جنگ ، کنوانسیون ها را سوزاند

31 شهریور 1359 برابر با 22 سپتامبر 1980 میلادی بدون اعلام جنگ ، کشور ما مورد تهاجم رژیم عراق قرار گرفت.
کد خبر: ۱۲۳۱۲۷

نتایج این جنگ زیانهای جبران ناپذیر در زمینه نیروی انسانی ، اقتصادی و فرهنگی بود. ایران با داشتن صدها کیلومتر مرز مشترک با دشمن متجاوز و قرار گرفتن آثار و تپه های باستانی در حاشیه غرب و جنوب غربی بیشترین آسیب و خسارات فرهنگی را متحمل شد. در نواحی غربی کشور مجموعه آثار مربوط به دوران عیلامی ، ماد ، هخامنشی ، اشکانی ، ساسانی و دوره های مختلف اسلامی قرار دارد که به طور مستقیم و غیرمستقیم در معرض تجاوز دشمن قرار گرفتند. رژیم عراق در جریان به ویرانی کشیدن دهها شهر و هزاران روستا و تعداد بسیار زیادی از بنیادهای تولیدی ، اقتصادی با دشمنی آشکار نسبت به همه میراث های فرهنگی بشری ، میراث هزاران ساله و منحصر به فرد ایران را هدف قرار داد. در این گزارش به برخی صدمات ناشی از جنگ تحمیلی بر میراث فرهنگی کشورمان پرداخته می شود.

بر اساس کتاب «میراث فرهنگی و جنگ تحمیلی» مرحوم دکتر سید احمد موسوی ، حجاری های مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد معروف به شیخ خان ، آثار متعدد دوران ماد در سرپل ذهاب ، کاخ ساسانی و چهارطاقی و نظایر آن در قصرشیرین سالهای متمادی در اشغال دشمن قرار گرفتند و بسیاری از آنها آسیب زیاد دیدند. هجوم ناگهانی نیروهای دشمن به مرزهای اسلامی از چنان ابعاد وسیعی برخوردار بود که امکان هرگونه پیشگیری را برای نجات آثار مشکل می کرد.
آبادان زیر شلیک مدام توپخانه قرار گرفت و موزه آن که حاوی آثار نفیسی بود بشدت آسیب دید. رژیم عراق در خصومتش نسبت به همه میراثهای فرهنگی به این نیز بسنده نکرد و با هدف قرار دادن بافتها و هسته ها و مراکز تاریخی شهرهای تاریخی همچون دزفول ، بروجرد ، اصفهان و باختران از هم گسیختگی و دگرگونی چهره های این شهرها را سبب شد. تخریب کامل چهارطاقی قصرشیرین مربوط به دوره ساسانی و ایوان کرخه و موزه آبادان و مضطرب و پریشان کردن تپه ها و اتلال هفت تپه و حمیدیه و از همه مهمتر چغازنبیل از شواهد دشمنی آشکار عراق با میراثهای فرهنگی کشورمان بود.
محوطه های باستانی و مذهبی شوش ، مقبره دانیال نبی و موزه شوش از دیگر آثاری بود که در جنگ تحمیلی مورد اصابت گلوله قرار گرفت. حملات هوایی و موشکی اولیه دشمن به شهرهای باختران ، همدان ، ارومیه ، بروجرد و دیگر شهرهای تاریخی موجب وارد آمدن خسارت های جدی به مراکز فرهنگی و تاریخی شد. مهمترین بخش تاریخی شهر اصفهان به همراه حسینیه شیخ السلام ، مساجد آقانور ، حاج محمد جعفر آباده ای ، سید ، خان و از همه مهمتر مسجد جامع اصفهان در اثر حملات هوایی دشمن آسیب جدی دید.

آبادان درآتش

جعفر مهرکیان از باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری از جمله کسانی است که در سال 1359 و در اوایل جنگ تحمیلی به همراهی هیاتی به خوزستان رفت تا نقش مهمی در انتقال اشیای موزه ای مناطق جنگی داشته باشد. ما در طول تاریخ و در هزاره های پیش از این با مواردی مواجه بودیم که دشمن به محض هجوم و تهاجم و تسلط بر کشوری به از میان بردن مظاهر فرهنگی اقدام می کرد. جنگهای امروزی ، جنگهای الکترونیکی و تکنیکی هستند.
یک جنگنده می تواند مرزهای هوایی را پشت سر گذاشته و در قلب کشور دیگری اثرات مخرب زیان بار داشته باشد. مهرکیان با تاکید بر این که در آبادان این اتفاق افتاده بود پس احتمال داشت در جاهای دیگری نیز این اتفاق بیفتد ، می گوید: مساله به صورتهای مختلف مطرح شد و سرانجام در ماه اول جنگ 4 نفر متشکل از اینجانب از مرکز باستان شناسی ، آقایان احمد امیری و یزدان کوشانفر از اداره کل حفاظت آثار باستانی و علی اکبر سالم از اداره کل موزه های وقت با اختیار تام راهی خوزستان شدیم.
یک ماه از جنگ می گذشت و آخرین ساکنان خوزستان که به سختی توانسته بودند خود را نجات دهند با اثاث قابل حمل و با قیافه هایی مایوس برخلاف جهت ما در حرکت بودند. جنگزده ها در قهوه خانه های میان راه زندگی فلاکت باری را که هرگز تجربه نکرده بودند می گذراندند. با عبور از خرم آباد اخبار وحشتناک یکی پس از دیگری به گوش می رسید و ما هیچ گونه اطلاعات از خوزستانی که رهسپارش بودیم نداشتیم.
هنگام رفتن مجبور شدیم شب را با ترس و دلهره در پایگاه هوایی دزفول بمانیم و از آنجا راهی هفت تپه شویم که گفته می شد امن تر است. دشمن در نزدیکی شوش سنگر داشت و راه شوش و اندیمشک به شوش بسته شده بود.

عراق به کنوانسیون ژنو پایبند نبود


عراق نیز از جمله کشورهایی است که کنوانسیون ژنو و قطعنامه یونسکو در زمینه حفاظت از میراث فرهنگی در هنگام جنگ را امضا کرده است ؛ ولی همین کشور در هنگام جنگ از هر گونه تهاجم به میراث های فرهنگی کشور دریغ نکرد. عراق در شدیدترین حملات بافتهای فرهنگی ، تاریخی و موزه ها و مساجد را آماج حمله های خود قرار داد

با هزار سختی خود را به موزه هفت تپه رساندیم. کسی به کار ما اعتقاد نداشت و حتی با تمسخر نگاهمان می کردند و مرتب با این گفته روبه رو بودیم که اینجا مردم دارند از بین می روند و شما دنبال آثار شاهنشاهی هستید؛ فرصتی نبود تا به آنها تفهیم کنیم که میراث باستانی باقی مانده از نیاکان این سرزمین میراث شاهنشاهی نیست.
شوش به هیچ عنوان مسکونی نبود و تنها جایی که می توانستیم به شوش نزدیک باشیم هفت تپه و موزه هفت تپه بود. این محوطه قدیمی ترین سایت باستانی بود که پرسابقه ترین کاوشهای باستان شناسی از هنگام عهدنامه قاجار از سال 1895 به وسیله هیات فرانسوی ها در آنجا شروع شده بود.

پیش از طلوع آفتاب ، پیش از گلوله باران

با استقرار در هفت تپه به مطالعه دسترسی به شوش پرداختیم و سرانجام به این نتیجه رسیدیم که بهترین زمان رفتن به شوش پیش از طلوع آفتاب و پیش از شروع گلوله باران روزانه است ؛ زیرا با شروع روز ، آتش باری ها تا پاسی از شب ادامه داشت و در طول شب نیز امکان استفاده از اتومبیل را نداشتیم و روشن کردن چراغ امکان نداشت. مهرکیان درباره شرایط موزه شوش با اشاره به این که همه شیشه های موزه بر اثر اصابت ترکش یا موج انفجار از میان رفته بود ، افزود: در این وضعیت در آهنی موزه هم چفت و بستی نداشت و تردد به داخل آن خیلی راحت بود.
مجبور شدیم یک سنگ نوشته و نقش برجسته حجیم و خیلی باارزش را در محلی در داخل خود موزه و با کندن زمین ، جاسازی کنیم. مهمترین جایی که حاصل دهها سال فعالیت هیاتهای خارجی در شوش بود و در فایلهای مختلف طبقه بندی شده و از نظر باستان شناسی علمی ارزش زیادی داشت ، بیشتر از هر جا آسیب دیده بود. هنگامی که ما در آنجا بودیم پنج گلوله توپ سقف را سوراخ کرده و آنجا را به حالت رقت باری درآورد. در این شرایط مجبور بودیم انتخاب احسن کنیم. مهرکیان نفسی تازه می کند می گوید: محلی که ما در آن بودیم در تیررس عراقی ها بود. قلعه شوش که به غلط به نام قلعه فرانسوی ها و دمورگان معروف شده از سوی دمورگان به شکل زندان باستیل ساخته شده است. این قلعه برج مانندی داشت که دیده بان های از آن استفاده کرده بودند و عراقی ها بر آنها آتش گشوده بودند و ما آثار تازه خون پاکشان را شاهد بودیم.
عراقی ها نیز برای آن که دیده بان های ما نتوانند از آنجا استفاده کنند آن محل را به طور مداوم هدف قرار می دادند. در قطعنامه سال 1954 یونسکو مبنی بر قرارداد حمایت از اموال فرهنگی در زمان جنگ آمده است: هر یک از طرفهای متعهد موظف است به محض الحاق به این قرارداد در صورت وقوع جنگ ، اموال کشورهای دیگر را محترم شمرده و آنها را تحت حمایت خود قرار دهد. عراق نیز از کشورهایی است که کنوانسیون ژنو و قطعنامه یونسکو در زمینه حفاظت از میراث فرهنگی در هنگام جنگ را امضا کرده است ؛ ولی همین کشور در هنگام جنگ از هر گونه تهاجم به میراث های فرهنگی کشور دریغ نکرد.
عراق در شدیدترین حملات بافتهای فرهنگی ، تاریخی و موزه ها و مساجد را آماج حمله های خود قرار داد. در شوش و در جایی که تابلوی آکروپل قرار داشت تعدادی از سربازان رشید شهید شدند و در محوطه آپادانا و جایی که سالها فرانسوی ها در آنجا کار کرده بودند ، جابه جا آثار ترکش ها و گلوله های عراقی به چشم می خورد. کاشی کاری های مقبره دانیال ، محوطه و گنبد زیبای مضرس آن در اثر حملات هوایی آسیب جدی دید.
موزه آبادان هم از این دسته بود ، در این خصوص مهرکیان می گوید: همزمان با انتقال آثار به هفت تپه کوشیدیم از طریق اهواز سری به آبادان بزنیم ولی به ما گفتند که آبادان مختص نظامیان است و ما می باید از طریق ماهشهر و با قایق به آبادان می رفتیم که ما را از این کار نیز منصرف کردند و بعدها خبردار شدیم که آثار و قسمتی از موزه از میان رفته است.

جنگ ، فرصت ها را گرفت!

درباره خسارتهای وارده بر چغازنبیل و تپه های باستانی و ایوان کرخه نیز مهرکیان با تاکید بر کوچکی هیات اعزامی گفت: وظیفه شاقی برعهده ما بود و ما نیز توانایی مراجعه به همه نقاط را نداشتیم. آثاری که در موزه ها وجود داشت دستاوردهای باستان شناسی بود ؛ ولی ما تپه های بسیار ارزشمندی داشتیم که در آن زمان حتی فرصت دیدار از آنها را پیدا نکردیم. وقت تنگ بود و امکانات ناچیز. ما در آنجا آثاری مانند ایوان کرخه را داریم که سالها در آنجا مطالعه و کار شده و ما نتوانستیم اطلاع پیدا کنیم که بر سر آنها و نیز تپه های اطراف شوش چه آمده است.
با توسعه جنگ ، خیلی از شهرها از جمله خرم آباد و موزه آن که حاوی آثار بسیار نفیس اشیای برنزی معروف به برنزهای لرستان بوده در معرض حمله هواپیماهای دشمن قرار گرفت. هیات کوچک اعزامی نیز با حضور در قلعه فلک الافلاک آنها را در پنج کارتن بسته بندی کرد و آنها را با خود به تهران برد و به رسم امانت به موزه ایران باستان سپرد. مهرکیان درخصوص سرنوشت نهایی اشیای انتقالی با بیان مشکلات حمل و نقل ، بودجه و... گفت: در آن زمان به ارگان های تدارکاتی رجوع کردیم که متاسفانه توجهی به ما نشد.
کامیون های زیادی با آذوقه و تدارکات به آنجا می رسید که خالی برمی گشتند، اما کسی توجه نداشت ، تقصیری هم نداشتند زیرا در آن برهه خاص زمانی ، اعتقادی به کار ما نبود. از این رو به فکر قطار باری افتادیم که قطارهای باری و نظامی تا اندیمشک بیشتر نمی رفتند. تصمیم گرفتیم اشیا از طریق اندیمشک به تهران منتقل شود. موضوع را با مقامات راه آهن در میان گذاشتیم اما آنها قوانین خشک و منجمد دوران صلح را پیش کشیدند و گفتند مجاز به حمل اشیای عتیقه نیستند و تنها با اجاره یک واگن این موضوع ممکن خواهد شد. سرانجام با اجاره یک واگن باری چنین شد و اشیا به موزه ایران باستان (موزه ملی ایران فعلی) منتقل شد.

زیور موسوی خویی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها