جمکران ، سونای روح است

: این روزها برابر با نخستین سالگرد جدایی روح رضا سعیدی ، بازیگر توانای سینما و تلویزیون ایران از کالبد بدن خاکی است.
کد خبر: ۱۱۹۲۵۲

معمول است که در چنین روزهایی صندوقچه اهل قلم تکانی می خورد و مطلبی ، یادداشتی یا گفتگوی منتشر نشده ای از شخصیت از دست رفته از گوشه های هزار توی این صندوقچه ها پیدا و منتشر می شود تا بدین گونه یاد آن یار سفر کرده زنده شود. ما هم در این حال و هوا بودیم که یکی از دوستان داستان نویس ساکن در قم گفتگو یی از رضا را که در حال و هوایی خاص در یکی از شبهایی که او و خانواده اش راهی جمکران شده است را برایمان ارسال کرد تا بدین گونه با کمترین جستجو در این صندوقچه بتوانیم یادش را گرامی داریم. با این مقدمه گفتگویی را که سعیدی سال گذشته و چند ماه پیش از درگذشتش با نشریه الکترونیکی ساعت صفر داشت و در آن به نکات قابل تاملی اشاره کرده ،مرور می کنیم.

کدام یک از نقشهایی را که بازی کرده اید ، بیشتر دوست دارید؛
تا به حال آن نقشی را که دوست داشته ام به من پیشنهاد نشده است ؛ یعنی نقشهایی که گرفتم همین جوری بوده است. نقشی که خیلی دوست داشته باشم بازی کنم و مایه بگذارم نبوده است ، خیلی راحت بوده آنقدر هم نمی شود گفت دوستشان داشته ام.
چند وقت یکبار به جمکران سر می زنید؛
حس است دیگر! من نیمه شعبان هم آمدم. آن کوچه هست که بالایش نوشته سوهان پزی. فکر می کنم می خورد به قم. باورت نمی شود ، نمی دانم چند کیلومتر ولی 45 دقیقه ای با خانم و بچه ام پیاده آمدیم ؛ چون ماشین نمی توانست بیاید آنجا. یک حال و هوایی دارد. خودتان بهتر می دانید. بعضی وقتها می رویم ، مشهد. ما خودمان مشهدی هستیم دیگر. آنجا هم یک حال و هوای خاصی دارد برای خودش. هر وقت حال کنیم ، می کشد به هر حال.
فکر می کنم هر وقت دلتان برای امام رضا (ع ) تنگ می شود سری به قم می زنید؛
نه. فرقی نمی کند. یک حس است دیگر. نه که نزدیکیم. یک ساعت و نیم راه هست. اگر بخواهم بروم مشهد 14 یا 15 ساعت راه است. همیشه نمی شود رفت ، ولی اینجا در ماه یک بار می شود سر بزنی. یک حسی دارد. یک سبک شدن است ؛ مثل حس سونا رفتن . سبک می شوی. یک حالی به تو دست می دهد. آن سبک شدن جسمی است. این سبک شدن روحی است. ببینید من بدون اغراق می خواهم بگویم ، یک دو هفته ای راحت ام ، یک آرامش و لذتی دارم. هر موقع که آمدم اینجا این حس به من دست داده.
شما اگر قرار باشد در یک فیلم نقش یکی از یاران امام زمان را بازی کنید ، چه ذهنیتی از کاراکتر این فرد دارید؛
خوب بستگی دارد چه کسی باشد. خوب اگر شناختی داشته باشم ، مطالعه ای کرده باشم ، باید مطالعه ام دقیق تر شود، ولی اگر حس و حال را بخواهی ، حس و حال انتظار است. ایمان به آن مساله که من هم فکر می کنم الان نه فقط ایران نه فقط ما شیعیان ، تمام دنیا منتظر ظهور هستند. به هر حال حتی روشنفکرهای دنیا دو مرتبه برگشته اند به انتظار؛ یعنی همه جا را دور زده اند، دوباره منتظرند.
این انتظار باید دیده شود در آن نقش و نگاه و کلام ، در حرکتی که آن بازیگر می کند باید دیده شود، حس شود. با بازیگر، کارگردان و متن و همه چیز سر و کار دارند. ببین من اصلا مسائل تکنیکی را قبول ندارم. درباره این قضیه تکنیکی از نظر سخت افزار که شما هم خودتان گفتید ، همان چیزهایی که در خارج هست در ایران هم داریم دقیقا. اگر همان قدر که داریم استفاده کنیم و درست استفاده کنیم. شما نگاه کنید توی این فیلمهای درجه ده خارجی یا فیلمهای وسترن درجه بیست ، وقتی مثلا یک آدم کش به در یک کلیسا وسط بیابان می رسد، بعد می بینی کشیش ایستاده ، کسی که می خواهد بکشد توی کلیساست ، نمی رود داخل ، کلاهش را هم از سرش بر می دارد. این خودش یک تبلیغ است ، ولی ما هنوز یک روضه می خواهیم در فیلمهایمان نشان بدهیم ، خرابش می کنیم.
آن طوری نیست که نشان داده اند. مردم ایران آدمهای فرهنگی هستند. شیعه فرهنگ دارد. فرهنگی که شیعه دارد هیچ کس توی دنیا ندارد، ولی این دیده نشده است . پیش پا افتاده حسابش کرده اند.
متاسفانه به هر حال آن چیزی که شایسته این ملت هست ، در بخش فرهنگی واقعا به دنیا نشان داده نشده است.
تا حالا شده منتظر عزیزی باشید و سر قرار نیاید؛
آنقدر زیاد.
خب چه حسی به شما دست داده است؛
حس ناامیدی ، یاس . برنامه ریزی کرده ای ، یکدفعه می بینی طرف نیامد.
حالا اگر آن عزیز در اوج ناامیدی برسد ، آن وقت چه حسی به شما دست می دهد؛
خوشحالی اولیه دیگر نیست ، در یک حس و حال بودی که حالا خورده تو ذوقت.
چند کلمه برایتان می خوانم شما حستان را نسبت به این کلمات بگویید.
نهم ربیع؛

خوشحالی.
گل نرگس؛
لذت.
جمکران؛
سونای روح.
آدینه؛
نداشتم تا حالا ، ولی خب فرقی نکرده ، یک راحتی با یک کمی غم.
313؛
ما که نمی توانیم پا به پای آنها باشیم ، ولی دوست داشتم سیزدهمین نفر باشم. ان شائالله خدا قسمت کند که ما هم با آن 313 نفر همراه باشیم. اگر خدا بخواهد! فقط او می داند که در وجود بنده هایش چه می گذرد.
چهار راه ولی عصر؛
تئاتر ، هنر ، بازیگری برای من.

مهدی کفاش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها