ناآرامی روحی یک نویسنده

هنگامی که در سال 1968 رومن پولانسکی با ساختن بچه رزمری جریان تازه ای از فیلمهای منتسب به ژانر وحشت را به راه انداخت و با تجسم عینی شیطان روی زمین و باردار شدن یک زن از او، به زیرگونه تسخیر جسم انسان
کد خبر: ۱۱۷۸۳۵
توسط نیروهای اهریمنی در ژانر وحشت که البته از همان سالهای آغاز سینما نشانه هایش در فیلمهای ژانر قابل ردیابی بودند رسمیت بخشید و به این ترتیب به قداست بنیان خانواده امریکایی در شدیدترین و نامتعارف ترین شکل حمله کرد، موج دیگری از فیلمهای وحشت زا توسط فیلمساز دیگری در حال پیدایش بود: جورج رومرو، فیلمساز مستقل و صاحب سبک و جریان ساز سینمای وحشت در همان سال با ساختن شب مردگان زنده ، به تعبیری نخستین فیلم ترسناک مدرن تاریخ سینما و یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای این عرصه را از زمان فیلم روانی (آلفرد هیچکاک) به این سو عرضه کرد.
فیلم با هزینه اندک و با سرپیچی از قواعد تولید فیلم در آن سالها و به طریقه سیاه و سفید ساخته شد و با انعکاس تکان دهنده حوادث آن روزها، بخصوص جنگ ویتنام ، نقطه عطف آن حرکتی در سینما شد که قبلا با فیلمهای وحشت روانشناختی حاصل از جنگ دوم جهانی آغاز شده بود و بعدها هم با فیلمهایی مثل کشتار با اره برقی در تگزاس (تاپ هوپر1974)ادامه یافت. از سوی دیگر رومرو با ساخت این فیلم سنت وحشت حاصل از امر غیرطبیعی را که تا پیش از این فیلم عامل اصلی هراس و ترس بود (مثل خون آشام ، ارواح ، جادوگران و...) تغییر داد و سنت همیشگی انسان هیولا را به هم ریخت. جورج رومرو با دو دنباله ای که بر این فیلم ساخت کماکان تاثیر اوضاع سیاسی اجتماعی دوران ساخت فیلمها را به آنها تزریق کرد. سحرگاه مردگان (1979)و روز مردگان (1985)آثاری هستند که به بهترین نحو اندیشه های سیاسی اجتماعی دوران ساخته شدنشان را اندیشه هایی مثل تردید در مناسبات سیستم سرمایه داری ، نهضت آزادی زنان ، حمله به مناسبات جامعه مصرفی و... در تلفیقی ماهرانه با قواعد ژانر عرضه می کنند. نیمه تاریک که جورج رومرو آن را با اقتباس از رمان موفق استیفن کینگ به تصویر کشیده ، شاید از لحاظ مضمون ، نا آشناترین اثر در کارنامه رومرو باشد، فیلم داستان نویسنده نه چندان موفقی به نام تد بومانت است که در دوران نوجوانی به خاطر وجود غده ای در سرش که در واقع بقایای برادر دوقلوی متولد نشده اش بوده ، تحت عمل جراحی قرار می گیرد، روزی او که به تدریس ادبیات نیز می پردازد، با حق السکوت بگیری مواجه می شود که می داند تد بومانت با نام مستعار جورج استارک مجموعه ای از داستان های پرفروش و خشن را روانه بازار کرده. در نتیجه تد هویت دیگرش به نام استارک را افشا می کند و در عکسی با همسرش در کنار قبر ساختگی استارک ظاهر می شود. اما بقایای دوقلوی متولد نشده که در همان قبرستان مدفون بوده در قالب استارک تجسم می یابد و دست به یک سری جنایت ها می زند. او با تد ملاقات می کند تا او را وادار به نوشتن رمان دیگری با امضای استارک کند. اما در نهایت با حمله دسته ای از گنجشک ها از پا درمی آید. نیمه تاریک را بدون تردید در ارزشهای آن به عنوان یک فیلم موفق متعلق به ژانر وحشت ، بیشتر باید اثری از استیفن کینگ دانست تا جورج رومروی مولف . بررسی ناآرامی های روحی یک نویسنده که در کارهای دیگری از استیفن کینگ مثل تلالو و میرزی نیز به آنها پرداخته شده بود و در اینجا در قالب رابطه نویسنده با اثرش مطرح می شود. کمتر راه به مضمون های سیاسی اجتماعی همیشگی که در آثار رومرو قابل ردیابی است ، می دهد. تلاش رومرو برای گذاشتن ردپایی از رادیکالیسم سیاسی اجتماعی همیشگی اش در فیلم هم به اندازه آثار قبلی اش و بخصوص سه گانه مردگان زنده ، قابل قبول و موثر از کار درنیامده. مثلا بخش کوتاهی از اوایل فیلم که به دوران نوجوانی تد بومانت می پردازد به تاکید در سال 1968اتفاق می افتد. دورانی که همان طور که اشاره شد، نقطه عطف مهمی در تاریخ امریکا بوده و به نوعی یادآور اولین ساخته رومرو نیز هست. اما در فیلم هیچ نشانه تصویری و مضمونی که دلالت بر اوضاع سیاسی اجتماعی آن سالها و همچنین سال 1998که بخش اعظم فیلم به تاکید در آن دوره می گذرد، دیده نمی شود. از سویی دیگر رومرو آن وجه دوگانه عینی و ذهنی رمان کینگ را که در آن استارک را در عین حالی که به عنوان همزاد تد بومانت نشان می دهد، به مثابه ذهنیت تجسم یافته تد بومانت و «نیمه تاریک» وجود او نیز معرفی می کند، با پایان بندی قطعی منجر به نابودی استارک و به نفع وجه عینی داستان ، تقریبا از بین می برد. با این حال فیلم از معدود نمونه های موفقی است که رابطه میان نویسنده و اثرش را دستمایه وحشت و هراس قرار می دهد و عینیت و ذهنیت را در موازات هم و در تعادلی مناسب به استثنای سکانس پایانی فیلم پیش می برد.
در ضمن فیلم شاید تنها نمونه ای باشد که میزانسن های حضور پرندگان در اکثر قابها، آن را به ادای دینی آشکار به شاهکار آلفرد هیچکاک تبدیل می کند.


مسعود ثابتی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها