛
خودم کار خاصی ندارم. بتازگی دانشجوی تربیت بدنی شده ام ، اما پدرم بازنشسته سپاه است. خوشبختانه راضی و قانع هستیم.
البته تنها جایزه ای که تاکنون گرفته ام ، پس از کسب 2 مدال طلا و برنز که از مسابقه های نوجوانان آسیا بود یک سکه بهار آزادی دریافت کردم.

در تمرینات اردوی تیم ملی شاهد بودیم حیدری به عنوان سرمربی توجه خاصی به تو دارد، چه مواردی را به شما بیشتر گوشزد می کند؛
بیشتر درباره ریزه کاری های زیرگیری مرا راهنمایی می کند و به من تاکید دارد که در وهله نخست باید آنقدر روی دستهای حریف کار کنی که با عبور از دستها بتوانی به پاهای حریف برسی. باز کردن دستها از موارد دیگری است که ایشان همواره به من یادآوری می کند و شیوه های مختلف زیرگیری را هم به من آموزش می دهد.
البته پیش از آقای حیدری در رده جوانان نیز حاج آقا معزی پور هم زحمات زیادی برایم کشیده است و درباره زیرگیری نکات زیادی را به من آموخت. خدا را شکر کم کم دارم ضعفهای خود را در زیرگیری برطرف می کنم.

پل سفید در کجا واقع شده است و چه فاصله ای با شهر سوادکوه دارد؛
پل سفید، شیرگاه و زیراب از شهرهای منطقه سوادکوه به شمار می آیند. فاصله پل سفید با سوادکوه 50 کیلومتر است. با وجودی که جاده اش آسفالت است ، ولی به دلیل جاده پرپیچ و خمی که دارد حدود 40 دقیقه زمان می برد تا این مسافت را پشت سر بگذاری.

تاریخ تولد؛
اول اسفند 1365 در پل سفید.

چند خواهر و برادر داری؛
6 خواهر و 2 برادر دارم. من فرزند هفتم خانواده ام.


سعید میرزا شفیع
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها