منتقد کارهای خودم هستم

خیلی ها فکر می کنند که او کارش را از تئاتر آغاز کرده است ، اما واقعیت این گونه نیست ، چرا که عشق سینما ، او را به سمت هنر کشانده است.
کد خبر: ۱۲۸۱۱۸

رامتین خداپناهی از جمله بازیگرانی است که در مدت حضورش در عرصه هنر تجربیات مختلفی را به دست آورده است. از کارهایش می توان به سریال های فقط به خاطر تو ، پیله های پرواز و برای آخرین بار اشاره کرد ؛ البته در فیلمهای ارتفاع پست و صبحانه برای دو نفر هم به ایفای نقش پرداخته است. او در حال حاضر سریال «تا صبح» را در حال پخش از شبکه تهران دارد.

شما در رشته تئاتر تحصیل کرده اید ، اما کمتر در این زمینه فعالیت دارید.
بله. من در رشته تئاتر تحصیل کرده ام و تمام فعالیت هایم در این زمینه مربوط می شود به همان دوران دانشجویی و حتی به آن شکل هم کار حرفه ای تئاتر نکرده ام ، چرا که دغدغه من بازی در تئاتر نبود.

گفتید که دغدغه اصلی شما بازی در تئاتر نبوده. چرا؛
چون بازی در سینما خیلی هیجان بیشتری برای من داشت و بشدت به آن علاقه مند بودم.

پس چرا در زمینه سینما تحصیل نکردید؛
چون موقعیتش برایم فراهم نشد ، حتی جالب است بدانید که من 4 ماه در دانشگاه آزاد ، ادبیات خواندم تا این که در همان دانشگاه رشته تئاتر دایر شد و من به دلیل علاقه ای که به هنر داشتم رفتم و تئاتر خواندم. آن زمان رشته ای به اسم سینما در دانشگاه ما نبود ، ولی اگر بود به طور قطع در آن رشته تحصیل می کردم ؛ البته باید بگویم هدف اصلی من بازی مقابل دوربین بود و نه صحنه تئاتر ، به همین دلیل هم به شکل حرفه ای آن را دنبال نکردم.

شما معمولا پیش از شروع کار به نقش تان نزدیک می شوید یا در حین کار و مقابل دوربین او را پیدا می کنید؛
به هر حال بخشی از شخصیت در فیلمنامه وجود دارد ، که البته تنها در حد یک طرح و یک چارچوب است. من سعی می کنم چه پیش از شروع کار و چه در حین کار کماکان به نقشم نزدیک شوم ، بخصوص تمرین هایی که با دیگر بازیگران ، شکل می گیرد و تاثیر زیادی دارد. اگرچه این روزها به خاطر سرعت در کار این اتفاق کمتر رخ می دهد و ما حتی گاهی بازیگر نقش مقابل را هم نمی بینیم و به جای او دستیار کارگردان دیالوگ هایش را می خواند که این مساله بشدت باعث افت کار می شود.
vچقدر در اجرای نقش خودتان دخیل هستید. در واقع چقدر به فیلمنامه تکیه می کنید؛
خیلی دخالت می کنم ، چون به نظرم فیلمنامه تنها یک طرح کلی است و بازیگر برای ارائه بهتر نقش یک حجمی را با خود می آورد ؛ مثلا اگر قرار است آیدین سریال تا صبح را من بازی کنم ، به گونه ای آن را بازی می کنم که مختص خودم است و شاید بازیگر دیگری آن را به شکل متفاوت از کار من ارائه کند. پس فرق می کند و بازیگر نمی تواند مانند فیلمنامه و خط به خط اجرا کند. در این صورت فرقی با یک ربات ندارد. بازیگر یک موجود زنده است که باید هر آنچه را در ذهن نویسنده و کارگردان می گذرد به عینیت تبدیل کند. آن هم به واسطه تجربه و خلاقیت هایی که با خود به همراه دارد. به هر حال من هم از این مساله مستثنا نیستم و می کوشم ابتدا نقشم را بخوبی بخوانم و سپس فاکتورهایی را برای خودم در بیاورم ؛ البته هرگز خارج از متن و نقشم عمل نخواهم کرد. معتقدم در جایی که نظرات نویسنده و کارگردان به شکل مطلق به بازیگر تحمیل می شود خلاقیت و زنده بودن نقش از میان می رود.

تا به حال این مساله برای خودتان اتفاق افتاده است. این که مجبور شوید تنها طبق گفته های کارگردان و نویسنده عمل کنید؛
کم و بیش ؛ اما هیچ وقت به شکل مطلق نبوده است . کارگردان طبعا اشراف بیشتری روی کارش دارد. او همه چیز را در نظر دارد از طراحی و دکوپاژها گرفته تا ریتم کار. من به عنوان یک بازیگر سعی می کنم خودم را به کارگردان نزدیک کنم. این مساله به این معنا نیست که خودم را به طور مطلق به او بسپارم ، چون من هستم که کاراکتر را در نهایت زنده و ملموس می کنم.

در این میان هم بازی چقدر برایتان قابل اهمیت است؛
خیلی زیاد و بشدت روی این مساله حساسیت دارم ، چون کسی که مقابل من بازی می کند یکی از عواملی است که به من کمک می کند زودتر و بهتر به نقشم نزدیک شوم. در نهایت وجود یک همبازی خوب ، نتیجه کار را هم مطلوب می کند. ضمن این که نباید فراموش کنیم کار ما یک کار گروهی است و وقتی از آن نتیجه خوبی خواهیم گرفت که همه چیز درست و جای خودش قرار گرفته باشد.

در سریال هایی که تاکنون از شما در تلویزیون شاهد بودیم ، بیشتر در نقشهای منفی ظاهر شده بودید. این مساله به علاقه شخصی خودتان برمی گردد یا پیشنهادهایی که داشتید؛
من با گذاشتن این عنوان یعنی نقش مثبت یا منفی مخالفم ؛ چراکه همه آدمها وجه های مثبت و منفی زیادی دارند و هیچ کس نه مثبت مطلق است و نه منفی مطلق. متاسفانه این عناوین از خیلی قبل ترها در ژانر کاری ما وجود داشته است. من در سریال پیله های پرواز نقش منفی نداشتم و فکر می کنم اگر چنین قضاوتی در حال حاضر نسبت به من وجود دارد به این دلیل است که کارهایم در این مورد دیده شده و در ذهن مخاطب مانده است. مثل مجموعه های برای آخرین بار یا فقط به خاطر تو. هیچ کدام از این دو نقش به شکلی نبودند که مخاطب را آزار بدهند ، حتی فکر می کنم یک نوع حس ترحم هم از طرف مخاطب نسبت به ستار و حمید وجود داشته است.

شاید بتوان گفت خود تهیه کنندگان و کارگردانان هم نسبت به تقسیم بندی نقشها دخیل هستند ؛ چون آنها هستند که دیدگاهشان را نسبت به افراد و خصوصیات آنها به مخاطب انتقال می دهند؛
بله. صددرصد با این مساله موافق هستم و حتی متاسفم از این که چنین نگاه اشتباهی از طرف آنها به مخاطب انتقال داده می شود ، ضمن این که متاسفانه وقتی بازیگری در یک نقش خوب جواب می دهد ، بقیه پیشنهادها بر مبنای آن نقش و شبیه آن است.

بازیگر ، یک موجود زنده است که باید ذهنیت نویسنده وکارگردان را عینیت بخشد وگرنه او تبدیل به یک ربات می شود

در واقع کارگردان ها و تهیه کننده های ما چندان قدرت خطر کردن ندارند.

فکر می کنید بازی در تلویزیون چه چیزی به بازیگر اضافه می کند؛
مهمترین مساله شاید تداوم حس ، آن هم طی چند ماه باشد ؛ چراکه در سینما روزی یک سکانس یعنی 3 یا 4 دقیقه گرفته می شود ، اما در تلویزیون به دلیل حجم بالای کار بازیگر باید بتواند مثل یک دونده ماراتن حرکت کند وگرنه جا می ماند. بازی در تلویزیون ، این میدان را به بازیگر می دهد که بیشتر و بیشتر به توانایی هایش برای بهتر ارائه کردن نقشش پی ببرد.

و اما سریال تاصبح. چرا بازی در نقش آیدین را پذیرفتید؛
چون تا به حال فضای اینچنینی را تجربه نکرده بودم و دوست داشتم آن را تجربه کنم. منظورم یک فضای تاریخی آن هم از نوع معاصر است. آیدین بسیار نقش وسوسه انگیزی برایم بود ، ضمن این که گروه سازنده این مجموعه هم بسیار خوب و حرفه ای بودند و من پیش از آن یک تجربه دیگر هم با جوانمرد به عنوان یکی از کارگردان های این مجموعه داشتم.

کار با 2 کارگردان آن هم در یک مجموعه برایتان سخت نبود؛
برای من خیر ، اما برای گروه مشکل بود. آن هم افراد پشت صحنه ، چون باید همزمان شرایط را در دو فاز مختلف برای دو کارگردان مهیا می کردند.

چقدر برای ارائه نقش آیدین تحقیق کردید؛
خیلی زیاد ، چون فضای اینچنینی را تا به حال تجربه نکرده بودم و نیاز به تحقیق بیشتری داشتم. فیلمهایی را که می توانست در این زمینه به من کمک کند ، دیدم یا کتابهایی را که روایت کننده این بخش از تاریخ بودند مطالعه کردم.

شما با فیلم سنگ ، کاغذ ، قیچی در جشنواره 25 فیلم فجر حضور داشتید ، در این مورد توضیح دهید.
از طرف تهیه کننده این فیلم برای بازی در این فیلم دعوت شدم ؛ البته این دعوت به اصرار خود سعید سهیلی به عنوان کارگردان بود. وقتی داستان این فیلم را خواندم ، با آن ارتباط برقرار کردم ؛ چراکه فضای متفاوتی داشت و نقش هم از آن نقشهایی بود که بشدت می شد روی آن مانور داد. به هر حال اصلا از حضورم در این فیلم ناراضی نیستم و امیدوارم در زمان اکران هم بتواند با مخاطبش ارتباط برقرار کند.

بازی در کدام سکانس برای شما سخت بود؛
سکانسی که قرار بود به من گلوله زده شود و بمیرم. دور تا دورم پر از مواد منفجره بود و به خاطر همین بشدت ترسیده بودم. آن هم با توجه به امکانات کمی که داشتیم. هر آن ممکن بود اتفاقی رخ دهد. به هر حال این سکانس را بسختی بازی کردم.

به عنوان بازیگر این اثر ، چقدر توانستید خودتان را با سعید سهیلی به عنوان کارگردان هماهنگ کنید؛
خیلی زیاد. من از قبل کارهای ایشان را دیده بودم ، ولی تجربه کاری با ایشان را نداشتم. واقعا از این تجربه راضی هستم. سهیلی کارگردان منطقی و آرامی است که فضا را برای بازیگر از هر نظر آماده می کند.

سنگ ، کاغذ ، قیچی چه جایگاهی در پرونده هنری شما دارد؛
تجربه بسیار متفاوت و لذتبخشی برایم بود. همه عوامل در این کار بسیار حرفه ای بودند و از این نظر توانستم تجربه های مفید و ارزشمندی را کسب کنم که مطمئنم بعدها خیلی می توانم از آنها بهره بگیرم.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها