jamejamsima
سیما چهره کد خبر: ۱۲۹۱۲۳۹ ۱۱ آذر ۱۳۹۹  |  ۲۱:۰۳

گفت‌و‌گو با مهرداد ضیایی و تهیه‌کننده برنامه شبانگاهی شبکه 4

اینجا حرف هم می‌شنویم

دوستداران شب که تعدادشان کم هم نیست، مدت‌ ها بود در تلویزیون برای خود سهمی داشتند و شب‌ ها را با برنامه‌ های شبانگاهی که حال‌ و هوای خاص خود را داشت، سپری می‌کردند.بعد از مدتی جای خالی این برنامه‌ها در تلویزیون، به‌تازگی «اهالی شب» به استقبال اهالی شب رفته تا مثل قدیم‌ترها آخر هفته‌ها با بخش‌های مختلف میزبان شب‌دوستان شود.

 تهیه‌کنندگی و طراحی این برنامه را میثم محمدحسنی به‌عهده دارد و مهرداد ضیایی هم اجرای بخش اصلی آن را پیش می‌برد.

برنامه‌ای که پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها ساعت22 روی آنتن شبکه چهار می‌رود و به‌واسطه بخش‌های مختلفی که دارد، می‌شود گفت که یک مجله تصویری شبانگاهی است.

در ادامه گپی با تهیه‌کننده و مجری آن زدیم که می‌توانید سری به آن بزنید.

از ماجرای شروع تا شباهت با بعضی‌ها

شکل‌گیری اهالی شب موضوعی بود که محمدحسنی در گفت‌وگو با جام‌جم در پاسخ به آن بیان کرد: خلأ یک برنامه حال خوب کن در تلویزیون اولین دلیلی بود که باعث شد ما سراغ چنین فضایی برویم. سال‌های پیش شب‌بخیر تهران و دو قدم مانده به صبح را داشتیم و بعد از آنها دیگر برنامه شبانه نداشتیم.

متاسفانه تلویزیون هم تمرکزش بیشتر روی برنامه‌های روزانه است تا جایی که صبح‌ها هر شبکه، برنامه‌ای دارد اما در شب چنین فضایی وجود ندارد. همه اینها هم باعث شد تا سراغ اهالی شب برویم.
یکی از مواردی که در اهالی شب به چشم‌مان آشنا می‌آید و شاید شما هم آن را حس کرده باشید، یادآوری فضای «رادیو هفت» معروف است.

این اتفاق هم موردی بود که کم‌وکیف آن را از آقای تهیه‌کننده جویا شدیم و او درباره‌اش گفت: حقیقت این است که ما از اول نرفتیم چرخ را اختراع کنیم؛ این برنامه هم به دلیل آیتم‌های مختلفی که دارد، یک مجله تصویری محسوب می‌شود و ممکن است جاهایی شباهت‌هایی هم به مثلا برنامه رادیو هفت داشته باشد ولی نکته‌ای که هست این که من فکر می‌کنم این برنامه شخصیت خودش را دارد، حرف خودش را می‌زند و در خیلی از موارد با بقیه هم‌گروهی‌هایش متفاوت است. ما از ب بسم ا... تا ص صدق‌ا... حرف‌هایی برای گفتن داریم که خیلی از آنها تازه هستند و این تفاوت در بخش گفت‌وگو، دکور و... هم وجود دارد. با این حال ایرادی هم نمی‌بینیم که مردم با دیدن ما کمی هم یاد آن برنامه‌ها بیفتند چون بالاخره حس و یاد خوش برای آنها زنده می‌شود.

یک چالش سخت اما جذاب

جمع و جور کردن فضایی به این شکل که بخش‌های مختلفی دارد، طبیعتا کار ساده‌ای نیست، ماجرایی که محمدحسنی هم با اشاره به آن گفت: این موضوع شاید به چشم هر کسی نیاید. گاهی تنها در برنامه‌ای دو صندلی و یک گلدان می‌گذارند و با حضور یک مهمان و چند آیتم کوتاه آن راه تمام می‌کنند؛ اما اهالی شب هر هفته در همین دو شب، نزدیک به هفت تا مهمان دارد که هماهنگی آنها، نوشتن قصه‌هایشان، پیدا کردن کتاب، طراحی بک‌گراند برای بخش آنها و.... فضای سختی را برای خودمان ایجاد کرده‌است. با این حال من این چالش را خیلی دوست دارم.

ما هر هفته از ابتدا تا تیتراژ نهایی‌مان را تغییر می‌دهیم و این اصلا ساده نیست. به گفته او، زمزمه‌هایی مبنی بر اضافه شدن یک شب دیگر به پخش این برنامه و سه شب شدن آن هم وجود دارد. این که اهالی شب آن‌طور که باید تا الان از نظر دیده شدن به حق خودش رسیده یانه، سوالی بود که آقای تهیه‌کننده در پاسخ به آن گفت: ما در همان هفته اول و دوم که میزبان آقایان داوودآبادی و دکتر انوشه بودیم، آنقدر اقبال عجیبی شد که شبکه دست به کار شد تا تعداد برنامه بیشتر شود. با آن ساعت برنامه و شبکه پخش آن ما خودمان هم شاید فکر نمی‌کردیم به این سرعت دیده شویم اما این اتفاق افتاد. گفت‌وگوهایی که در بخش اصلی این برنامه اتفاق می‌افتد شاید یکی از اساسی‌ترین دلایل این استقبال باشد، جریانی که محمدحسنی  درباره‌اش بیان کرد: گفت‌وگوها بیشتر ناظر بر فضای نخبگانی شبکه چهار طراحی می‌شود، یعنی ما خواستیم تا سطح شبکه را به هیچ وجه با ایجاد فضاهای زرد و جنجالی پایین نیاوریم. به همین دلیل همه سوالات و جریان گفت‌وگو فنی ولی عامه‌فهم است. در واقع یکی از مواردی که تلاشمان این بود تا رقم بزنیم و تا حدی هم به آن نزدیک شدیم، این بود که محتوای نخبگانی را با زبان عام فهم منتقل کنیم.

طراح و تهیه‌کننده اهالی شب به‌عنوان پیشنهاد در مورد جالب توجه‌ترین قسمت‌های این برنامه هم گفت: هر قسمت برای من جذابیت خودش را دارد، اما قسمت دکتر انوشه و احمد حلت فکر می‌کنم از بهترین قسمت‌های امیدبخش و جذاب بود. با همه اینها مدیریت شبکه با لطفی که به ما دارد، دست‌مان را تا حدی بازگذاشته که حرف‌های جدیدتر بزنیم و در هر قسمت این جریان وجود دارد.

محمدحسنی که سابقه طراحی برنامه‌هایی مثل دل صدا، مستند ملازمان حرم، با حسین(ع) در قرن بیست و یک و... را در کارنامه‌اش دارد، درباره این جریان در آخر عنوان کرد: من خیلی جاها اسم نزدم و تازگی‌ها کمی از آن سایه بیرون آمدم. البته نمی‌دانم که این تهدید است یا فرصت، اما احساس کردم مدتی با اسم خودم کار کنم، شاید بهتر باشد.

آنجا چه خبر است؟

اهالی شب همان‌طور که گفته شد، مثل یک مجله تصویری است که بخش‌های مختلفی دارد، از محمدحسنی درباره جزییات این بخش‌ها و این‌که با چه نگاهی دست به انتخاب برای هرکدام از آنها زدند، پرسیدیم، او در این باره عنوان کرد: ما یک بخش گفت‌وگوی اصلی را با مهمانان‌مان داریم، مهمانانی که از قبل در اتاق فکر برنامه با حضور دکتر موسوی، مدیر گروه اجتماعی شبکه چهار و زهرا چخماقی انتخاب می‌شوند و ملاک اصلی برای آن این است که علاوه‌بر جنبه آگاهی‌افزایی، برای مردم حال‌خوب‌کن هم باشند. در این فضا سعی کردیم مهمانان زرد و جنجالی را نداشته باشیم تا به همان حال خوب کمک کنیم. ایجاد ترکیبی از سلبریتی‌ها و غیرسلبریتی‌ها برای دیده شدن گروه دوم در کنار آنها هم اتفاق دیگری است که فکرشده به سمت آن رفتیم؛ جریانی که برای مخاطب هم تنوعی که لازم است را ایجاد می‌کند.

در بخش «کتاب شب» هم تنها یک عنوان نمی‌گوییم بلکه بخشی از اثر به‌صورت نمایشی خوانده و در آخر کتاب معرفی می‌شود.

بخش «قصه شب» هم آیتم دیگری است که به گفته محمدحسنی در طول آن سراغ صدا پیشه‌های مستعدی که کمتر دیده شده‌اند می‌روند.

در بخش «روایت شب» هم روایت‌های مختلف به زبان امروزی بیان می‌شود، بخشی که محمدحسنی درباره‌اش افزود: این یکی از وجه تمایزهایی است که در برنامه‌های دیگر این شکل از آن را ندیده‌اید. علاوه‌بر اینها هم آیتم «صدای شب» را داریم که خواننده‌های دستچین‌شده مختلفی در آن حاضر می‌شوند. به شکلی که تنها شاهد یک سبک موسیقی نباشیم و از پاپ تا سنتی را پوشش دهد. در این بخش سعی کردیم روی موسیقی نواحی هم تمرکز بیشتری کنیم. «نقش شب» هم عنوان بخش دیگری است که صحبت آن مطرح شد و در طول آن هر هفته یک استعداد هنرهای تجسمی معرفی می‌شود. در این بخش هم سعی شده تا تازگی و در عین حال تنوع آن حفظ شود. این تهیه‌کننده افزود: مضاف بر این بخش‌ها، موارد دیگری مثل روان‌شناسی و اتفاقات دیگر هم رفته‌رفته از هفته‌های آتی به برنامه اضافه خواهند شد تا این پازل را کامل‌تر کنند.

خواستیم پرچم صلح باشیم

مجله شبانگاهی مثل این برنامه لازم است المان‌ها و فاکتورهای مختلفی را در خود داشته باشد تا به فضایی که باید، نزدیک شود. آرامش یکی از اولین مواردی است که باید در این دست تولیدات در نظر گرفته شود تا بتواند در پاسی از شب به دل بنشیند و حس خوبی به مخاطب بدهد. این موضوعی بود که در خصوص آن با تهیه‌کننده برنامه هم صحبت کردیم، این‌که اهالی شبی‌ها این آرامش را با چه نگاهی شکل دادند؟

محمدحسنی بیان کرد: ما خواستیم که بین همه تشویش، شورش‌ها و فکرهایی که مردم دارند، پرچم صلحی برای روح مردم باشیم. می‌خواهیم برنامه‌ای باشیم که بتواند از هر نگاه، زبان، تفکر و گویشی بتواند پای آن بنشیند و برای لحظاتی حال آنها خوب شود.

او با توصیف جزئیات دکور برنامه هم افزود: ما تلاش کردیم در عین داشتن دکور مدرن و شیک، فضای آرام بخشی را هم داشته‌باشیم. در ادامه دیدیم که بهترین المان همان ماه و ایجاد فضای مهتاب و اینها هست که با دوستان طراح به آن رسیدیم. البته این دکور سنگین و جذاب‌تر از اینها بود؛ اما به دلیل کمبود بودجه در همین حد اجرا شد. با این حال فکر می‌کنم در همین حد هم مشابه چندانی برای آن وجود ندارد. جالب است بدانید تعداد ماه‌هایی که در دکور ما کار شده، 72 تاست که تعداد یاران حضرت سیدالشهداست و خواستیم در همان ماه‌ها هم حرفی برای گفتن داشته‌باشیم.

می‌دانید که اجرای بخش گفت‌وگوی اصلی این برنامه را هم مهردادضیایی به عهده دارد، چهره‌ای که سابقه اجرا دارد اما او را بیشتر در کسوت بازیگری دیده‌ایم. این‌که چه عاملی باعث شد تا پای ضیایی در قالب مجری به اهالی شب باز شود هم سوالی بود که محمدحسنی در پاسخ به آن گفت: آقای ضیایی شخصیت عجیب و جذابی دارد. او هم ادبیات خوانده، نویسنده است، دستی بر نقاشی دارد و جالب است بدانید در مقطعی هم روحانی و ملبس بودند و سواد بالایی دارند که در کنار توناژ صدای گرمی که دارند و برایمان مهم هم بود، از او خواهش کردیم و در نهایت به توافق رسیدیم و کار را با ایشان شروع کردیم.

اینجا حرف هم را می‌شنویم

سید مهرداد ضیایی از دهه 70 تا الان در مجموعه‌های زیادی حضور داشته و البته تجربه اجرا را هم در کارنامه کاری‌اش دارد. او این شب‌ها سکان بخش گفت‌وگوی اهالی شب را به‌دست گرفته است. حضور او در این قالب باعث شد تا با او صحبتی داشته باشیم.

چه شد که باز هم به فضای اجرا برگشتید؟

معمولا برنامه‌هایی را اجرا می‌کردم که خودم نوشته باشم و همیشه این شرط پذیرش من برای اجرای هر برنامه‌ای چه در رادیو و چه در تلویزیون بود. مثلا زمانی رادیو شبانگاهی پیام را داشتم که خودم می‌نوشتم و برنامه‌های این‌چنینی دیگر، اما اهالی‌شب از آن برنامه‌هایی بود که من این شرط را نکردم که خودم آن را نوشته باشم. شاکله برنامه خوب بود و قرار بود با سلیقه درست شود تا جایی که من را قانع کردند این برنامه کار درخوری خواهد بود و من هم برای اجرای آن حاضر شدم و از این اتفاق خوشحال هستم.

شباهت به رادیو هفت هم از آن مواردی است که خیلی‌ها در برخورد با اهالی شب به آن اشاره می‌کنند، شما چه نظری درباره این ماجرا دارید و به‌عنوان مجری از حال و هوای آن استفاده کرده‌اید؟

به هر حال این شباهت تا حدی هست و البته تفاوت‌هایی هم وجود دارد وگرنه من هرگز گمان نمی‌کردم این برنامه این همه طرفدار پیدا کند، بازخوردی که در کوتاه‌مدت به‌دست آمد. زمانی که برنامه اول تا سوم روی آنتن رفت، تصور نمی‌کردم آن‌قدر مخاطب آن را دوست داشته باشد و ببیند، الان هم می‌توانم بگویم مخاطبان این برنامه فراتر از آنچه هستند که گمان می‌کردم. از این جهت مطمئن شدم این برنامه با وجود شباهت و تفاوتی که با هر کار دیگری دارد، موفق بوده است.

شیوه اجرای شما هم از آن مواردی است که فقط مختص شماست و سبک و سیاق خودتان را در تعامل با مهمانان برنامه دارید. می‌شود گفت شما خیلی وقت‌ها شنونده خوبی هم هستید و به عکس برخی از مجریان بجا بین صحبت مهمان می‌آیید، سکوت می‌کنید یا پاسخ می‌دهید. در کل با چه نگاهی وارد میدان اجرا می‌شوید؟

از آن جهت که مخاطب این برنامه به نسبت مخاطب فرهیخته‌تری است، بنابراین کلامی که در آن گفته می‌شود باید منعقد شود و قرار نیست تنها چیزی بگوییم و برویم. حتی مواردی بوده که پیاپی من و مهمان حرف هم را قطع می‌کنیم، اما این اتفاق هم در فضای گفت‌وگو شکل می‌گیرد و به عبارتی دیالکتیکی شکل می‌گیرد که تا وقتی کلام منعقد نشود، برای هیچ اثری امکان ندارد. به همین دلیل است که در پاره‌ای از موارد من سکوت می‌کنم و گاه مهمان برنامه این سکوت را دارد که کلام منعقد شود.

مهمانان این برنامه هر شب متفاوت و از حوزه‌های مختلفی هستند. نزدیک شدن به فضای هر کدام از آنها سخت نیست؟ و شما چه می‌کنید تا با هر مهمان این حس نزدیکی برنامه به مخاطب دست دهد و ادامه داشته باشد؟

خوشبختانه من توانستم تا حدی فضای خودم را به آنها نزدیک کنم. از این جهت که شاید تا الان دست کم هر مهمانی که داشتیم تجربیات، نزدیکی و برخوردهایی را در زندگی خودم با حوزه‌ای که آن مهمان بود را داشتم، مثل ادبیات و شعر که کار من است و همیشه می‌نویسم، یک‌بار نقاش آوردیم و من سالیانی شاگرد نقاشی بودم، به همین ترتیب حوزه سینما، تئاتر و....

علاوه بر اینها در طول این گفت‌وگوها ما گاهی بعد دیگری از آن شخصیت را می‌بینیم. با توجه به این‌که شما متن این برنامه را ننوشتید چقدر در جهت دادن به بحث‌ها و انتخاب موضوع ورود پیدا می‌کنید؟
طبیعتا از زمانی که گفت‌وگو شروع می‌شود، من ورود و سعی می‌کنم سوالات پیشنهادی را با مقدمه، مؤخره و حد واسط به مخاطب انتقال دهم. روندی که از ابتدا تا انتهای گفت وگو ادامه دارد و با صحبت مهمانان این جریان شکل می‌گیرد و هدایت می‌شود.

برای خود شما تا الان کدام مهمان جالب توجه‌تر بود و توصیه می‌کنید دوباره آن را ببینیم؟

گفت‌وگو با رسول نجفیان و حسین لطیفی بسیار خوب بود. همچنین گپ و گفت با آقای زائری هم همین‌طور.

فاطمه شهدوست - رسانه / روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
کدام دست در این خاک باد می‌کارد؟

کدام دست در این خاک باد می‌کارد؟

چهاردهم دی‌ماه امسال یک روز تلخ برای افغانستان بود. از پاکستان خبر رسید، ۱۰ معدنچی هزاره که گویا هفت نفر از آنها افغانستانی بوده‌اند توسط تروریست‌ها در ۵۰ کیلومتری شهر کویته، شبانه سر بریده شدند.

آخرین تنفس مصنوعی آمریكا به تروریست‌های سعودی

آخرین تنفس مصنوعی آمریكا به تروریست‌های سعودی

خشم ایالات متحده آمریكا از شكست در جنگ یمن، به نقطه اوج خود رسیده است. بن‌سلمان، بن‌زاید و دیگر مهره‌های واشنگتن در منطقه به نماد استیصال در برابر مقاومت تمام‌عیار انصارا... و نیروهای مقاومت یمن تبدیل شده‌اند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر