گزارشی از وضعیت بازار لوازم التحریر

ننوشت‌افزار خاصه!

امسال دیگر داستان مدارس با «مهر» شروع نمی‌شود؛ سال تحصیلی جدید این‌بار با تعداد زیادی از بچه‌هایی که امسال دانش‌آموز هستند، جمعیتی که به گفته وزیر آموزش و پرورش کشورمان با 6 درصد رشد به 14 میلیون و 7 هزارو 736 نفر رسیده‌اند، مهربان نیست. ذوق و شوق خرید لوازم‌التحریر، کیف و کفش و لباس مناسب مدرسه، امسال برای خیلی از خانواده‌ها جایش را به یک حسرت بزرگ داده است. حسرتی که درست از وقتی پایشان را به فروشگاه‌ها یا نمایشگاه‌های عرضه لوازم‌التحریر و نوشت‌افزار، می‌گذارند همراهشان می‌شود؛ احساسی ناخوشایند که با برچسب قیمت روی کالاها رابطه مستقیم دارد و هرچه زمان می‌گذرد و چشم‌ها بیشتر روی قیمت‌ها می‌چرخد بیشتر می‌شود؛ حسرتی که به یک افسوس می‌رسد، یک افسوس ماندگار که از افزایش بیش از 40 درصدی قیمت لوازم‌التحریر در بازار سرچشمه می‌گیرد.
کد خبر: ۱۱۶۳۳۴۷

داستان مهر امسال، داستان بیمهری است، بیمهری گرانی و بالارفتن قیمتها. ما این بیمهری را در کوچه پس کوچههای بازار بزرگ تهران میبینیم؛ وقتی مثل والدین خیلی از بچهمدرسهایهای دیگر، بازار بین الحرمین و پلهنوروزخان بازار بزرگ تهران را برای خرید انتخاب میکنیم. جایی که از سالها پیش، نزدیکیهای مهر که میشود، شلوغ است و پرهیاهو.
پر از آمد و شد جمعیتی که غرفههای بزرگ و کوچکش را بالاو پایین میکنند تا مداد و دفتر و خودکار و لوازمالتحریری مناسب و ارزان قیمتتر پیدا کنند.

امسال اما حکایت این قسمت از بازار هم، حکایت بقیه دالانهای بازار است، اینجا هم بازار کساد است و این کسادی، حوصله فروشندهها را سر برده ؛ مخصوصا وقتی نصف بیشتر وقتشان به دادن قیمت به مشتریهایی میگذرد که به قول خودشان خریدار نیستند.

حاج صادق ریاضی یکی از همین مغازهدارهاست، آنها که مشتری همیشگیاش هستند، میدانند که مغازهاش نسبت به سالهای قبل خالی است و خودش میگوید اجناسش در گمرک ماندهاند. او که یکی از قدیمیهای بازار لوازمالتحریر است میگوید: «تا باز شدن مدرسهها دو هفته بیشتر نمانده اما نه هنوز جنسهایی که ما عید آوردیم از گمرک ترخیص شده و نه مردم در این گرانی میتوانند جنس بخرند.»

گلایه این مغازه دار، این جا هم به قیمت ارز میرسد، به بالا و پایین شدن نرخ دلار و کالاهایی که با دلار 4200 تومانی وارد کرده و حالا با بالارفتن قیمت دلار، در گیرودار ترخیص ماندهاند؛ گلایهای که باعث میشود او به ما بگوید: «ما که خودمان فروشنده ایم الان کالاها را چند برابر پارسال میخریم، مثلا خودکار 300 تومانی برای ما 1000 تومان تمام میشود، مردم چطور اینها را تهیه کنند؟ مدرسه که فقط یک خودکار نمیخواهد، همه چیز گران شده ... مردم هم که دستشان خالی است.»

حساب و کتاب مالی خانوادهها به هم ریخته

فرشته. الف ، یک مادر است، مادری که امروز برای خرید لوازمالتحریر مورد نیاز بچه هایش به بازار آمده؛ لوازمی که مدرسه یک ماه پیش موقع ثبت نام لیست کرده و به او داده. لیستی که از طرف مدرسه به این مادر که دو دختر کلاس اولی و کلاس ششمی دارد داده شده، فهرست پروپیمانی است از وسیلههایی که خودش هم معتقد است در طول سال همه آنها را استفاده نمیکند اما چارهای جز خریدشان ندارد، وقتی بقیه بچهها آنها را تهیه کردهاند.

یک نگاه به لیست میاندازیم، در پایه اول، وسایلی که مدرسه مورد نیاز دیده، از یک بسته مداد رنگی 12 رنگ و مداد مشکی و قرمز و پاککن و تراش و دفتر نقاشی و دفتر خط دار شروع میشود و میرسد به چسب ماتیکی و دو عدد جامدادی زیپی، یک بسته چوب خط و چینه و گوش پاک کن، یک بسته کاغذ A4، کلییر بوک 100برگ، مقوای مخصوص گواش سفید، قلمموی گرد شماره 4، 8 و 12 و البته یک بسته کاغذ مخصوص اوریگامی!

میانگین قیمتی که فعلا برای مجموع این کالاها به این مادر داده شده بین 250 تا 280 هزارتومان است. قیمتی که بسته به کیفیت کالاها و مارکشان بالا و پایین میشود. برای دختر بزرگتر او اما این قیمت با احتساب فلش 4 گیگی که مدرسه گفته باید علاوه بر لوازم دیگر تهیه کنند، از 350 هزارتومان هم میگذرد و البته این هزینه، بجز کیف و کفش و لباس فرم بچههاست.

آقای داوودی پدر یک دانشآموز کلاس سومی است، او خودش پرس وجوی ما را که میبیند جلو میآید و میگوید: «سال گذشته جامدادی خریدم 15 هزارتومان، الان همان شده
45 هزارتومان! الان زیپ گران شده؟ پارچه گران شده؟ چطور شده اینقدر قیمت یک جامدادی ساده رفته بالا؟! به این نتیجه رسیدهام که پسرم خیلی از وسایل سال قبلش را امسال هم میتواند استفاده کند! کیفی که کیفیت خوبی داشته باشد و حداقل یک سال دیگر هم برایش دوام بیاورد، زیر 200 هزارتومان نیست. سرجمع فکر کنم حدود 800 هزارتومان با لباس فرم مدرسهاش باید هزینه کنم که مبلغ کمی نیست و واقعا حساب و کتابهای مالی ما را تا سر برج بههم میریزد .»

مریم. خ، یک خریدار دیگر است، مشتری ای که از اسلامشهر تا اینجا آمده تا لوازمالتحریر مورد نیاز دختر و پسرش را با قیمت مناسبتری تهیه کند، او البته دست پر است، با یک کیسه پلاستیکی پر از دفتر و خودکار و مداد، روبهروی ما میایستد و میگوید: «من امسال حدود 250هزارتومان برای دوتا بچههایم که کلاس سوم و هفتم هستند هزینه کردم که البته فکر کنم تا نصف سال بیشتر جواب ندهد. وسیلهها هم بین 30 تا 50 درصد افزایش قیمت داشتند، هرچقدر کیفیت جنسی بالاتر بود، قیمتش هم بالاتر بود. به خاطر همین یکسری از لوازم سال گذشتهشان را سروسامان میدهم تا امسال هم استفاده کنند.»

وقتی بچهها را برای خرید نمیبرند

خرید مایحتاج مدرسه، هر سال با آغاز بازگشایی مدارس به یکی از دغدغههای خانوادهها تبدیل میشود، این داستان جدیدی نیست، امسال اما قیمتهای عجیبی که روی کالاها نشسته، خیلیها را متعجب کرده، آنقدر که دقیقتر شوند و چند بار برچسب قیمت را بخوانند و باورشان نشود یک مداد تراش ساده میتواند 7000 تومان قیمت داشته باشد، همانی که سال گذشته 1800 تومان میخریدند یا یک مداد رنگی 36 رنگ، که پارسال 55 هزارتومان بود حالا 129 هزارتومان شده باشد یا از آن عجیبتر، دفتر سیمی 100 برگ، همانی که پارسال بین
5000 تا 6000 تومان میخریدند، امسال
11 هزارتومان شده باشد و 50 برگش 6000 تومان. اتفاقی که باعث شده، کمتر خانوادهای دست فرزندش را بگیرد و با خودش به بازار بیاورد، چرایش را ما از یک زوج میپرسیم، پدرومادری که بدون دو فرزندشان برای خرید آمده و میگویند: «آنقدر قیمتها زیاد شده که نمیتوانیم حق انتخاب به آنها بدهیم... خودتان ببینید هرچیزی که جلدش قشنگتر است و عکس و رنگ بهتری دارد قیمتش حداقل 5000 تومان بیشتر است، بچهها هم که عاشق لوازم رنگیتر و خوشگلتر هستند... اینطوری حداقل خودمان لوازم مورد نیازشان را تهیه میکنیم و حداقل 150 هزارتومان صرفه جویی میشود.»

سایه گرانی، از همین حالا روی سر مهر سنگینی میکند، تا باز شدن مدارس کمتر از دو هفته زمان باقی است و مهر امسال با خانوادهها و بچههایی که مدرسهای شدهاند، سر سازگاری ندارد.

گونی برنج بهجای کیف

این حسرت تلخ اما خارج از مرزهای پایتخت، پررنگ تر میشود، مخصوصا وقتی به نقاط حاشیه نشین کشور میرسد، به شهرستانهای محروم و دور از امکانات، به سرزمینهایی که پر است از استعداد، اما دست مردمانشان خالی است. در دنیای آمارها، این جمعیت 19 میلیون نفر است، 19 میلیون از 81میلیون نفری که در گوشه و کنار این کشور یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومتر مربعی پراکنده شدهاند. ما این آمار را از قول معاون پیشگیری و درمان سازمان بهزیستی کشور مینویسیم؛ از قول فرید براتی سده که میگوید حدود 3000 منطقه حاشیهای در کشور وجود دارد؛ نقاطی که هیچوقت زیبا نبوده و حالشان خوب نیست.

تقویم در این مناطق حاشیهای و محروم هم مثل دیگر نقاط کشور، مانند پایتخت، ورق میخورد و به مهر میرسد، به شروع سال تحصیلی جدید! به آغازی که اینجا برای خیلیها دوست داشتنی نیست. این را معلم دبستان غلامعلی شهرکی شهرستان زهک سیستان و بلوچستان به ما میگوید، مدرسهای در فاصله 1537 کیلومتری پایتخت، جایی که رامین ریگی معلم دبستانش است. مهر برای این معلم، تکرار تصویر دانشآموزانی است که به جای کیف، با گونی برنج و کیسههای پلاستیکی به مدرسه میروند. بچههایی که لباس و کفش مناسب ندارند. ریگی به ما میگوید: امسال قضیه گرانی در مناطق ما وحشتناک است، دیگر کسی توانش نمیرسد چیزی برای مدرسه بخرد، اگر خیرین نباشند تعداد زیادی از این بچهها قید درس خواندن را میزنند.»

خیرینی که این معلم سیستانی از آن صبحت میکند، سال گذشته دست 120 دانشآموز این مدرسه را گرفته، برایشان لباس و کیف و کفش خریده اند و او امیدوار است رشته محبت شان امسال هم وصل باشد و به این مدرسه برسد:« واقعیتش امسال که برای تهیه بسته آموزشی اقدام کردیم از دیدن قیمتها شوکه شدیم، الان ارزانترین کیف برای ما 35 هزار تومان تمام میشود، در این بسته ما سه تا دفتر میگذاریم و یک بسته مداد رنگی و چندتا مداد سیاه و مداد قرمز و پاک کن و تراش، سرجمع یک بسته بین 70 تا 80 هزارتومان تمام میشود که مبلغ کمی نیست... اما همه تلاشمان این است که این بسته به موقع به دست بچهها برسد، میدانید که بچهها اگر اول سال تحصیلی را با لباس و کفش و دفتر مناسب شروع نکنند، خاطره خوبی در ذهنشان نمیماند.»

مینا مولایی

جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها