عشق ، اسلحه و انتقام

بی تردید مجموعه پرواز در حباب به دلیل پرداختن به موضوع های متنوع و قابل توجهی همچون اعتیاد، خطاهای جوانی ، عشق ، انتقام و...توانسته نظر موافق تماشاگران بی شماری را به خودش جلب کند.
کد خبر: ۱۲۶۸۱۷

مجموعه به شرح دو داستان جداگانه می پردازد که در جاهایی به هم می رسند و با یکدیگر تداخل پیدا می کنند.
داستان اول مربوط است به جوانی به نام امید که در پی ناکامی هایش در عشق و ورزش ، پس از مشاجره لفظی تندی که میان او و پدرش در می گیرد، خانه را ترک می کند و در نهایت در دام اعتیاد می افتد. شخصیت اصلی داستان دوم هم کورش است. جوان دیگری که آرزوهای دیگری دارد و برای انتقام گرفتن از قاتل پدرش لحظه شماری می کند.
در قصه اول ، فیلمنامه نویس و کارگردان به عواملی نگریسته اند که زمینه و بستر مناسب را برای اعتیاد جوانان به موادمخدر فراهم می آورند که در این مورد خاص ، انگشت اتهام مجموعه بیشتر به سوی خانه و خانواده است.
پدر امید که اختلاف سنی زیادی با پسرش دارد، احساسات او را به درستی درک نمی کند. از سوی دیگر اصرار دارد که آینده پسرش را به میل خودش رقم بزند. غالبا هم دلسوزی هایش با نوعی منطق مستبدانه درهم می آمیزد. واضح است که فیلمنامه نویس و کارگردان پرواز در حباب با مطالعه ، تحقیق و آگاهانه به موضوع اعتیاد پرداخته اند.
به فرض قرار دادن دو شخصیت معتاد در این مجموعه ، یکی جوان و خام و دیگری مرد کاملی که سالهاست در آتش جهنم اعتیاد می سوزد و در عمل به موجودی بی اراده و تحمل ناپذیر تبدیل شده ، اتفاقی نبوده و صرفا جنبه دراماتیک نداشته است.
پدر معتاد، درمانده و از نفس افتاده مهتاب می تواند تصویری باشد از آینده امید و دقیقا به همین دلیل وقتی مهتاب به طور اتفاقی امید را در کافه تریا می بیند که آشفته است و ظاهر نامرتبی هم دارد، بشدت نگران می شود و گرچه موضوع ازدواجش با امید منتفی شده ، با این حال به خواهر امید تلفن می زند و نگرانی اش را با او در میان می گذارد و از او می خواهد که مراقب امید باشد.
کارگردان در به تصویر کشیدن قصه اول مجموعه که مربوط می شود به امید و خانواده اش موفق تر است تا قصه دوم آن ، زندگی پرماجرای کورش. قصه امید به سلیقه و طرز فکر مقدم نزدیکتر است و شخصیت هایش هم واقعی تر به نظر می آیند. در حالی که قصه دوم ماهیت حادثه ای جنایی دور از باوری دارد و ساختار ظاهریش مناسب فیلمهای غربی است.
کارگردان در القای برزخ ذهنی مهتاب ، سردرگمی او و احساس دوگانه اش نسبت به پدر معتادش ، تا حد زیادی موفق است.
دختر دل شکسته ای که پدرش را دوست دارد، در حالی که مجبور است از او متنفر باشد، در حالی که کارگردان در داستان کورش در نشان دادن عواطف مادر کورش نسبت به فرزندش چندان موفق نیست که اگر محذورات نمایشی را بهانه قرار ندهیم باید اذعان کرد که این عدم موفقیت تا حد زیادی هم مربوط می شود به بازی ضعیف بازیگر نقش مادر کورش و نیز دیالوگ های صحنه های دو نفره کورش و مادرش که کم دقت ، بی احساس و رسمی نوشته شده اند.
گرچه فیلمنامه نویس و کارگردان سعی کرده اند با قرار دادن کورش در موقعیت های عاطفی حس همدردی تماشاگر را نسبت به او برانگیزند، اما تیپ و ظاهر بازیگر نقش کورش تا حدودی مانع ایجاد چنین احساسی شده است.
سیروس مقدم در قصه کورش ، بی توجه به اندازه پرده تلویزیون و توقعات ساده مخاطب عام و به منظور ایجاد جذابیت های بصری ، به شکل واضحی از سلیقه و ایده های سینمایی اش پیروی کرده است و به دوباره سازی صحنه هایی از فیلمها و سریال های ایرانی و خارجی پرداخته است.
در نتیجه مجموعه پر است از صحنه های شکیل و در عین حال کلیشه ای. چیزهایی که در فیلمهای پلیسی حادثه ای هندی هم به وفور یافت می شود؛ مثلا توجه کنید به شیوه ورود کورش به خانه قاتل پدرش. فضای داخل آن خانه ، شیوه نورپردازی صحنه ، شکل جاگیری شخصیت ها، صاحبخانه که روی مبل راحتی لمیده و محافظانش که دست به سینه و مسلح پشت سر او ایستاده اند. شیوه اسلحه کشیدن کورش و بعد هم کتک خوردنش ، صحنه ای که با سر و صورت خون آلود در سایه روشنهای آن هواکش بزرگ قرار می گیرد، آنجا که قاتل پدر کورش با خودرویش به سراغ فریدون می رود. پهلو به پهلو قرار گرفتن خودروها در خیابانی باران خورده ، مه آلود و بخار گرفته که بیشتر حال و هوای خیابان های شیکاگو و نیویورک را در فیلمهای مافیایی دارد تا خیابانی در تهران و بالاخره خونسردی قاتل در صدور حکم قتل قربانی ؛ دقیقا به شیوه پدرخوانده!
با این همه در مجموعه با صحنه های قابل قبولی مواجه می شویم که دقیق تر و حساب شده تر به تصویر کشیده شده اند. صحنه هایی ساده ، خالص و دلچسب که جلوه طبیعی تری دارند و اغراق آمیز و سطحی و صرفا شکیل نیستند.
مثل صحنه ای که مهتاب از پشت شیشه کافه تریا، امید را می بیند که در گوشه ای نشسته و سیگار می کشد یا صحنه ای که امید پس از آن که دچار توهم می شود، روی پله ها می افتد و پدر و خواهرش سراسیمه به سراغش می آیند، بخصوص وقتی پدرش او را در آغوش می گیرد. در این صحنه همه چیز خوب و درست و دقیق است ؛ نورپردازی ، فضاسازی ، دیالوگ ها و بازیها. این مجموعه داستانی پرواز در حباب چهارشنبه ها ساعت 20.45 از شبکه 3سیما پخش می شود.


محمودرضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها