jamejamonline
ورزشی فوتبال کد خبر: ۱۳۱۰۹۷۰   ۲۶ فروردين ۱۴۰۰  |  ۱۳:۵۱

«رضا چلنگر، مترجم معروف فوتبال ایران بازیگر شد.» این خبری بود که اواخر سال گذشته منتشر شد و بازخوردهای بسیاری در رسانه‌ها داشت.

به گزارش جام جم آنلاین ، چهره معروف ورزش ایران که سابقه مترجمی بلاژویچ، برانکو و کرانچار را در کارنامه خود دارد و مردم با چهره و صدای او کاملا آشنا هستند، حالا بازیگری را هم در نقشی که در آن کاملا تبحر دارد، تجربه کرده است. محمدرضا چلنگر، در گفت‌وگو با جام‌جم از تجربه بازیگری در سریال چوب خط و شروع سال جدید گفت.

سال ۱۴۰۰ تا اینجا چطور بود؟

متاسفانه  وجود کرونا و قرمز شدن رنگ‌ اکثر شهرها باعث شده روزهای خوبی نباشد و این روزها به لحاظ وجود بیماری و ویروس کرونا واقعا خوب نیست ولی با این حال فرصتی فراهم شد که کمی بیشتر در خانه کنار خانواده‌ام باشم و بیشتر با هم معاشرت کنیم .از این جهت من راضی‌ام.

خدایی نکرده به کرونا که مبتلا نشده‌اید؟

نه. خدارا شکر تاکنون موفق شدم رعایت کنم.

اواخر سال ۹۹، خبری آمد که برای خیلی‌ها جالب بود. حضور شما در سریال تلویزیونی چوب خط برای بازی در نقشی که در آن تبحر دارید. این تجربه چطور اتفاق افتاد؟

اتفاقی و از طریق یکی از دوستان بود. دستیار اول کارگردان به من گفتند که چنین فیلمنامه‌ای نوشته است و خودت تمایل به این کار داری یا نه. من پیش زمینه‌ای نداشتم. آقای سهراب‌پور تهیه‌کننده کار و آقای بهرامیان(کارگردان) در جلسه‌ای به من گفتند یک سال گذشته سال خوبی نبوده. خبرهای تلخ بسیاری شنیدیم و خنده برای مردم سخت شده است. اگر کسی بتواند این خنده را به مردم باز‌گرداند، یک دنیا ارزش دارد. همین جمله تلنگری برای من شد. من نقش خودم را به عنوان مترجم بازی کردم و در سریال دیدم که با وجود کرونا و محدودیت‌های سنگین، تعداد زیادی درگیر کار بودند و همه مثل چرخ‌دنده‌های ساعت سوئیسی کاملا دقیق و هماهنگ با هم می‌چرخند. اگر یک نفر کارش را درست انجام ندهد، کار بقیه هم دچار مشکل می‌شود. پیش می‌آمد که از ساعت چهار صبح تا دو صبح روز بعد درگیر کار بودیم. البته در سینما شاید کمی زمان بیشتر داشته باشند ولی برای کار تلویزیونی و با وجود کرونا شرایط خیلی سخت‌تر بود و با چشمان خودم دیدم که همگی چطور به زحمت افتادند. جدا همه زحمت کشیدند.

صبح زود بیدار شدن برای آفیش شما را اذیت کرد؟

نه من عادت دارم. به خاطر کارم صبح زود بیدار شدن اذیتم نمی‌کند، یعنی دیگر به آن عادت کرده‌ام. در اصفهان که بودم، بعضا سه صبح بیدار می‌شدم. من تازه با سختی‌های کار بازیگران از نزدیک آشنا شدم. تمرین دیالوگ‌ها، آفیش‌های طولانی‌مدت، تغییر زبان بدن به خاطر بازیگری و ..واقعا کارشان سخت است!

تجربه بازیگری چطور بود؟ چه واکنش‌هایی داشتید؟

فوق‌العاده. فوق‌العاده. این تجربه به غیر از بازیگری، آموزش خوبی برای من بود که با واقعیات پشت صحنه آشنا شوم و تجربه‌ای فوق‌العاده گرانبها و جدید به دست آوردم. ما به عنوان یک مخاطب فقط یک فیلم تدوین شده را روی صفحه تلویزیون می‌بینیم و شاید کمتر در جریان زحمات همه عوامل باشیم، ولی وقتی دیدم برای هر یک دقیقه از یک فیلم چقدر زحمت کشیده می‌شود و چندین نفر زحمت می‌کشند تا به نمایش نهایی برسیم، دیدم چقدر سزاوار احترام هستند و من هم واکنش‌های جالبی از طرف دوستان و مخاطبان گرفتم.

تجربه جلوی دوربین بودن به عنوان بازیگر سخت بود؟

برای من چندان سخت نبود، من با دوربین مانوس هستم. حضور در برنامه‌های ورزشی، مصاحبه‌ها، کنفرانس خبری سرمربی‌ها و ... باعث شده من با دوربین مشکلی نداشته باشم و کمتر صحنه‌ای هم پیش آمد که تکرار شود. البته دقایقی که من در سریال بودم خیلی زیاد نبود و شاید اگر قرار بود در قسمت‌های بیشتری بازی کنم‌، خراب می‌کردم!( با خنده) امیدوارم در فیلم خوب بوده باشم!

یعنی پیشنهاد جدید برای بازیگری در نقش مترجم را می‌پذیرید؟ برنامه و آرزویتان در سال جدید چیست؟

فعلا که پیشنهادی نشده است و باید ببینم در آینده چطور می‌شود! ( با خنده) برای همه آرزوی سلامت دارم. سلامتی بزرگترین ثروت است. حقیقت این است که مردم روزهای خوبی را نمی‌گذرانند و در عذاب هستند. خود من هم شامل این مردم هستم و مثل هر شهروند دیگری آرزو دارم که وضع کمی بهتر شود. این روزها وضعیت اقتصادی برای همه مردم سخت است و برای بعضی‌ها سخت‌تر. امیدوارم مردم از این مخمصه رهایی پیدا کنند و روزهای بهتری در انتظار کشورمان باشد.

یگانه عصاری / روزنامه جام جم 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
وداع تلخ با «آقا نادر»؛ مرد شماره یک اخلاق

وداع تلخ با «آقا نادر»؛ مرد شماره یک اخلاق

 نادر دست‌نشان متولد ۱۳۳۹‌ از نامداران فوتبال مازندران و پرافتخارترین بازیکن تیم نساجی مازندران بود که هم در دوران اوج و هم در دوران مربی‌گری، نزد همه کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند، مرد اخلاق بود.

فوتبال، بازتابی از زندگی

فوتبال، بازتابی از زندگی

برای ما فوتبالی‌ها که از بچگی تا پیرانه‌سری با فوتبال زندگی کرده‌ایم، طبیعی است که فوتبال آمیخته با زندگی است و در تک‌تک سلول‌های بدن ما تنیده شده است.

بله! ما هم در این ورزشگاه بازی کردیم

بله! ما هم در این ورزشگاه بازی کردیم

 نیم قرن از عمر ورزشگاه آزادی می‌گذرد. اولین خاطره‌های من از این ورزشگاه به سال ۱۳۵۳ برمی‌گردد که برای تماشای بازی ایران و کره‌شمالی در مقدماتی جام‌جهانی ۱۹۷۴

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر