تمجید از صاحبدلانی که ساده دلی کردند

فردوس حاجیان از میان سریال هایی که ماه رمضان از شبکه های مختلف تلویزیون پخش شد، سریال صاحبدلان را بسیار پسندید و آن را یک اثر شاخص ارزیابی کرد.
کد خبر: ۱۱۴۵۰۸
درباره ویژگی های این سریال با او گپ کوتاهی ترتیب دادیم که می خوانید:

چه نکات مثبتی در سریال «صاحبدلان» دیدید که مجذوب آن شدید؛

این اثر روح اشراق و عرفان قرآن را به تصویر کشید و قرآن را از کنج تاقچه ها، مجالس ختم و سفره های هفت سین بیرون آورد و به مردم اجازه داد تا با قرآن به عنوان شخصیت محوری قصه ، رابطه برقرار کنند. طبیعتا اگر مردم بتوانند جنبه های اشراق و عرفان قرآن را وارد زندگی خود کنند، تحول عظیم شخصیتی در زندگی روزمره آنها به وجود خواهد آمد.

سریال صاحبدلان سرشار از تمثیل و قصص قرآن بود. آیا این نوع روایت برای عموم مردم قابل فهم است؛

روح قرآن همیشه تازگی دارد. قرآن نفس می کشد و حیات دارد؛ همان گونه که اسطوره ها حیات دارند. اسطوره ها در برهه ای از زمان به وجود نمی آیند که در مقطع دیگری نابود شوند، بلکه آنها از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شوند. آگاهی نویسنده درام صاحبدلان نسبت به این کتاب آسمانی و همچنین قصص قرآن سبب شده است که در یک ساختار تاویلی و نمادگرایی ، قصه های مختلفی از قرآن را در عین پر رمز و راز بودن بسادگی هر چه تمام تر به تصویر کشد. از همین منظر است که مخاطب از سویی با قرآن همذات پنداری می کند و از سویی دیگر، با نوح و موسی و از سویی با خلیل همراه می شود و از سویی دیگر با دینا و این اساس تاویل و تفسیر است.

به نظر شما «دینا» نماد کیست؛

دینا می تواند نماد اعمال نیک آدمها باشد. اعمال را زیبا در چهره دینا می توان دید. دینا شفاف است. بهتر است بگویم «قرآن از او عبور کرده است» و کسی که قرآن از او عبور کند، تبدیل به شخصیتی چون دینا می شود. دینا حافظ یا قاری قرآن نبود، اما انگار قرآن در سینه او بود. همچنان که وقتی خلیل می میرد، قرآن روی سینه اوست. شاید منتقدان از من ایراد بگیرند که چرا از این اثر اینقدر تمجید می کنم و من در پاسخ می گویم ؛ من به عنوان یک منتقد منصف به این سریال نگاه می کنم و می بینم که در یک فرصت محدود، یک سریال روتین و شبانه که در ردیف «ب» تولید شده توانسته به یک مجموعه فاخر تبدیل شود. بنابراین باید تحسین شود.

شفای عهدیه و معجزه توسط خلیل را چگونه ارزیابی می کنید؛

معجزه را خلیل انجام نداد، اگر چنین ادعایی داشته باشد، بدعت است. معجزه وسیله است برای یادآوری: «تذکر انما انت مذکر». این معجزه ، وسیله ای است برای آرام کردن دلها، در واقع قرآن از خلیل آبروداری می کند. معجزه در شبی که خلیل به خانه جلیل می رود، اتفاق نمی افتد؛ بلکه در شب قدر و شب نزول قرآن رخ می دهد.

و مردن نمادگونه خلیل نشانه چیست؛

گره افکنی بسیار زیبا که از سوی نویسنده و کارگردان ایجاد شده است. زمانی که همه فکر می کنند خانواده خلیل سوار بر کشتی او شده و از بلاها رهایی می یابند، می بینیم که خلیل خود بلاگردان کسانی شده که قرار بوده بلا به آنها وارد شود. اینجاست که خلیل فدایی می شود. خلیل اگرچه به ظاهر بلا را به جان می خرد تا دیگران از بلا خلاص شوند؛ اما در حقیقت خلیل از بلا رفت چون وصل به حقیقت شد و این ما هستیم که در بلا به سر می بریم ، آنجا که چشمانش به آیه انا لله و انا الیه راجعون می خورد، مرگ را زیبا می بیند. همین گره گشایی است که آغاز تزکیه برای جلیل است. اگر روزی قرار شود مجموعه را نقد کنم ، طبیعتا به نقاط ضعف و قوت به صورت همزمان خواهم پرداخت ؛ اما این گفتار فقط یک تمجید از طرف معلم کوچک دانشگاه است ، از صاحبدلانی که با ساده دلی خود، روح عرفان و عاشقانه های ما را بیدار کردند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها