پرداختن به مشکلات روز جامعه در "به همین سادگی " زکی خان و میگرن درگیر با مدرنیته
مجموعه روتین 90 قسمتی به همین سادگی ، با عنایت حاشیه ای به معضل اشتغال و با تکیه بر طنز کلامی و بداهه گویی شخصیت ها و تیپهای غیرعادی فرم را در خدمت اهداف آموزشی شبکه 2 درآورده و در نهایت فضایی فانتزی ایجاد کرده است طنز
کد خبر: ۱۱۹۰۲
همیشه یکی از بهترین راههای طرح مشکلات اجتماعی و خانوادگی است در فرم ارائه اثر، مورد مستقلی با محوریت موضوع اصلی که اشتغال باشد، طرح می شود اما به دلیل داشتن خط داستانی ، نمی توان فرم مشخص و خاصی را به این مجموعه اطلاق کرد. فضاسازی در "به همین سادگی " چارچوبی بسته و فانتزی دارد گویی قفس نامریی را میان آسمان و زمین ، به ابرها آویخته اند قصه بدون زمان و مکان خاصی ارائه می شود و شخصیت ها با هر عنوان وارد ماجرا شده و براحتی خارج می شوند. در نتیجه ورود و خروج آنها به این قفس معلق در اتمسفر گذشته و آینده ، رونقی به فضای بسته اثر می دهد و مخاطب را از کسالت رهایی می بخشد از مهمترین قهرمانان قصه ، زکی خان ، خان عمو و میگرن ، هر کدام متعلق به یک نسل و زمان هستند و به نوعی نماینده نحله خاصی از جامعه زمان خود به حساب می آیند. خان عمو، مردی است که نمونه اش را هنوز در بین فامیل و بخصوص خانواده های اصیل و سنتی می بینیم او مشتی از خروار خروار کوله بار تنگ نظری و تعصب گذشتگان ، بر گرده آیندگان است و این کوله بار سنگین ، در تضاد با پشته نظریات خاص نسل جدید، از پشت مرکب انتقال نسلها رو به سقوط است ؛ اما نقاط مثبت آن نیز در بین راه ، چون مرواریدی غلتان به وسیله اطرافیان قبل از نابودی ، حذف می شود. میگرن ، روح آینده ، از نسلی می آید که درگیری با مدرنیته و شهرنشینی صنعتی ، از او فردی پرجنب و جوش ، عصبی و عجول و پرحرف ساخته است او هر بار با ارائه یک حرکت و یا حرفی تازه ، با مخاطب ارتباط برقرار می کند و به هر دلیل نمی توان او را شخصیت دانست ؛ زیرا او چیزی فراتر از یک تیپ نیست او، در روال قصه به آینده تعلق دارد؛ اما تصویری که از میگرن ترسیم شده ، در ذهن مخاطب انعکاس واقعیت نیست . دانسته های او زیاد است و بنابراین حلال مشکلات خانه ارواح است حضور متضاد میگرن در مقابل زکی خان که "روحی از گذشته " است ، تقابل دو نسل را به تصویر می کشد آنها تمام اعمال عادی افرادی را که در زمان حال زندگی می کنند انجام می دهند. این از طرفی حرکتی خوب است ؛ زیرا ادغام زمانهای مختلف را براحتی میسر کرده و مخاطب تا حدی با آنها ارتباط برقرار می کند؛ ولی بدلیل نداشتن جذابیت شخصیتی لازم ، نمی توانند به طور پایدار جای خود را در دل بیننده باز کنند به عبارتی آنها مشخصه خاصی که از زمان حال جدایشان کند در خود ندارند بنابراین قابل باور نیستند بازیها در نوع خود قابل تامل است ، اما چون شخصیت ها نمود خارجی و عینی ندارند، تضادی ناخواسته بین بازی و شخصیت بروز می کند اشخاص هویت ندارند و به دلیل محو بودن زمان و مکان گاه به گاه سردرگمی در روند شکل گیری سریال بوضوح قابل مشاهده است.