درباره "لوئیز فیلیپه اسکولاری "، مردی که برزیل را قهرمان جهان کرد : مرگ بر فوتبال زیبا
مدتی پس از فتح جام جهانی فوتبال 2002 و رساندن برزیلی ها به آرزویشان که کسب پنجمین مقام قهرمانی در این رقابتها بود لوئیز فیلیپه اسکولاری سرمربی برزیل هیچ فرقی با گذشته نکرده است او همان مردی است که تا15 ماه پیش فقط یک مربی باشگاهی بود و در شرایطی جنجالی
کد خبر: ۱۱۹۰۱
و بحث برانگیز شاگردانش را آشکارا تشویق به این می کرد که با توسل به هر خطا و هر حرکت زشتی و به هر قیمتی پیروز شوند و حریف را بزنند همان مردی که "فیل بزرگ " صدایش می زنند اما بسیاری می گفتند انتصاب او برای رهبری برزیل ، رویکرد به یک مرد بی تربیت و بدون فرهنگ ورزشکاری است و کاری است که نباید انجام می شد.اما همه آن ایرادهای بحق پس از قهرمانی برزیل در جام جهانی کره ژاپن نادیده گرفته شده است و حتی در ماههای پس از این رویداد از اسکولاری به دفعات خواسته شد که در تصمیم قبلی اش مبنی بر کناره گیری از پست رهبری تیم ملی تجدیدنظر کند و بماند؛ اما نمی توان این را نگفت که اکثر تصمیمات فنی اسکولاری در این دوره جام درست از آب درآمد. از روی آوردن او به سیستم 2-5-3 که روشی بسیار نامعمول در برزیل است تا انتقال رونالدینهو گاچو که در اصل یک مهاجم است ، به خط میانی تیم ملی او تیمش را طوری چید که انگار یک مربی اروپایی است و کسب نتیجه ، بالاتر از هر چیزی برای اوست و برزیل زیر نظر وی مثل دوران حضور کارلوس آلبرتو پری یرا )جام جهانی نودوچهار( اروپایی و حساب شده و مبتنی بر قدرت بدنی و تعقیب لحظه به لحظه بازی ، نمایش داد و به رسم همیشگی برزیل ، زیبا )اما بی ملاحظه و حساب( کار نکرد.اکثریت می گفتند بهتر است اسکولاری ریوالدو )یار اخراجی و فروشی اخیر بارسلونا( را به جام جهانی نبرد زیرا او بندرت برای تیم ملی جان داده است و فقط برای تیم باشگاهی اش فداکاری می کند؛ اما "فیل بزرگ " گوش نکرد و او را به شرق آسیا برد و وقتی در برزیل بود تمام کشور به اسکولاری فشار آورد تا روماریو را انتخاب کند و حتی فرناندو هنریکه کاردوسو ، رئیس جمهوری برزیل نیز چنین چیزی را از او خواست ؛ اما اسکولاری گوش نکرد و چشم بر مهاجم فنی اما بحران ساز واسکوداگاما بست امروز کسی نمی تواند به اسکولاری ایراد بگیرد؛ زیرا برزیل تمامی هفت بازیش را در این دوره جام برد و ریوالدو که بر سر حضورش بحث بود خوب کار کرد و پنج گل هم زد و مثلث او و رونالدو و رونالدینیو گاچو که آن را "مثلث آر" می خواندند حریفان را بیچاره کرد.اینها و امروز کجا و اوایل دوران انتصاب اسکولاری کجا؛ با این که او در سطح باشگاهی بسیار موفق بود و با هر دو تیم گرمیو و پالمیراس جام باشگاه های امریکای جنوبی را برده بود؛ اما کمتر کسی به روشهای جنجالی کار او صحه می گذاشت . تیمهای تحت اداره وی معمولا محکم ، فیزیکی و منظم بازی می کردند؛ اما اثری از تکنیک و غنای فنی سنتی برزیلیها در آنها دیده نمی شد اسکولاری در دوران جوانی یک مدافع وسط متوسط بود که در جنوب برزیل برای باشگاه هایی کوچک توپ می زد و عده ای می گویند ایده های محافظه کارانه او از همان زمان می آید.چند سال پیش دوربین تلویزیون حرکت زشت و صدای ناپسند او را خطاب به یک داور ضبط و پخش کرد فیل بزرگ در این صحنه به داوری که او را تازه از زمین اخراج کرده بود، گفت : بیرون )استادیوم( منتظرت هستم!و در جامعه برزیل کیست که نداند او در رختکن اکیدا به بازیکنانش می گفت : اگر اضافه بر حریف توپ هم از آنها بگذرد و با خطا رقیب را متوقف نکنند دمار از روزگارشان درخواهد آورد. آیا همه اینها به معنای مرگ رسمی فوتبال زیبا در کشوری نبود که سالها به داشتن فوتبالی زیبا و فنی شهره بوده است.بله در ماههای نخست کار اسکولاری در اردوی ملی برزیل دقیقا همین طور به نظر می رسید بدتر آن که در آن ماههای نخست برزیل هم بد و بسته بازی می کرد و هم نتیجه نمی گرفت و شکست در جام ملتهای امریکا )کوپا امه ریکا( در برابر هندوراس متوسط از آن قبیل بود. وقتی برزیل در یک بازی حساس از دور مقدماتی جام جهانی 2002 با حساب 1-2 به آرژانتین باخت ، فیل بزرگ تیمش را برای مسابقات بعدی سرشار از هشت مهره دفاعی کرد و آنها را شماتت می کرد که چرا در زمان جلو بودن از حریف ، وقت کشی نمی کنند کار بسیار خراب بود در هفته ها و ماههای آخر رقابت های انتخابی جام جهانی در منطقه امریکای جنوبی ، اسکولاری می خواست تا به تنها مربی در تاریخ فوتبال ملی برزیل بدل شود که نتوانسته است این کشور را به دور نهایی برساند اما برد سه بر صفر در مقابل ونزوئلا در آخرین روز از رقابت ها این افتخار را از اسکولاری گرفت و تیم او و خودش بتدریج جای پای محکمتری یافتند و موقعی که به جام جهانی قدم می گذاشتند در هفت بازی متوالی بی شکست بودند.اسکولاری از نظر روحی و روانی هم خوب کار کرد و اعضای تیم برزیل با تلاش وی تا حدی شبیه به نفرات یک خانواده و همصدا شدند و شاید وحدتی این چنین در سالهای اخیر در اردوی ملی این کشور بی سابقه بوده باشد آن هم در برزیلی که به داشتن بازیگران مغرور و "منم زن " مشهور است . خود اسکولاری امروز می گوید: ما در این دوره جام با وحدت و دوستی و متمرکز بر هدف اصلیمان بازی کردیم اسکولاری از نظر تاکتیکی و چیدن طرحهای استراتژیک نیز نمره قبولی گرفت . در سه دیدار نخست که احتیاط شرط اول و لازم نبود، او برزیل را تهاجمی و زیبا و بی خیال به میدان فرستاد؛ اما در چهار دیدار باقیمانده که احتیاط شرط بقا بود، او برزیل را با حسابگری و ترکیبی از بازی دفاعی و ضدحملات سنجیده به میدان فرستاد برزیل زیبا بازی نمی کرد؛ اما می برد و قهرمان می شد و وقتی مردم کشور جشن پیروزی گرفتند مشخص شد که برخلاف ادعایشان نتیجه گیری برای آنها از هر چیزی مهمتر است.با این همه هنوز این ایراد به برزیل وارد است که خط دفاعی اش مفت هم نمی ارزیده است و ترکیب ادمیلسون و راکه جونیور در مرکز این خط مثل یک آبکش بوده و اگر باعث نابودی برزیل نشده به دلیل ضعف و عجز حریفان بوده است و نه قدرتی که باید در این منطقه وجود داشته باشد اما ندارد. با این وجود فیل بزرگ که مرکز خط میانی اش نیز با امثال گیلبرتو سیلوا و وچستا به هر چیزی شبیه بود الا یک تیم قهرمان جهان هنوز دست از حمایت احمقانه اش از مدافعان تیمش برنمی دارد و در حرفهایی که جنون او را بوضوح به اثبات می رساند وی هفته ها پس از اتمام جام جهانی می گوید: خط دفاعی ما که همه از آن انتقاد می کردند، در دنیا بی نظیر است )!( زیرا نه تنها با یکدیگر هماهنگند بلکه از نظر مهارت های فنی در سطحی بالا قرار دارند. این مدافعان در حرکت به سمت جلو و گلزنی هم تبحر دارند قاتل فوتبال زیبا که همان اسکولاری باشد ظاهرا و فعلا حق دارد هر حرفی را بزند؛ زیرا او تیمی را قهرمان جهان کرده که همین شش ، هفت ماه پیش یک تیم ورشکسته کامل نشان می داد راستی ، کار او بزرگ نبوده است؛