jamejamonline
فرهنگی عمومی کد خبر: ۱۲۷۰۴۵۴ ۱۵ تير ۱۳۹۹  |  ۲۱:۰۲

گفتگو با اسماعیل امینی، استاد دانشگاه و شاعر

مردم به مسؤولان نگاه می‌کنند

«مردم رعایت می‌کنند. همیشه رعایت کرده‌اند، چه آن زمان که جنگ بود، چه بعد از جنگ که باید کشور بازسازی و سازندگی انجام می‌شد و چه حالا که کشور با تحریم روبه‌روست و اوضاع اقتصادی خوب نیست.»

اینها‌ بخشی از صحبت‌های اسماعیل امینی استاد دانشگاه،شاعر و طنزنویس است در پاسخ به سوالاتی درباره رعایت کردن یا نکردن مقررات بهداشتی و ماسک زدن در دوره کرونا. راستش را بخواهید قرار بود این گفت‌وگو از زاویه طنز پیش برود و چالش‌های دوران کرونا و پارادوکس‌هایش را رو به روی هم قرار دهم تا ته ماجرا به این نتیجه برسم که آیا مردم در برابر پروتکل‌های بهداشتی مقاومت می‌کنند و چرا چنین است،اما آقای امینی صحبت‌هایش منطقی بود و اصلا از منظر شاعرانه ، طنازانه و غیرواقعی به ماجرا نگاه نکرد.

اولین مواجه‌تان با کرونا چگونه بود؟

همه اتفاقاتی که در مسیر زندگی رخ می‌دهد ، چه اجتماعی و چه فردی باعث می‌شود آدم‌ها ذات واقعی‌شان را نشان بدهند.مثلا نرخ دلار بالا می‌رود، جنگ می‌شود یا صلح.در مواجهه با کرونا هم خیلی از آدم‌ها درونیات خودشان را بروز دادند.عده‌ای رفتند در بیمارستان‌ها و جان خودشان را وسط گذاشتند برای نجات جان دیگران.یک عده هم ماسک و دستکش احتکار کردند و بازار سیاه ساختند. اوایل که کرونا فراگیر شد،دشمنان علیه ما تبلیغ می‌کردند که ایرانی‌ها تدبیر ندارند و نمی‌توانند بیماری را مهار کنند یا ایران دلیل شیوع این بیماری است، اما وقتی کرونا سراغ خودشان رفت، آنها هم کم آورند و بعد از آن بود که ساکت شدند.کرونا مرزها و نژادها و همه حیات را درنوردید تا ثابت کند همه بشر در همه دنیا در شرایطی ویژه یکسانند.

از کرونا ترسیدید؟


نه ! از مردن نمی‌ترسم پس از کرونا هم نترسیدم، اما واقعیت این است که دوست ندارم برای دیگران دردسر درست کنم و آنها را به زحمت بیندازم برای همین دوست ندارم بیمار شوم که دیگران به زحمت بیفتند.

بخشی از دردسر درست نکردن به توصیه اکید این روزها برمی‌گردد که به ما می‌گویند ماسک بزنید تا هم خودتان بیمار نشوید و هم دیگران را بیمار نکنید و کادر درمان بیشتر از این خسته نشوند.
این که ما در برابر گفته‌ مقام‌های مسوول گاهی مقاومت می‌کنیم، پیشینه دارد. معمولا این‌گونه است که آنچه شنیده‌ایم آمیزه‌ای از حقیقت و مصلحت بوده به همین دلیل بعضا به مجاری رسمی اعتماد نداریم.مثلا گفتند نگران نباشید تورم هیچ تاثیری بر زندگی شما ندارد ! بعضی از کسانی‌که آن زمان این را می‌گفتند، خودشان در حال ذخیره سهام و دلار و سکه بودند، اما ثروت مردم از بین رفت.نگران نباشید قیمت مسکن تغییر نمی‌کند، اما دیدیم که چه شد.این اعتمادشکنی‌ها در زمینه اقتصاد و دیگر موارد مردم را به این سمت برد که در بدیهیات هم اعتماد نکنند و شک داشته باشند.می‌دانیم باید ماسک بزنیم و دستهای‌مان را مرتب بشوییم، چون به سلامت‌مان ربط دارد، اما به گفته مسوولان شک داریم. مشکل این‌است که مجاری رسمی در همه زمینه‌ها بهره‌برداری خاص سیاسی می‌کنند و اصلا به اعتماد مردم توجهی ندارند و سرمایه اجتماعی را از دست می‌دهند.

یعنی مقاومت در برابر توصیه‌های مدیران به دلیل بی‌اعتمادی در ژنوم ما ذخیره شده‌است...

به خصلت‌های مردم ربطی ندارد. این مقاومت به دلیل رفتاری است که با ما شده. از قدیم‌الایام این ترس با مردم هست که کسانی که توصیه به کاری می‌کنند خودشان رعایت نکنند. زمانی که ما را به صرفه‌جویی و گذشت توصیه کرده‌اند و مثلا به مردم گفته‌اند از مقدار اندک یارانه خود چشم‌پوشی کرده و برای بهبود اوضاع کشور صبوری به خرج دهند، اما خودشان با حقوق‌های میلیونی یارانه هم گرفته‌اند و حتی دنبال اضافه‌حقوق و اضافه‌کاری و پاداش هم بوده‌اند، اینها اعتماد را از بین می‌برد. برای ترمیم این بی‌اعتمادی من به اقدام رهبر انقلاب اشاره می‌کنم. این‌که ایشان دیدارهای خودرا به‌صورت غیر‌حضوری برگزار می‌کنند، خودشان ماسک می‌زنند و دیگران را به آن توصیه می‌کنند یک حرکت نمادین برای توصیه به رعایت اصول بهداشتی و مبارزه با کرونا است.

ما در موارد بحرانی و قرار دادن چند پدیده کنار هم مصطلح است که می‌گوییم طنز ماجرا اینجاست... با همه صحبت‌هایی که کردیم به نظرتان طنز ماجرای کرونا کجاست؟

این که ثابت کرد، بشر امروز با همه ادعایی که در زمینه پزشکی و علم داشت، هنوز هیچ است. همان ماجرای نمرود و پشه. خدا می‌توانست برای نابودی نمرود یک فیل بفرستد اما پشه‌ای فرستاد تا به او ثابت کند چقدر ناتوان است. حالا هم ویروسی بسیار بسیار کوچک آمد تا بگوید انسان قرن بیست و یکم چقدر ضعیف و رو به نابودی است.

مردم از خودشان شروع کرده‌اند

مردم تا الان ثابت کرده‌اند کارهایی را که به دست آنهاست، درست انجام می‌دهند. مگر زمان جنگ این کار را نکردند؟ هشت سال مقاومت کردند، بدون هیچ چشمداشتی. شرایط سخت را تحمل کردند. مردم بلدند از خودشان شروع کنند و کارشان را درست انجام بدهند. آدم‌ها می‌فهمند چه زمانی باید روی توانمندی‌های خود تکیه کنند و به میدان بیایند و سنگ تمام بگذارند. مگر در اوج کرونا به مردم نگفتند به فروشگاه‌ها یورش نبرید و صف را رعایت کنید تا همه بتوانند نیاز‌‌های خود را تامین کنند. مردم همه اینها را رعایت کردند. دیدیم که حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی که ثروتمندند سر دستمال توالت به جان هم افتادند و برای حفظ دارایی‌های خود اسلحه خریدند؛ اما مردم ایران رفتار بزرگوارانه‌ای داشتند و تبدیل به الگو شدند در همه دنیا. مردم در خانه‌هایشان ماسک دوختند و به نیازمندان رساندند. مایع ضد‌عفونی کننده توزیع کردند. به مناطق محروم رفتند و به آنها هم وسایل بهداشتی دادند هم غذا و ... سوالم اینجاست در این شرایط مسؤولان چه کردند؟ آدم‌هایی که در رده‌های بالا هستند و حقوق‌های میلیونی می‌گیرند و سرمایه‌های میلیاردی دارند چه کردند؟ کدام یک از آنها را میان مردم دیدیم؟ همان‌‌هایی که از یارانه‌ها گذشتند با دار و ندار خود به کمک هموطنان خودشان آمدند اما آنهایی که دستشان به جیبشان است، سرشان به کار خودشان بود. چرا همه توپ‌ها را به زمین مردم می‌اندازیم ! مردم که دارند کارشان را درست انجام می‌دهند. وقتی تعداد زیادی از مردم در طول سال از آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند، وقتی تصادفات جاده‌ای روزانه کشته‌های زیادی می‌گیرد، وقتی ناامنی در معادن اصلا دغدغه مسؤولان نیست، چطور توقع دارید مردم در برابر کرونا واکنش خیلی عجیب و غریبی نشان بدهند؟ زندگی را نمی‌توان متوقف کرد. کرونا هست و باید بهداشت را رعایت کرد، اما نمی‌توان به مردم گفت با مرگبارترین پدیده زندگی‌شان مواجه‌اند! آلودگی هوا که از کرونا کشنده‌تر است. مردم آنقدر هوشمندند که همه چیز را کنار هم می‌بینند و تصمیم می‌گیرند چگونه رفتار کنند. مشکل این است که شعور مردم نادیده گرفته می‌شود.

طاهره آشیانی - روزنامه نگار / روزنامه جام جم 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

گفتگو

بیشتر
خیلی هم موفق هستم!

گفت‌وگو با لاله صبوری، بازیگر باسابقه تلویزیون که حالا چند سالی است دیگر نقش‌های پررنگی بازی نکرده است

خیلی هم موفق هستم!

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر