نگاهی به فیلم افسانه نارایاما ساخته کئی سوکه کینوشیتا به بهانه پخش از شبکه 4 سیما: غزلی در ستایش عشق

کئی سوکه کینوشیتا در46 سالگی در سال 1958 فیلم بسیار متفاوت افسانه نارایاما را ساخت به نظر می رسد که ترجمه دقیق نام فارسی این فیلم سرود نارایاما یا غزل نارایاما باشد و در برگردان نام فعلی آن شاید به دلیل منبع اصلی داستان فیلم که یک افسانه ژاپنی است
کد خبر: ۱۱۴۶۵
از ترکیب افسانه نارایاما استفاده کرده اند افسانه نارایاما یکی از فیلم هایی است که در میان حدود35 تا40 اثر معروف کینوشیتا در کنار فیلمهایی چون :24 چشم !، بچه های ناکازاکی ، ارتشی ، فانوس دریایی جای می گیرد. با این همه ، این کارگردان ، هرگز شهرت و اقتدار فیلمسازانی چون : کوروساوا یا میزوگوچی را پیدا نکرد در عین حال ، این چهره ، هرگز برای منتقدان فیلم و سینما دوستانی که با ادبیات سینمایی و فرهنگ های سینمایی جهان بیگانه نیستند، چهره ای ناشناخته و ناآشنا نیست.کینوشیتا با آمیزه ای از سنت های نمایش ژاپنی )تئاتر کابوکی ( و انگاره های نوین فیلمسازی غربی و بویژه با تاکید بر وجه داستان پردازانه یک افسانه قدیمی ژاپنی ، فیلمی پدید آورده است که با وجود ضرباهنگ کند و ملال آور آن ، اثری تامل برانگیز به شمار می آید که در آن از مفاهیمی چون : مرگ ، زندگی ، امید به فردا، تلاش برای نیک فرجامی به خوبی مطرح می شود. اورین - مادربزرگ و پیرزنی که حتی در هفتاد سالگی هم دندان هایش سالم است و به دلیل داشتن یک دندان زیادی با33 دندان ، اهالی آبادی ریشخندنش می کنند، همه آرزویش رسیدن به نارایاما و سر و سامان دادن به پسر بزرگش است که همسرش را از دست داده و با3 ،4 فرزند بی مادر روزگار را به سختی می گذراند. سرانجام ، شب جشن سالیانه نارایاما اورین ، "یاماتان "، عروس تازه خود را که از آن طرف کوه های بلند به آبادی آمده است ، در آستانه در می بیند و شادمان می شود! چندی بعد، پس از چندین و چند بار خلف وعده از سوی پسرش )تاتسوئه (، بر روی کول پسرش ، راهی کوهستان نارایاما می شوند تا اورین به آرزوی دیرینه اش برسد رسیدن به قله ، چندان آسان نیست ، عبور از کوره راه های سخت و دشوار و گذشتن از میان بیشه زارها و تالاب ها، کار دشواری است ؛ اما رسیدن به قله ، پایان همه رنج هاست پیرزن ، حتی از قبل می دانسته است که درست ، از لحظه رسیدن آنان به قله نارایاما برفی سنگین شروع به باریدن خواهد کرد تاتسوئه ، غمگین از رنج جدا شدن از مادر و شادمان از شیرینی رسیدن به آرامش و نیک فرجامی او و مهمتر از همه خرسند از انجام وظیفه ای سنگین و ادای دین به مادرش ، از قله سرازیر می شود تا به آبادی برگردد در نزدیکی های قله ، پیرمرد لوبیا دزدی را می بیند که پسرش او را )در حالی که طناب پیچی شده است !( به سوی قله می کشاند! پدر، بیتابی می کند و قصد فرار دارد و سرانجام در گیرودار کشمکشی ، پسر، پدرش را به دره ای عمیق پرت می کند تاتسوئه با پسر درگیر می شود و پسر پیرمرد نیز در پی پدرش به همان دره عمیق فرو می افتد! پیرمرد لوبیا دزد و پسر شرور او، هرگز سعادت رسیدن به قله را پیدا نمی کنند در حالی که اورین این توفیق را پیدا می کند و زیر بارش برفی شدید مثل زائر و عابدی که در حال نیایش است ، در میان صخره ها سپیدپوش و درختان بلور آجین شده و در میان انبوه استخوان ها و اسکلت های خرد و در هم شکسته زائران پیش از او به استقبال مرگ و تولدی دوباره می شتابد فیلم ، به شدت شاعرانه و تامل برانگیز است ساختار روایی بسیار ساده و گاه ملال آور فیلم ، آن را برای تماشاگران عادی سینما اندکی خسته کننده و غیرمتعارف جلوه می دهد اما مضمون فلسفی و عرفانی عمیق نهفته در لایه های پنهان یک داستان بسیار ساده ، به فیلم ، عمق و معنای عمیقی می بخشد. از دیدگاه بررسی های مربوط به ادبیات تطبیقی )مقایسه ای ( به نوعی می توان مفاهیم عمیق فلسفی پنهان در بطن این افسانه ژاپنی را بسان مفاهیم عرفانی هفت شهر عشق در ادب عرفانی ایرانی یکسان و همگون پنداشت ؛ بویژه که در این جا نیز بحث طلب عشق ، بریدن از تعلقات این جهانی سرانجام فنا شدن و بقا یافتن در پی تولدی دوباره مطرح می شود عاشق ، در ادب عرفانی ما نیز پس از طی هفت شهر عشق ، سرانجام در معبود و معشوق خویش فنا می شود تا بقا یابد و به آرامشی ابدی برسد و به ایمان خود تجسمی عینی ببخشد فیلم افسانه نارایاما به لحاظ قالب و ساختمان هنری خود نیز ویژگی های خاصی دارد بخش عمده ای از فیلم ، از آغاز تا فصل پایانی که در قله نارایاما می گذرد سراسر با نماهایی کند و کشدار در نماها و فضاهایی محدود در یک محیط روستایی ، در داخل خانه ها یا در کوچه هایی تنگ و باریک و در کنار باغ و باغچه هایی پرگل یا در مزرعه ای کوچک می گذرد که همواره ، در پس زمینه همه صحنه ها نمایی از کوه های سر به فلک کشیده دیده می شود. در این بخشها که حدود نود درصد فضاهای فیلم را تشکیل می دهد همواره دوربین ثابت است و حرکت چندانی ندارد در حالی که در درون هر نما یا هر صحنه از فیلم مثلا در بخش سرودخوانی های مردم در جشن سالیانه نارایاما تحرک چشمگیری دیده می شود برای محتوای پرتحرک ، قالبی سرد و ساکن اختیار شده است و برعکس برای فصل پایانی فیلم که اورین در قله نارایاما زیر انبوه برف در حال عبادت است دوربین تحرک آشکاری دارد همین حالت در فصل به پایین دره پرت شدن پیرمرد لوبیا دزد و پسر شرورش نیز به چشم می خورد یعنی برای این فضاهای پایانی ، دوربین حرکت های افقی و عمودی و در هم آمیخته و ترکیبی بی شماری دارد بی شک کینوشیتا همه این تمهیدات فنی را تنها با هدف به تفکر واداشتن تماشاگر فیلم خود یا نزدیک تر کردن او به محتوای صحنه ها اندیشیده است موسیقی یکنواخت و بظاهر آزاردهنده فیلم قرار است تداعی کننده یکنواختی ملالت بار زندگی باشد فیلم کینوشیتا به هر حال فیلمی قابل بحث و تامل برانگیز است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها