jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۳۲۳۴۲   ۱۷ مهر ۱۳۹۸  |  ۰۸:۰۰

زندگی فرحناز و منصور با به دنیا آمدن سه قلوهای بازیگوش از این‌رو به آن‌رو شد. نگهداری از بچه‌ها آ‌ن قدر برای این زوج جوان دردسرساز شد که در نهایت آنها تصمیم به جدایی گرفتند. دعوا بر سر مسؤولیت‌های نگهداری از بچه‌ها این زوج را به دادگاه خانواده کشاند.

زن جوان وقتی مقابل قاضی دادگاه خانواده قرار گرفت، درباره ماجرای زندگیشان گفت: هفت سال است که با منصور ازدواج کرده‌ام. تا چهار سال اول تصمیم نداشتیم بچه‌دار شویم. احساس می‌کردیم از پس مسؤولیت‌های بچه بر نمی‌آییم تا این‌که از سه‌سال پیش تصمیم گرفتیم صاحب فرزند شویم. اما بچه دار نمی‌شدیم. یک سال و نیم پیش فهمیدم باردارم ودر کمال تعجب متوجه شدیم بچه‌هایمان سه قلو هستند. باورم نمی‌شد. خیلی ناراحت بودم. نمی‌توانستیم از عهده آنها بر بر آییم. حدود یک سال پیش بود که سه قلوها صحیح و سالم به دنیا آمدند. اما مشکلات من و منصور تازه شروع شد. بعد از به دنیا آمدن بچه‌ها زندگی من و منصور تبدیل شد به میدان جنگ. نگهداری از بچه‌ها به اندازه کافی سخت بود. تمام بار مسؤولیت‌ها روی دوش من بود. کم نیست نگهداری از سه بچه. حالا در این میان منصور هم تا می‌خواست کمکی کند، مرتب غر می‌زد، دعوا می‌کرد و عصبی بود. همین‌طوری بچه‌ها مرا عصبی می‌کردند، دیگر تحمل رفتارهای منصور را نداشتم. از طرفی مادرم هم برای کمک به خانه ما می‌آمد، اما منصور به مادرم هم غر می‌زد، مرتب از او ایراد می‌گرفت که چرا بچه را این‌طور نگه می‌دارد. الان یک‌سال است که دارم با اینها سر و کله می‌زنم. شیطنت بچه‌ها، رفتارهای منصور و لجبازی‌هایش طاقتم را تمام کرده است. برای همین تصمیم گرفتم از او جدا شوم. دیگر طاقت ندارم که در کنارش بمانم، بچه داری کنم و کلی حرف بشنوم. من خودم با کمک مادرم و پرستار می‌توانم از پس بچه‌ها بر آیم. حداقل آن زمان کسی نیست که به من غر بزند.
در ادامه شوهر این زن به قاضی گفت: آقای قاضی فرحناز فقط رفتارهای مرا می‌بیند. تصور می‌کند من بدترین آدم روی زمین هستم؛ در صورتی که خودش هم بعد از به دنیا آمدن بچه‌ها عصبی شد. نمی‌شد با او حرف زد. هرچه می‌گفتم، منت نگهداری از بچه‌ها را سر من می‌گذاشت. انگار این بچه‌ها فقط برای من هستند و او از روی لطفی که به من دارد آنها را نگه می‌دارد. تمام طول شبانه‌روز عصبی بود و هرچه می‌گفتم سرم داد می‌کشید. مادرش هم از خودش بدتر. فقط سرم منت می‌گذاشتند. برای همین بود که به او گفتم به مادرت بگو برود، نمی‌خواهم بماند و از بچه‌ها نگهداری کند. نمی‌خواستم منتی بالای سر زندگیمان باشد. ولی فرحناز فقط لج می‌کرد و دعوا راه می‌انداخت. من هم مسؤولیت‌هایی داشتم. تامین هزینه‌های سه بچه کار آسانی نبود. فکر هزینه‌ها و تامین آنها مرا عذاب می‌داد. در این مدت کلی سختی کشیدم، کلی بدهی بالا آوردم تا بتوانم زندگی راحتی برای زن و بچه‌هایم فراهم کنم. من هم صبح تا شب کار کردم و خسته شدم، اما فرحناز اینها را نمی‌بیند، فقط بدی‌هایم را می‌گوید. برای همین من هم دیگر نمی‌خواهم در کنارش زندگی کنم.
در پایان نیز قاضی دلایل این زوج برای جدایی را کافی ندانست و آنها را برای حل شدن مشکلشان به مرکز مشاوره فرستاد.

تغییر رفتار بعد از تولد فرزند
منصوره نیکوگفتار، روان‌شناس در این باره می‌گوید: در زندگی هر زن و شوهری ممکن است اتفاقاتی بیفتد که باعث برهم خوردن تعادل زندگی زناشویی شود و رابطه زوج‌ها را با چالش روبه‌رو کند. زوج‌ها می‌توانند در این مواقع با آینده‌نگری و رعایت برخی موارد، این دوران‌ ناخوشایند را پشت سر بگذارند. یکی از مواردی که می‌تواند در زندگی یک زوج جوان به صورت موقت اختلال ایجاد کند، تولد فرزند است. تولد فرزند می‌تواند بر روابط خانوادگی و زناشویی اثر بگذارد. زن و شوهر باید با چالش‌های این دوران آشنایی داشته باشند و بدانند چگونه به استقبال آن بروند. تولد کودک می‌تواند برای زوج‌ها شیرینی زیادی داشته باشد، اما گاهی اوقات بعد از فروکش کردن شور و شوق اولیه و زمانی که والدین با یکدیگر تنها شدند، به مرور زمان روی دیگر خود را نشان می‌دهند. درد زایمان و مشکلات شیردهی و شب‌بیداری‌های مادر از یک‌سو و درگیری‌های کاری و اجتماعی پدر که بیشتر احساس مسؤولیت می‌کند از سوی دیگر باعث بروز اختلاف‌هایی بین پدر و مادر می‌شود. گرفتاری‌هایی که بعد از تولد بچه به‌وجود می‌آید و خستگی‌های ناشی از نگهداری فرزند، می‌تواند مشکلاتی را بین زوج‌ها به‌وجود بیاورد. اختلاف‌هایی که قطعا به مرور زمان برطرف خواهد شد؛ اما اگر زن و شوهر از طریق صحبت کردن، این مسائل پس از تولد نوزاد را برطرف نکنند، ممکن است روابط آنها دچار مشکلات جدی شود. بنابراین بهتر است زوج‌ها بعد از تولد نوزاد به جای درگیری و دعوا سعی کنند همدیگر را بیشتر درک کرده و درباره مشکلات با هم صحبت کنند تا به این اختلافات دامن زده نشود.

سیما فراهانی
تپش

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

مرثیه‌ای برای «عمو‌ قاسم»

یک) هرآنچه از تو بیادم می‌آید آلوده به غم است. تو یک جاعل بودی، یک کلاهبردار حرفه‌ای. دردهای کمرشکن را در مشتهایت پنهان می‌کردی و ناگهان چون شعبده‌بازی چیره دست سرودی خجسته از کلاه جادویی کلمات بیرون می‌کشیدی.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر